آقای خاتمی، بازرگان که رفت ولی تو گوش کن..

انقلاب که شد همه پشت عبای امام جمع شده بودند و خود را از نزدیکان حضرت روح الله  می دانستند . بعد از مدتی  کلی  آدم و فرقه و  گروهک ماهیتشان  رو شد  و کلی فکر و شبهه و  سوال بر زمین ماند که از زبان این ادم های بعضا خود فروخته و غرب زده  جاری شده بود .

مهدی بازرگان از گروهک نهضت آزادی  در همان زمان حرفی را زد که امروز  محمد خاتمی بعد از 30 سال  آن را از گور بیرون کشیده و دوباره علم یزید کرده . به هر حال هر دو خود فروخته و هر دو غرب زده اند و ریشه هایشان از یک جا اب خور می شود .

بازرگان در همان اوایل جمله ای را بیان می کند که شاید در ظاهر درست و بسیار زیبا باشد ولی از دورن خراب و گندیده است .
او می گوید لقای ولایت فقیه تنها برازنده حضرت امام است و بس . این جمله از اساس مشکل دارد و حال بعد از این همه سال  ان هم در شرایطی که حضرت امام در قید حیات نیستند توسط خاتمی بیان می شود . شاید مفهموم جمله واضح تر و نیت ان بیشتر از سال 57 هویدا گردد .
جمله بازرگان جمله ای ایجابی است و در بیان صفات والای امام خمینی بیان شده . به راستی که  انقلاب بی نام خمینی  در هیچ جای جهان شناخته شده نیست ولی این جمله بعد سلبی هم دارد یعنی هیچ کس جز امام نمی تواند ولی فقیه باشد و هر کس غیر حضرت امام بود شایسته این جایگان نیست .
خاتمی هم همچون کنه ای به این بعد چسبیده است و بی خبر از ان که گشت و گذار در زباله دان های تاریخ تنها بوی گندش را بیشتر می کند .

 آقای خاتمی بازرگان که رفت ولی تو گوش کن :

ولایت فقیه محدود به شخص نیست ، ما هم ولایت فقیه را در شخص محدود نمی کنیم ولایت فیقه فلسفه ای عظیم است به بزرگی ولایت ائمه  و در شخص محدود و مجذور نمی شود . امام خمینی اغاز کننده راه بود راهی خاک گرفته که سالیان دور به فراموشی سپرده شده بود و بعد از ان حضرت ایت الله العظما خامنه ای محبوب جان و قلبمان ادامه دهنده همین راه است  جان انسان به اندازه مقتدایمان علی هم باشد محدود است ولی امامت و ولایت در شخص خلاصه نمی شود  به راستی که ولایت فقیه ادامه راه انبیاست
و ثمره شجره طیبه همین ولایت است .
اقایان دهان بین بی سلیقه کمی فکر کنید شاید بتوانید چیزی بهتر برای بهانه گیری و لایت  زدایی پیدا کنید ننگ بر شما که این چنین بر خاک مزار خود فروخته ها یاسین می خوانید

سوریه طعمه ای برای اسرائیل

اگر به نقشه جغرافیا نگاه بی اندازیم خواهیم دید که رژیم اشغالگر قدس به دور خود حاشیه ای  امن کشیده است تا از نظر موقعیت نظامی در امنیت کامل بتواند  به فعالیت های شیطانی خود ادامه دهد . مصر و اردن تا به امروز به عنوان گمرک و ورودی مستحکم برای اسرائیل قلمداد می شدند  و تمام رفت و امد های مشکوک را با بیشترین کوبش پاسخ می گفتند .  در میان تمام هم مرز های  اسرائیل تنها سوریه  است که علنی با رژیم اشغال گر قدس مخالفت می کند از همین رو   به عنوان  خطری برای  این رژیم به حساب می آید وقتی  پای ارتباط مسالمت امیز سوریه با ایران  وسط  می اید این خطر دو چندان می شود  و نگرانی استکبار  سبب می شود تا دست به نقشه های شوم بزند تا یکی از دو دشمن متحد اسرائیل را از میدان به در کند .  فتنه در ایران شروع می شود ولی تیر غربی ها به سنگ می خورد   پس انها برای قطع کردن کمربند  امنیت  ایران سوریه و لبنان  و بالابردن امنیت خود  سوریه را به اتش می کشند .  از این جا است که نقشه امریکا و غرب رنگ دیگری به خود می گیرد .

 

ارتفاعات جولان در دست اسرائیل است  ورود افراد  مشکوک و ایجاد التهاب بسیار برای  ایجاد اغتشاش در سوریه پایه های حکومت  بشار اسد را به تندی می لرزاند و این سبب می شود تا   کشور نا امن شده و در اب گل الود  منطقه ماهی درشتی به نفع اسرائیل مصادره شود . سوریه با دولتی متحد و دوست صمیمی ایران تهدیدی جدی برای اسرائیل است پس نابودی ان به نفع همه به خصوص شیطان بزرگ و ال صهیون می باشد .  فتنه در سوریه  بیداری اسلامی نیست زیرا بر دستان اغتشاش گران ریسمانی است که توسط غرب  به بازی گرفته شده اند و تنها طعمه ای هستند برای صیدی بزرگ که انهم جایگزینی   فردی همجون حسنی مبارک است  که متحدی خوب و دوستی وفادار به اسرائیل بود ...

شورای هماهنگی فعالان سبز راه امید

بسم الله
پدر خوانده ای مهربان که بعد از قائله25 بهمن خود را متولی جنبش سبز می دانست و هر روز با بیانیه ای جدید ابراز وجود می کرد و خود را راهبر و راهنمای مخالفین نظام در لباس جنبش سبز نشان می داد، جنبش سبز را مانند کودکی بی سرپرست یافت و خود را متولی کودک نامید. از آن پس بیانیه های خود را به عنوان رهبر جنبش ارسال می کند.

اولین بیانیه اش را بعد از تظاهرات 25 بهمن و بعد از حبس خانگی دو رهبر جنبش، به رسانه ها ارسال کرد.
حامیان سبز پوش نیز که با حبس خانگی میرحسین و کروبی جنبش را بی متولی دیدند به بیانیه های بی پایه و اساس پدر خوانده دل خوش کردند و به گمان باطل خود روحی تازه-دمیده در کالبد جنبش یافتند.
 "شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید" همان پدر خوانده ای است که هیچ وقت اعضای خود را به حامیان اش معرفی نکرد و در واقع کسی نمی داند که این شورا توسط چه کسی و چگونه و با چه اهدافی راه اندازی شده است.

تنها حدس و گمانی که در رابطه با پدرخوانده می توان زد، این است که مطمئنا کسانی آن را هدایت می کنند که امروز در ایران حضور ندارند.
کسانی که در بهترین شرایط رفاهی نشسته اند و مصداق ضرب المثل "بیرون گود نشسته و می گوید لنگش کن" هستند.
آنها کسانی هستند که برای اهداف پلید خود جان جوانان حامی جنبش را به خطر می اندازند و با ارسال بیانیه ها آنها را به راهپیمایی علیه نظام دعوت می کنند.
سکوت موسوی و کروبی بعنوان رهبران اصلی جنبش در رابطه با چگونگی و صلاحیت تشکیل "شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید " نکته قابل توجهی است که از اذهان حامیان دور مانده است.
و اما مسئله مهم تر اینکه به راستی چرا فرد مشخصی مانند اردشیر امیر ارجمند و یا افرد دیگری که دایه ی مهربان تر از مادر هستند برای جنبش، رهبری این شورا را به طور رسمی قبول نمی کنند.
به راستی نقش خارج نشینان و پناهندگان سیاسی در راس شورا چیست و چرا به صورت پنهان با هواداران خود ارتباط برقرار می کنند.


تمامی این ها علامت های سوالی است که پاسخ آنها پشت پرده " شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید " است و باید منتظر ماند و دید شورایی که امروز خود را راه بر اصلی جنبش می داند چگونه میتواند هدایت کند حامیانش را. که تا به امروز به این مهم دست نیافته است
تظاهرات اول اسفند و چهارشنبه سوری و عید نوروز و هاله سحابی و .... مواردی از شکست های سنگین شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید است

"غریب نشین سامرا ستار قلب شیعیان است "

ایام ،ایام شهادت حضرت امام هادی (ع)   است. امامی عزیز و گرانقدر نزد تمامی حق طلبان جهان به خصوص شیعیان،

ولی امامی مظلوم که کمتر سخنی از ایشان نقل می شود کمتر یاد می گردد. گویی مظلومیت  زمان حیات امام در بعد از شهادتشان دو چندان شده است . یادمان نمی رود تخریب حرم شریف امام هادی و فرزند گرامیشان امام حسن عسگری را  این روز ها هم غم کده شیعیان شده است سامرا .

مظلومیت این امام همام تنها به عدم شناخت  نسبت به ایشان محدود نمی شود . متاسفانه از اوایل سال 90 توهین به اهل بیت در فضای مجازی گسترش یافت و در اوج آنها صفحه ای بود در فیس بوک که تمامی پرده های حیا را درید و از هیچ توهینی فروگذاری نکرد .
سخنان اهل بیت در مورد آخر الزمان مدام در گوشه چشمم هشدار می دهد که اهل بیت مظلوم تر از زمان حضورشان در جامعه هستند . وای بر هتاکین وای بر این افراد از خدا بی خبر که تجسم شیطان شدند .

به راستی که در کشور شیعه  چنین جسارت هایی باید به شدت برخورد شود .

فوکویاما نقشه دشمنان اسلام را خیلی خوب مطرح کرد او می داند که سکوی پرتاب شیعه و پرواز در اوج آن همواره به دو بال حسینی و مهدوی بستگی دارد و این است که هتک حرمت به دیگر اهل بیت با هدف ضربه زدن به بزرگترین سرمایه شیعیان اغاز شد .

شجره طیبه راه سعادت شیعیان است اگر ما در برابر این بی حرمتی ها ارام بنشینیم چه فرقی است میان ما و اهل کوفه در برابر عاشورا سکوت اختیار کردند .  قلبمان درد میاید از این همه ظلم و جور و تنها روزنه امید ظهور است که ما را برای اینده سبز مهدوی امید وار کرده . خدایا ظهور  حضرت حجت را هر چه زود تر تعجیل بی انداز.

خدایا امام هادی امام مظلوم ما شیعیان است به برکت وجود این عظیم الشان  دشمنان اهل بیت را به سزای اعمالشان برسان .


