بسم الله
جریان فتنه گون سال 88 فرصتی بود که تودهی مردم ایران به عمق اعتقادات رهبران اصلاحطلب پی ببرند. عقایدی که سالها در پشت چهرهی شبه انقلابی و منافقانه، ظاهری اسلامی به خود گرفته بود؛ در حالیکه در باطن از ابتداییترین مبانی اسلام تهی بود.
آنچه در عاشورای 88 رخ داد تنها اهانت به ساحت مقدس امام حسین(ع) نیست بلکه نشان از شدت اسلام ستیزی گروهی دارد که سالها در پس نشریات و رسانه های داخلی و خارجی سعی در ترویج اعتقادات مسخ شده ی خود دارند.
اعتقادات ساختارشکنانه
رهبران اتاق فکر فتنه ی سبز جریانی هستند که در سالهای اواخر جنگ به بعد از دل نیروهای انقلابی سر درآورده و به جهتگیری های خود پشت کردند. ریشه ی این استحاله و دگرگونی فکری در دو عامل خلاصه میشود. یکی اینکه سطحی نگری در عقاید گذشته و قرار گرفتن در معرض گفتمانهای رقیب این افراد را دچار سایش فکری و معرفتی عمیقی کرد به طوری که آنچنان در عقاید باطل غرق شدند که گویا هیچگاه اعتقادات اسلامی نداشته اند. دومین دلیل این تغییرات فکری بیشتر نتیجه ی از دست دادن موقعیت و منفعتی است که سابقاً به خاطر حضور در سمت های سیاسی از آن برخوردار بوده اند.
حلقه ی کیان با محوریت سروش و مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در زمان خاتمی با محوریت موسوی خویینیها از جمله محیطهایی بود که افکار جریان مذکور در آن تئوریزه میشد.
از آنجا که مبانی فکری و اعتقادی جامعه ی ایران با اصول و ارزشهای اسلامی کاملاً همجهت بود، دولت اصلاحات محیط مطبوعاتی و رسانهای را برای تغییر در فضای اعتقادی جامعه و ترویج افکار مردود در اختیار این جریان قرار داد.
مطبوعات مهمترین ابزار این هدف قرار گرفت. رهبران استحاله شدهی اصلاح طلب ابتدا در لفافه و سپس به صراحت اصول و ارزشهای اسلامی و انقلابی جامعه را آماج تهاجم و تخریب خود قرار دادند و به خیال خود اولین گام ساختارشکن را با قوت و قدرت برداشتند.
اگر به مطبوعات دورهی حاکمیت دوم خردادیها نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که هیچ بخشی از اعتقادات ناب اسلامی اعم از خدا، پیامبر، قرآن، معصومین، ولایت فقیه و... از تاخت و تاز رسانهای مصون نمانده است.
اصغرزاده یکی از اصلاحطلبان راهپیمایی علیه خدا را مجاز و بیاشکال میداند.1
روزنامهی ایران که روزنامهی اصلی دولت اصلاحات بود پا را یک قدم فراتر نهاده و اظهار میکرد: «مردم حق دارند همهی مسئولان را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئول، پیامر و امام معصوم باشد. بلکه به خود خدا هم میتوان اعتراض کرد و او را فتنهگر نامید.»2
شدت جسارت اصلاحطلبان به حدی میرسد که میگویند: «جامعهی ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و میخواهد مدرن و صنعتی شود اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه میتوانیم به این وضعیت چیره شویم.»3
در واقع تمام تفکرات سکولار شده ی غرب این بار به دست افرادی که منافق گونه در سطوح عالی نظام قرار گرفته اند با جرأت تمام و به نام آزادی قلم و اندیشه در سطح اجتماع پخش میشود.
روزنامهی صبح به مدیرمسئولی سعید حجاریان تئوریسین اصلی دوم خرداد بیان میکند که تفکر شیعهگری موجب انحطاط مملکتما و مانعی برای دمکراسی است».4
جریان اصلاحطلب برای رسیدن به هدف اصلی خود یعنی جمهوری بدون پسوند اسلامی ابتدا باید اعتقاد به ولایت فقیه را در جامعه مسخ کند لذا مسئله ی قبول ولایت مورد هجمه قرار میگیرد.
عبدالکریم سروش در این باره میگوید: «ولایت منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه مییابد او ختم نبوت و خاتم ولایت بود. ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است.»5
روزنامه ی آبان در 21 شهریور 77 مینویسد: «افرادی که جوهر فاشیسم را خوب درک کرده اند میدانند که نظریه ی مشروعیت الهی رهبری، همان اندیشة موسولینی است اما لباس مقدسی بر تن کرده است.»
اکبر گنجی فکر امام را توتالیتر (دیکتاتوری نظامی) و سرنوشت آن را جستجو در موزه های تاریخ ذکر میکرد.6
مطالعه و بررسی این دیدگاهها هدف اصلی تحرکات ساختارشکنان را نشان میدهد. اسلام تنها هدف نهایی است که در تقابل با خواسته های این جریان قرار دارد. با نگاهی دقیقتر به حوادث پیش از انتخابات، رد پای آشکار و اثرگذار این افراد دیده میشود. کدیور، گنجی، سروش، مهاجرانی و... بعد از بیاینه ی 17 موسوی که آثار عقبنشینی در آن دیده میشود بیانیهای صادر میکنند و در آن حمایت خود را از فتنه ی سبز اعلام میکنند. عطاءا... مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات که در حال حاضر عنصر فراری و لندننشین اصلاحات است این افراد را در حکم هسته «اتاق فکر» جنبش سبز بیان کرده که به موسوی کمک میکنند.
«جمعی که بیانیه را امضا کرده اند، جمعی شناخته شده بودند. هر یک از ما مواضع خود را پس از انتخابات 22 خرداد به صراحت مطرح کرده ایم نظر جمع ما این بود که در این مرحله مهم و حساس جنبش سبز، ملت ایران به هماهنگی و جهتگیری و تبیین دقیق شرایط نیاز دارد. این رویکرد و دغدغه جمعی در انتشار بیانیه تبلور پیدا کرد به گمانم تعبیر «اتاق فکر» تعبیر مناسبی است.»7
نگاه دقیق به تاریخ 10 سال قبل نشان میدهد که این گروه در برهه های گوناگون سعی در محو اسلام و ولایت فقیه داشتهاند. 18 تیر، کنفرانس برلین، و... حوادثی است که هم راستا با فتنه سال 88 تنها به هدف اسلامزدایی طراحی شدند.
کنفرانس برلین
برای مثال در جریان کنفرانس برلین که پیش از آغاز به کار مجلس ششم در اواخر فروردینماه سال 1379 انجام شد حرکات ساختارشکنانه ی این گروه به طور علنی دیده میشود. در این کنفرانس سه ضلع وجود داشت. ضلع اول و برگزارکنندهی مراسم بنیاد «هاینریش بل» است که در ضدیت با اسلام و جمهوری اسلامی مواضعی مشهور دارد. ضلع دوم، اصلاح طلبانی شامل جلاییپور، گنجی، علوی تبار و... هستند و در نهایت ضلع سوم جریانات برانداز شناسنامه دار از خارج کشور در این کنفرانس شرکت کردند.
محور مهم کنفرانس برای نشان دادن یک جامعه ی ایرانی صد در صد پشیمان از گذشته ی انقلابی خود و القای این نتیجه گیری به مخاطب است که امروز، فردا با تغییر همه ی اصول در جمهوری اسلامی این نظام سقوط میکند.
