شعر و عکس

 

تو با من بودی وقتی سایه ها پشت سرم حرف می زدند


تو با من بودی وقتی از پشت اشکهای شبانه عاشقانه ستاره را فراموش می کردیم

تو با من بودی وقتی هیچ کس نه من را باور می کرد نه تو را باور داشتتو با من بودی وقتی آینه هم بودن ما را در کنار هم باور نمی کرد


حتی اگر دروغ بچگی ها دوستی و بزرگی ما را روی ما سازند

یکسال کم نیست

همه ی جمعه ها و صبحها در کنار هم بودن.

 فرزاد حسنی

 دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

یلداتون مبارک

 

قصه عشق و ماه و ستاره

آسمان خسته از صداي زمين


از من و تو بهانه اي ميخواست


عشق ماه و ستاره رسوا بود


كهكشان از من و هزاران من


لحظه هر لحظه نور باران بود


چشم تو در كمال خونسردي


پشت ابر قرار پنهان بود


عشوه هاي لطيف مهتابي


سوسويم را به شعله مهمان كرد


چشمك بي اراده ام در باد


عشق مارا چقدر آسان كرد


راه ما تا نوازش و رويا


نيمه راه قريب شيري بود


جاده در انتظار يك فرصت


بر عطشناكي زمان افزود


در نخستين شب زمستاني


برف يلدا دركنار ما باريد


اين شب بي نهايت وحشي


از ميان من وتو ميباريد


ماه در باد گونه در ترديد


تن من در هلال تو غلتيد


من ستاره تو ماه هر كي در خواب


بوسه هايم به دامنت لغزيد


در نخستين شب زمستاني


برف يلدا در كنار ما باريد

فرزاد حسنی

یلداتون مبارک

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

براي خودم.....

خدا جونم خيلي دلم گرفته........

شعر و عکس

زیر ِ نگاهت سالها بی پیله پوست انداختم


چشمات اگه با من نبود


احساسم و میباختم


روزای ِ سختی دیدم و با من بجز هق هق نبود


با بغض عاشق میشدم


بغضی که بیمنطق نبئد


تکلیف ِ من با زندگی اون روز روشن شد که تو

عکسی گرفتی از منو

با گریه میگفتی برو

دستام تو دستات گرمبود این عشق بد حالی نداشت

هرجا عقب موندم ازت

عمدی نبود دنیا نزاشت

.
.

روبه تو راهت وا نشد دروازه های ِ قلب ِ من

من اعتمادم جلب شد

حالا تو از من دل نکن

داغم تو دلسردم نکن نگزار خاکستر بشم

جوری کنارم وایستا

از قبل.هم بهتر بشم

ما ساده اینجا نیستیم حرف ِ زیادی پشت ِ ماست

روزای ِ خوبم میرسه

خیلی چیزا تو مشت ِ ماست

فرزاد حسنی

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

 

“یه قبله پشت چشماته / که مغناطیس ُ رد کرده 

شبای قبل تو باید / به این تقویم برگرده 

کنار قلب تو مثل ِ / یه مَردم رو به خوشبختی 

تو احساسی بهم میدی / شبیه ِ غیرت ِ تختی 

تو می پوشونی موهاتو / غرورغنچه وا میشه 

یه مرد از دامن پاکِت / طرفدار ِ خدا میشه 

به عشقم محرمی خانوم / مثه گلدسته و کاشی 

فدای اون حَیاتونَم / خانومی که شما باشی 

میدونم گاهی از دستم / شبا با بغض میخوابی 

نمی فهمم چی کم داری /چرا انقدر بی تابی 

ازم بگذر اگه راحت / نگفتم دوستت دارم 

اگه غمگین بشی از من / گره میفته تو کارم 

چه معمولیه رفتارم / کنار قلب خوش نامت 

ولی باور بکن خانوم / هنوزم سخت میخوامت”

فرزاد حسنی


پ.ن: اینم بخونید جالبه پیش بینی همین شعر در سال آینده است


یه میل‌گرد پشت چشماته / که توو مغز سرم میره

بهشته قبل تو باید / به این تقویم برگرده!


کنار قلب تو مثل / یه جورابم توو جا رختی

تو احساسی بهم میدی / شبیه پنکه سقفی


تو می پوشی لباساتو / غروبه فروشگا وا میشه

یه مرد از جیب پاک خود / پناهنده بر خدا میشه


میدونم گاهی از دستم / شبا با بغض میخوابی

همون شبها که ظرفارو / نشستم من به تنهایی


چه معمولیه رفتارم / کنار جیغ خالدارش

ولی باور بکن خانوم/ منم گوشم رو میخوامش


دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی


پ.ن: با تشکر از الهام اهوازی عزیزم بابت فرستادن عکسها آجی گلم دستت درد نکنه


شعر و عکس

چشم تو تو ایینه فریاد میزنه

صورتت رنگ غروب رفتنه

باز داری ایینه ها رو ها میکنی

میبینی چشم تو دنبال منه

تو خودت گفتی ازم خسته شدی

نمیخوای حتی با من حرف بزنی

یه سوال مونده برام فقط بگو

کی میخوای بفهمی عاشق منی

بوسم رو دستای تو قبول نداشت

وقتی من چنگ میزدم به اسمون

دل تو محل به اشک من نذاشت

تو میخوای نفرت رو باور بکنم

برم و دور تو رو خط بکشم

اگه حتی عشق تو خیالیه

میمونم طعم خیال رو میچشم

دیگه این ایینه و چشمای تو

منت همه عشوه هات رو میکشم

منو بسپار به غبار جاده ها

بزار عشق تازه ای طلوع کنه

رو غبار و ایینه و باور ما

چشم تو تو ایینه فریاد میزنه

صورتت رنگ غروب رفتنه

باز داری ایینه ها رو ها میکنی


میبینی چشم تو دنبال منه

فرزاد حسنی


            

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یاعلی

تقدير هميشه حرف خود شو ميزنه


تقدير نه به من


نه به تو


اجازه نميده كه راه خودمونو بريم


تقدير گاهي مچ مارو سر بزنگاه به هم رسيدن ميگيره


تا حالا چقدر شده كه سلام نكرده مجبور بشي بري؟؟؟


تا حالا چند بار شده كه نصف راه برگردي و اداي موندن اختياري رو دربياري؟؟؟


تا حالا براي اين همه غصه دلت لرزيده؟؟؟


تا حالا پا پس كشيدي؟؟؟


تا حالا مجبور شدي همه چي رو بزاري و بري؟؟؟


تقدير هميشه حرف خودشو ميزنه


چقدر سخته كه براي آخرين بار بگي خداحافظ


تا حالا چند بار گفتي خداحافظ؟؟؟


چند بار...؟؟؟


آه از اين همه خداحافظ

فرزاد حسنی

 

                

               

هواشيرين است

مثل وقتي كه ميخواستمت

از پشت همين ميزي كه فقط جاي انگشتها و آرنجت را حفظ كرده است

مثل روزهايي كه باران را بهانه ميكردم تا دنبالت بگردم

وتر شدن را حس ميكرديم

تا پشت همين ميز

تا ذره ذره در بخار هاي گرم شدن بزرگ شوم

ورنگ به رنگ هواترد است

مثل دلم كه دندانه دندانه خراشيد

تا جايي كه صندلي بود ومن بودم

و جاي آرنج هايي كه  ميگفت اصلا زود نميآيم يا شايد اصلا نمي آيم

چه زود بود

آري زود را من بين كلمه ها جا گذاشته بودم

حالا كه دير كردي ومن زود آمده ام

بيا باهم دير كنيم

باهم زود برويم

باهم زود فراموش كنيم

وباهم دير عاشق شويم

چرا كه انگار امروزها مهر جايش را به خاطره آرنج وانگشت داده

كجاست مهري كه عشق باشد

عشق وعشق

عشق مهرحقيقي

عشق ناب

فرزاد حسنی


               