درادامه می خواستم وبلاگی رو به شما معرفی کنم که یاران امام غریب، برای مظلومیت این امام در فضای مجازی فعالیتی  و در راستای این اهانت های اخیر انجام دادند .//

وبلاگ وای بر هتاکین



 

تمام قد به احترام خمینی

باید حتما 14 خرداد شود تا من یادم بیاید امامی هم بوده...
چه زود فراموش کرده ایم رهبر مان را
چه زود فراموش کردیم امام مان را
چه زود یادمان رفت خمینی را
خمینی را فقط با نام های تکرای شناخته ایم
از خمینی فقط "بنیانگزار انقلاب" و یا "رهبر کبیر انقلاب" به یادگار مانده است
اما خمینی فراتر از این نام هاست.
وقتی نگاهی کوتاه و گذرا به وصیت نامه سیاسی خمینی می اندازی، تازه می فهمی خمینی(ره) خیلی فراتر از یک رهبر بوده
خمینی یک آینده نگر بوده
بعد از گذشت بیست و سه سال از رحلت آن مرد بزرگ وقتی امروز به  وصیت نامه اش نگاه می کنیم طراوت و تازگی را در لابه لای صفحاتش حس می کنیم
گویا خمینی نوشته، برای امروز من و تو...
برای امروز که سخنان او را مانند فانوسی در دست گیریم و در بیابان جهل و ظلمت روزگار دوشادوش "علی زمان" آهسته گام برداریم
حرف بس است.
بخوانیم با هم گوشه ای از توصیه های خمینی را به ملت ایران...

"اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم كه امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی‌كنند؛ ‌لكن عرض می‌كنم كه قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا كوشش در اسلامی كردن این كشور می‌كنند و ملتِ دهها میلیونی نیز طرفدار و مددكار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشكالتراش و كارشكن به كمك بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی ـ اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و كجروان و اشكالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند.

من با جرأت مدعی هستم كه ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله  ـ  و كوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ می‌باشند. آن حجاز كه در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ  مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی‌كردند و با بهانه‌هایی به جبهه نمی‌رفتند، كه خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و كوفه كه با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری كردند و از اطاعتش سر باز زدند كه شكایات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ آن شد كه شد. و آنان كه درشهادت دستْ آلوده نكردند، یا گریختند از معركه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز می‌بینیم كه ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه‌ها و مردم پشت جبهه‌ها، با كمال شوق و اشتیاق چه فداكاریها می‌كنند و چه حماسه‌ها می‌آفرینند. و می‌بینیم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهای ارزنده می‌كنند. و می‌بینیم كه بازماندگان شهدا و آسیب‌دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‌های حماسه آفرین و گفتار و كرداری مشتاقانه و اطمینان‌بخش با ما و شما روبه‌رو می‌شوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی كه نه در محضر مبارك رسول اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار كند كه چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه  مفتخریم كه در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم ."

باید برای من و تو افتخار باشد که خمینی ما را از ملت زمان رسول الله برتر می داند

باید حواسمان باشد که قدر خودمان را بدانیم

و باید مراقب باشیم و نگذاریم که وصیت امام روی زمین بماند
"نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد"
به احترام امام تمام قد قیام می کنیم و دست بر روی سینه بر محضر مبارک سلام و درود نثار می کنیم
السلام علیک یا روح الله


دوم خرداد ادامه ثروت اندوزی دوران سازندگی

بسم الله

         محمد خاتمی و یارانش که به دوم خردادی ها مشهور شدند در زمانی روی کار آمدند که دولت سازندگی داشت بار و بنه رو می بست و می رفت اما همچنان نگران موقعیت و جایگاه خود بود که به چه صورت آن را به تصویب برساند.

بابت همین امر مهره های مورد توجه  دولت سازندگی در دولت اصلاحات یا همان دوم خردادی ها وارد شدند تا پایگاه ثروتی، رانت خواری و .......... نیز در این دولت هم راه اندازی شود.

اما این موضوع به همین جا ختم نشد و یاران دوم خرداد همراه با پر کردن جیب هایشان سعی داشتند تا با اسلام و دین مردم به طور نرم مقابله کنند تا به اهداف روسای غربی خود دست یابند یعنی در مقابل مقدسات آنان بایستند و اعمالی مانند بی حجابی و غربگرایی را در بین جوانان ترویج دهند.
البته دولت اصلاحات جهانی شدن را در قالب گفتمان معرفی کرد و این را در نظر نداشت که جهانی شدن رویکردی است که در باب تکنولوژی و ارتباطات و.......... بدست می آید، در همین جا بود که شیوه فلسفی صحبت کردن بین دولتمردان شکل گرفت اما ناگفته نماند که همین امر باعث شد تا روسای دولت از مردم فاصله بگیرند و در جنگ با مردم قدم بگذارند شاید بتوان گفت که نه جنگ با مردم آغاز نشد بلکه دولتمردان در جنگ با عقاید آنان برخواستند که همان محاربه با اسلام و مسلمان است  و با روی کار آمدن افرادی مثل مهاجرانی، کدیور و سروش و .... به طور علنی جنگ بین اسلام  و دوم خرداد شکل گرفت.


اکنون که چند سالی است از آن ماجرا ها می گذرد و بصیرت مردم انقلابی باعث شد تا آن روی قبای شکلاتی مشخص شود دیگر حنای خاتمی رنگی ندارد و همگان متوجه شدند که او برای چه آمده بود و چه میخواست و همه به چشم دیدند که خاتمی و دوم خردادش چگونه در مقابل رای 24 میلیونی مردم ایستاد و آن را به مسخره گرفت و فریاد تقلب را سر داد.
این بار نیز خاتمی میخواهد خود را مبرا از دوم خردادش بداند و طبل جدایی از اصلاحات را می نوازد  اما باید گفت که بر هیچ فردی ظلمی که خاتمی و بنیاد بارانش و دوم خردادش و اصلاحاتش به مردم کرد پوشیده نیست و دیگر هیچ کس اجازه فعالیت مجدد به او را نمی دهد.


شهید گواهی بر پیروزی نهایی مردم بحرین

بسم رب الحسین

حسین (ع) خالق عاشورا است خالق راهی به نام  شهادت . شهید کسی است گواه بر شیرینی  حقیقت زندگی  که همان من عرف النفس و من عرف رب است . به راستی که او نا دیدنی های جهان را در اوج نگاه خداوندیش چنان نظاره می کند که نور تعالی در تک تک عناصر عالم حیات نمایان میشود .
در هر قیامی نماد حقیقت شهیدانی هستند که سرمایه بی پایان خویش را فدای هدف مبارکی می کنند و گواهی می شوند بر درستی مسیر برای دیگر هم مسیران . انقلاب 57 ایران همان وعده حضرت خاتم بود که از قوم سلمان قیام اخرالزمان شکل خواهد گرفت شهید جلوه تمام عیار حقیقت راه انقلاب ایران بود نشانی الهی برای انکه به همه  جهانیان ثابت بشود که حضرت اباعبدالله راهی را گشود که هیج مظلومی حق پذیرفتن ظلم را ندارد و باید برای هدف خویش قیام کند .

ظالم تیغ خویش را بر روی رگ های مظلوم می گشاید و رود خانه خون را در کف خیابان های شهر جاری می سازد و به گمان خویش با کشتن می شود بار خود را سبک کند ولی افسوس که این خون برکتی دارد به اندازه اب زمزم که هزاران سال است می جوشد و رنگ بی برکتی را نیز به خود نیدیده است .
بحرین مردمی دارد پیرو راه انقلاب ایران . هزاران مظلوم که برای برپایی پرچم حق سینه خویش را سپر کرده اند و در برابر سربازانی ایستاده اند که یک پای خویش را بر روی کلام الله گذاشته و دیگر پایشان را بر اوار مساجد تخریب شده . چنان ظلمی به مردم روا می شود که حیوان با حیوانی  دیگر این چنین نمی کند . ال سعود و ال خلیفه فقط تیر میشناسند و قتل عام مردم . همین است و بس . زنان و مردان غیور بحرین برای دفاع از  اسلام و قرآن دهها شهید داده اند و صدها مجروح و جز خدای متعال کسی را به یاری نطلبیده اند . ایمان امروز مردم بحرین به برکت خون همان شهداست . ایمان چراغی افروخته بر سقف خانه دل است که به برکت وجود این فرشتگان خاکی می سوزد . شهادت موهبت الهی است به بشر  برای سعادت خویش و چه زیبا فرمود مولایم خامنه ای که شهیدان ستارگانی هستند که می توان راه را با آنها پیدا کرد .

خاتمی جان انتخابات آینده بچه بازی نیست

بسم الله

باور کنید هنوز هستند کسانی که فکر می کنند پاگاهی میان ملت دارند اما اصولاً حالشان از بیخ و بن خراب است.
اینگونه اشخاص، هر روز سراغ خانه کدخدا را میگیرند اما اصولا کسی داخل دِه راهشان نمی دهد!
خاتمی مرد سواستفاده از لحظه ها
خاتمی را همه می شناسند اما متاسفانه یا خوشبختانه کسی به او اعتنا نمی کند. او که بدجوری دوست دارد مورد توجه دیگران بوده و برایش کف و سوت بزنند و هورا بکشند و به به و چَه چَه کنند، اخیراً مورد توجه کسی قرار نگرفته(یعنی تازگی ها همه حتی ضدانقلاب هم دریافته اند که مهره مهمی نیست و لذا دیگر از او خبری نیست.
اما خاتمی که مرد سواستفاده از لحظه هاست و کمتر دم لای تله می دهد، با سنجیدن موقعیت خود، دل به دریا زده و همزمان با نزدیک شدن انتخابات، اظهاراتی در مورد آشتی با نظام و عذرخواهی متقابل نظام و آنها که به زعم او مردم نامیده می شوند، صدای همه را در آورده تا بلکه بشود تیتر یک همه رسانه ها.
باز صد رحمت به ضدانقلاب
این شلوغ کاری خاتمی صدای ضدانقلاب را درآورده و سایت بالاترین را انباشته از ابراز ارادت آنها (با زبان فحش و ناسزا) به خاتمی کرده است.
این در حالی است که رسانه های داخلی اصولا او را تحویل نگرفته و اصطلاحاً وی را ضایع فرموده و دماغ مبارکش را به شدیدترین وجه ممکن سوزانده اند.
اکنون دور از ذهن نیست که خاتمی با خودش بگوید: باز صد رحمت به ضدانقلاب!
خاتمی نیازمند کاهش وزن!
خاتمی آنقدر خود را دارای وزن وجهه و مقبولیت سیاسی می داند که بعید نیست از شدت توهم اقدام به گرفتن رژیم برای کاستن از وزن سیاسی خود کند.
بوی کباب نبود، خر داغ می کردند
بنده خدایی بوی گوشت کباب شده به مشامش رسیده بود. رفت تا شاید لقمه ای هم نصیبش شود اما دید که ای دل غافل، دارند خر داغ می کنند!
حالا این هم شده حکایت خاتمی که به خیال ایجاد امکان فعالیت برای کاندیداتوری مجلس و یا آماده سازی زمینه برای حضور دیگر حامیان فتنه در این عرصه، چنین سخنانی را بر زبان رانده است. بی خبر از آنکه در این انتخابات هیچ جایی برای حامیان فتنه 88 و مدعیان وقوع تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری وجود ندارد.

