عضو محترم هیات نظارت بر انتخابات


جناب  آقای دکتر جهانبخش محبی نیا عضو موثّر و محترم هیأت نظارت برانتخابات شورای اسلامی شهرو روستای آذربایجانغربی
باسلام وتحیت؛ چنانچه مستحضرید : انتخابات دیگری درسپهرسیاسی کشور عزیزمان رقم خورد  و جهانیان برای چندمین بار مشارکت شکوهمندانه ملت بزرگ ایران را دیدند و این حماسه بزرگ دوستان را به وجد آورد و دشمنان عنود را در اندوهی بزرگ فروبرد .زیرا که همچنان مردم ایران  با گذشت 38 سال از عمر با عزت نظام اسلامی ، برای چیدن شیرین ترین میوه درخت تنومند انقلاب خود که همان مردمسالاری اسلامی است از همدیگر سبقت میگیرند ودر صفوفی فشرده  ، با اجتهاد شرعی خود آزادانه کاندیداهای ریاست جمهوری و شورای های  اسلامی شهر روستای خود را انتخاب می نمایند .
 نگارنده سطور با تکریم و تعظیم در برابر همه زیباییهای انتخابات اخیر ،برآنست پای در اقلیم هیأت نظارت استان آذربایجانغربی بگذارد و حقّ الناسی که مربوط به حوزه مسئولیت شما بود ،  واکاوی نماید و در خصوص ردّ صلاحیت خود برای نامزدی شورای شهر تکاب  دردمندانه سخن بگوید و  نسبت به حقّی که یقینا" تضییع گردید شما را به تامل وپاسخگویی وا بدارد تا پاسداشت حق الناس ،از سوی کارگزاری که امانتداری و رعایت مرّ قانون از ذاتی ترین وظایف اوست به وی متذکر شود.
اینجانب با علم بر اوضاع نابسامان مدیریت شهری تکاب  و با این ادّعا که قادرم باری از دوش همشهریان عزیزم  بردارم در مهلت قانونی برای نامزدی شورای پنجم ثبت نام کردم .در ابتدای کار صلاحیتم از سوی هیأت اجرایی محرز و علیرغم میل باطنی برخی از اعضای محترم هیأت نظارت شهرستان به استناد بند (د) ماده 29 رّد صلاحیت شدم و مطابق قانون اعتراض خود را به انضمام چندین برگ مدارک ،  به هیأت نظارت استان ارسال داشتم . همزمان با ادامه روند بررسی ، در شامگاه روز یکشنبه مورخ 96/2/10 یکی از همراهان شما بنام آقای (م) با بنده تماس گرفته و از سوی شما خبردادند که موضوع صلاحیت بنده حل گردید و صد البته این خبر ،  دیری نپایید که روز جمعه مورخ 96/2/15 مقارن با اذان ظهر شخصا" تماس گرفته و فرمودید: علیرغم آنکه تایید شده بودید حسب مدارک ارسالی جدید، مجدداً صلاحیت شما مردود می گردد.
اینک که  این بنده خدا ،  بی هیچ  وزر و گناهی ، از حق مسلم خویش  باز مانده با طرح چندین پرسش  ، نظر شما را به ژرفای این ظلم فاحش معطوف داشته و خواستار است به اعتبار نمایندگی از سوی مردم و به حکم وظیفه ملی ومیهنی، با تقدیم طرحی در صحن مجلس شورای اسلامی، شفافیت قوانین مربوط به انتخابات شورای شهر و روستا و اجرای صحیح آنرا بجدّ پیگیر باشید. با این امید که در ادوار بعدی هیچ حقی مورد احجاف قرار نگیرد ومکانیسمی که در پایتخت ،نامزدها را با آنهمه گشاده دستی غربال می نماید در شهرهای کوچک نیز همانگونه عمل شود.
1-  جناب اقای محبی نیا : مشمولین بند استنادی ، کسانی است .که به جرم اقدام علیه جمهوری اسلامی محکوم شده باشند وبه تعبیری این مواد جنبه حقوقی وقضایی دارد و اعلام نظرآن ازسوی مراجع قضایی با ارایه مستندات مدلّل حجیت می یابد وقانونگذار کسانی را از نامزدی شورا منع نموده که اولاً بالذات دردادگاه صالحه بجرم یادشده محکومیت کیفری داشته  و ثانیا بالعرض گواهی سوء سابقه ی شان  از طریق محاکم قضایی کتباً اعلام شده باشد .بدیهی است موصوفٌ علیه ،حتی یک فقره پرونده قضایی ندارد و گواهی عدم سوء سابقه  وی نیز ، دال برمدعاست .با این وصف استناد بند یاد شده به اینجانب مطلقاً موضوعیت ندارد و کاملا خلاف قانونی است که زمانی برای تصویبش قیام وقعود کرده اید.
2-  عضو محترم هیأت نظارت ، حضرتعالی شخصا"تماس گرفته و فرمودید بدلیل دریافت مدارک جدید ، صلاحیت احراز شده ام مجددً ا مردود میشود! اینک من از شما می پرسم ؟  مدارکی که  قبلا در اختیارشما نبوده ،چگونه و از طریق کدام مجاری در عرض چند روز گردآوری و بدست شما رسانده شد ؟  اگر مرادتان مراجعه حضوری چند نفربا ارایه چند کذب نامه ،باعث عدول از رای  نخستینتان شده باشد، معنایش  عدم  اجرای قانون است واگر گزارشات چند نفر بد خواه تمامیت خواه ، مبنای داوری  شده باشدبازهم عدول از قانون و غیر منصفانه خواهد بود .آیا میتوان صرفا با ادعای چند نفر انسان ناپیدای مشکوک التقوی ، حیثیت وآبروی مومنی را به سخره گرفت ؟ (حرمه المومن کحرمه الکعبه ) قرآن کریم میفرماید :اگر فاسقی خبر آورد درباره آن تحقیق کنید .آیا شما فرصت وافی برای تحقیق درمورد صحت خبر و وثاقت راویان بعمل آوردید ؟ آیا شما مجالی برای تفهیم اتهام و دفاع متهم دادید ؟آیا شما دادگاهی سراغ دارید که  بدون استماع دفاعیات متهم برگزارشود .
جناب آقای دکتر محبی نیا ، گزارشات غرض ورزانه که شایعات را در افکار عمومی دامن میزنند، معیاردرستی برای داوری نیستند. .کمااینکه  این قبیل گزارشات و شایعات در باره افعال شخص شما هم در محدوده حوزه انتخابیه کم نبوده و نیست  و چندی پیش بازار شایعات ، شما را آنچنان برآشفت که دست به قلم شده ودر یکی از روزنامه های استانی با ذکر یکایک آنان رنج نامه ایی طول و طویل نگاشتید .اگر این نوع سخنان مبنای داوری اعضای محترم شورای نگهبان استان  قرار   می گرفت بدون تردید ، شما هم  نباید صلاحیت حضور در انتخابات مجلس دهم را پیدا میکردید! جنابعالی سالیان متمادی است حقیر را         می شناسید و  این شناخت در حدی از اتقان بود که بسال 90 در جایگاه نماینده مجلس ، بحضور حضرت آیت الله جنتی نامه نوشته و بر پاکی و راستی موکل خویش شهادت نامه قرآنی دادید  حال امروز شما را چه شده است ؟ که برخلاف قسم نامه خود عمل نمودید! حال خود بفرمایید : اقدام آنروز شما یک تاکتیک سیاسی بود ویا اقدام امروزیتان ؟ 
3-نماینده محترم مجلس ، اقدام شما در هیأت نظارت استان موجب گردید اهلیت یک دبیر آموزش وپرورش مورد تردید قرار بگیرد .شخصی که از سنین نوجوانی با امام و انقلاب و مقام معظم رهبری الفتی استوار و پیوندی ناگسستنی پیدا کرده  و دغدغه هایش برای تمامیت ارضی، منافع ملی و نظام اسلامی بیشتراز شما نباشد کمتر نیست در مظان اتهام قرار بگیرد گرچه اینچنین کم لطفی ها را بحساب نظام نمیگذارم ودر ذهن و ضمیرم براین  باورم که اراده بزرگان کشور اقامه قسط و اجرای قانون است و  فلسفه وجودی هیأت نظارت نیز در درجه اول پاسداری از حقوق مردم است که احیاناً ممکن است ازسوی دولتها نادیده گرفته شود ولی رویه حاضر این نقش وکارکرد را  نشا ن نمی دهد.  اینک ،شما را به پاسداشت حق الناس که دعوت به معروفات است فرامیخوانم و مطابق با پیام روحبخش قرآنی  (فامّامن ثقلت موازینه )  از روزیکه میزانهای الهی گسترانده شود بشدّت انذار میدهم .وباز کلام نورانی قرآن کریم را  یادآورمی شوم که فرمود :هرآینه در بین مردم داورشدید، پس به عدالت داوری کنید            با احترام اصغرمدنی 96/2/5            گیرندگان رونوشت:
1-ریاست محترم دفتربازرسی مقام معظم رهبری جهت استحضار.
2-ریاست محترم دفتر بازرسی ریاست جمهوری جهت استحضار.
3-ریاست محترم کمسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی جهت استحضار.