 

نفسم گرفت از اين شب در اين حصار بشكن

در اين حصار جادويي روزگار بشكن

چو شقايق از دل سنگ برآد رايت خون

به جنون صلابت صخره ي كوهسار بشكن

تو كه ترجمان صبحي به ترنم و ترانه

لب زخم ديده بگشا صف انتظار بشكن

سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي

تو خود آفتاب خود باش و طلسم كار بشكن

بسراي تا كه هستي سرودن است بودن

به ترنمي دژ وحشت اين ديار بشكن

شب غارت تناران همه  سو فكنده سايه

تو يه آذرخشي اين سايه ديو سار بشكن

ز برون كسي نيابد چو يه ياري تو اينجا

تو ز خويشتن برون آ  سه تنار بشكن

فرزاد حسنی

               


             


               





تو غزلترین نگاهی توی باغ بی ترانه
دارم از تو زنده می شم اتفاق عاشقانه
منو حلقه کن تو دستت منو از تنت بیاویز
نذار از سکه بیفتم بابت این دل ناچیز
زخمیم از شب حسرت نرسیدم به تماشا
منو با خودت بیامیز تازه کن جانو به رویا
عطش جاده بوسه گر گرفته تا نگاهت
لحظه بونتو می گیره خیره می مونه به راهت
ساکتم در شب بی تو پرم از هجوم فریاد

حس بکر با تو بودن منو تا ستاره پر داد

فرزاد حسنی

               


دوستون دارم 

خداحافظ همین حالا

یا علی





 

شعر و عکس

شقایق چشمک شبنم تمام روز و تر کرده 
سلام نور و آیینه به قلب ما سفر کرده 
سلام ایوون سلام کلبه سلام صبح غزل بارون 
سلام پرچین همسایه سلام خوشبختی پنهون 
سلام ایران سلام ایران سلام ایران 
دوباره چشمای مادر دوباره قامت بابا 
جهان زیباتر از دیروز نشسته در کنار ما 
سلام عطر نماز صبح سلام لالایی دیشب 
بیا صبح شلوغ من برو تنهایی دیشب..

.فرزاد خسنی

                  


            

خدایا از همه ی رنج هایی که می کشیم آگاهی 
و از همه ی خوشی هایی که در انتظارمونه خوشحال … 
خدایا ! نه به رنگه نه به لباس .. 
نه به صورت نه به لعاب .. 
برای تو و نزد تو آرامش روحی و تقوا ملاکه … 
خدایا ! قسم به تمام عزیزانی که دوستشان داریم .. 
قسم به همه ی اونایی که خودت گفتی دامنشونو بگیریم و دست از طلب بر نداریم تا کام ما بر بیاد .. 
قسم به همه ی کسانی که یک آهشون زندگی رو تغییر میده .. 
قسم به نفس کسانی که یک لحظه نگاهشون می تونه دنیا رو زیر و رو کنه … 
قسم به حرف حرف و کلمه به کلمه ی آدم هایی که فقط صداقت ارزونی می کنند و توقع صداقت دارند … 
خدایا به همه ی اون ها قسمت می دیم با وجود این همه رفیق و دوست و آشنا که امشب این توفیق رو داشتیم کنار هم باشیم … 
آن چه می خوایم .. براش خودمون رو به در و دیوار می زنیم .. و به نفع و مصلحت ماست بهمون بده .. 
خدایا خودت گفتی .. 
خیلی وقتا ورود به دانشگاهی رو می خوایم که شاید ورود بهش اول خوشبختیمون نباشه .. 
گاهی وقتا رسیدن به کسانی رو می خوایم که شاید نزدیک شدن به اون ها باعث بد بختیمون باشه و ندونیم … 
گه گداری آرزوی داشتن چیزی رو داریم که همش شره ولی در ظاهر و ببخشش به ما نیکو … 
خدایا ! طوری حقیقت رو به ما نشون بده که واقعیاتو بفهمیم 
و چیزی که به نفع مصلحت ماست رو بهمون بده … 
خدایا ! خدایا ! همیشه آرزو های قشنگ وقتی واسه ی 
دیگرون بخوایمشون بر آورده می شه … 
همیشه اگر زیبایی های خودمون رو تو چشم دیگرون ببینیم 
چشمای ما هم قشنگ تر می شه … 
به ما این قدرت رو بده که کسایی که دوستمونم 
ندارند دوستشون داشته باشیم … 
خدایا این قدرت رو به ما بده که بتونیم به کسایی 
که دوستشون داریم بگیم دوست دارم

.فرزاد خسنی


              


ادعا نکن هنوز نیستی، هنوز نشدی خاطرخواه خاطره هایم.ادعا نکن خیلی مانده برسی،خیلی مانده تا سایه ام شوی رو به روی آفتاب.. 
برای گفتن حرف های زیبا همه عاشقند.. برای گرفتن عکس با پروانه ها همه مشتاقند.. برای خواندن بهترین ترانه با تو همه صدایشان رساست.. 
برای روز هایی که می خواهمت چه؟ در تنهایی و سکوت... 
تو همان مدعی همیشگی هستی یا باز هم تنهایم میگذاری در پس جاده های طولانی غروب...؟

.فرزاد خسنی


              

.. دلتنگی‌هایم شکل تو شده است، خواب‌هایم بوی تو را می‌دهد...دستم شبیه دست‌هایت شده... راستی دست‌هایمان چه شکلی بود... بال‌بال می‌زدم که برگردم، پرپر می‌شدم که ببینی‌ام... برگشتم، با همه آنچه داشتم برگشتمخسته از همه بی‌تفاوتی‌هاخسته از همه لَج بازی‌های کودکانهخسته از با خود بودن؛ خسته از با تو نبودندلتنگی‌هایم شکل تو شده است، خواب‌هایم بوی تو را می‌دهددستم شبیه دست‌هایت شدهراستی دست‌هایمان چه شکلی بودبال‌بال می‌زدم که برگردم، پرپر می‌شدم که ببینی‌امهمه زندگی خلاصه شده بود در رسیدن وحالا که برگشته‌ام آیا مرا می‌بینی؟آیا مرا نقاشی می‌کنی؟آیا برایم باز هم می‌خوانی؟برگشته‌ام با همه آنچه داشته‌امنگو نمی‌شناسی‌ام، من شبیه دیروز تواَمو تو حالا شبیه دیروز منبیا تو دیروزی باش و بگذار من امروزی باشمنگاه کن! خیلی...

