تجربیات گرانقیمت

تجربیات گرانقیمت از افراد دیگر  که بهای آنرا جز با عمر خود نمی توانی پرداخت کنی و چه بسا عمرها تمام شوند و ما هنوز از کسب این تجارب گران بی بهره باشیم و اگر نخواهیم به پندهای صحیح دیگران گوش فرا دهیم واز آنها استفاده لازم نبریم در بهترین حالت ممکن برای این غرور نابجا مثل اینگونه می شود که این ضرب المثل چینی می گوید :

زندگی به انسان شانه (تجربه) می دهد اما حیف وقتی می دهد که انسان دیگر مویی ندارد(پیری). آری همانند این جمله معروف که می گوید:

تجربه معلمی خشن است زیرا اول امتحان می گیرد سپس درس می دهد. که همه ما می شنویم اما آنطور که شایسته است در آن تامل نمی کنیم. پس بیاییم و از تجارب مفید و ارزشمند آنهایی که چهارتا پیراهن از ما بیشتر کهنه کردند استفاده کنیم تا افسوس هایی را که بعدها به خاطر تصمیمات اشتباهی که امروز گرفته بودیم را تبدیل به خاطرات خوشی کند که انسان به آنها افتخار کند و شمارا از این آزمون سربلند بیرون بیاورند .

منبع: http://www.saelin18.com

جملات زيبا

هایلایت (۵۲۱)

منبع:برترينها

فایده تجربه کردن شکست چیست؟

افرادی که بارها و بارها شکست می خورند، در برابر مشکلات مقاوم تر می شوند. همه توماس ادیسون را به عنوان مخترع لامپ های رشته ای می شناسند. گفته می شود که وی بارها با شکست مواجه شده بود و حتی وسایلش در جریان یک آزمایش منفجر شد.

تنها افرادی می توانند از موقعیت های خطرناک جان سالم بدر برند که تجربه چنین شکست هایی را داشته باشند. البته این نوع سرسختی را همه افراد ندارند . بی دلیل نیست که هر کسی نمیتواند موفقیت بزرگ کسب کند .

برای مثال روی یک موش در آزمایشگاه اینگونه آزمایش کردند که اگر اهرمی را که پشتش غذا است را فشار می داد به غذا نمی رسید کاملا مشخص بود که مایوس می شد. همانطور که تلاشهای خود را بی نتیجه می دید، بعد از مدتی شروع به گاز گرفتن اهرم کرد و یا روی آن می پرید تا به غذا برسد. با یادگیری است که می توان دنیا را عوض کرد و مغز را وسعت داد، همچنین با صحبت.

وقتی که احساسات با ابتکار همراه شود، خلاقیت هنری بوجود می آید. هنرمندان افرادی نا امید نیستند اما معمولا به وضعیت موجود بسنده نمی کنند و سعی می کنند اوضاع را بهتر و یا جدیدتر کنند.

قدرت جادویی شکست منحصر به عرصه هنر و یا سیاست و ریاست نمی شود؛ بلکه به تمامی زمینه هایی که بشر در آن دست می برد دیده می شود. مثلا در حوزه درآمدزایی . هر کسی که سهام شرکت اپل را در ۱۰ سال قبل خریده است، بدون شک سود کرده اما هیچ چیزی یاد نگرفته است. اما آنهایی که ۴۰ درصد پولشان را در زمان اوج سهام خریدند هنوز دارند موهای سر خود را می کنند. اما مثل موش آزمایشگاهی ما دارند یک چیزهایی را یاد می گیرند.

هرگز قدرت جادویی شکست را دست کم نگیرید . شکست مغز را بکار می اندازد و خلاقیت آن را تحریک می کند.

منبع:http://payvand1.blogfa.com/post/30

صدف هاب بدبو

شغل مردی تمیز کردن ساحل بود. او هر روز مقدار زیادی از صدف‌های شکسته و بدبو را از کنار دریا جمع‌آوری می‌کرد. و مدام به صدف‌ها لعنت می‌فرستاد چون کارش را خیلی زیاد می‌کردند. او باید هر روز آنها را روی هم انباشته می‌کرد و همیشه این کار را با بداخلاقی انجام می‌داد.

روزی، یکی از دوستانش به او پیشنهاد کرد که خودش را از شر این کوه بزرگی که با صدف‌های بدبو درست کرده بود،‌ خلاص کند. او با قدرشناسی و اشتیاق فراوان این پیشنهاد را پذیرفت.

یک سال بعد، آن دو مرد، در جایی یکدیگر را دیدند. آن دوست قدیمی از او دعوت کرد تا به دیدن قصرش برود. وقتی به آنجا رسیدند مرد نظافتچی نمی‌توانست آن همه ثروت را باور کند و از او پرسید چطور توانسته چنین ثروتی را بدست بیاورد.

مرد ثروتمند پاسخ داد: "من هدیه‌ای را پذیرفتم که خداوند هر روز به تو می‌داد و تو قبول نمی‌کردی! در تمام صدف‌های نفرت‌انگیز تو، مرواریدی نهفته بود"

اکثر مواقع هدایا و موهبت‌های الهی در بطن خستگی‌ها و رنج‌ها نهفته‌اند، این ما هستیم که موهبت‌هایی را که خدا عاشقانه در اختیار ما قرار می‌دهد، ندانسته رد می‌کنیم!

منبع:http://hdmmsr.blogfa.com

تجربه چیست؟

تجربه نوعی آزمودن و آزمایش است.

تجربه می تواند مستقیم (توسط خود شخص) یا غیر مستقیم (توسط دیگران) کسب شود.

تجربه می تواند حاصل یک شکست و اشتباه باشد که به واسطه آن زمین خوردیم و برخاستن را آموختیم.