کاش عاقل شوند
اعمال غیرعقلانی خواص مردود و شکست خورده ای همچون خاتمی و کروبی و موسوی، اکنون دیگر موجبات تعجب کسی را فراهم نمی کند اما بعد از آن همه بی قانونی این جماعت و دور شدن از فضای عقلانیت و کشیدن خط بطلان بر تمام ادعاهای پوچ در مورد آزادی بیان و احترام به رای اکثریت و . . .  دست کم از اشتباهات خود عبرت گرفته و ضمن اختیار کردن سکوت، قدری عاقلانه رفتار کنند.

احمدی نژاد چسبیده به طناب پوسیده مشایی

بسم الله
       سلام می کنم  به کسی که روزی دوستش داشتم . سخت است این روز ها که  به دلم تحمیل کنم برای دوستداشتنش . یادم نمی رود وقتی هاشمی 2005 همه شهر را پر کرده بود و ماشین های بسیار در شهر گردش می کردند و در طرفی مردی بر روی صندلی پارک نشسته بود ، تنها که خود را حامی ملت  می خواند . فراموش نکرده ام سوم تیر را و بوسه ی یادگاریت بر دستان مولایم خامنه ای (م) خوشحال بودم از این که بعد از 16 سال  تو امدی تا یار رهبرم باشی . تلاش کردی برای مردم و مردم  پشتت بودند به خاطر ولایتی بودنت ارزش احمدی نژاد به سفر های استانیش نبود به گنج ولایتی بود که در قلبش می درخشید . افسوس که این روز ها دیگر خبری از آن گنج نایاب نیست . گمانم این است وقتی دشمن احمدی نژاد را دید که قرص و محکم برای ارمان های نظام کمر بسته است  و برای جهان اسلام نقشه ها دارد فهمید که او اهل معامله نیست و مثل دیگران او را نمی شود خرید . ولی به او هدیه ای شوم داد تا در کنارش باشد و او را از مسیر اصلی خود منحرف سازد . آن روز بود که مشایی آمد . مشایی سوغات نا میمون نا کجا ابادی بود که بوی گند اجانب با امدنش به مشام همه رسید  . سوغاتی گران و پر هزینه به قیمت ایجاد مخاطره برای نظام .



مشایی امده بود با رقص با حرف های عجیب با چرت های بسیار . اگر بگویم او احمدی نژاد را تسخیر کرده است پر بی راه نگفته ام . گویی میدان انقلاب از فتنه خالی نمی شود . ولی این بار فتنه از جایی برخاست که کسی فکرش را نمی کرد . از کابیه ای انقلابی  مردمی اری مشایی فتنه است خطر ناک تر از خیلی ها نمی دانم به کجا وصل است از سبز هاست یا از پدران بزرگ فتنه اسرائیلی است یا انگلیسی ولی هر چه هست انگلی شد برای دولتی با 24 میلیون رای . اقای مشایی به کدام دین سخن بگویم با تو ؟ نمی دانم اسم مافیا به گوشت خورده یا نه ولی کم کم داری رنگ پدر خوانده مافیا را به خود می گیری رانت خواری بلعیدن شرکت های بزرگ و هزاران کار دیگر که رد پای منحرفانی از گروه تو در انجا به چشم می آید . این را بدان که تو بر خون هزاران شهید ایستاده ای و مملکتی را به مخاطره می اندازی که هزاران خون برایش ریخته شده . اقای مشایی مکتب ایرانی را از گور ملی مذهبی ها خارج می کنی و مملکت را به جنجال می کشی ؟ بازیگران معلوم الحال را روانه بیت الله می کنی و تا تو را تصدیق کنند ؟ خبر داری دشمنان ایران همان طور که از میر حسین حمایت کردند از تو نیز به همان شکل تعریف می کنند ؟ به راستی تو از کجا امده ای که انقدر صریح در مقابل رهبری می ایستی ؟ تو سکته نخواهی کرد ولی نمی گذارم کسی به خاطر تو سکته کند . ایران خودرو را می بلعی ؟ شکرت هرمی درست می کنی ؟ وزیر را به جرم اختلاف سلیقه عوض اخراج  و وزارت خانه اش را منحل می کنی ؟نکند که می خواهی کل دولت را بکنی وزارت خانه مشایی ؟؟؟ اقای درویش مسلک هر چه باشی که به اندازه هاشمی و دار و دسته اش بزرگ نبوده ای که اگر امام فرمود امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند  وابستگان آن هم نمی توانند غلطی بکنند اقای حاشیه اقای میکروفن بی چاره ذلیل نوکری کردن اسرائیل لکه ننگ تو نیست لکه ننگی برای جهان است که میزبانی انسانی چون تو را می کند . منافقین را ببنین انزوای زیاده خواهان را ببین انوقت به اربابانت بگو ما رهبری داریم که برای نجات مملکت و اسلام و حفاظت از خون شهدا با سربازان جان بر کف ریشه فتنه گر و منافق را می کند.
       اقای مشایی تاریخ مرگ سیاسی تو نزدیک است برای قراعت فاتحه تیمت را جمع جور کن ....



قتل به شیوه امریکایی

بسم الله
صدام را می کشند  بعد چهار بار زنده می شود . بن لادن را می کشند ولی امریکا به دلیل فقر تجهزیات فقط یک عکس با گوشی یکی از سربازان که به نظرم با گوشی صا ایران انداخته شده  منتشر می کنند بعد چون با قایق پارویی رفته اند جا نداشته اند جنازه اش را در اب رها کردند البته چون سربازان امریکایی اهل خدا و پیغمبر هستند نماز میت هم در جیزه خوانده اند  . جدا این حرف ها بیشتر شبیه به کلمات مقطع یک کودک نیست که مادرش دیر وقت به مهد او می اید تا او را به خانه ببرد ؟؟؟
جهان به قدری زیر سلطه امریکا رفته که گویی بنده او شده است هر چه او می گوید قبول می کنند . بن لادن بهانه لشگری کشی امریکا به افغانستان بود بهانه کشتار هزاران و اوارگی میلیون ها افغان حال برای حفظ موقعیت خود خبر قتل او را منتشر می کنند ولی کجایند کسانی که هزار بار عکس ها را بالا و پایین می کنند تا دورغ بودن ان را اثبات کنند؟ اقای فاکس نیوز وقتی 22 بهمن را جعلی و فتوشاپی  می خوانی  وقتی اقای بی بی سی کلی برنامه برای تقلب انتخابات درست می کنی چرا الان لال هستی ؟ چرا امروز برای بن لادن حرفی نداری ؟ انقدر ساده هستید که با یک عکس که با طراحی اماتور فتوشاپ درست شده  گول می خورند ؟ اصل 11 سپتامبر  زیر سوال است دولت بوش برای دورغ خود میلیارد ها دلار خرج کرد ولی افسوس که اوباما برای دورغش به چند دلار بیتشر اکتفا نکرد و سریع تر لو رفت . اقای اوباما مسند شما مسند دروغ است و فریب شاید دهان غول های خبری به راحتی بسته شود ولی ذهن مردم جهان نسبت به فریب شما اگاه است .
اقایمان فرمود بیداری اسلامی تا قلب اروپا پیش خواهد رفت این یعنی اخر کار شما اخر کار همپیمانان شما به فکر نان باشید که خربزه اب است ...

فقر و نداری

بسم الله

چشم انداز بیست ساله تصویر روشنی از آینده کشور ترسیم کرده است اما برای رسیدن به آن چه باید کرد؟ این سوال بارها و بارها مطرح شده و افراد مختلف رویکردها و تفسیرهای مختلفی برای جواب دادن به آن اتخاذ کرده اند. در این میان رهبری همواره فصل الخطاب و جمع بندی مهمترین راهکارها را ارایه می دهند.  اگر در مجموع نقطه نظرات رهبری بررسی شود، بنظر می رسد ایشان پیشرفت های بزرگ کشور در عرصه های دفاع، سیاست، مردم سالاری دینی و تثبیت ساختارهای سیاسی نظام را مورد ملاحظه قرار داده و تاکید کرده اند که باید در حوزه اقتصاد، تولید ثروت، ایجاد کسب و کار، ایجاد اشتغال تمرکز صورت گیرد. در این صورت است که بقیه پیشرفت ها جلوه معنادارتری می یابد و نتایج خود را بهتر نشان می دهد. جامعه خمود، تنبل، کسل، کم کار  و کم تلاش به سرعت بی رمق، فقیر، پست و بدبخت می گردد و تعالی و پیشرفت خود را حتی در حوزه های غیر اقتصادی از دست می دهد. پیشرفت چشمگیر در کار، تلاش، کوشش و سعی است که جامعه را از تنش ها و رنج ها به اوج قله های توسعه می رساند. تمام شدن و به نتیجه رسیدن بخش زیادی از تلاش ها در جامعه جز با جهاد اقتصادی امکان پذیر نیست. جهادی که فقر و ناداری را از جامعه ریشه کن سازد و امید و تلاش را هر چه بیشتر و بیشتر نماید. چه بسا فردا برای شروع دیر باشد. 