 

 

 

شعرگونه هایی در پاسخ به هتاک عید سعید فطر

ای که از پشت تریبون بکنی عشوه و ناز

روز عیدت به کجا می کنی آهنگ نماز.

دم فرو کن سخن از عید بگو عید صیام

صف نشینان همه در روی نمازند ونیاز.

بگذر از کینه و زنگار غم از دل بزدای

توبه فرمای زآواز دهل ناله غاز.

انتخاب است مخور حرص و مگو کوخ نشین

مرحبا گوی به رای و نظر و دیده باز .

این جماعت به کسان سیلی خواهند زد

که به شیپور تفرق بدمد ناله و ساز .

سخن حق بشنو ،همرهی خصم مکن

بگذر از کینه واز مرثیه حیلت ساز.

تو به برجام متاز ،بیهوده دشمن متراش

کسب وکارت به کساد است،کنی سوز وگداز.

همنوایی نکن  از بهر خدا با صهیون ها

ننگ و نفرین دو عالم همه برشاه حجاز (آل سعود)

 

 

ستاد  احیای دریاچه ارومیه و رهاسازی آبهای مازاد حوزه آبریزی تکاب

 

بدون تردید احیای دریاچه ارومیه ،یک چالش ملی و از اولویتهای دولت دکتر روحانی است ودر 2سال گذشته با اقدامات ستاد احیاء و بارش نزولات آسمانی این دریاچه درحال احتضار، نفسی تازه کرده وامید میرود با تداوم اقدامات علمی و عملی مسئولان این مهم محقق گردد.

 

یکی از اقدامات ملموس و مصوب ستاد ، در زمینه احیای دریاچه ، صرفه جویی از محل استفاده بهینه آب کشاورزی  است ، که با تغییر الگوی کشت و طرحهای نکاشت و بهکاشت محصولات کشاورزی ، مقررشده است 40/0 درصد از آبهای حوزه های آبریزی استان ،  بسوی دریاچه رهاسازی شود وبرای جبران آب رهاشده ، حسب ظرفیت مناطق ،تمهیدات جایگزین در نظر گرفته شده است . به عبارتی از مجموع کل ظرفیت دریاچه در شرایط مطلوب که بالغ بر 340میلیارد متر مکعب میباشد 3میلیارد متر مکعب معادل  9/0 آب     در یاچه از طریق ،رهاسازی سدّها تأمین گردد. که در این میان سهم حوزه های آبریزی  شهرستان تکاب با داشتن مجموع 364میلیون متر مکعب  145میلیون متر مکعب میباشد و بعبارتی سهم  شهرستان تکاب برای احیای دریاچه  ، 04/0از مجموعه آبهای روان وجاری  استان خواهد بود .

 

بدیهی است  اگر بخش بزرگی از این سهم اندک از طریق سّد الغدیر که ظرفیت ذخیره سازی 50 میلیون مترمکعب را دارد بسوی دریاچه سرازیر شود درآینده نقش زیانباری درحوزه کشاورزی ،محصولات باغی ، دامداری ، زنبورداری ،پرورش گل وگیاه دارویی وزیست محیطی برجای خواهد گذاشت .

 

1- در فرایند این سالهای مدید، تنها پروژه میلیاردی  منطقه تکاب، که مبلغی معادل  100میلیارد تومان برای ذخیره سازی ومهار آب و17 میلیارد تومان هم برای طرح  پایاب آن هزینه شده  همان سّد الغدیرتکاب  است که امروزه با افتخار 12 برابر آب شرب مردم پشت آن ذخیره سازی میشود .واز آنجاییکه 4 میلیون متر مکعب تکاپوی آب  شرب شهروندان را میدهد با احداث تأسیسات پایاب در محوطه خروجی سّد ، طرحی به منظور استفاده بهینه از آب ذخیره شده ،برای آبیاری مزارع و کشتزارها و باغات زمینهای بالا دستی و پایان دستی در نظر گرفته شده است که بنا به دلیل کمبود اعتبار در سالهای 91-92 طرح پایاب در مراحل پایانی متوقف شده ودر سال 93 مشمول مصوبات کلی ستاد احیاء قرار گرفته واین طرح که میتوانست منشا ً رونق اقتصادی  با  افزایش محصولات کشاورزی گردد به کلی کنار گذاشته شده است .بدیهی است ؛ عدم تکمیل طرح پایاب و نرساندن این طرح به نقطه بهره برداری ، قابل تأمل بوده و از سوی دیگر ، رهاسازی آب  مازاد سّد الغدیر در راستای تسهیم حق کشاورزان منطقه نخواهد بود .و با توجه به اینکه ،  آب رهاشده سّد مسیری به مسافت سیصد کیلومتر تا دریاچه طی طریق مینماید . بخش قابل توجهی از این آب بواسطه فرورفت ،تبخیر و یا عوامل دیگر ، از چرخه حرکت بسوی مقصد باز می ماند .وصد البته  رأی ونظر کارشناسانی را که این شیوه احیای دریاچه را برنمی تابند ومعتقدند که نباید به این بهانه آب شیرین را بادستتان خود شور کنیم موضوع بحث عالمان حوزه تخصصی است که دراین مقال نمی گنجد.