.فرزاد خسنی


              


دوستون دارم  

خداحافظ همین حالا

یا علی




شعر و عکس

چند قدم اون ور ابرا ، بالای ماه و ستاره
سفره ی افطاری پهنه ، آسمون مهمونی داره
میون سفره ی افطار ، نون و خرمای بهشته
کاسه ی شبنم و نوره ، توی دست هر فرشته
عطر جانماز هر گل ، توی آسمون پیچیده
بال شاپرک دوباره ، رحل قرآن مجیده
دوباره وقت اذونه ، میرسه لحظه ی دیدار
می شینن دو تا فرشته ، کنار سفره ی افطار
این کدوم صدای عشقه ، که تو گوش کائناته ؟
صدای بال فرشته اس ، نه صدای صلواته . . .
رو حریر دل دریایی ما ، لحظه ی بارش بارون دعا
جزر و مد عشقه تا عرش خدا . .

.فرزاد خسنی

حلالم کن دم رفتن،کمی بعد از پریشونی

تو آوار نگاهی که،تو هم با ما نمی مونی

مسیر موندن و رفتن،یکی بود و جدا شد باز

تو پایان منو دیدی،جدایی سخته از آغاز

حلالم کن غریبونه،خیالم با تو می مونه

حلالم کن غریبی که،برات دل کندن آسونه

حلالم کن به خونی که،غروب از خاک می جوشه

حلالم کن به نوزادی،که شیر از تیر می نوشه

مگه می شه کنارت موند،هنوزم عشق بدحاله

صبوری هم کم آورده،خود شمشیر می ناله

حلالم کن به زخمایی،که لب وا کرده می خنده

حلالم کن به عشقی که،به چشمای تو پابنده

فرزاد حسنی


دوباره همه چیز را با مشت مشت خاکت آغاز می کنم.دوباره با تو همه چیز را ریشه دار می کنم
دوباره با تو از افق مهر خاوران سر میزنددوباره برای صفحات گذر نامه ام به هر جایی که بی تو هیچ جا نیست
نامت را بوسه میزنم دوست دارم هرکس نگاهم می کند از ابروانم از چشمانم از کلمه ام تو را بشناسد
و به یاد آورددوباره می خواهم با تو،در تو،تا تو و از تو باشم.اگر بر پیشانیت چینیست بوسه هایش با من،اگر بر دستهایت پینه ایست،
مرهمش با من،اگر ویرانه دیدمت به دست دشمن ساختنت با من هماره می سازمت…ای وطن…

فرزاد حسنی


ما آدما چمون شده وقتی حسادت می کنیم واسه خراب کردن هم به هم جسارت می کنیم ما آدما چمون شده
وقتی میایم زودم میریم می خوایم که دوست دارمو باز به یکی دیگه بگیما آدما چمون شده دلتنگی هامون
هوسحتی اگه دلتنگ بشیم به دل می گیم دیگه بسه ما آدما چمون شده وقتی رفاقت می کنیم
به اونی که دوسش داریم راحت خیانت می کنیم
ما آداما چمون شده عشقو واسه پوزش می خوایم
فقط بلد شدیم بگیم راستی چقدر به هم می آیم
ما آدما چمون شده عشقو واسه ژستش می خوایم
فقط بلد شدیم بگیم راستی چقدر به هم می آیم

فرزاد حسنی

 

 

دوستون دارم 

خداحافظ همین حالا

یا علی


شعر و عکس

تلاقی من با چیزهایی که دوست دارم ،فهمیدن تو بود و بس….
آخر آرزوهایی می آمد و نمی ماندحقیقت,آمدنی بود که می آید و می ماندآرزویم,فهمیدن تو بود و بس….
شکایتم از دلتنگی,که تمام نمی شد و همیشه در شروع می ماندبه سوی تو بود ,که شکایت ها داری و نمی گویی….
خــــــــــــواستنم,فهمید� � تو بود و بس…
پناهگاه بارانی بودنم,آرامش بی پناه بودنم سکوت هیاهویم ,هیاهوی بی صدایم
شروع بالیدنم و بالیدن آغازم همـــــــــــــــــــه فهمیدن تو بود و بس….
من از اضطراب تا تو التهاب را جاگذاشتم من از اضطراب تا تو
فرصت دیگری نداشتم بگو که در پنــــــــــــــــــــاه تو فرصت اضطراب نیست

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



گفته بودم که خدا پیش چشاته مگه نه؟

گفته بودی که توی هرم صداته مگه نه؟

غم نخور اگه ندیدش؛که بهت گفته بودم

که خدا هر چی باشی بازم باهاته مگه نه؟

وقتی که گیر میکنی سراغ اون فقط میری

باورت میشه که اون خود خداته مگه نه؟

وقتی که دل میگیره همش شکایت میکنی

اون موقع خوب میدونی که نی نواته مگه نه؟

هر کسی جایی داره که دل واسش پر میزنه

هر کسی جای داره که دل واسش پر میزنه

همه دل تو هم تو کربلاته مگه نه؟

درد دل داری میخوای عقده هاتو باز کنی 

با خدایی که درست پیش چشاته مگه نه؟

غم نخور اگه ندیدیش که بهت گفته بودم

که خدا هر چی باشی ؛هرچی باشی ، بازم باهاته مگه نه؟

فرزاد حسنی


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


بعد یه عمر هم نفسی
مثل غریبه ها میری
دعام همیشه پشتته
تو کنج غربت نمیری
آبرو دارت هم شدم
تو این همه حرف و سخن
ببین چقدر دوستت دارم
گریه داره احوال من
پشت سرت بد نمیگم
رو به رقیبم نمیدم
هر چی میخوای سیام بکن
پروتر از تو ندیدم
چقدر بگم درست میشه
لجبازیم حدی داره
آخر کل کل هم باشه
تو روی تو کم میاره

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



تو غزلترین نگاهی توی باغ بی ترانه
دارم از تو زنده می شم اتفاق عاشقانه
منو حلقه کن تو دستت منو از تنت بیاویز
نذار از سکه بیفتم بابت این دل ناچیز
زخمیم از شب حسرت نرسیدم به تماشا
منو با خودت بیامیز تازه کن جانو به رویا
عطش جاده بوسه گر گرفته تا نگاهت
لحظه بونتو می گیره خیره می مونه به راهت
ساکتم در شب بی تو پرم از هجوم فریاد
حس بکر با تو بودن منو تا ستاره پر داد

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دوستون دارم 

خداحافظ همین حالا

یا علی


شعر و عکس

چند قدم اون ور ابرا ، بالای ماه و ستاره

سفره ی افطاری پهنه ، آسمون مهمونی داره

میون سفره ی افطار ، نون و خرمای بهشته

کاسه ی شبنم و نوره ، توی دست هر فرشته

عطر جانماز هر گل ، توی آسمون پیچیده

بال شاپرک دوباره ، رحل قرآن مجیده

دوباره وقت اذونه ، میرسه لحظه ی دیدار

می شینن دو تا فرشته ، کنار سفره ی افطار

این کدوم صدای عشقه ، که تو گوش کائناته ؟

صدای بال فرشته اس ، نه صدای صلواته . . .

رو حریر دل دریایی ما ، لحظه ی بارش بارون دعا

جزر و مد عشقه تا عرش خدا . . .