وحدت رمز پیروزی اسلام و ایران

بسم الله
یکی از ویژگی های نظام اسلامی همانطور که پیامبر عظیم الشان هم فرمودند وجود وحدت بین مسلمانان که همان مردم و مسولان هستند است .
همچنین باید گفت که حفظ وحدت و همبستگی ملی و حرکت در مسیر اهداف متعالی نظام از مهم‌ترین موضوعاتی است که نه تنها تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی ‌را عملی می‌سازد بلکه توطئه دشمنان کمین کرده انقلاب را نیز خنثی می‌سازد و از بین می برد.
این واقعیت مسئله‌ای است که ‌بارها  و بارها از سوی رهبر معظم انقلاب شنیده ایم و ایشان در  زمان های متفاوت حول حوادث و اتفاقات گوناگون به کرات به این موضوع اشاره کرده و همه مردم و مسوولان را به این اصل مهم و اساسی دعوت نموده‌اند که «باید با بصیرت و پرهیز از اختلاف، جایگاه بسیار تأثیرگذار ملت ایران را حفظ کرد».
البته باید این سخن را به میان آورد که همواره واکنش هایی این چنینی باعث شده است تا افرادی که در کشور زندگی می کنند با اقتدار تمام در مقابل دشمنان بایستند و مقابله کنند زیرا  این سخنان باعث به وجود آمدن روحیه امید و  پیروزی می شود و فقط وحدت است که مانند سدی محکم مردم یک سرزمین را به جهان معرفی می کند.
حتما مردم و مسوولان کشوری هم این نکته را می دانند در مقابل جنگ نرم دشمن که امروز از در و دیوار به کشور وارد شده است تا بنیان های اصیل انقلاب را از بین ببرد چگونه با وحدت بایستند و نگذارند میان آنان تفرقه به وجود بیاورد همچنین وحدت به عنوان یک مقدمه پایه گذاری یک نظام است و رمزی ماندگار را به وجود می آورد .
 یکی دیگر از ویژگی های وحدت این است که به هیچ گروهی اجازه سوء استفاده را نمی دهد و ایجاد اختلاف بین مسوولان  و تلاش برای دامن زدن آن یکی از اهدافی است که سالیان زیاد دشمنان در صدصد آن بودند، تا جایی که ابتدا گرو ها و احزا ب متفاوت را به وجود آوردند و زمانی که دیدند از این طریق به نتیجه نمی رسند دست به راه اندازی جنگ رسانه ای و یا جنگ افکار رفتند تا نفاق را در جامعه نهادینه کنند در این جا است که مسوولان باید به فکر این باشند که گروه بندی ها را کنار بگذارند تا ضمام کشور را از دست ندهند.
افرادی که خود را وابسته به گروه ها جناح های راست و چپ و مختلف می دانند باید بدانند که در میدان مبارزه سیاسی بازنده اصلی آنان هستند زیرا زمانی که فردی از آن گروه به زمین بخورد دیگر اعضا نیز زمین خواهند خورد لذا اگر این گروه ها با یکدیگر وحدت داشته باشند دیگر در برابر هم نمی ایستند و تمام حرف ها یک صدا فریاد می شود بر سر دشمنان.

نشانه های انحراف حتی در اعضای سابق سپاه

بسم الله

از مجموع آیات و روایات، این چنین بر می آید که برداشتن گام در مسیر حق و حقیقت و برای رضای خداوند متعال، نیازمند حسن نیت، تشخیص درست، تصمیم گیری صحیح و اقدام در زمان مقتضی است.

آنچه در این میان اهمیت دارد، ثبات قدم در راه صحیح است که می تواند مکمل تشخیص، تصمیم گیری و اقداماتی صحیح باشد.

ثبات قدم در راه حق می تواند وجود نیت صحیح را در افراد گوناگون برای عمل به تکالیف الهی به اثبات برساند.

از سوی دیگر برای تشخیص لغزش اشخاص از مسیر صحیح، می توان به شاخص ها و چراغ های راه حق دقت کرد تا انحراف یا عدم انحراف آنان از جاده حقیقت را مشخص کنیم.

سپاه پاسداران، نیرویی برای دفاع از انقلاب اسلامی

یقیناً وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 طلیعه باز شدن باب مجاهدت در راه خداوند، برای کسانی بود که توفیق حضور در این عرصه را می یافتند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از نهادهایی بود که با دستور حضرت امام خمینی(ره) تشکیل شد تا پاسخگوی نگرانی بزرگان انقلاب در باب حفظ ارزش ها و دستاوردهای این نهضت عظیم باشد.

پرسشی شبه وار پیرامون سپاه

یکی از شبهاتی که در اذهان افراد مختلف و گاه از سوی معاندان انقلاب اسلامی ایران مطرح می شود، پیرامون دلایل انحراف عده ای از اعضای بلندپایه سابق سپاه پاسداران است که شاید یکی از شاخص ترین این افراد، محسن سازگارا باشد.

در زمان دولت اصلاحات و بعد از آن، شماری از کسانی که در بخش‌هایی از حکومت حضور داشتند، به دلایل گوناگون تغییر موضع داده یا مواضع اصلی خود را آشکار کردند و اغلب، پس از آن‌که از فعالیت در داخل کشور به مقصود خویش دست نیافتند، به خارج از کشور رفته و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به فعالیت پرداختند.

گرچه اختلاف سلیقه در هر سازمانی یک امر طبیعی است اما اختلاف تعارضات فکری یک امر غیرطبیعی است و بنابر آنچه درمورد آنهاقابل بررسی و اثبات است، خیانت محسوب می شود؛ تا آنجا که تعدادی از آنها روند براندازی نظام را در پیش گرفته بودند و اکنون از دولت های بیگانه حقوق مستقیم دریافت می کنند. 

بی اعتقادی از روز اول

البته نمی توان چنین پنداشت که اینگونه افراد در ابتدا به مبانی و ارزش‌های انقلاب و نظام معتقد بوده و سپس دگرگون شده‌اند! خصوصاً کسانی که از همان آغاز انقلاب در حال انجام اعمال مشکوکی بودند. شاید در خوش بینانه ترین حالت می‌توان گفت که اعتقادات سابق چنین کسانی، چنان سست بوده که در مواجهه با تفکرات انحرافی به یکباره از بین رفته‌است.

سابقه سازگارا

محمدحسن (محسن) سازگارا، فرزند محمدعلی، در سال 1333 در خانواده‌ای نسبتاً مرفه در تهران متولد و پس از پایان تحصیلات متوسطه، وارد دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف کنونی) شد که احتمالاً در سال 1351 بوده است؛ 

سازگارا پس از مدتی به آمریکا رفت تا در دانشگاه شیکاگو در رشته فیزیک تحصیل کند او با ترک تحصیل در اواسط دهه پنجاه شمسی به آمریکا رفت تا در دانشگاه شیکاگو تحصیل کند. در آن جا بود که عضو نهضت آزادی و نیز عضو انجمن اسلامی دانشجویان شده و سرانجام در زمستان سال 57 و در آستانه تحولات منجر به سقوط رژیم پهلوی، به واسطه و توصیه ابراهیم یزدی، که خود ارتباطات گسترده‌ای را با سیاستمداران غربی به هم زده بود، برای انجام «امور خبرنگاری و ترجمه متون» به نوفل لوشاتو اعزام شد و ظاهراً به همین دلیل تحصیلاتش در آمریکا نیز ناتمام ماند.

حال آنکه این عنصر مشکوک، اگر برای ادامه تحصیل، دانشگاه آریامهر سابق(صنعتی شریف فعلی) را ترک کرده و به آمریکا رفت، چرا تحصیلش در آنجا را هم نیمه تمام گذاشته و ناگهان سر از نوفل لوشاتو در آورد؟

. . .


ادامه نوشته

داستان لیبی و یمن، ناراضیان شهر ریاض و تنبان آل سعود!

شیخ امارات را پرسیدند: تُنبان(تنب بزرگ و کوچک) را میخواهی چه کنی؟ گفت: عن قریب است که تُنبان آل سعود از ارتفاع ساقط شود و آبروی همه شیخ های دیکتاتور منطقه با هم به فنا رود، لذا تُنبان را میخواهم بدهم پادشاه عربستان تا شاید بتواند چند روزی بیشتر آبروداری کند. پرسیدند مگر در عربستان خبری هست؟ گفت: خبر خاصی نیست! همه جا د رامن و امان است همه مردم آل سعود را دوست دارند و آنها دیکتاتور نیستند و کسی به آنها اعتراض نمی کند و نازک تر از گل نمی گوید و خلایق دارند قربان صدقه ایشان می روند و  . . .
القصه این شیخ امارات همینطور که داشت شاخ روی سرش سبز می شد؛ التماس کنان گفت: جون هر کی که دوستش داری این تُنبان را بده تا برسانم به پادشاه عربستان، دیر شد.
گفتند: ما حتی یک وجب از خاک کشورمان را به کسی واگذار نمیکنیم خصوصاً نوکران آمریکا . . .
گفت: خاک کشور چیه بابا؟ ا زاین تُنبان های دست دومتان یکی دو تا بدهید برسانم به شاه عربستان آبرویمان رفت! الیته سایز 6 ایکس لارج!!! ( 6Xlarge) باشد که بیشتر از این آبرویمان نرود . . .
حکایت بالا ماجرای بلائی است که ناراضیان عربستانی بر سر آل سعود آورده اند. تظاهرات و اعتراضات مردمی در شهرهای عربستان برای ابراز انزجار از حکومت فاسد دربار شاه این کشور، آنچنان خواب غاصبان حکومت ظاهری سرزمین وحی را آشفته کرده است که مجبور شده اند با افزایش حقوق نظامیان و وعده و وعید دادن به مردم و حتی در مواتردی، خواهش و تمنا از مخالفان و البته بیشتر با سرکوب آنها، یکی دو روز بیشتر بر مسند قدرت باقی بمانند.
در این میان موضوعی وجود دارد که علاوه بر جلب توجه، موجبات مزاح و خنده و انبساط خاطر آدمی را فراهم می کند.
خبر رسیده است که عربستان د رحال تلاش برای میانجیگری در مناقشات میان مردمان لیبی و یمن با حاکمان مستبد و دیکتاتور خود است.
این در حالی است که عربستان سابقه شرکت در کشتار مردم یمن را در منطقه صُعده در کارنامه سیاه خود دارد و اکنون نیز در حال کشتار شیعیان مظلوم یمن است. به نظر می آید که عربستانی ها به همین دلیل دچار توهم شده اند که د رچنین آشفته بازاری می توانند سکان رهبری جهان عرب را در دست بگیرند. نقشی که به طور سنتی بر عهده مصر بود و با تحولات کنونی آن تقریباً بی صاحب مانده است.
گفتنی است که صدام نیز رویای این مسند را در سر خود پرورانده بود اما خواب آشفته وی هرگز تعبیر نشد. البته عاقبت ننگین اومی تواند د رکنار عاقبت خفت بار نا مبارک مصري و بن علی تونسی برای آل سعود، آئینه عبرت باشد.
در هر حال آرزو بر جوانان هشتاد نود ساله عیب نیست(خصوصاً خاندان حکومتی عربستان که گویا دلشان جوان است و گاه سر پیری معرکه گیری می کنند و تجدید فراش می فرمایند!!!)