 

2-درصورتیکه به هرنحو ممکن ، آب سّد الغدیر به منظور احیاء رهاسازی شود .مطابق با سیاستهای ستاد و حسب اظهارات معاون تشکیلات مزبور جناب دکتر تجریشی ،شایسته است کارشناسان ذیربط منطقه وجامعه محلی مطلع ، طرحهایی جاگزین را مطرح وبه تصویب رسانند و با مساعدتهای اعتبارات ستاد احیاء فرصتهای جدیدی در حوزه کارآفرینی وایجاد مشاغل جدید بوجود آید .لازم بذکر است برخی از آگاهان محلی براین باورند منطقه تکاب با دارا بودن دهها معدن فعال  انواع سنگهای تزیینی که تقریبا رقمی معادل 1میلیون تن درسال از چهارسوی شهرستان بصورت خام به شهرهای دور دست سرازیر میشود. میتواند بعنوان یک طرح جایگزین مطرح و محور مطالعات مسئولین و  در مدار مطالبات مردم قرار گیرد . گفتنی است طراحان این موضوع معتقدند :با ایجاد شهرک معدنی یا شهرسنگ واحداث کارگاههای نه تنها پیچیده سنگبری ، شهرستان به یکی از قطبهای فروش سنگهای تزیینی  کشور تبدیل می شود  و از این رهگذر فرصتهای پایدار شغلی ایجاد نمود و با تعریف صنف جدید بخش بزرگی از جامعه تکابی را در این کار مشغول کردوبا ایجاد رونق در کسب وکار چهره آشفته وغمبار منطقه را زیر رو کرد .

 

با این امید که چنین باد : اصغرمدنی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واقعه عظیم عاشورا بسال 59 هجری شمسی در همین روز اتفاق افتاد

طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشکی در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی می شود 21 مهر سال 59 شمسی. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرفهای مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند. آنچه در این مطلب می خوانید اوقات شرعی روز 21مهربه افق کربلا استخراج شده وروایات مقتل نویس ها با این ساعتها تنظیم شده است .

 

5:47 اذان صبح

 

امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو درپیشامدناگواری هاپشتیبان من هستی...،آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

 

حدود 6

 

امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند..

 

 7:06 طلوع آفتاب

 

کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجاربن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان  را به طرف آنها پر تاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم این زیاد را نمی پذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «الا و ان الدنی بن الدنی، قد رکز بین اثنین: بین السله و الذله و هیهات منا الذله ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما درو است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشید.

 

 حدود 8

 

بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوان) های کوفه بود. و به روایتی زهیر خطاب به  کوفیان سخنان مشابهی گفتند.

 

بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُرابن یزیدریاحی و فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند..

 

 حدود 9

 

روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده  شوید.»در حدود50نفر از سپاه امام در این تیر باران شهیدشدند.

 

 

 

حدود 10

 

بعد از تیراندازی یسار غلام زیادبن آبیه و سالم غلام ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن مبارزطلبیدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.

 

 بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه امام حسین(ع)شروع شد؛ حبیب و یارانش در اطراف امام حلقه زده و زانو به زمین گذاشته و با نیزه ها حمله هارا دفع کردند. همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد 500 تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام (ع) را تیر باران کردند.و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر 23 اسب لشکریان امام (ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را 50 نفر و ابن شهر آشوب 38 نفر ذکر کرده است.

 

 حدود 11

 

بعد از این حملات امام دستور تک تک به میدان رفتن را داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده اند. نگذارند کسی از بنی هاشم به میدان برود. انگار برای کشته شدن با هم مسابقه داشتند. بعضی «در مقابل نگاه امام (ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد. پیرمرد زاهد. بریربود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد.

 

 12:50 اذان ظهر

 

حبیب بن مظاهر وقت اذان ظهر شهید شد. چنان که نوشته اند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت بکی برود با عمرسعد مذاکره کرده و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی شود.» حبیب به او گفت «ای حمار! فکر می کنی نماز شما قبول می شود و نماز پسر پیامبر (ص) قبول نمی شود؟» سپس به جنگ او رفت اما دوستانش به کمکش آمدند و حبیب شهید شد. امام (ع)  از شهادت حبیب متاثر شده و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می گذارم.»

 

حدود 13

 

30 نفر زا اصحاب امام (ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از آن ساعت شهید شدند؛ از جمله زهیر و حر.بعد از کشته شدن اصحاب نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر. علی اکبر پسر امام حسین (ع) بود .

 

حدود 14

 

28نفر از مردان بنی هاشم کشته شدند: 7 برادر امام حسین (ع)، 3 پسر از امام حسن(ع) 2 پسر امام حسین(ع)، 2 نوه جعفر بن ابیطالب، 9 نفر آل عقیل و بقیه از نوادگان باقی عموهای پیامبر. یکی ازشهداء نوه ابولهب بود.عاقبت امام حسین (ع) و حضرت عباس تنها ماندند. عزم کردند تا دو نفری به قلب دشمن بزنند و آخرین سواری را با هم انجام بدهند. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس دلاور در محاصره شهید شد. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد وفرمود :اکنون دیگر پشتم شکست.

 

 حدود 15

 

 امام (ع) به طرف خیمه ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعداً در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه اش نکنند. وقت وقت وداع با اهل بیت بود. کودک شیرخواره او توسط تیر حرمله کشته شد. امام (ع)  رو به آسمان کرد و فرمود: خدایا اگر نصرتت را از ما دریغ  کردی. این را در مقابل چیزی قرار بده که برای ما بهتر است.

 

 امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می شد. بعضی تیر می انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام (ع) بر پیکر مبارکش جای 33 زخم نیزه و 34 زخم شمشیر شمرده شد.

 

 امام (ع)در آستانه مهاجرت بود اما کسی جرات نمی کرد به سمت ایشان برود. اهل حرم از صدای ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن(ع) دوید و به طرف ا مام آمد . او را در بغل عمویش کشتند. امام برای سومین بار ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: خدایا باران آسمان و روییدنی  زمین را از ایشان بگیر.