فرزاد حسنی


 

حس اول تو رو دیدناز نگاهت منظره چیدنحس دوم افتخار از تو گفتن وشنیدنحس سوم عطر یادت تو هوای من پیچیدن

حس بعدی زیر بارون مزه ی عشقو چشیدن

لمس یادت ته دنیا

کشف یه خاطره ی گم

حس پیدا شدن صبح

حس آخر حس پنجم

فرزاد حسنی


رکوع ماندن،سجود رفتن و آسمانی که سقفش خورشید تعارف می کند
از تو تا معراج می توان رفت و بر روی خاکت می شود تا دستهای مریم رد صلیب رافهمید. از تو می توان نخستین سوی خدا را نفس نفس قنوت بست ای آسمان همه ستارگان،ای مادر رودهای به خواب رفته،ای دورترین مسجد ای نزدیکترین مذبح به مثل سجاده و پاکی مهر به سپیدی کاغذ و غنیمت خون
در میان هر سه گوشه که باشی به دایره باهم بودن این مثلث شکستنی است محراب محمد است نیل باد موسمی است و آسمان چشمهای عیسی را از حفظ می کند

بگذار در سلام این حلقه را پیشکش کنم اگر لبم خاموش است دستانم با سنگ خواهر خواندگی دارد.

فرزاد حسنی


سرده ,سرده دنیا, دنیا به اندازه گرمای بودنت سرده

اگه صدایی یخ بسته,اگه امیدی کز کرده,اگه من پشت مه مسیح راه گم می کنم

اگه دنیا به اندازه نبودنت سرده,غمی نیست حساب این یخ بستگی به دست گزر فرداست

تقصیر برف غصه به گردن زمستون

اما وقتی فردا بهار بیاید چه کسی سرمای این روزگار را گردن می گیرد؟ چه کسی؟

تو بگو…

فرزاد حسنی


دوستون دارم 

خداحافظ همین حالا

یا علی

  v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:"Times New Roman";}

  

چشم هایم فرشته می خواهند،دست هایم بال می خواهند

لب هایم آخرین حرف آسمان را

دیدی دلت تنها بود و تو نمی دانستی

دیدی چیزی می خواستی و یادت نمی آمد

دیدی همیشه می گفتی چیزی هست که مرا ببرد،باز گرداند و من همان باشم که ستاره با چشمک و دریا با

موج می خواست

چشم هایم فرشته می خواهند،دست هایم بال می خواهند

لب هایم آخرین حرف آسمان را

سخت بود،دیدن و نرسیدن

پژمرده می شدم در باغی که باغبان می خواست و گلی که ساقگی اش را

بیشتر از پروانگی عاشق بود

سخت بود،با این همه کوه و عبور،قله و راه و آرزوهای دور

چشم هایم فرشته می خواهند،دست هایم بال می خواهند

لب هایم آخرین حرف آسمان را

دیدم و شد همه ی دلم دیدنش

دیدم ُ علی را فهمیدم،دیدمُ سمیه را دیدم،دیدمُ خدیجه را خواندم،دیدمُ عمار را خواستم، دیدمِ اویس ماندم

میلاد تنها دلیل خلقت،پیامبرم،پیامبرت،محمدم،محمدت

میلاد شعله ی دانش در سوسوی دانستن،امام جعفر صادق تا همیشه تازه و خواستنی

تا همیشه

 SHAPE  \* MERGEFORMAT فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:"Times New Roman";}

در دستانم قلب آسمان می تپید، انگار همه ی ابرها، همه ی باران ها در چشمان من خلاصه می شد. من تا آن لحظه روز را خ لاصه کرده بودم، شب را مختصر کرده بودم، رنج را کوتاه کرده بودم، آرزو را لاغر کرده بودم، اما هرگز ،هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….و جهان در تو مختصر شد تویی که می دیدمت در بیداری و گم می کردمت در خواب چقدر در رؤیا بیدار بودم و درحقیقت خواب برای همه ی افسون ها و افسانه ها در خاطر نگه می دارمت تویی که نمی شناختمت به این آشنایی و حال می شناسمت به این تنهایی و امروز بایافتن نایافته ها کارم سخت شد، مانند خلاصه کردن دنیا کارم سخت شد اما هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….بگذار هر طره ای کوتاه شده ی مسیری تاریک باشد و طولانی بگذار هر تاق ابرویی خلاصه ی قوسی باشد به بالا بلندیٍ شمسه ها ی آسمانی، بگذار هر چی ناشکن کم تر شده ی موج در موج بلا و شکن در شکن تیغ های اریان باشد بگذار بگویم اما هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….برادر مختصر شد در نفس پنهان مادر که تا دیر وقت بیدار بود.پدر مختصر شد در چشم های نیمه باز خواهر که تا دیر وقت بیدار بود . خواهر مختصر شد در انتظار پدر که تا دیر وقت نمی آمد ومادر مختصر شد در یافتن برادر در پشت شیشه ی دیر آمدن . و با این همه اختصاراما هرگز ،هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم . هرگز تا امروز…….

تمام صورتم در یک وجب دستانم اندازه می شد و تمام وجودم در یک عجب نگاه تو . من این عجب را وجب به وجب تا پیش تو آمدم و پس رفتم اما هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….

«و تو ،تو و تو بند بند خاطره را با من پیوند دادی شکفته تر از هر لبخند. و تو ،تو ، وتو ناله ناله عشق را تطهیر نمودی شکفته تر از هر رؤیا . و تو ، تو، وتو فاصله فاصله ی جدایی را مرهم نمودی شکفته تر از هر اعجاز و تو ، تو، وتوقلب را،اعتماد را ،راستی را لاله های واژگون را و حس خوب دستان گره در دستان هم را به من سپردی تو دنیا را خلاصه کردی در و من مختصر شدم در تو و هرگز ابدی شد»

تا همیشه از من تا تو از تو با من.
همین وبرای همیشه تمام

 SHAPE  \* MERGEFORMAT فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


 

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:"Times New Roman";}

صدای ناله می بارید

ولی تن خشکه حسرت بود
طلوع بغض سرگردان
به عمر گریه میافزود
دریغ از جرعه ای خورشید
در این سرمای بعد از تب
دریغ از لحظه ای ساحل
در این امواج شب در شب
غزل مرثیه میخواند
کبوتر در پی دام است
از این ظلم فریبنده
خیال کفر آرام است
عقیق صبر وامانده
به صحرای سراب و خواب
طلوعی تازه میخواهیم
بیا ای عشق عالم تاب
به رنگه پرده کعبه
به جای پای ابراهیم
قسم بر مسجدالاقصی
که ما تنهای تنهاییم
که ما تنهای تنهاییم

 SHAPE  \* MERGEFORMAT فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);} Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:"Times New Roman";}

وقت فریاد شب و گریه نور

خودمو صدا زدم،خدا شنید

پر زدم از سر بام تا لب عشق

هر کی چشاشو نبست خدا رو دید

 SHAPE  \* MERGEFORMAT فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


دوستون دارم 

خداحافظ همین حالا

یا علی


SHAPE  \* MERGEFORMAT


SHAPE  \* MERGEFORMAT

شعر و عکس


بهتر از این نمیشه تا،همیشه از تو دور بود به گریه اعتماد کرد،یه روزقلبت تو ربود هر اتفاق مشترک،مثل همین نبودت نفس کشیدنای من ،خاطره های بی من ت منو تموم کرده ورسونده آخر جنون تو هم غریبه گی نکن،یه بار اسممو بخون… 

فرزاد حسنی



نخ به نخ خاطراتت را می‌ریسم، تار یادت و پود فراموشی‌امهیچ کدام به هم نمی‌نشینند، نه تار می‌اویزم نه پود می‌کشمانگار بر دار داربست می‌لغزم، من هیچ فریادی را رسوا نکردم، هیچ ناله‌ای را نکردممن از نگاه ترنج، عاشق ریشه‌های تو شدممن از میانه به حاشیه نشستم، من خیالم غبارآلود استگلیم ماندن مرا هیچ نامی نتکانده استمن پشت هیچ خاکی از یادت بر نیامدم، من آرمیدم، آرام آرام

فرزاد حسنی



به تو تقديم ميكنم

به تو تقديم ميكنم تمام احساسات درونم را
كه مشتاقانه تورا طلب ميكنند
به تو تقديم ميكنم لحظه لحظه هاي دلتنگي ام را
كه به وسعت تمام روزهايي است كه بي تو سركردم
به تو تقديم ميكنم عشق را
كه درتپشهاي قلبم ودر اشتياق چشمان هميشه منتظرم يافتم
اين ارزشمندترين هديه ي من به توست
گوشه اي از قلبت پناهش ده
و با خورشيد مهرباني ات نگهبانش باش
هميشه در خاطرم خواهي ماند...