پیش بینی خطر تشکیلات فراماسونری

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

امروزه در دورن جامعه ما تشکيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است



آيت‌الله مصباح یزدی با هشدار به مسئولان گفت: امروزه در دورن جامعه ما تشکيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همان‌طور که در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه مي‌كند و تحت پوشش آن حرف خود را بيان مي‌كند، يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض مي‌كند.
 
وي ادامه داد: چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربه‌اي به اسلام مي‌زند، مي‌تواند براي اسلام مفيد باشد، و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آن‌ها دل بسته‌اند!
 
استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم، زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته است و مي‌بينيم همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا در مي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند صورت بگيرد؟
خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.
 
وي در پايان، طول عمر رهبر شايسته و مدبر نظام اسلامي را از خداوند مسألت كرد و گفت: بزرگ‌ترين نعمتي كه براي حفظ اسلام به آن اميد داريم، وجود مقام معظم رهبري است.
گفتني است اين مراسم 21 فروردين ماه در سالن تشريفات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) برگزار شد.
حالا بیایید هی سرمونو بکنیم زیر برف و بگیم ایشالله گربه است !!!

وقتی "اعتماد ملی" هم به کروبی اعتماد ندارد!

بسم الله

خبرهای رسیده حاکی از آن است که وزارت کشور با فک پلمپ ساختمان حزب اعتماد ملی به شرط تغییر دبیرکل این حزب موافقت کرده است.
با انتشار این خبر قرار است اعضا حزب اعتماد ملی در نشستی فوق العاده دبیرکل حزب را از کروبی به منتجب نیا تغییر دهند.
با رخ دادن چنین اتفاقی یعنی گذشتن از کروبی در حزب اعتماد ملی، مهدی کروبی بزرگترین پشتوانه رسمی خود را که روزی موسسش بود از دست خواهد داد.
مهدی کروبی با از دست دادن حزب اعتماد ملی، مطمئنا دیگر در بین معدود طرفدارانش هم جایی نخواهد داشت و برای منافقین، کروبی هم به تمام مهره هایی سوخته ای خواهد پیوست که پیش از این، به زباله دان تاریخ دل بسته بودند.
از این پس مهدی کروبی باید در کنج خلوت خود روزهای آخر عمر خود را به تفکر بیندیشد که چگونه از امام خمینی به آزادی رسید! مسیر پر پیچ و خمی که در ترافیک سیاسی روز جامعه، طی نمودش بسی دشوار است؛ اما کروبی به راحتی و با استفاده از اتوبوس های تندرو آمریکا و اسراییل و با گذر از خط ویژه کاخ سفید، مسیر امام خمینی(ره) به آزادی را پیمود و در سال های آتی فقط و فقط نام کروبی را می توان یا در زباله دان های تاریخ یافت و یا زباله دان های شهرداری!!
مهدی کروبی که به قول خودش روزی دست راست امام خمینی(ره) و مسئول بنیاد شهید این مملکت بود؛ کارش به جایی رسیده است که امروز برعکس شهدا عمل می کند و نمک بر زخم خانواده شهدایی می پاشد که بر آرمان های فرزندان خود استوار هستند.
امثال کروبی و موسوی حتی نفس کشیدنشان هم در این مملکت خیانت است زیرا آنها زیر آسمانی نفس می کشند که جانبازان هشت سال دفاع مقدس هم از همان اکسیژن استشمام می کنند. گام نهادن کروبی و موسوی بر زمین هایی که با خون شهدا رنگین است، حرام است.
مهدی کروبی هر وقت توانست به همگان توضیح دهد که چرا حتی مسئول ستاد انتخاباتش هم به او رای نداد و یا چرا باید از حزبی که خودش موسسش بوده برکنار شود؛ آن وقت ما هم می توانیم قبول کنیم که او به خواب اصحاب کهف فرو نرفته بود!!!


بی نیازی عصر جدید از دین

بسم الله
عبدالکریم سروش بعد از ارائه نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت و صراط های مستقیم، پای خود را فراتر نهاد و به نسبیت معرفت تجربی و معرفت دینی بسنده نکرد و نسبیت دین را هدف قرار داد.
او اثر «بسط تجربه نبوی» را در سال 1378 تحت تاثیر شلایر ماخر و شاه ولی الله دهلوی می نویسد. وی در این اثر علاوه بر بی اعتبار جلوه دادن وحی، که مورد اعتماد اکثریت اندیشه ورزان مسلمان است،  به مباحثی از قبیل  ذاتی و عرضی در دین،  دین اقلی و اکثری و خاتمیت پیامبر پرداخت.
اثر «صراط های مستقیم» سروش به دنبال توجیه کثرت پذیری در ادیان بود و به تعبیر خودش نظریه ای است که معرفت شناسانه و دین شناسانه، در باب حق بودن ادیان و محق بودن دین داران بوده و به دنبال تفسیر خاصی از هدایت، عقلانیت و تفسیر تجارب و متون است؛ اما وی در اثر «بسط تجربه نبوی» به دنبال تفسیری مادی از وحی است، و بنابراین بر خلاف ظواهر آیات قرآن، از اساس وحیانی بودن قرآن را نفی می کند.  و این بدان معناست که از دیدگاه سروش، آیات قران عین وحی خداوند به نبی مکرم اسلام نیست.
سروش در تبیین خود از وحی دو تفسیر متفاوت ارائه داده است. تفسیر نخست این است که خداوند مفاهیمی را به پیامبر القا کرده و پیامبر مطابق شرایط زمان و مکان الفاظی را بیان فرموده اند، بنابراین دیده می شود که بسیاری از مفاهیم و مثال هایی که در قرآن آمده است برای جامعه معاصر نیست، و در نتیجه با پیشرفت علم، مسأله تعارض علم و دین پرده از نقاب خود بر می دارد و با توجه به این که علم درجه برتری از قرآن دارد  که نتایج چهارده قرن گذشته است، باید به رأی علم تسلیم شویم.
سروش تفسیر دومی هم از وحی دارد. در این تفسير وی، وحي به معناي تنزل معنايي از جانب حق از بن باطل تلقي شده، چرا كه به خاطر شدت ارتباط نبي با حضرت حق، هر آنچه پیامبر بگويد، همان چیزی است که خدا خواسته.
سروش با اين تفسيرهاي خود در صدد تقدس زاديي از دين و آموزه هاي ديني بود و با قبول این نظریات معصوميت قرآن از دست رفته تلقي می شد، چرا كه قرآن نه تنها محصول تنزيل نيست، بلكه محصول نفس پيامبر است و پيامبر، بشري است كه امكان خطا در او وجود دارد. بنابراین امكان نفوذ خطا در قرآن هم وجود خواهد داشت، چرا كه حاصل انديشه هاي پيامبر است كه در جغرافياي انديشه اش شكل گرفته است.
سروش که پیش از این مخالفت خود را با شهادت طلبی و ایثار ابراز کرده بود و همه ی ادیان را بهره مند از حقیقت دانسته بود، به دنبال اين نظرات جدید خود، چنین نتیجه گرفت که نباید از قرآن توقع داشته باشيم كه جهاني و مانا باشد و انتظار این که قرآن بتواند مدل تئوريكي براي خروج از بحران هاي عصر مدرنيته ارائه دهد، بي معنا و مسخره است.
 به دنبال بیان این نظرات، سروش در سخنراني هاي خود در كانادا نتیجه نهایی خود را از این مقدمه چینی ها گرفت و اعلام کرد در عصر جديد دیگر نیازی به دین نیست چرا كه اولا اعتمادي به قرآن نيست و ثانيا عقل انسان توان برنامه ريزي براي خود را دارد.
شناخت بهتر سروش و تفکرات وی به عنوان یکی از ارکان اصلی اتاق فکر جریان سبز، می تواند خطر عظیمی را که این جریان به دنبال تحقق آن بودند بر ملا سازد.

تیشه به ریشه انقلاب

بسم الله

جریان فتنه گون سال 88 فرصتی بود که تودهی مردم ایران به عمق اعتقادات رهبران اصلاحطلب پی ببرند. عقایدی که سالها در پشت چهرهی شبه انقلابی و منافقانه، ظاهری اسلامی به خود گرفته بود؛ در حالیکه در باطن از ابتداییترین مبانی اسلام تهی بود.