 

 16:06 اذان عصر

 

وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفته اند. و منقول است :در این حال بود که زینب (س) دختر فاطمه به طرف وی آمد. در حالی که می گفت: کاش آسمان  به زمین می افتاد. زینب (س) به عمر سعد خطاب کرد: ای عمر! اباعبدالله را می کشند و تو نگاه  می کنی؟ گویند: اشک های عمر را دیدند که بر دو گونه و ریشش روان بود. و روی از زینب بگردانید. آن گاه شمر میان کسان بانک زد که وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند. بکشیدش! گویند در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه را برپیکرمطهرش فروبرد.

 

 حدود 17 ؛ بعد از شهادت امام (ع)

 

بعد از شهادت امام (ع) عده ای لباس های آن حضرت را غارت می کنند. تمام این افراد بعداً به مرض های لاعلاج دچار شدندغارت عمومی اموال امام حسین (ع) و همراهانش آغاز می شود. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه ها گذاشت .یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن مطاع بعد از شهادت امام به کربلا می رسد. برای دفاع از حرم امام می جنگد و کشته می شود.ابتدا سر را به خولی می دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر  امام و یارانش اسب می دوانند تا استخوان هایشان هم خرد شود.

 

 18:49 اذان مغرب

 

کشتگان لشگر کوفه را جمع می کنند. تعداد این افراد 88 نفر است.داستان این طور تمام می شود که در حالی که عمر سعد دستورنماز جماعت مغرب را می داده سنان بن انس بین مردم می تاخته و رجز می خوانده که افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید ؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته ام.

 

 یاران امام(ع) چندنفر بودند؟

 

معروف است که در کربلا 72 نفر شهید شده اند. این رقم معمولا وقت خواندن مقاتل با اعداد و اسامی موجود در متن جور درنمی آید؛ مثلا دیدیم که 50 نفر در حمله اول شهید شده اند، 28 نفر هم از بنی هاشم، به علاوه بریر و مسلم و حبیب و سعيد و حر و زهیر. همین ها جمعش بیشتر از 72 است. بعضی تواریخ قدیمی هم اعداد دیگری دارند. مثلا مسعودی تعداد شهدا را 87 نفر میگوید (مروج الذهب)، یعقوبی 105 نفر  بلاذری 100 نفر ذکرکرده است. 

 

 محققان جدید، این رقم را تا 120 اسم رسانده اند. حالا بااحتساب شهید شدن حدود 50 نفر از اصحاب در حمله اول،عدد 120 تن  صحیحتر به نظر می رسد. پس ممکن است رقم 72 ، شمار شهدایی باشد که بعد از حمله و تیرباران اول به شهادت رسیده اند .

 

 احتمال دیگر، توجه به این خبر است که عمر سعد وقتی در روز 12 محرم لشگر خود و اسرا را از کربلا حرکت داد، دستور داد 72 سر را به نیزه بکنند بیاورند. قاعدتاً در اینجا هم کوفیان سرهای افراد معروف و مشهور را با خود آورده اند و سرهای افراد غیرمشهور برايشان ارزش نمایشی نداشته واحتمال سوم به خاصیت خود عدد 72 برمی گردد. این عدد، از قدیم الایام نشانه کثرت بوده. حافظ می گوید: «جنگ 72 ملت همه را عذر بنه». يا حدیثی متواتر هست كه پیامبر(ص)فرمود: امتش 72 فرقه می شوند که فقط یک فرقه از آنها ناجیه هستند. شاید یک دلیل تاکید بر عدد 72 شهید هم همین باشد.(والسلام)

 

 

 

 

 

مردم شریف شهرستان تکاب

با سلام واحترام بی پایان ، خداوند منّان را شاکر و سپاسگذاریم که ،خبر شادی بخش تفکیک حوزه انتخابیه به سمع و نظر مبارکتان رسید .نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی مورخ 28 مردادماه سالجاری به طرح اصلاح جدول قانون تعیین محدوده ،حوزه انتخابیه مجلس شورای اسلامی مبنی بر تفکیک  حوزه انتخابیه میاندواب از شاهین دژو تکاب  با اقدامات تاثیر گذار و هوشمندانه دکتر همایون هاشمی رأی موافق دادند و با تقسیم این حوزه پهناور به دو حوزه مجزی ومستقل ، ضمن هموار نمودن مسیر مردم سالاری دینی برای انتخابات مرحله یازدهم مجلس شورای اسلامی ،گامی در راستای کوچک سازی حوزه به منظور شناخت بیشتر پتانسیل ها و ظرفیت های  موجود  برای حل مشکلات منطقه برداشتند .
فلذا ضمن عرض تبریک به عموم همشهریان عزیز و گرامی حوزه انتخابیه و تکریم وتجلیل فراوان از نماینده محبوب منطقه و همکار ارزشمند ایشان جناب اقای دکتر محبی نیا ، که وی را در این اقدام خجسته مساعدت و یاوری نمودند نکاتی درباب اهمیت این موضوع به استحضارمیرساند.
در دهه های ماضی و دوره های متمادی مردم فهیم شهرستان  های تکاب  وشاهین دژ با عزمی راسخ و امیدی ستودنی درپای صندوق های رأی مجلس شورای اسلامی حضور می یافتند ولی بدلیل  نامتوازن بودن نفوس جمعیتی رأی دهندگان سه شهرستان و پهناوری حوزه انتخابیه ،ً نتیجه انتخابات با خواست اکثریت این مردم ، مطابقت نداشت و عملاً اراده اقلیت محدود که همسو با اکثریت نسبی در مقیاس کلان بوده اند از نتیجه انتخابات خرسند می شدند واین دوره های 4 ساله با امیدهای مکرر تجدید و با بردباری مردم پایان می یافت .بطوریکه با گذشت سالیان متمادی و انباشت ناامیدی مردم ، سرعت بالندگی که لازمه رشد و توسعه همه جانبه است از مردم  سلب گردید  و از سویی به لحاظ اشتغالات روزمره و فراوان نمایندگان منتخب بواسطه وسعت منطقه ، قدرت چانه زنی برای جذب منابع دولتی برای شهرستان ها ، به نحو بارزی کاهش یافت به طوریکه امروزه حجم  محرومیت منطقه به نحو فاحشی افزایش یافته است .
اینک با استعانت از حق تعالی و دستان با تدبیرو مناعت طبع شما  ، دکتر همایون هاشمی نماینده صالح وشایسته  مردم در دهمین دوره  مجلس شورای اسلامی ، اولین وشاید مهمترین وعده انتخاباتی خود را محقق نموده وبا اقناع بخش بزرگی از قانونگذاران موفق به تفکیک حوزه انتخابیه تکاب وشاهین دژ از میاندواب شده است .فلذا : مجدداً این اقدام مبارک را به محضر شما تبریک عرض می نماییم وامیدواریم در سالهای پیشروی به اتفاق همه مردمان خوب سه شهرستان  جنوب استان ، از ثمرات و برکات تفکیک حوزه انتخابیه  بهره مند شویم .و با توازن نسبی حاصله  بین جمعیت رأی دهندگان  دو شهرستان شاهین دژ و تکاب ،شاهد تاثیر آرای پر ثمر مردم منطقه باشیم .ودر پایان لازم میدانیم از اقدامات  دولت به ویژه وزارت محترم کشور که با مساعی مجدانه خود این مسیر را هموار نمودند مراتب سپاس خود را تقدیم نماییم.