فرزاد حسنی

                     


           


دوستون دارم 

خداحافظ همین حالا

یا علی


شعر و عکس


مولای معرفت، مولای من، از پس نخلهای بی سایه، سایبان کدام یتیمی
هنوز که هنوز است.
مولای عزت، مولای من، در میانه‌ی نبرد و هجوم به کدامین سفال شکسته حکمت تعارف میکنی هنوز که هنوز است.
مولای عدل همراه فهم، مولای من، دستت شعله کدام شمع را خاموش کرد تا شعله شرافت باز بسوزد هنوز که هنوز است.
مولای شدت و رحم در جای خود، مولای من، به دور کدام میدان میگردی تا خشم فراری شود هنوز که هنوز است.
مولای همیشه، امیرمومنان، علی ما، میلادت آغازهمه نیکی هاست
هنوز که هنوز است.

یادآوری کن آنچه باید بیاموزیم یا علی مددی.

فرزاد حسنی



یا عشقیا تمام نوریا سراسیمه ترین لحظه خواستنیا جاده های رسیده

یا سکوت مرد تنها

یا فکرت درهای نیمه باز

یا همیشه مادر

یا راضیه,یا مرضیه

یا فاطمه بنت نبی


فرزاد حسنی



چشم هایم فرشته می خواهند،دست هایم بال می خواهند

لب هایم آخرین حرف آسمان را

دیدی دلت تنها بود و تو نمی دانستی

دیدی چیزی می خواستی و یادت نمی آمد

دیدی همیشه می گفتی چیزی هست که مرا ببرد،باز گرداند و من همان باشم که ستاره با چشمک و دریا با

موج می خواست

چشم هایم فرشته می خواهند،دست هایم بال می خواهند

لب هایم آخرین حرف آسمان را

سخت بود،دیدن و نرسیدن

پژمرده می شدم در باغی که باغبان می خواست و گلی که ساقگی اش را

بیشتر از پروانگی عاشق بود

سخت بود،با این همه کوه و عبور،قله و راه و آرزوهای دور

چشم هایم فرشته می خواهند،دست هایم بال می خواهند

لب هایم آخرین حرف آسمان را

دیدم و شد همه ی دلم دیدنش

دیدم ُ علی را فهمیدم،دیدمُ سمیه را دیدم،دیدمُ خدیجه را خواندم،دیدمُ عمار را خواستم، دیدمِ اویس ماندم

میلاد تنها دلیل خلقت،پیامبرم،پیامبرت،محمدم،محمدت

میلاد شعله ی دانش در سوسوی دانستن،امام جعفر صادق تا همیشه تازه و خواستنی

تا همیشه

فرزاد حسنی



پسرم تیر می‌بارد، آسمان ابری نیستپسرم ابر نمی‌آید، عمو نمی‌آید، برادر نمی‌آید،خواهر گریه می‌کند، می‌ماندپسرم چرا نمی‌گویی تشنه‌ام

پسرم چرا دلتنگی نمی‌کنی برای همه تشنگی‌ها

پسرم دلم روشن است و تو در آغوش نگاه می‌نوشی و چشم تر می‌کنی

پسرم گریه کردن همان باریدن است در آسمانی که ابری نیست

پسرم دیدی حتی اگر تیر ببارد، دنیا هنوز به رنگ چشمان توست

اگر دست‌های من سرخ است، چشمان تو رنگ پرواز است

تیر می‌بارد و آسمان دلش گرفته


فرزاد حسنی


دوستون دارم 

خداحافظ همین حالا

یا علی

نفسامُ بشمرُ و خوابمو اندازه بگیر


واسه زنده بودنم بهونه ی تازه بگیر

نه هوای عاشقی که بشنفم به عشق تو

نه جنون ساده ای که بشکنم طلسم تو

نفسم در نمی آد ماهُ از آسمون بکن

بذار این روزنه راهی شه واسه عبور من

چند می ارزه یه نفس نسیم دریای شمال

منمُ حنجرهُ حسرت فریاد محال

منو تا ساحل چشمای ترم حوصله کن

دستاتو پلی واسه خلوت این فاصله کن

نفسم در نمی آد ماهُ از آسمون بکن

بذار این روزنه راهی شه واسه عبور من

فرزاد حسنی


خدایا از همه ی رنج هایی که می کشیم آگاهی

و از همه ی خوشی هایی که در انتظارمونه خوشحال …
خدایا ! نه به رنگه نه به لباس ..
نه به صورت نه به لعاب ..
برای تو و نزد تو آرامش روحی و تقوا ملاکه …
خدایا ! قسم به تمام عزیزانی که دوستشان داریم ..
قسم به همه ی اونایی که خودت گفتی دامنشونو بگیریم و دست از طلب بر نداریم تا کام ما بر بیاد ..
قسم به همه ی کسانی که یک آهشون زندگی رو تغییر میده ..
قسم به نفس کسانی که یک لحظه نگاهشون می تونه دنیا رو زیر و رو کنه …
قسم به حرف حرف و کلمه به کلمه ی آدم هایی که فقط صداقت ارزونی می کنند و توقع صداقت دارند …
خدایا به همه ی اون ها قسمت می دیم با وجود این همه رفیق و دوست و آشنا که امشب این توفیق رو داشتیم کنار هم باشیم …
آن چه می خوایم .. براش خودمون رو به در و دیوار می زنیم .. و به نفع و مصلحت ماست بهمون بده ..
خدایا خودت گفتی ..
خیلی وقتا ورود به دانشگاهی رو می خوایم که شاید ورود بهش اول خوشبختیمون نباشه ..
گاهی وقتا رسیدن به کسانی رو می خوایم که شاید نزدیک شدن به اون ها باعث بد بختیمون باشه و ندونیم …
گه گداری آرزوی داشتن چیزی رو داریم که همش شره ولی در ظاهر و ببخشش به ما نیکو …
خدایا ! طوری حقیقت رو به ما نشون بده که واقعیاتو بفهمیم
و چیزی که به نفع مصلحت ماست رو بهمون بده …
خدایا ! خدایا ! همیشه آرزو های قشنگ وقتی واسه ی
دیگرون بخوایمشون بر آورده می شه …
همیشه اگر زیبایی های خودمون رو تو چشم دیگرون ببینیم
چشمای ما هم قشنگ تر می شه …
به ما این قدرت رو بده که کسایی که دوستمونم
ندارند دوستشون داشته باشیم …