آنچه در عاشورای 88 رخ داد تنها اهانت به ساحت مقدس امام حسین(ع) نیست بلکه نشان از شدت اسلام ستیزی گروهی دارد که سالها در پس نشریات و رسانه های داخلی و خارجی سعی در ترویج اعتقادات مسخ شده ی خود دارند.
اعتقادات ساختارشکنانه
رهبران اتاق فکر فتنه ی سبز جریانی هستند که در سالهای اواخر جنگ به بعد از دل نیروهای انقلابی سر درآورده و به جهتگیری های خود پشت کردند. ریشه ی این استحاله و دگرگونی فکری در دو عامل خلاصه میشود. یکی اینکه سطحی نگری در عقاید گذشته و قرار گرفتن در معرض گفتمانهای رقیب این افراد را دچار سایش فکری و معرفتی عمیقی کرد به طوری که آنچنان در عقاید باطل غرق شدند که گویا هیچگاه اعتقادات اسلامی نداشته اند. دومین دلیل این تغییرات فکری بیشتر نتیجه ی از دست دادن موقعیت و منفعتی است که سابقاً به خاطر حضور در سمت های سیاسی از آن برخوردار بوده اند.
حلقه ی کیان با محوریت سروش و مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در زمان خاتمی با محوریت موسوی خویینیها از جمله محیطهایی بود که افکار جریان مذکور در آن تئوریزه میشد.
از آنجا که مبانی فکری و اعتقادی جامعه ی ایران با اصول و ارزشهای اسلامی کاملاً همجهت بود، دولت اصلاحات محیط مطبوعاتی و رسانهای را برای تغییر در فضای اعتقادی جامعه و ترویج افکار مردود در اختیار این جریان قرار داد.
مطبوعات مهمترین ابزار این هدف قرار گرفت. رهبران استحاله شدهی اصلاح طلب ابتدا در لفافه و سپس به صراحت اصول و ارزشهای اسلامی و انقلابی جامعه را آماج تهاجم و تخریب خود قرار دادند و به خیال خود اولین گام ساختارشکن را با قوت و قدرت برداشتند.
اگر به مطبوعات دورهی حاکمیت دوم خردادیها نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که هیچ بخشی از اعتقادات ناب اسلامی اعم از خدا، پیامبر، قرآن، معصومین، ولایت فقیه و... از تاخت و تاز رسانهای مصون نمانده است.
اصغرزاده یکی از اصلاحطلبان راهپیمایی علیه خدا را مجاز و بیاشکال میداند.1
روزنامهی ایران که روزنامهی اصلی دولت اصلاحات بود پا را یک قدم فراتر نهاده و اظهار میکرد: «مردم حق دارند همهی مسئولان را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئول، پیامر و امام معصوم باشد. بلکه به خود خدا هم میتوان اعتراض کرد و او را فتنهگر نامید.»2
شدت جسارت اصلاحطلبان به حدی میرسد که میگویند: «جامعهی ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و میخواهد مدرن و صنعتی شود اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه میتوانیم به این وضعیت چیره شویم.»3
در واقع تمام تفکرات سکولار شده ی غرب این بار به دست افرادی که منافق گونه در سطوح عالی نظام قرار گرفته اند با جرأت تمام و به نام آزادی قلم و اندیشه در سطح اجتماع پخش میشود.
روزنامهی صبح به مدیرمسئولی سعید حجاریان تئوریسین اصلی دوم خرداد بیان میکند که تفکر شیعهگری موجب انحطاط مملکتما و مانعی برای دمکراسی است».4
جریان اصلاحطلب برای رسیدن به هدف اصلی خود یعنی جمهوری بدون پسوند اسلامی ابتدا باید اعتقاد به ولایت فقیه را در جامعه مسخ کند لذا مسئله ی قبول ولایت مورد هجمه قرار میگیرد.
عبدالکریم سروش در این باره میگوید: «ولایت منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه مییابد او ختم نبوت و خاتم ولایت بود. ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است.»5
روزنامه ی آبان در 21 شهریور 77 مینویسد: «افرادی که جوهر فاشیسم را خوب درک کرده اند میدانند که نظریه ی مشروعیت الهی رهبری، همان اندیشة موسولینی است اما لباس مقدسی بر تن کرده است.»
اکبر گنجی فکر امام را توتالیتر (دیکتاتوری نظامی) و سرنوشت آن را جستجو در موزه های تاریخ ذکر میکرد.6
مطالعه و بررسی این دیدگاهها هدف اصلی تحرکات ساختارشکنان را نشان میدهد. اسلام تنها هدف نهایی است که در تقابل با خواسته های این جریان قرار دارد. با نگاهی دقیقتر به حوادث پیش از انتخابات، رد پای آشکار و اثرگذار این افراد دیده میشود. کدیور، گنجی، سروش، مهاجرانی و... بعد از بیاینه ی 17 موسوی که آثار عقبنشینی در آن دیده میشود بیانیهای صادر میکنند و در آن حمایت خود را از فتنه ی سبز اعلام میکنند. عطاءا... مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات که در حال حاضر عنصر فراری و لندننشین اصلاحات است این افراد را در حکم هسته «اتاق فکر» جنبش سبز بیان کرده که به موسوی کمک میکنند.
«جمعی که بیانیه را امضا کرده اند، جمعی شناخته شده بودند. هر یک از ما مواضع خود را پس از انتخابات 22 خرداد به صراحت مطرح کرده ایم نظر جمع ما این بود که در این مرحله مهم و حساس جنبش سبز، ملت ایران به هماهنگی و جهتگیری و تبیین دقیق شرایط نیاز دارد. این رویکرد و دغدغه جمعی در انتشار بیانیه تبلور پیدا کرد به گمانم تعبیر «اتاق فکر» تعبیر مناسبی است.»7
نگاه دقیق به تاریخ 10 سال قبل نشان میدهد که این گروه در برهه های گوناگون سعی در محو اسلام و ولایت فقیه داشتهاند. 18 تیر، کنفرانس برلین، و... حوادثی است که هم راستا با فتنه سال 88 تنها به هدف اسلامزدایی طراحی شدند.
کنفرانس برلین
برای مثال در جریان کنفرانس برلین که پیش از آغاز به کار مجلس ششم در اواخر فروردینماه سال 1379 انجام شد حرکات ساختارشکنانه ی این گروه به طور علنی دیده میشود. در این کنفرانس سه ضلع وجود داشت. ضلع اول و برگزارکنندهی مراسم بنیاد «هاینریش بل» است که در ضدیت با اسلام و جمهوری اسلامی مواضعی مشهور دارد. ضلع دوم، اصلاح طلبانی شامل جلاییپور، گنجی، علوی تبار و... هستند و در نهایت ضلع سوم جریانات برانداز شناسنامه دار از خارج کشور در این کنفرانس شرکت کردند.
محور مهم کنفرانس برای نشان دادن یک جامعه ی ایرانی صد در صد پشیمان از گذشته ی انقلابی خود و القای این نتیجه گیری به مخاطب است که امروز، فردا با تغییر همه ی اصول در جمهوری اسلامی این نظام سقوط میکند.



ادامه نوشته

امام را با امام دفن کردند

بسم الله                    

استاد فلسفه، صندلي را بر مي‌دارد و درست وسط كلاس مي‌گذارد. او از دانشجويان خود مي‌خواهد مقاله‌اي بنويسند و ثابت كنند كه اين صندلي، وجود ندارد. يكي از دانشجويان دو كلمه مي‌نويسد و برگه‌اش را تحويل مي‌دهد و بعد از تصحيح برگه‌ها همين دانشجو بالاترين نمره را مي‌گيرد. او در برگه‌اش نوشته بود: «كدوم صندلي»؟
شايد خنده‌دار نباشد اين كه مردمك چشم‌هايمان درست روي چيزي تمركز كند؛ آن را به وضوح ببيند و آن وقت از ما بخواهند انكارش كنيم و خنده‌دارترش اين است كه ما «بودن» همان چيز را ببينيم و بگوييم «نيست»!
درست كه ببينيم، مصداقش را زياد پيدا مي‌كنيم؛ شايد مثل همين حوادثي كه در چند وقت اخير اتفاق افتاد؛ شكست پروژه‌اي به نام انقلاب مخملي در ايران؛ پروژه‌اي كه به نقل از پژوهش‌گران و تحليل‌گران سياسي، از چندين سال قبل كليد خورده بود.

بازار بحث و بررسي جنگ نرم در ايران اين روزها خيلي داغ است . يعني يكي دو سالي مي شود كه  مدام اين كلمه ها به گوشمان مي خورد و هي راه و بيراه ازمان مي خواهند كه حواسمان را جمع كنيم تا نكند توي دام بيافتيم !
اما تاريخ را كه بگردي و زيرو رو كني ، چيز هاي زيادي دستگيرت مي شود ، آن وقت است كه مي فهمي اي دل غافل جنگ نرم ومخملي و از اين دست نبردها مال امسال و سال قبل نيست و نبوده بلكه خطر خيلي وقت است كه بيخ گوشمان وول مي خورد و ما از آن غافليم و شواهد و قرائن هم مي گويد كه انگار ختم به خير هم نخواهد شد !
اگر توانسته باشم تا اينجاي مطلب ذهنت را درگير كرده باشم حالا بايد بپرسي كي و كجا؟
و اين جاست كه من بايد شاهد بياورم كه مي آورم :
امام خمینی  كه از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی ، پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند  یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم».
 يعني امام عزيز ما تو را خيلي دوست داريم ولي افكارت را با خودت دفن مي كنيم !
 وجمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
درست كه فكر كني ، مي بيني كلمه "امام"  -كه برگرفته از نظريه ولايت فقيه امام خميني بود- به بهانه عزيز بودن امام خميني و اينكه هيچ شخصي بعد از ايشان لايق اين كلمه نيست بايدبا او دفن شود . يعني امام خميني اين همه با دنيا در افتاد تا فقط براي شخص خودش كلمه " امام " را دست و پا كند ؟؟؟ تا فقط براي خودش منصب بيافريند ؟؟؟و اين كجا با افكار آن فرزانه كه به حق امام امت بود تطابق دارد؟؟؟ 
اگر كسي آن روزها حواسش جمع بود ، اگر كسي آن روزها اين حرف ها را رد مي كرد ، اگر كسي آن روزها پيرو واقعي خط امام خميني بود ، حالا امروز نبايد من و امثال من بنشينيم و مطلب بنويسيم  كه بايد به رهبر بگوييم "امام خامنه اي " ! اين ها به نظر شما انقلاب مخملي و جنگ نرم نيست ؟؟؟

سر يک کلمه کشور ريخت به هم! بازرگان استعفاي دسته¬جمعي دولت را اعلام کرد و خواستار انحلال مجلس خبرگان قانون اساسي شدند.


ادامه نوشته

پیام نوروزی مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

فرمت 3gp

حضرت آيت‎الله خامنه‎اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خود به مناسبت حلول سال 1390 هجري شمسي با برشمردن فعاليت‎هاي گسترده مردمي و حكومتي در سال گذشته كه به‏نام "همت و كار مضاعف " ناميده شده بود، سال 1390 را به‎نام سال "جهاد اقتصادي " نامگذاري فرموده همه دستگاه‏هاي مسئول و مردم را به حركت همه‏جانبه در اين زمينه فراخواندند.