با احترام رییس دفتر ارتباطات مردمی دکتر هاشمی در شهرستان تکاب
                     حبیب اله مدنی

بیانیه ستاد تبلیغاتی  دکتر همایون هاشمی

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت علی(ع): اِعتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فی اَوتادِها َ

بیانیه ستاد تبلیغاتی  دکتر همایون هاشمی

مردم نجیب، و روشن اندیش حوزه انتخابیه تکاب، شاهین ،دژ و میاندوآب، با استعانت از درگاه لایزال الهی و با تقدیر و تشکر فراوان از همراهی و همدلی شما مردم بزرگوار، فرهمند و صاحب فرهنگ که با حضور حداکثری در عرصه دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران، اراده و خواست خود را متجلی ساختید و با حضور پرشور و توأم با عقلانیت، حقیقت وجودی خود را در عرصه سیاسی و اجتماعی نشان دادید. شما مردم شریف که با تصمیم آگاهانه و با خرد جمعی، با گفتمان انتقادی و مطالبه محور، نماینده ای را برگزیدید تا منادی ناگفته های تان شود و با درایت خود وکیل خواسته های همه جانبه تان در حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با محوریت محرومیت زدایی و توسعه مداری باشد.
ضمن عرض تبریک این اتفاق فرخنده و اردیبهشتی که باغ و بهار را برای مردم به ارمغان آورد؛ توجه مردم فرهیخته حوزه انتخابیه را به نکات زیر جلب می نماید:
1) اکنون که به یمن انگشتان تدبیرتان، بارقه های امید در این حوزه ی انتخابیه درخشیدن گرفته است؛ ما معتقدیم که تبلور حقیقی دموکراسی، صرفاً نه در فرآیند انتخابات، بلکه در تعهد به میثاقی است که از طریق انتخابات منعقد می شود. میثاقی معطوف به رویکردهای خُرد و کلان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که آرای مأخوذه را، فراتر از گرایش های حزبی و گروهی، یا ضرورت های مقطعی، برای مردم و به نفع مردم معنا می بخشد.
2) ما معتقدیم که نماینده منتخب شما، خود را متعهد به حفظ اصول و ارزش های والای انقلاب و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ملتزم به تبعیت از منویات مقام معظم رهبری می داند و در ایفای وظایف نمایندگی، خادم ملت و در راستای صیانت از حقوق مردم، مدافع و حامی دولت تدبیر و امید خواهد بود.
3) ما معتقدیم که همه مردم حوزه انتخابیه اعم از ترک و کرد و اهل حق، با گرایش های سیاسی مختلف، رویکردهای متنوع به مسائل سیاسی و اجتماعی و با علایق گوناگون، نماینده منتخب خود را با اهتمام تمام مورد حمایت قرار دادند و اتحاد، همدلی و وحدت تاریخی این خطه را بار دیگر به منصه ظهور رساندند که ضمن قدردانی از اینهمه بزرگواری و بلوغ سیاسی و فرهنگی، سعی ستوده همه آن ها را موجب امتنان خاطر می داند و اعلام می نماید که نماینده منتخب شما با برخورداری از مبانی معرفتی وحدت محور و نظام فکری و سیاسی خاص خود، ضمن احترام به همه گرایش های سیاسی و فکری مترقی، خود را محدود به هیچ گروه و دسته یا هیچ نحله فکری و طیف سیاسی محدود نمی کند بلکه این موفقیت بزرگ را مرهون وحدت کلمه مردم و آرای آن ها می داند و می کوشد خادم همه مردم در هر سه شهرستان میاندوآب، شاهین دژ و تکاب باشد و با استعانت از خداوند متعال و همراهی مردم و مسئولین، برنامه های توسعه محور خود را عملیاتی سازد. در این راستا ستاد حامیان دکتر همایون هاشمی هرگونه اقدامات فرصت طلبانه و مصادره به مطلوب های منفعت¬طلبانه را از سوی هر شخص و گروهی، نفی می نماید و معتقد است که ایشان نماینده همه مردم حوزه انتخابیه است.
4) این ستاد ضمن تشکر از شهروندان حوزه انتخابیه شهرستان تکاب، قدردانی و سپاسگزاری ویژه خود را نثار مردم بزرگوار شهرستان های میاندوآب و شاهیندژ می نماید که با بلوغ سیاسی و فرهنگی خود موجبات پیروزی دکتر همایون هاشمی را فراهم نمودند.
5) این ستاد رویه  اخلاق مدار و قانون محور خود را که در فرایند تبلیغات انتخاباتی در پیش گرفت؛ یکی از عوامل موفقیت نماینده منتخب می داند و مطابق همین رویکرد خداپسندانه و قانون مدار، روز یازدهم اردیبهشت 95 را با تأسی از اتحاد و همدلی مردم و همه ستادهای انتحاباتی کاندیداهای محترم، روز پایان رقابت و سرآغاز رفاقت و یکدلی و انسجام اعلام می کند  و همگان را به انسجام، همراهی و همیاری جهت هموارنمودن مسیر خدمتگزاری و تسهیل و تسریع محرومیت زدایی در سایه همگرایی دعوت می نماید.
6) ما حامیان ستادی دکتر همایون هاشمی با توکل به خداوند متعال، از شکل گیری حلقه های بهانه جو و اقلیت های محدود و معدود سهم خواه با پی گیری مطالبات شخصی و گروهی، در پیرامون ایشان، به بهانه کار ستادی یا ادعاهای واهی دیگر، پیشگیری خواهیم نمود و در این خصوص با همراهی همه آحاد مردم، اهل فن، متخصصین و کارشناسان شایسته، با تشکیل کارگروه های تخصصی زمینه همفکری و همراهی همه صاحب نظران با نماینده منتخب را هموار خواهیم ساخت و با اطلاع رسانی صادقانه مردم را در جریان امورات مربوط به خود و پیگیری مطالبات آن ها، قرار خواهیم داد.
7) این ستاد وظیفه خود می داند از همه دست اندرکاران و مسئولین محترم امور انتخاباتی اعم از فرمانداری ها و هیات های اجرایی و نظارتی، نیروهای صدیق امنیتی، نظامی و انتظامی که در برگزاری سالم و قانونی انتخابات، نهایت همت خود را به کار بستند و از آرای مردم به عنوان حق الناس صیانت نمودند و همچنین روحانیت معزز، ائمه جمعه و جماعات، فرهنگیان و کارمندان، صاحب نظران، منتقدان دلسوز، اشخاص ذی نفوذ و صاحب رای که مشفقانه زمینه را برای رقابتی سالم و سازنده فراهم کردند و مردم را برای تصمیم گیری و حضور در پای   صندوق های رای ترغیب نمودند و کوشیدند میزان رای ملت باشد، کمال تقدیر، تشکر و امتنان خود را ابراز می دارد و برای همگان آرزوی سعادت و سلامتی می نماید.
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید                                                            هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند


با احترام،  حبیب اله مدنی رییس ستاد حامیان دکتر همایون هاشمی در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران


گفتی:که ناگفته هایت میشوم !!