خدایا این قدرت رو به ما بده که بتونیم به کسایی

فرزاد حسنی


باز بیا نقره بکوب طلا بریز پولک بپاش
طره نور و غزل به گل نشسته خنده هاش

پدر خاک به آسمون سپرده دلشو

صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش

قنوت بسته آسمون به قامت ستاره

رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره نفس نفس می باره

اگه که سبزه فدک اگه می چرخه فلک

اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک

بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست

ترانه ها ترانه ها اول عشق همین جاست

بهونه ی تمومشون مهر علی و زهرا ست

فرزاد حسنی


ترانه ها ترانه ها آخر عشق همین جاست من به تو فکر می کنم،به تو که در آیینه ی زمین در این عکس بی تکرار،تکرار شدی

نه تا ۷,۱۰ روز و ۲ عشق واره
که در هر گهواره ای که اشکی دمید و بغضی تازه شد
من به تو فکر می کنم،که به هر سه جز خود فکر کردی وبا هرکه جز او نساختی

من به تو فکر می کنم ، شاید روزگار نیز،که باید روزگار نیز به تو فکر کند

در پله ی خاموشی ،خاموش می مانیم

که دل ما بین الحرمینی ست که حرمله ی صدایم را می طلبد

فرزاد حسنی


دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

شعر و عکس

 

  

در دستانم قلب آسمان می تپید، انگار همه ی ابرها، همه ی باران ها در چشمان من خلاصه می شد. من تا آن لحظه روز را خ لاصه کرده بودم، شب را مختصر کرده بودم، رنج را کوتاه کرده بودم، آرزو را لاغر کرده بودم، اما هرگز ،هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….و جهان در تو مختصر شد تویی که می دیدمت در بیداری و گم می کردمت در خواب چقدر در رؤیا بیدار بودم و درحقیقت خواب برای همه ی افسون ها و افسانه ها در خاطر نگه می دارمت تویی که نمی شناختمت به این آشنایی و حال می شناسمت به این تنهایی و امروز بایافتن نایافته ها کارم سخت شد، مانند خلاصه کردن دنیا کارم سخت شد اما هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….بگذار هر طره ای کوتاه شده ی مسیری تاریک باشد و طولانی بگذار هر تاق ابرویی خلاصه ی قوسی باشد به بالا بلندیٍ شمسه ها ی آسمانی، بگذار هر چی ناشکن کم تر شده ی موج در موج بلا و شکن در شکن تیغ های اریان باشد بگذار بگویم اما هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….برادر مختصر شد در نفس پنهان مادر که تا دیر وقت بیدار بود.پدر مختصر شد در چشم های نیمه باز خواهر که تا دیر وقت بیدار بود . خواهر مختصر شد در انتظار پدر که تا دیر وقت نمی آمد ومادر مختصر شد در یافتن برادر در پشت شیشه ی دیر آمدن . و با این همه اختصاراما هرگز ،هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم . هرگز تا امروز…….

تمام صورتم در یک وجب دستانم اندازه می شد و تمام وجودم در یک عجب نگاه تو . من این عجب را وجب به وجب تا پیش تو آمدم و پس رفتم اما هرگز به خلاصه کردن دنیا فکر نمی کردم هرگز تا امروز…….

«و تو ،تو و تو بند بند خاطره را با من پیوند دادی شکفته تر از هر لبخند. و تو ،تو ، وتو ناله ناله عشق را تطهیر نمودی شکفته تر از هر رؤیا . و تو ، تو، وتو فاصله فاصله ی جدایی را مرهم نمودی شکفته تر از هر اعجاز و تو ، تو، وتوقلب را،اعتماد را ،راستی را لاله های واژگون را و حس خوب دستان گره در دستان هم را به من سپردی تو دنیا را خلاصه کردی در و من مختصر شدم در تو و هرگز ابدی شد»

“تا همیشه از من تا تو از تو با من.
همین وبرای همیشه تمام”

فرزاد حسنی 

قسمت همین بود که زمستون اول بهار و آخر پاییز ما باشه…قسمت همین بود که روی برف بسازمت و پشت برف گمت کنم…!حالا که نقسام گیز گیز میکنه….چشام نه به سوز سرما, به سوز نبودنت کرخ شده..حالا که هر گوشه ی زندگی, یه تیکه از لحظه هاتو پیدا میکنم و بو میکنم و دوره میکنم…..!

حالا میفهمم زمستون یه حسه روی برف….!!

بیشتر از اون یه قراره روی برف

فرزاد حسنی


بچگی می کنی و تا خود غروب، ستاره ها را ،پشت دست هایت قایم می کنی….باز بچـــــــه می شوم ،در دفتر خاطراتت که …یک صفحه ،بـــــــــرگ چسبیده….یک صفحه مــــــــاه…

یک صفحه ،تـــــــــو…

و هر صفحه مــــــــن…

بچگی می کنی و دفترت را تا روییدن صبـــح، زیر خاک باغچه می کاری…

بازیچه می شوم در روشـــــــنا….

حقیقت می شوم در تنگــــــنا….

و می فهمم کودکی را ،وقتی، روی زانوی دفتر خاطراتت خوابم می برد….

من ، باز هم بچـــــــه می شوم..

باز هم ،بچگی می کنم….

و باز هم ،بازیچه ی دفترت می شوم…

روشـــــــــــنا تنگـــــــــــنا کودکـــــــــی

فرزاد حسنی

 

با تشکر از الهه عزیزم بابت فرستادن عکسااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یاعلی



شعر و عکس

ادعا نکن هنوز نیستی، هنوز نشدی خاطرخواه خاطره هایم.ادعا نکن خیلی مانده برسی،خیلی مانده تا سایه ام شوی رو به روی آفتاب.. 
برای گفتن حرف های زیبا همه عاشقند.. برای گرفتن عکس با پروانه ها همه مشتاقند.. برای خواندن بهترین ترانه با تو همه صدایشان رساست.. 
برای روز هایی که می خواهمت چه؟ در تنهایی و سکوت... 
تو همان مدعی همیشگی هستی یا باز هم تنهایم میگذاری در پس جاده های طولانی غروب...؟

فرزاد حسنی



سال ها دل طلب تو را از ما میکرد..سال ها بود که در کنارم بودی و نمی دیدمت.. 
سال ها بود آهسته آهسته آب میشدم به امید روزی که دریا را در آغوش بگیرم.. 
سال ها دل طلب تو را از ما میکرد.تویی که نمی شناختمت.. تویی که سال ها منتظر رسیدنت بودم و مدت ها بود که آمده بودی.. 
سال ها بود که با تو آشنا بودم و نمی شناختمت و سال ها بود که کنارم بودی و نمی دیدمت..سال های سال... 
دست ها و شانه ها غرابتی طولانی دارند.باید دست ها را روی شانه ها کاشت تا خورشید بودنمان تا سپیده بیدار باشد.. 
سال ها دل طلب تو را از ما میکرد...

فرزاد جسنی



من عاشق ایستادن بودم پشت درهای بسته ای که تو بسته بودی.من عاشق ایستادن بودم با بالهای شکسته ای که شکسته بود و تو شکسته بودی.من عاشق مرداد داغ رسوایی بودم و تو رسوایم کرده بودی.سخت رسوا و سخت پیدا. 