منبع : ویدئوکلوب

تصاویر دردناک مجروحان بحرین(18+)


ثورة شعب البحرين - بطش الغزاة السعوديين
ثورة شعب البحرين - بطش الغزاة السعوديين
ادادمه مطلب
ادامه نوشته

چرا بی بی سی معتقد است سران ضدانقلاب دستگیر شده اند؟

بسم الله

ظرافت های خاص امور وابسته به رسانه و مدیریت جریان افکار تا آنجاست که همواره در علوم مرتبط با امر رسانه، به جای واژه خبررسانی از اصطلاح تولید خبر استفاده میشود.
این به آن معناست که اخبار واقعی و گاه غیرواقعی به نحوی هدفمند و با نیت مدیریت افکار عمومی به جامعه مخاطبان ارائه می شود. هرچند در رسانه های متعهد داخلی استفاده از اخبار هدفمند تنها در محدوده حوادث واقعی صورت می گیرد اما مدیریت خبر در فضای کنونی امری است گریزناپذیر.
از سوی دیگر در رسانه هایی همچون بی بی سی و صدای آمریکا که بارها با انتشار اخبار جعلی تیشه بر ریشه اعتبار خود زده اند، ضمن انتشار اخبار واقعی آمیخته با دروغ به منظور اثرگذاری بر مخاطب، تلاش می شود تا دروغ هایی را که در راستای سیاست های استعماری غرب و صهیونیسم است، د رلابلای اخبار خود بگنجانند.
یکی از این دروغ ها(که البته ای کاش واقعیت بود) اخباری است که در حاشیه حصر خانگی موسوی و کروبی به عنوان دو عنصر ضدانقلاب، به مخاطبان این شبکه خصوصاً فارسی زبانان ارائه می شود.
به نظر می رسد که خبر دروغین دستگیری این دو نفر در زندان حشمتیه منتشر شده است تا:
الف) آن دسته از ضدانقلاب که آشوب اسرائیلی 25 بهمن را در بعضی از خیابان های تهران رقم زدند، از نظر روانی آمادگی برای تکرار فرامین صادره از سوی دشمنان جمهوری اسلامی ایران را در روزهای منتهی به پایان سال داشته باشد.
ب) از آنجا که عناصر وابسته به گروهک های ضدانقلابی و فرقه های وابسته باید برای حضور در آشوب های آینده تحریک شده شده و پازل برنامه ریزی های نظام سلطه  برای ایجاد بی نظمی در کشورمان را تکمیل کند، بی بی سی در تلاش است تا با وارد آوردن فشار روانی بر مسئولان جمهوری اسلامی ایران، آنان را وادار به ارائه اخباری از موسو ی و کروبی کند تا رسانه های وابسته به دشمنان انقلاب اسلامی به بهانه انتشار اخبار مورد اشاره که مدعی شکسته شدن حصر کروبی و موسوی شود. یقیناً در مراحل بعدی، رسانه های معاند تلاش خواهند کرد تا ضمن بزرگنمایی اتفاق فوق، مدعی شوند که این یک پیروزی خارق العاده برای مخالفان جمهوری اسلامی ایران است! 
جنگ نرم و اخباری که به گوش میرسد
در دوره ای که جنگ نرم در میدان رسانه های پرشمار در جریان است، بی شک باید به هر نحو ممکن درافراد مختلف بر دقت، آگاهی و بصیرتی که لازمه پیشبرد اهداف جبهه داخلی جنگ نرم است افزوده شود.
با قاطعیت می توان گفت که هیچ یک از اخبار سایت هایی مانند بالاترین، جرس، کلمه، سهام نیوز و شبکه های تلویزیونی همچون العربیه، بی بی سی، صدای آمریکا، یورونیوز و رادیوهایی همانند رادیو آزادی، رادیو فردا، رادیو کوچه و رادیو صدای امریکا، بدون دلیل و برنامه ریزی به مخاطبان ارائه نمی گردد؛ به همین سبب توصیه می شود که افسران جنگ نرم ضمن بهره گرفتن از رهنمودهای رهبر انقلاب و استفاده از سخنان و تجربیات بزرگان فعال در این عرصه، نسبت به اخبار این رسانه ها خصوصاً خبرهای حاشیه ساز آن دقت کرده و خود را جهت خبرسازی های پرحاشیه آنها آماده کنند.


این وبلاگ به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است

للحق

2 تا پست آخر وبلاگ کلبه حزب الله رو که متعلق به یکی از دوستان هست رو به دستور کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است ,وبلاگی که یکی از فعالان عرصه جنگ نرم بود بدلیلی نا معلوم مسدود شد، من 2 تا پست آخر وبلاگ کلبه حزب الله رو در اینجا قرار دادم تا شما هم قضوات کنید

مسیر راهپیمایی 25 بهمن

للحق

حمایت از ملت مصر و تونس به بیان جنبش سبز

منبع : کلبه حزب الله

ندایی دیگر در راه است

للحق

25 بهمن

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!!!

ستاد کشته سازی میرحسین موسوی

آقای موسوی ظاهرا فراموش کردید که خواهرزاده عزیزتان چگونه و بدست چه کسانی کشته شد! اتفاقی که شما اصلا انتظارش رو از خودی ها نداشتید! اتفاقی که منجر به اختلافات درون فامیلی شد اختلافاتیکه که شما مقصر اصلی آن شناخته شدید!

چند انسان دیگر باید قربانی حماقتهای شما شوند ؟

منبع : کلبه حزب الله

دوره آموزشی 3 روزه

بسمه تعالی

دوره آموزشی سه روزه  جهت توانمند سازی نیرو های ارزشی در فضای سایبر برگزار می شود .

طبق هماهنگی و پیگیری های شورای هماهنگی فعالان سایبری به جهت ارتقای دانش فنی و محتوایی نیروه های ارزشی در فضای سایبر یک دوره آموزشی از  تاریخ 26 بهمن لغایت 29 بهمن  به مدت سه روز  در شهر مقدس قم برگزار می شود

ظرفیت این دوره از کلاس های آموزشی 100 نفر خواهران و 100 نفر برادران  در نظر گرفته شده است .

متقاضیان  وعلاقمندان  شرکت در این دوره آموزشی تا تاریخ 22 بهمن  فرصت دارند تا در سایت شورا به ادرس ccirca.ir ثبت نام نمایند

لازم بذکر است متقاضیان محترم باید از فعالین حوزه سایبر باشند و حداقل شناخت از فضای اینترنت را دارا باشند و از کسانیکه دارای شرایط مزبور باشند ثبت نهایی بعمل خواهد آمد؛ داشتن وبلاگ شخصی و ایمیل از شرایط لازم جهت نام نویسی می باشد.


بله آقای پیشانی سفید

 بنام او
فرمانده پرکار و پرتلاش عروسک های خیمه شب بازی فتنه 88 همان فرد بی کفایتی است که ، به محض اینکه آقایان در ظاهر قدرتمند و مدیران جهان آنروز دست به سلاح تهدید و تحریم می بردند چیزی نمی گذشت که بر صندلی ریاستش خود را خیس میکرد و از همانجا دستانش را به نشانه تسلیم بالا برده و گردن را کج می کرد و ملتمسانه با پای پیاده به سمت سازمان ملل راه می افتاد تا ابراز پشیمانی اش را به فرماندهانش هرچه زودتر برساند تا تحریم نشود ..... تا ملل غرب از او ناراحت نشوند و قهرش نکنند......
خاتمی همان مردنمایی است که تمام 8 سال ریاستش را با پوشش گفت گوی تمدن ها دستانش را در عین بی شرمی به سوی غرب دراز می کرد و طلب کمک داشت... او همانی است که شخصیت مسلمان ایرانی را شخصیتی وابسته  و ناتوان به جهان معرفی کرد... جهانیان هم مانده بودند که : مگر این ملت همان مردمان انقلاب 57 نیستند و مگر حماسه ی جنگ جهانی سوم را که بدان دچار شدند را فراموش کرده اند که ریاست جمهوریشان اینچنین باج می دهد و.....
باید هم دنیا به ریشش بخندد... چون اهالی این دنیا همه انقلاب ایران را به نام خمینی کبیر می شناسند و حماسه ها و غیور مردی های شیران این سرزمین را نشات گرفته از ولایت مداری ما می دانند و هنگامی که چنین بزدلی به نام ایران اسلامی پا بر عرصه ی سیاست جهان می گذارد ، به قول پیشینیان که می گفتند : چون گاو پیشانی سفید جلوه می کند.....
بله آقای پیشانی سفید؛ مثل اینکه باز هم کاه و یونجه تان زیادی کرده که هوای قدرت به سرتان زده... بدان که حافظه ی تاریخی این ملت بسیار قوی است ... وبه همین دلیل بود که به کاندیدای معتلف با تو رای ندادند و همه پای صندوق آمدند تا پوزه ی تو را به خاک بمالند  و سربازانت را ناکام گذارند.... چون این مردم بی سوادشان هم تاریخ را 20 می شود و هنوز به یاد دارند بنی صدر ملعون را که یار غار تو و همدستان ملعون توست....
هنوز از یاد نبرده ایم هدفمند کردن برنامه هایت را برای خدمت رسانی به گروهک هایی چون ریگی که کاردستی سروران امریکاییت بود برای ترورهایی چون ...... چه اعترافاتی دارد ریگی در وصف بودجه هایی که دولت هفتم و هشتم در برنامه ی بودجه ی سالانه اش برای جندالشیطان در نظر می گرفت تا به اهداف شوم پادشاهان دنیای تو جامه ی عمل بپوشانند....
خدمات آقای پیشانی سفید به تمدن جهانی ( ترور و وحشی گری ) غیرقابل وصف است اما در مقالات آینده چندی دیگر را به سمع و نظر تمامی حقیقت طلبان فضای سایبر خواهیم رسانید.....

« ا لیس الصبح بقریب ؟ »



مرگ یک انقلاب حتما عمدی و خود خواسته است!

للحق

یک انقلاب وقتی شکست می خورد که خودش بخواهد شکست بخورد. یعنی از لحظه ای که آمادگی برای مردن و توهین شنیدن و عقب نشستن را در خودش بوجود بیاورد. قطعا چنین انقلابی خواهد مرد و دیگر اثری جز در تاریخ مکتوب از او باقی نخواهد ماند. به عبارت دیگر مرگ یک انقلاب حتما عمدی و خود خواسته است. انقلاب ها را نمی توان درهم شکست مگر اینکه خودشان بخواهند. انقلاب را موقتا می توان متوقف کرد ولی نمی شود آن را نابود کرد. انقلاب بعد از اینکه ضربه ای بخورد تغییر شکل می دهد، تغییر تاکتیک می دهد اما منتفی نمی شود. اگر از در بیرونش کنند از پنجره وارد می شود. 15 خرداد 1342 سرکوب بشود 15 سال بعد از راه می رسد و همه اوضاع را به هم می ریزد.
 