امروز سه شنبه 94/12/17 مردی را دیدم که به همراه عیال وسه دختر نوجوانش به شهرمان آمده بود ودلیل آمدنش را چنین توصیف میکرد.اهل یکی از روستاهای ضلع شرقی منطقه است .بدلیل کمبود نزولات آسمانی ،آب بهداشتی روستایشان بحدی کم است که تکاپوی نیاز روزانه ،طبخ وشستشوی ونظافت شخصیشان را نمیکند.4ماه است که استحمام نکرده  وامروز 25000تومان به یک دستگاه پیکان کرایه داده  تا وی را به اتفاق اهل منزل به تکاب بیاورد  وتا یکی از حمام های عمومی شهر استحمام نماید ولی رد وپای هر یک از حمام های عمومی شهر را گرفته به در بسته برخورده وبنا دارد مسیرآمده را بی هیچ نتیجه ایی برگردد.
 چون مطالبه حداقلی یک هموطن را شنیدم ، من هم سرگذشت یکی از حمامهای مدفون شهر را با اوچنین درمیان نهادم .
حدود 80 سال پیش یکی از نوادگان واقف 4 دانگ از 6 دانگ تکاب بنام ایوب سلیمانیان از محل موقوفات تکاب حمامی با وزانت معماری ایرانی اسلامی در جنب بانک صادرات کنونی احداث می نماید وتا اواخر دهه 60 که به حمام شهرداری معروف شده بود به مردم این منطقه خدمت رسانی می کرده وحداقل دو سه نسل شهرتکاب به این مدعا شاهد واقفند.
القصه حمامی که عرصه واعیانش موقوفه بوده در صورت ضرر دهی هم میتوانست از محل عایدات وقفی  سرپا بماند ومنافع عام خود را در اختیار اهالی موقوفه بگذارد ولی در اثر بی توجهی متولیان وقت ،مفلوک ومترود گردید تا زمینه سوداگری « مال الله»فراهم گردد   .بسال 78-79  متولیان جدید موقوفات یعنی ، اداره اوقاف وامور خیریه شهرستان تکاب در قبال دریافت 22میلیون تومان وجه، مکان یادشده را به بانک صادرات واگذارنمودند.وخریداران آنرا باخاک یکسان وملحقه بانک صادرات فعلی کردند!!
حال آن یار که با امید به این آبادی آمده بود ناامیدانه راهی شد ولیکن پرسشگری همچنان باقی است؟
1-آیا  شرعاً متولی میتواند از عمل به نیت واقف عدول نماید؟
2-چرا وچگونه یک مکان عام المنفعه وقفی به یک بنگاه اقتصادی انحصاری تبدیل می شود؟
3-تکلیف ثمن حاصله از این بیع نامتعارف شرعی به کجا می انجامد ؟آیا وجه مبیع در احداث اماکن عام المنفعه دیگر، آنهم در این شهرستان  از قبیل مدرسه ، بیمارستان، پل وغیره هزینه شده است؟
4-آیا مطابق قانون اهالی موقوفه ،  میتواند یا نمیتواند از درامد موقوفات سئوال بپرسد؟
4- شهرداری وقت چگونه وبا چه مجوزی دستور تغییر کاربری این مکان عمومی را صادر نموده است ؟
5-تکلیف کسانی که حمام شخصی در منازل ندارند ویا مسافران وابن سبیلی که نیازمند استحمام هستند چه میشود؟واز همه مهمتر پاسخ میهمان عزیز امروزمان چه میشود؟
آنچه امروز روی داد یکی از ناگفته هاست ، امید است نا گفته هایمان شوید!!