من عاشق چشم هایت بودم.چشم هایی که حتی وقتی نمی دید نجیب بود وقتی رویا می چید عزیز بود.من عاشق دلی شدم که گلی بود و نبود با ما. 
آه با من چه کردی عاشق رفتن و شکستن و مرداد و چشم های باز و بسته.. 
آه با من چه کردی...

فرزاد حسنی


نخ به نخ خاطراتت را می‌ریسم، تار یادت و پود فراموشی‌امهیچ کدام به هم نمی‌نشینند، نه تار می‌اویزم نه پود می‌کشمانگار بر دار داربست می‌لغزم، من هیچ فریادی را رسوا نکردم، هیچ ناله‌ای را نکردممن از نگاه ترنج، عاشق ریشه‌های تو شدممن از میانه به حاشیه نشستم، من خیالم غبارآلود استگلیم ماندن مرا هیچ نامی نتکانده استمن پشت هیچ خاکی از یادت بر نیامدم، من آرمیدم، آرام آرام

فرزاد حسنی


دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

شعر و عکس

 

 
دوباره روی شونم
دستای تو دمیده
خورشید با تو بودن
بیداره تا سپیده
ستاره رو نشون کن
ابرو بگیر تو دستات
رنگین کمونو بردار
وصله بزن به رویا
من با تو ام تو با من
کاری نداره پرواز
این کوله پشتی ماست
فصلی برای آغاز
یه دشت انتظاره
اوج غریب فردا
دل دل نکن عزیزم
دلو بزن به دریا
پرواز رسم مابود
در بارش گلوله
وقتی که لاله روئید
در سینه یه کوله
من با تو ام تو با من
کاری نداره پرواز
این کوله پشتی ماست
فصلی برای آغاز
فرزاد حسنی




بی حوصلمو قلبم می زنه                         این چشمک تو مخصوص منه

طاقت میارم هرچی که بگی                     دل خور شدم از حال بعدنت

اگه بمونی تو بگی نمیری                         دنیامو به پات می ریزم

که هر روز و شب که هرجا باشی              فقط تو رو می بینم عزیزم

اگه بمونی تو بگی نمیری                         دنیامو به پات می ریزم

که هر روز و شب که هرجا باشی             فقط تو رو می بینم عزیزم

بی حوصلمو قلبم می زنه                        این چشمک تو مخصوص منه

طاقت میارم هرچی که بگی                    دل خور شدم از حال بعدنت

داشتنت آرزومه نیستی حالا خرابه            همه چی گیره خنده ی تنها جوابه

کاش کوتاه بیای یکم و بخوای بمونی         من تو رو میخوام تو منو میخوای میدونی

اگه بمونی تو بگی نمیری                        دنیامو به پات میریزم

که هر روز و شب که هرجا باشی             فقط تو رو می بینم عزیزم

اگه بمونی تو بگی نمیری                        دنیامو به پات میریزم

که هر روز و شب که هرجا باشی             فقط تو رو می بینم عزیزم

اگه بمونی تو بگی نمیری                        دنیامو به پات میریزم

که هر روز و شب که هرجا باشی             فقط تو رو می بینم عزیزم

بی حوصلمو قلبم می زنه                        بی حوصلمو قلبم می زنه

این چشمک تو مخصوص منه                   این چشمک تو مخصوص منه

اگه بمونی تو بگی نمیری                        دنیامو به پات میریزم

که هر روز و شب که هرجا باشی             فقط تو رو می بینم عزیزم

اگه بمونی تو بگی نمیری                        دنیامو به پات میریزم

که هر روز و شب که هرجا باشی             فقط تو رو می بینم عزیزم
فرزاد حسنی



سرده ,سرده دنیا, دنیا به اندازه گرمای بودنت سرده

اگه صدایی یخ بسته,اگه امیدی کز کرده,اگه من پشت مه مسیح راه گم می کنم

اگه دنیا به اندازه نبودنت سرده,غمی نیست حساب این یخ بستگی به دست گزر فرداست

تقصیر برف غصه به گردن زمستون

اما وقتی فردا بهار بیاید چه کسی سرمای این روزگار را گردن می گیرد؟ چه کسی؟

تو بگو…

فرزاد حسنی

 

 دوستون دارم......

خداحافظ همین حالا....

یا علی....

خداحاف




داره حسی تو من بیدار میشه
جهان هم مثل من بیکارمیشه
مثل روزای اول هول میشم
دوباره قصمون تکرار میشه
چه قد گفتم نرو بی عشق سخته
منو تا زنده ای یادت نمی ره
تو سرگرم کسی بودی که می خواست
شده یک شب تورو از من بگیره
دعا کردم دلت ترسش بریزه
به من نزدیک تر شه گرم تر شه
دعا کردم کسی حتی نتونه
از احساسی که دارم با خبر شه
می خوام باور کنم تا آخر عمر
کنارت سال ها تحویل میشه
جهان با عشق ما آغاز میشه
جهان بی عشق ما تعطیل میشه
خدارو شکر باز عاشق شدی تو
خدارو شکر من پای تو موندم
جواب اون همه حرفای تلخو
من از چشم پشیمون توخوندم
اگه چشمامو جدی تر بگیری
بفهمی من یه ساله صبر کردم
بهارو زود تر تحویل میدی
به آغوش شکسته دسته سردم
می خوام باور کنم تا آخر عمر
کنارت سالها تحویل میشه
جهان با عشق ما آغاز میشه
جهان بی عشق ما تعطیل میشه
فرزاد حسنی


شب هنوز نرفته اما تو چرا بیداری؟

نکنه این همه دردو تو میخوای برداری؟

تو که گفتی همه شب من توی خوابت هستم

کاشکی امشب خود من چشم تو رو می بستم

من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد

معنی معجزشو زود به قلبم برگرد

جاده تحویل بهاره حالمو زیبا کن

روی دنیای منو به روی عشقت وا کن

کاشکی امشب مث ماهی توی تنگت بودم

مث سالای گذشته مات و گنگت بودم

کاشکی امشب مث عشقای تو کوتاه میشد

اون که باید برسه این دفعه پیدا میشد
فرزاد حسنی

مژده بده دارم میام سراغت

دنیا به روت خندیده خوش به حالت

مژده بده عاشقتم همیشه

نیگام نکن گر میگیره خیالت

مژده بده نفس کشیده دریا

نگاه ماهی دل موجو برده

نفس نفس میزنه تنگ امسال

آخ که یه شیشه به تو دل سپرده

مزده بده شکوفه آشتی کرده

رده یه بوسه مونده رو یه ساقه

تموم دنیا مو میخوام ببازم

به پای جانانه ترین علاقه

مژده بده عاشقی آسون شده

ستاره چشمک زده شب گم شده

خاطره مهتابو پریشون نکن

راز جهان رنگ ترنم شده

مژده بده هر چی که بود گذشته

خوب و بدش فقط برات خاطرس

آخر هر حادثه خواستنی

تویی که یادت نفس حنجرس

فرزاد حسنی

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

 یا علی






شعر و عکس


 

تموم بی کسی هامو

همه سرگشتگی هامو

 برات باریدمو گفتمدلیل خستگی هامو

غم دلبستگی هامو

یه شب نالیدمو گفتم

شبو دیدم و ترسیدم

غم و دیدم و رنجیدم

از عمق دره ظلمت

تا آغوش تو لرزیدم

غریقی بی نفس بودم

که در نور تو پیچیدم

شبی که خم شدم از غم

نوازش هاتو فهمیدم

دلم رو زیرو رو کردی

میون خواب و بیداری

تو رو حس می کنم در من

که هستی بی صدا جاری

دیگه از شب نمی ترسم

به هر بادی نمی لرزم

منی که از توام ازتو

به این دنیا نمی ارزم

فرزاد حسنی

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

من عاشق ایستادن بودم پشت درهای بسته ای که تو بسته بودی.