تجربه می تواند توجه به خطرات و اشتباهاتی باشد که گاهی شانس می آوریم و به خیر می گذرد.

تجربه آموختن از خطاها و تلاش برای رفع اشکال و پرهیز از خطای مجدد و تکراری است.

تجربه می تواند ما را به سمت انتخاب ها و تصمیم گیری مناسب تر سوق دهد.

تجربه می تواند شنیدن عواقب ندانسته ها و خطاهای اطرافیان باشد.

تجربه می تواند نگاه کردن از دریچه دید دیگران باشد.

تجربه نوعی یادگیری عمیق است.

تجربه مثل هر شروع و آغازی سخت و انرژی بر است اما ماحصلش می تواند کارایی و اثربخشی بیشتر با هزینه کمتر باشد.

تجربه مثل داروی تلخی است که طعمش ناخوشایند و اثرش شفابخش است.

تجربه گاه همچون ایستادن بر لبه پرتگاه، هولناک است. 

تجربه سنگ محکی برای مستحکم و مقاوم شدن است.

تجربه مثل آب سردی است که یکباره بر سرمان فرود می آید و شوک وارد می کند.

تجربه گاه میوه ای است که دست به دست چرخیده و به ما رسیده تا از خوردنش لذت ببریم.

تجربه را می توان معادل دیرآموختن ها دانست.

تجربه کشیدن خط بطلان بر روی بی توجهی و سهل انگاری است.

تجربه امتحان کردن و ریسک کردن است برای تائید یا رد باورها و دانسته ها.

تجربه دیدن تنوع، تناقض و تضاد و اختلاف و گوناگونی هاست.

تجربه رسیدن به یک جواب و تسری آن در همه جوانب نیست.

تجربه روندی است برای زیباتر زیستن و شفاف تر و گسترده تر نگریستن.

منبع:https://mskhazaee.ir

جملات زيبا

هایلایت (260)
منبع:برترينها

 

ستیز منبر با درخت چنار!

می گویند مِنبر را از چوب درخت گردو می سازند که بسیار محکم و با کیفیت است. درخت گردو علاوه بر چوبِ مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد.
اما درختِ چنار میوه ندارد، سایه درست حسابی هم ندارد، از آن چوبه دار می‌سازند.
دعوای این دو درخت در شعر استاد شهریار شنیدنی است :

گفت با طعنه منبری به چنار:
سرفرازی چه می کنی؟ بی بار!
نه مگر ننگِ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار!

پس بر آشفت آن درختِ دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت: گر مِنبر تو فایده داشت،
کـار مردم نمی کشید به دار !

منبع:http://30arg.mihanblog.com

دامن زدن به جنگ شیعه و سنّی!

... در زمان حکومت عثمانی که حکومت مقتدر و مهمی بوده و انگلیسی ها می خواسته اند آن را متلاشی کنند ، در کنار سفارت عثمانی ( سفارت ترکیه) در تهران مسجدی بوده که مامورین سفارت که سنی مذهب بوده اند، در آن مسجد صبح ها نماز می خوانده اند. 

در این مسجد یک شیخی هر روز صبح روضه حضرت زهرا و این که خلیفه دوم ، در را به پهلوی حضرت زهرا زد و... می خواند . یک کسی می گوید من گفتم : 

این که این شیخ هر روز این روضه را در اینجا می خواند، یک چیزی باید باشد . آمدم و به او گفتم : 

شیخ ! شما روضه دیگری بلد نیستید بخوانید؟ هر روز صبح این روضه را می خوانید ! گفت : چرا ! 

گفتم : پس چرا هر روز این روضه را می خوانی ؟!
گفت : من یک بانی دارم روزی پنج ریال به من می دهد و می گوید این روضه را در این مسجد بخوان. من هم می خوانم . 

گفتم : می شود این بانى را به من معرفی کنی ؟ 

گفت : بله ، یک دکاندار در همین خیابان است .
آن شخص می رود با آن دکاندار رفاقت می کند. بعد می گوید : 

شما چطور شده که هر روز در این مسجد روضه حضرت زهرا می گویی بخوانند ؟
می گوید : یک کسی روزی دو تومان به من می دهد که در این مسجد روضه حضرت زهرا خوانده شود . من پانزده ریال آن را برمی دارم و پنج ریال را می دهم به این شیخ روضه بخواند .
بعد تعقیب می کند ببیند که بانی این روضه چه کسی است . معلوم می شود روزی بیست و پنج تومان از سفارت انگلیس می دهند که صبح ها روضه حضرت زهرا در این مسجد که در کنار سفارت عثمانی است، خوانده شود و بازار جنگ شیعه و سنی هر روز گرم باشد !

 منبع:http://30arg.mihanblog.com

 

سه بیت و سه نگاه

سه بیت، سه نگاه و سه برداشت!

موسی خطاب به خداوند در کوه طورمی گوید:
اَرَنی : خود را به من نشان بده!
خداوندمی فرماید:
لَن تَرانی : هرگز مرا نخواهی دید.

برداشت سعدی:


چو رسی به کوه سینا ارنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنّا به جواب "لَن تَرانی"

             
برداشت حافظ:


چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لَن تَرانی"


برداشت مولوی :


ارنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد
تو که با منی همیشه،چه "تَری"چه"لَن تَرانی"

سه بیت، سه نگاه، سه برداشت:

مثل سعدی ، عاقلانه
مثل حافظ ، عاشقانه
مثل مولوی، عارفانه


بیاییم با هم از امروز ،زیبا ترین برداشت ها را از دنیای اطرافمان داشته باشیم.

منبع:http://30arg.mihanblog.com

جملات زيبا

هایلایت (260)
منبع:برترينها