جناب آقای قاضی پور نماینده راه یافته به مجلس دهم شورای اسلامی وایضا ًادوار پیشین


با سلام ، پیروزی  مجدد حضرتعالی را در راهیابی به مجلس دهم تبریک عرض می نمایم  ولیکن در مقام عمل به مصوبه چندماه اخیر مجلس فعلی ، بعنوان یک شهروند جنوب استان آذربایجانغربی  شمارا امربه معروف ونهی از منکر مینمایم که  درمواجه با کلیه طرحها ولوایح قبل از هرنوع بیان ونظر از منظر موافق ویا مخالف ،اندکی مطالعه فرموده وبی اخذ نظر کارشناسی کمسیونها اظهار نظر نفرمایید .
طبیعی است که روز دوشنبه دهم اسفندماه پس از کش وقوس های فراوان فرایند انتخابات،تایید وعدم تایید کاندیداها وسپس آغاز ماراتن نفس گیر نامزدها ، ونتایج مطلوب ونامطلوب آن ،برخی از نمایندگان فاتحانه وسرمست از پیروزی وبرخی مغلوبانه وتلخ کام از نتیجه انتخابات در بهارستان حاضرباشند وطبیعی تر آنست که  دو نماینده محترم حوزه انتخابیه میاندواب ،شاهین دژ وتکاب عالیجنابان بیگی وعیسی زاده که یکی بدلیل عدم تایید وآن دیگری در تدارک پیروزی مجدد ،جزء 90نفر غایب آن روز باشند .ونتوانند به وعده تفکیک حوزه انتخابیه که 4 سال پیش بخاطر آن وعده بزرگ آرای مردم مظلوم شهرهای تکاب وشاهین دژ را کسب کرده بودند عمل نمایند .وشاید دلایل موجهتری  دارند که چرا برای وعده ایی که به خاطرش 4 سال نماینده شدند حاضر نگردیدند 15دقیقه برای تحققش سخن بگویند .
بگذریم از اینکه نباید دستور کار مجلس در آن روز بی رمق ،تفکیک حوزه های انتخابیه از جمله حوزه ما می شد واین را هم در شمارگان عجایب مجلس کنونی فرض میکنیم .ولی انچه مایه اعجاب بیشتراست اولین نطق شما پس از پیروزی 7 اسفندماه بود که در مقام نماینده مخالف به تفکیک این حوزه داد سخن سردادید .شما بی توجه واذعان به تاریخ وجغرافیای این سامان وبدون اشراف به خواست واراده جمعی مردم خوب تکاب وشاهین دژ، از سر غصه ،قصه مشکلات امنیتی را پیش کشیدید واجابت این خواست قانونی مردم را تهدید امنیتی نام نهادید..که بنا بر دلایل ذیل استدلالتان را غیر کارشناسی وشتابزده وآنرا ظلمی فاحش وستمی ناروا در حق مردمان این سامان ارزیابی می نمایم .
1-برادر ارجمندم شما قبل از انکه دغدغه امنیتی داشته باید دغدغه فرهنگی دارید .وگمان می برید ساکنان جنوب استان بادیه نشینانی هستند که الف بای قانون را نمی شناسند واز تمدن گریزانند ،گوئیا فراموش کرده اید  که ما نسبت به شما به مرکز حکومت نزدیکتریم والبته نسبت به شما از مرزها دورتریم وعلی القاعده باید جوامع مرزنشین ودورافتاده از مرکز باید دغدغه قومی ونژادی داشته باشد.مردم فهیم این سامان صرف نظر از عقاید مذهبی خود ، یک ملت واحدند که درد مشترک تاریخی بنام محرومیت دارند .مردم این دوشهرستان می دانند که  چگونه درکنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند .کما اینکه سینه تاریخ  گواهی میکند که کرد وترک این منطقه سالیان متمادی است در کنارهم به راستی ودرستی آسوده اند.
2-امروزه مرزهای ناپیدای این آب وخاک تاکرانه های مدیترانه وتا مرزهای جعلی رژیم صهیونیستی کشیده شده است با تکیه بر چنین افتخاری چگونه یک نماینده مجلس با ادعای داشتن مشکل امنیتی در درون مرزهای حقیقی کشور عزیزمان ، چشمان خود را به حق تعیین  حاکم بر سرنوشت دو شهرستان کم جمعیت می بندد .ونماینده ایی  که باید صدای گویای ملت باشد صدای ملت هم استانی خود را نمی شنود .جناب قاضی پور ایا شما می دانید مردم شهرستان تکاب در این ادوار دهگانه مجلس شورای اسلامی بجز دور دوم مجلس اول، قادر نبوده است علیرغم یکپارچگی مثال زدنی ، نماینده ایی برخاسته از اراده جمعی خودرا به مجلس بفرستد.آیا می دانید بدلیل ادغام سه شهرستان در قالب یک حوزه انتخابیه ،ایام انتخابات به جای انکه باید  شایستگان  خود را در  معرض داوری مردم بگذارند این مردمان شهرستانها هستند که مسابقه مچ اندازی میکنند ودر نهایت آنکه جمعیتش بیشتراست اقبالش بلندتر می شود  ؟نمیدانم شما با چند درصد آرای ماخوذه نماینده شدید ولی همین انتخابات 7 اسفند ماه مردم خوب شهرستان تکاب ،علیرغم اینکه 92درصد به کاندیدای خود رأی دادند ولی نتوانستند وی را راهی بهارستان کنند .
نماینده محترم این نوع اظهارات مسبوق به سابقه است ودر مجلس پنجم نیز یکی از همشهریان شما ونماینده وقت مجلس با همین رویکرد شما مانع از تفکیک حوزه انتخابیه گردید .حال که لایحه یادشده مسکوت ماند و روزگاری مجددآً به صحن علنی باز خواهد گشت  امیدوارم با در نظر گرفتن همه مشکلات این دوشهرستان اینبار  از منظر یک نماینده موافق تفکیک سخن بگویید .وحرف وسخن خود را به کرسی بنشانید .

                                                                 عزت مستدام باد: اصغرمدنی

ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی استان آذربایجانغربی

ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی استان آذربایجانغربی

با سلام وتحییت ؛ بدون تردید از دولتی که نام خودرا مزین به تدبیر وامید کرده ومهمترین ابزار خودرا در حل مشکلات مردم، ابزار عقلانیت میداند؛ انتظار مردم بیش از سایرین است که متصف بدین شعارها نبوده است .

چندی پیش به دلیل سرماخوردگی کودکی خردسال ،گذر اینجانب ، به اورژانس بیمارستان شهداء تکاب افتاد که پس از از رفع ورجوع واخذ بلیط ،اذن دخول یافته وپزشک محترم نسخه ایی پیچید که از جمله اقلام آن یک آمپول بنام پروکایین پنی سیلین بود که مطابق تجویز تماماً وبطور کامل از طریق عضلانی باید تزریق میشد.که پس از تهیه نسخه وتقدیم آن به مسئولین تزریقاتی بخش اورژانس وانجام عمل تزریق متوجه شدم بیش از نصف محلول آمپول در شیشه باقی مانده واعتراض بنده ودخالت پزشک معالج قصور متصدیان مربوطه را محرز واراده بر این شد که مجددا مابقی محلول تزریق شود که بنده موافقت نکردم. نتیجه حاصل پرس وجو از این وآن مجابم نمود که این کم فروشی در تزریق آمپول بنابر دلایلی ،روالی متداول در این سامان است گرچه برصدق وکذب این مدعا خدا عالم است .

باری این کسالت التیام نیافت ومقررشد برای ویزیت متخصص اطفال نوبت بگیرم .در سپیده گاه روز شنبه مورخ 12/10/94 حوالی ساعت 6 صبح به منظور اخذ نوبت وقبض ویزیت، راهی درمانگاه شهرشدم که در کمال ناباوری دیدم جماعتی قبل از بنده پشت دروازه های درمانگاه صف کشیده است .ساعت 7 صبح درب ورودی باز شد واین جمعیت که هر لحظه بر تعداد شان افزوده می شد راهی حیاط درمانگاه شدند ودر ضلع شرقی حیاط مقابل بلیط فروشی در فضای باز بی حفاظ صف بستند در حالیکه دمای هوا تقریبا به زیر 20 درجه میرسید وبرف نیز بشدّت میبارید ومردم دردمندانه از سوز سرما وبارش برف به خود می پیچیدند. حوالی ساعت 8 صبح با جه بلیط فروشی بازشد وبه نوبت قبوض ویزیت صادر گردید. این جماعت مضطرب ونگران که بعدا نیز بیمارانشان بدانها پیوست.در سالن درمانگاه قدیمی که فضای مفیدش کمتر از 18متر مربع است تنی چند برصندلی نشسته واکثرا بواسطه نبود صندلی ،قیام کرده و وشاه نشین چشم خودرا به امید فرجی به درب ورودی دوخته بودندتا اطبای حاذق برسند ونوشداروی شفابخشی بستانند .بالاخره انتظار 2ساعته نیز بسر آمد وطبیان ساعت 10 رسیدند وتا مردم دردمند خسته ومریض دار با مشقت وصف ناپذیر خوشان را به اتاق معاینه رساندند.