خطری که برای همه انقلاب ها بعداز پیروزی قابل پیش بینی است و می تواند بزرگترین انقلاب ها را به زانو در آورد خطر ارتجاع است. همان تعبیری که در قرآن برای جنگ احد به کار رفته است. بعد از اینکه خبر شهادت پیامبر بین رزمنده ها منتشر شد اکثر آنها به دامنه کوه ها فرار کردند، بعضی ها گریه کردند و بعضی دیگر به کلی بریدند. آنوقت خداوند در آيه اي فرمود؛ اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود آیا شما از راه رفته باز می گردید؟ در همه اصولی که پیامبر برای شما آورد تردید می کنید؟ مگر قرار بود برای همیشه به شخص پیامبر گره بخورید؟ یا قرار بود همیشه تعالیم پیامبر پیش چشم شما باشد؟ کدام یک؟ ایمان شما به تعالیم پیامبر گره خورده نه به شخص او و بنابراین نباید با کوچکترین شکست یا ضربه ای که می خورید به همه چیز شک کنید.
 
این اتفاقات در آن دوران افتاد و در همه مبارزات هم می افتد. وقتی اوضاع خراب مي شود و انقلابيون ضربه خوردند جز خواص که تا پای جان ایستاده اند و در چیزی شک نمی کنند، بقیه، انقلاب را تنها می گذارند. عمده ي کسانی که به یک انقلاب ملحق مي شوند، بعد از نصر و پيروزي مي آيند. و یدخلون فی دین الله افواجا. وقتی می بینند پیروزی های پیاپی نصیب مومنین شد، فوج فوج و گروه گروه به آن انقلاب ملحق می شوند و پیروزی را علامت حقانیت می پندارند
 
بسیاری از آنها در لحظه ای که معادلات سیاسی به هم بخورد و مومنین در فشار قرار بگیرند، به همان سرعت که ملحق شده اند، شک می کنند. در جنگ احزاب یا خندق وقتی فشار سنگین شد و محاصره طول کشید و علائم شکست پدیدار گشت، یک عده از مسلمانان وقتی نیروهای دشمن را دیدند که انبوه هستند و اکثریت قاطع با آنهاست، همان آدم هایی که پشت سر پیامبر نماز می خواندند و التماس دعا می گفتند، تبدیل شدند به کسانی که به همه چیز شک کردند. وقتی خطر را دیدند شک کردند
یعنی بعد از اینکه انقلاب یا جنبشی پیروز شد دوباره ممکن است گردش به عقب صورت بگیرد. دوباره ممکن است انقلابیون راهی را که رفته اند عقب عقب بر گردند. این خطری است که انقلاب پیغمبر را تهدید کرد چه برسد به انقلابي مثل انقلاب ما. بهترین و کم هزینه ترین راه برای متوقف کردن یک انقلاب، جنگ چشم در چشم با آن نیست بلكه دور زدن آن است. لازم نیست با تک تک سربازان آن انقلاب بجنگند، کافی است وارد اتاق فرمان آن انقلاب بشوند. دشمنان ریاکار همیشه موفق تر از دشمنان چشم در چشم عمل می کنند. با نرم افزار خوب بدترین ترفندها را علیه یک انقلاب سازمان می دهند. انقلاب ها را تعقیب می کنند و فرمان آن را در دست می گیرند. و بدون این که آب از آب تکان بخورد، یک مرتبه می بینید از تخم عقاب جوجه کرکس بیرون آمد. این اتفاقی بود که در صدر اسلام افتاده است و قربانیان اصلی اش امام علی بن ابی طالب و اهل بیت پیغمبر بوده اند و هر لحظه ممکن است مشابه آن بر سر انقلاب هایی که قوت كمتري دارند، بیایید.
 انقلاب ها چه وقت می میرند؟
                                                                                ادامه مطلب

ادامه نوشته

آزادی یا شمشیر دولبه    

للحق

يكى از مفاهيم زيبا و مقدّس براى بشريت واژه آزادى است. اين واژه مفهومى است مبهم و لغزنده و كشدار. بعضى آزادى را بالاتر و برتر از خدا و دين مىدانند و مىگويند دين هم حق ندارد با آزادى انسان مخالفت كند.در ابتدا در مقام پاسخ و مواجهه با اينگونه مطالب سؤال مىكنيم مراد شما از آزادى، آيا آزادى مطلق است يا آزادى محدود؟ اگر مطلق منظور است كه هيچكس قبول ندارد و اگر محدود را مىگوييد، سؤال مىكنيم محدود كننده آزادى كيست؟

آزادى مطلق و بدون قيد، يعنى هر كس هر كارى مىخواهد انجام دهد و هر چه مىخواهد بگويد و بخورد و ساير اعمال، اين آزادى هر دين و قانونى را نفى مىكند; چون هميشه هر قانونى، حد و مرزى براى يكى از اعمال بشرى تعيين مىكند. پس آزادى مطلق يعنى بىقانونى و در نتيجه هرج و مرج و توحّش، و اين مطلب را هيچ انسان عاقلى نمىتواند بپذيرد. پس هميشه آزادى محدود به قيودى است. حال كه آزادى مقيد شد، بحث بر سر قيد آزادى واقع مىشود كه اين قيدها چيست و چه مرجعى بايد آن را تعيين كند؟

 كسانى كه تفكر ليبرالى و غربى دارند ملاك قانون و مقنّن را مردم و رأى اكثريت مىدانند. اگر مردم يك نوع آزادى را پسنديدند، قانونى مىشود والاّ نه. اگر در يك زمان پسنديدند، قانونى است و در زمان ديگر اگر ردّ كردند، غيرقانونى است. مثلاً قبلاً همجنس بازى در غرب غيرقانونى بود چون مردم نمىخواستند، اكنون كه مىپسندند، قانونى مىشود.

اما در تفكر اسلامى و دينى مقنّن خداوند است. حد آزادى در غرب، مزاحمت با آزادى ديگران و مصالح مادى آنها است، اما در اسلام حد آزادى، مصالح واقعى ـ اعم از مادى و معنوى ـ انسانها است.

در جمهورى اسلامى ايران اگر بر طبق تفكر دمكراتيك و غربى هم بخواهيم عمل كنيم، چون غالب مردم مسلمان هستند، باز رأى اكثريت مردم با رأى اسلام و دين موافق است و در هر صورت محدوده آزادى را دين اسلام مشخص خواهد كرد. كسانى كه مىگويند خدا را قبول داريم و مسلمان هستيم و در عين حال مىگويند آزادى نبايد محدود شود و آزادى فوق دين است، يا متوجه تناقض در سخن خود نيستند و يا با توجه به مطلب و از روى نفاق و تزوير اينگونه مردم فريبى مىكنند.

آزادىهاى انسان بر دو نوع است: 1ـ آزادى فردى و اخلاقى 2ـ آزادى اجتماعى و حقوقى. در هر دو زمينه، آنچه آزادى را محدود مىكند مصالح مادى و معنوى فرد و جامعه است كه در ضمن احكام دينى بيان شده است. منطق دين اين است; هر كس نمىخواهد مىتواند نپذيرد. اما اگر دين را پذيرفت، قوانين و حدود الهى را هم بايد بپذيرد. اعتقاد به اسلام و عمل بر طبق ماديت و مكتب ليبراليسم قابل جمع نيستند.

در پايان اضافه مىنماييم كه پاسخ پرسش هايى نظير اين كه مصلحت چيست؟، دامنه اش تا كجاست؟ و چه كسى بايد مصالح را تشخيص دهد؟، در فرهنگهاى مختلف تفاوت مىكند. راه فرهنگ اسلامى با فرهنگ الحادى و غربى جداست. و وقتى در نظام اسلامى علاوه بر نظم و امنيت و مصالح مادى افراد و جامعه، قرار شد كه مصالح معنوى و روحى افراد هم محدود كننده آزادى باشد، قهراً با آمدن قيد دوّم و محدوديت بيشتر، دايره آزادى در دين محدودتر مىشود، پس بايد دانست كه واقعيت اين است كه دايره آزادىها در نظام اسلامى محدودتر از دايره آزادى در نظامهاى غير دينى خواهد بود.


پیشوایان کفر در سال 1388

بسم الله

در تفسیر و شرح آیه 12 سوره توبه1 کسانی که با زمامدار و ولی امر مسلمانان، عهد و پیمانی داشته اند ولی آن را می شکنند و در مقابل پیشوای مسلمانان قرار می گیرند، به عنوان پیشوایان کفر معرفی می شوند. در توضیح این مسئله که چرا قرآن آنان را پیشوایان کفر معرفی می کند گفته اند آنان در کفر به آیات الهی پیشی گرفته اند و مردم جاهل از آن ها پیروی کرده اند. برای مثال در روایات اهل بیت (ع) برپاکنندگان جنگ جمل – که طلحه و زبیر در راس آن ها قرار داشتند – از مصادیق بارز این آیه برشمرده شده اند؛ چرا که آن ها با پیشوای بر حق مسلمانان یعنی امام علی (ع) به مخالفت برخاستند و پیمان و بیعت خویش را با او شکستند و به همین دلیل در تاریخ به ناکثین (پیمان شکنان) معروف شدند.

برای روشن تر شدن آیه فوق می توان مثال ِ معاصری هم بر آن افزود. در جریان انتخابات سال 88 ریاست جمهوری چهار کاندیدا در اتخابات شرکت کردند و عهد کردند که بر مبنای قانون اساسی جمهوری اسلامی عمل کنند. اما دو نفر از آنان بعد از برپایی انتخابات و اعلام نتایج، نسبت به نتیجه اعلام شده تشکیک کردند و این کار را از طریق قانون اساسی که همان عهدنامه شان باشد از پیش نبردند و همچنین به تذکرات ولی امر مسلمین مبنی بر شرکت در جلسات حل اختلاف و تاکید ایشان بر سالم بودن فضای برگزاری انتخابات وقعی ننهادند و علاوه بر آن اردوکشی های خیابانی انجام دادند و با نوشتن بیانیه هایی متعدد افراد را به قانون شکنی و هرج و مرج دعوت کردند.
مطمئنا چنین افرادی آفت جامعه هستند و مسیر جامعه را از عدالت و نظم خارج می کنند. برای جلوگیری از تخریب دستاوردهای جامعه به وسیله اینان، در انتهای همین آیه روش برخود با پیشوایان کفر آورده شده است که بسیار جالب توجه است و آن این است که با پیشوایان کفر پیکار کنید و با شدت عمل برخورد کنید تا شاید دست از اعمال قانون شکنانه خود بردارند.
وَ اِن نکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَ طَعَنوا فی دینِکُم فَقاتِلوا اَئِمَّهَ الکُفرِ اِنَّهُم لا اَیمانَ لَهُم لَعَلَّهُم یَنتَهون (12 ، توبه)
ترجمه : و اگر پیمان های خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنان پیمانی ندارند ؛ شاید با ( شدت عمل ) دست بردارند