آموزش گام به گام نقاشی همبرگر کارتونی
آموزش گام به گام نقاشی همبرگر کارتونی
.gif)
آموزش گام به گام نقاشی همبرگر کارتونی
.gif)
اگر بچهای از خوابِ نازِ صبح بیدار نمیشود، خودش میداند و ناظمش.
اگر درس نخواند، خودش میداند و کارنامهاش. به پدر و مادرش مربوط نیست.
به پدر و مادرش این مربوط است که با هم در خانه دعوا نکنند ، تفریحات خارج از سن و سال بچه ایجاد نکنند، وسط هفته تا دیروقت مهمانی نباشند، بچهشان را کتابفروشی و موزه و پارک ببرند، در خانه میوه داشته باشند، با بچهشان بازی کنند، شبها موقع شام همه دور سفرهی غذا گفتگو کنند، با پوست میوه شکلهای عجیب و غریب درست کنند، هر از گاهی با معلمِ بچه دیدار کنند، به بچه یاد دهند توی اتاقش گلدان داشته باشد و هر روز از آن مراقبت کند، برایش اسباببازیهایی بخرند که دستِ بچه ورزیده شود، خودشان هم – بلا نسبت! – یک وقتهایی کتاب بخوانند. با بچه شوخی کنند. هی نگویند: «پول نداریم.»، سر بچه منت نگذارند که برایت فلان و بهمان کردهایم، حواسشان باشد دوستهای خوب دور و بر بچه باشد... همین!
(متن از آقای علی اکبر زین العابدین)
انشااله اگه عمری باشه باز در خدمت همکاران عزیز و دانش آموزان گل کلاس اولی خواهم بود .
بچهها معمولا در يک سالگي قلم به دست ميگيرند و با آن به کاغذ ضربه ميزنند، بدون آنکه بتوانند اثري روي کاغذ به جا بگذارند....
کمکم در سنين 18 تا 20 ماهگي، موفق به کشيدن خطوط ميشوند و ميل ذاتيشان به اثرگذاري و لذت بردن از کارهاي خودساخته، مهمترين عامل در بروز شکلگيري اين خطوط است.
به مرور زمان، آن خط خطيهاي اوليه، معنا و مفهوم بيشتري پيدا ميکند و در حدود 3 سالگي، ديگر خط نگاري کودک فقط براي لذت بردن از حرکت يا فشار مداد روي کاغذ نيست؛ بلکه او سعي ميکند با ترسيم تصاوير، احساسات درونياش را متناسب با تجربههاي زندگي کوتاهمدتش بروز دهد.
از 5، 6 سالگي به بعد نيز کودک قدرت و توجه بيشتري براي نظارت بر واقعيات بيروني پيدا ميکند و چون لغات بيشتري آموخته است، بهتر از قبل ميتواند اختلاف اشيا را با همديگر درک کند. بنابراين نقاشي در اين دوران، ترسيمي است از چيزهايي که برايش مهماند؛ حتي اگر در واقعيت قابل رويت نباشند.
سایت سلامت طی پرسش و پاسخی با یکی از محققان این مسئله را تشریح کرده است.
لطفا ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید...





تحویل سال در حرم 


لحظه تحویل سال خیلی از بچه ها، همراه پدر و مادرشان، کنار سفره هفت سین می نشینند
و اولین لحظه های سال نو را با هم شروع می کنند.
بعضی دیگر هم همراه بزرگترها به جاهای مقدس می روند؛
به مسجدها که خانه خداست یا به امامزاده ها که خانه بنده های خوب خداست.
علی کوچولوی قصه ما هم امسال همراه خانواده اش به مشهد رفته بود
تا بتواند لحظه تحویل سال را توی حرم امام رضا علیه السلام باشد.
صحنهای اطراف حرم، پر از جمعیت بود و مردم دسته دسته
و گروه گروه خودشانرا به حرم می رساندند.
لحظه تحویل سال نزدیک بود.
هر کسی زیر لب چیزی می گفت و به ضریح چشم دوخته بود.
همه با امام خودشان حرف می زدند و سال خوب و پر از موفقیتی را از او می خواستند.
ناگهان، صدای نقّاره های حرم بلند شد.
سال نو آغاز شده بود و صدای جمعیت بود که با هم صلوات می فرستادند.
علی کوچولو احساس خیلی خوبی داشت.
علی مطمئن بود که امسال با سال های قبل فرق دارد
و به خواست خدا، موفقیت های زیادی در انتظار او نشسته است.
چون اولین لحظه های آن، توی خانه امام رضا
و در میان فرشته های خدا شروع شده بود.

بچه های گلم اگر شما ها هم در کنار
امام مهربونمون سال را نو می کنید
ما را هم دعا کنید
باشه ؟