این قصه پر غصه شهرمن است این جماعت بی ادعا با هر آفرینی به این دولت وآن مجلس رأی دادند همین انتخابات 92با مشارکت 80درصدی 15درصد بیشتراز میانگین استانی ونزدیک به 30درصد بیشتراز میانگین رأی مردم تهران ،آرا خود را به سبد دکتر روحانی ریختند. به امید التیام زخم هایشان وزدودن غبار غم هایشان دل در گروه این دولت نهادند واورا برسرشت وسرنوشت خود گماردندآیا رواست امیدشان اینگونه پرپرشود.آیا رواست در اثر بی تدبیری کارگزاران محلی دولت تدبیر امید، سهم خودرا از نظام سلامت کشور ،در هوای سرد تکاب اینگونه بستانند؟ هوای تکاب آنقدر سخت واستخوانسوز است که حتی سنگکی های شهربرای مشتریانشان اتاقک وحفاظ ساخته اند آیا شبکه بهداشت ودرمان تکاب حتی به اندازه یک سنگک فروشی هم تدبیر ندارد ؟آیا سهم این مردم مظلوم از بودجه سی هزار میلیارد ریالی که از محل حذف یارانه 20 میلیون ایرانی بدست آمده همین مقداراست؟آیا این از تدبیر است ! که حقوق یک متخصص برای 2 ساعت کاردرروز ماهانه 20،30میلیون تومان تعیین شود وآنهم با دیر رسیدن به محل کارش عامل اینهمه ازدحام وتراکم جمعیت شود؟

امید است ،آن مدیریت مشکلات بهداشت ودرمان این شهرستان را با مداقه تمام بررسی نموده ونسخه ایی به بلندای قامت مردم صبور این شهرستان بپیچند.وبا سرعت بخشیدن در احداث بیمارستان شهرستان تکاب گامی درجهت محرومیت زدایی وکاستن ازدرد ورنج مردم این سامان بردارند .

با احترام اصغرمدنی

مسلمان کشی در جوارکعبه

امروزه ملت بزرگ ایران  با دلی مالامال از اندوه ودیدگانی اسفبار به مدیریت  مجریان حج خبرهای مربوط به حادثه منا را پیگیر هستند.امروزه قربانگاه ابراهیم (ع) به مسلخ زائرانی بدل گشته که گناهی بجز انجام یک فریضه واجب الهی ندارند  ....ولله علی الناس حج البیت .آری امروزه حرمت خانه خدا شکسته شد وریختن خون مسلمانها در شعاع  کعبه مباح گردیددر حالیکه به حکم تشریع (من دخله کان آمنا ) هرکسی وارد خانه کعبه شود در امان است .راستی چه کسی باید بستر امن برای زائران خانه خدا فراهم نماید.
 در قداست کعبه همان بس که  وقتی حضرت آدم (ع) بر روی زمین هبوط کرد به خداوند عرض کرد زمانی که مقرب جلّ وجلاله بوده است طواف فرشتگان را در عرش کبریایی دیده ودوست دارد که مشابه آنرا در روی زمین بسازد وخداوند دستور ساختن خانه خدا را به آدم ابو البشرداد واینگونه شد که طواف کعبه تشبهی ازطواف  عرشیان  گردیدوابراهیم نبی (ع) آنجا را مجدداًبازسازی کرد .اعراب جاهلی که بر آیین ابراهیمی بودند پیوسته حرمتش را نگه میداشتند وکسی که بدانجا پناه می بردند   جانش در امان بودو با ظهور اسلام وزدودن غبار شرک ،کعبه مقدس ترین مکان روی زمین وانجام مناسک حج برای متمکنین واجب شرعی گردید .
 باید توجه داشت  که آیه : (من دخله کان آمنا) یک امر تکوینی است وکسانی که بخواهند به خود کعبه تعرض نمایند خداوند حفظ کعبه را تضمین نموده وسنت الهی لا یتغیر وتغییر ناپذیر است چنانچه در حمله ابرهه صاحب خانه ابابیل را برای صیانتش گسیل داشت ولی حفظ امنیت حج گزاران  یک حکم تشریعی است وبه خادمان کعبه  توصیه می کند که حرمت خانه خدارا  نگه دارند وهرمسلمان  که وارد کعبه ومسجد الحرام شود  جانش در امان است .اگردر روزگار ما ،جان مسلمانان زائر  در امان نیست بی گمان خادمان حرمین شریفین به نص صریح این آیه عمل نمی نمایند .
بدون اغراق باید توجه داشت که روش حکومتداری بنی امیه شباهت های بسیاری با آل سعود دارد و با مشاهده  تاریخ اسلام می بینیم که پس از  یزید ابن معاویه ،که با  آتش زدن خانه کعبه آل زبیر را در مکه سرنگون کرد ،ننگ مسلمان کشی درجوار کعبه را آل سعود برپیشانی دارد.اگر آنروز یزید با ترویج مکتب کلامی اشاعره ، درجواب عبارت زیبای (مارأیت الّا جمیلا) حضرت زینب پاسخ میداد تقدیر چنین بوده که آل امیه عزیز وبنی هاشم ذلیل شوند امروز هم آل سعود حادثه منا را به حساب قضا وقدر الهی می گذارد.اگر آنروز اسرای کربلا را خارجی می خواندند امروزه ایرانیان را را فضی می دانند.اگر آل امیه منبر رسول الله را متارکه کرده وبا نفی امامت وخلافت ، برتخت پادشاهی نشستند آل سعود  نیزسالیان درازی است که بر  سرزمین وحی پادشاهی می کنند    ،اگر معاویه حکومت را مورثی کرد حاکمان کنونی عربستان نیز با چنگ ودندان حکومت را دردودمان مبارک نگه داشته اند .اگر خلف بنی امیه با اهل بیت پیامبر دشمنی می نمودند ایل وتبار سعودی ها نیز با دوستداران اهل بیت مشی خصمانه پیشه می کنند .
امروزه حاکمان عربستان از نظر سیاسی مذهبی ، خود را ام القراء جهان اسلام می دانند وشتر سالاران سده های گذشته نفت سالاران قرن حاضر شده اند واز قبل درآمدهای سرشار نفتی ، بر بیست کشور عربی سروری می کنند ودر بسط وگسترش قدرت هزمونی سر از پای نمی شناسند جای  تأسف عمیق اینجاست که این خاندان خود را  پیرو سنت سلف ودنباله رو صحابی کبار می دانند در حالیکه آن صحابی به تأسی از رسول گرامی زندگی ساده ایی داشتند اهل صفه بودند واز گرسنگی سنگ بر شکم می بستند  با پیروی از رسول رحمت برمسلمین رئوف وبا کافران سخت کیفربودند.صدالبته اینان سلفی نیستند و دغدغه دین وامت اسلام را ندارند اگر اینگونه بودند . قاعدتاّ این همه آوارگان مسلمان سوری وعراقی وافغانی  برای  لقمه نانی ویافتن سرپناهی  از کنار مکه نمی گذشتند تا راهی بلاد مغرب زمین شوند .
باری از خداوند قادر متعال مسئلت میداریم که بر جان باختگان حادثه منا رحمت آورد وبر بازماندگانشان صبر جزیل عنایت فرماید .