من عاشق پریدن بودم با بالهایی که شکسته بود و تو شکسته بودی.

من عاشق مرداد داغ رسوایی بودم و تو رسوایم کرده بودی،سخت رسوا و سخت بیدار.

من عاشق چشم هایت بوده ام چشم هایی که حتی وقتی نمی دید نجیب بود.

وقتی رویا می چید عزیز بود.

من عاشق دلی شدم که گلی بود و نبود با ما.

آه با من چه کردی عاشق رفتن و شکستن و مرداد و چشمهای باز و بسته.

آه با من چه کردی

فرزاد حسنی

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


کاش می شد همه آوازهای دنیا را بر روی نت های خنده ات بخوانم

کاش می شد برای رسیدنت جاده ها را کاسه کاسه نذر آمدنت کنم

کاش می شد سنجاق سر همه دخترهای پرچین و دریا آهویی بود که ضمانتش پیوند تو باشد

با گیسوی بلند ماندن

کاش می شد توت های درخت بلند حیاط  ما به دست خاطره های رسیده تکانده شود

کاش می شد همه خواستن های دنیا خواستن تو باشد

کاش می شد کاش می شد کاش می شد

فرزاد حسنی

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


دوستون دارم

خداحافظ

یا علی



دیوار اتاقم را بلندتر می سازم

دیواری تا همسایگی آخرین نوار رنگین کمان

دیوار اتاق را با اشک و خاک گل می کنم

وبا بوسه اشتیاق شاقول

بلندترین دیوار تا همسایگی پرواز خیال

طولانی ترین دیوار تا رسیدن هر ستون به ستونی دیگر

برای خط زدن نیامدن هایت بازهم اندازه نیست

هرجمعه نیامدنت را با خطی سبز بر سینه دیوارم می کارم

مزرع سبز فلک شد دیوارم

وداس انتظار چیزی ندروید نیامدی تو

نیامدی

واپسین پیچک نفس انتظار را

به شماره انداخت

تاصفای تو سعی انتظار را هروله می کنیم

نیامدی تو نیامدی.

فرزاد حسنی


هوا خوبه تو هم خوبی

منم بهتر شدم انگار!

یه صبح دیگه عاشق شو

به یاد اولین دیدار…

به روت وا میشه چشمایی

که با یاد تو میبستم

چه احساسی از این بهتر

تو خوابم عاشقت هستم

تبت هر صبح با من بود

تب گلهای داوودی

تبی که تازه میفهمم

تو تنها وارثش بودی

تو خورشید قسم دادی

فقط با عشق روشن شه

یه کاری با زمین کردی

که اینجا جای موندن شه

تو میچرخی به دور من

کنارت شعله ور میشم

تو تکراری نمیشی….

من بهت وابسته تر میشم

فرزاد حسنی


میشه نګاهم کنی راحتشه زندګیم

میشه نگام کنی راحت شه زندگیم

چشم بر ندار ازم میپاشه زندگیم

لب بستم از تو افطار می کنم

من عاشق تو ام اقرار می کنم

اقرار می کنم به یاد تو هنوز

هم سخته خواب شب،هم خنده های روز

از تو حواسمو هی پرت میکنم

با قلب بی کسم هی شرط میکنم

حالا که اومدم چیزی بروم نیار

تا دیر تر نشه راهی جلوم بذار

برگشتن های دیر دل بستن های زود

باور نمیکنی دست خودم نبود

فرزاد حسنی



دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

شعر و عکس



تو غزلترین نگاهی توی باغ بی ترانهدارم از تو زنده می شم اتفاق عاشقانهمنو حلقه کن تو دستت منو از

تنت بیاویزنذار از سکه بیفتم بابت این دل ناچیز

زخمیم از شب حسرت نرسیدم به تماشا

منو با خودت بیامیز تازه کن جانو به رویا

عطش جاده بوسه گر گرفته تا نگاهت

لحظه بونتو می گیره خیره می مونه به راهت

ساکتم در شب بی تو پرم از هجوم فریاد

حس بکر با تو بودن منو تا ستاره پر داد

فرزاد حسنی

بعد یه عمر هم نفسی

مثل غریبه ها میری

دعام همیشه پشتته

تو کنج غربت نمیری

آبرو دارت هم شدم

تو این همه حرف و سخن

ببین چقدر دوستت دارم

گریه داره احوال من

پشت سرت بد نمیگم

رو به رقیبم نمیدم

هر چی میخوای سیام بکن

پروتر از تو ندیدم

چقدر بگم درست میشه

لجبازیم حدی داره

آخر کل کل هم باشه

تو روی تو کم میاره

فرزاد حسنی

 تلاقی من با چیزهایی که دوست دارم فهمیدن تو بود و بس .آخر آرزوهایی  می آمد و نمی ماند حقیقت,آمدنی بود که می آید و می ماند

آرزویم,فهمیدن تو بود و بس….

شکایتم از دلتنگی,که تمام نمی شد و همیشه در شروع می ماند

به سوی تو بود ,که شکایت ها داری و نمی گویی….

خــــــــــــواستنم,فهمیدن تو بود و بس…

پناهگاه بارانی بودنم,آرامش بی پناه بودنم

سکوت هیاهویم ,هیاهوی بی صدایم

شروع بالیدنم و بالیدن آغازم

همه فهمیدن تو بود و بس….

من از اضطراب تا تو

التهاب را جاگذاشتم

من از اضطراب تا تو

فرصت دیگری نداشتم

بگو که در پناه تو فرصت اضطراب نیست

فرزاد حسنی


 

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

پ ن: دوستای ګلم به این سایت برید وږ به فرزاد حسنی رای بدید ږ

http://www.1.sedavasima.ir

  

شعر و عکس


بعد هزار تا خاطره، پرنده از قفس پرید

اونکه صدای شیشه ایش طعنه می زد به خنده هام
شکستن بغض منو، حتی تو خوابم نمی دید

گذشتن از گذشته ها، معنی زنده موندنه
اسم تو رو نخوندن و خواب منو سوزوندنه
رفتن و دل بریدنه، حرف تموم آدما
بخت بلند عاشقی نه با توئه نه با منه

در انتهای معجزه منتظر بهانه ای
نقطه پایان همین قصه عاشقانه ای

مثل یه شک بی دلیل، نمی رسی به باورم
مثل یه درد مشترک، مثل همین ترانه ای

گذشتن از گذشته ها، معنی زنده موندنه
اسم تو رو نخوندن و خواب منو سوزوندنه
رفتن و دل بریدنه، حرف تموم آدما
بخت بلند عاشقی نه با توئه نه با منه

فرزاد حسنی

نیلوفر لاری ژور

http://s1.picofile.com/file/7515942575/Alireza_Fard_Darde_Moshtarek_320_.mp3.html

آدم فروش

دست تو رو شده برام

قصه ها تو بلد شدم

من آدم خوبی بودم

بخاطر تو بد شدم

آدم فروش

عاشق سر براهتو کشیدی دنبال خودت

هرچی که بوده بین ما
بردار برو مال خودت
نشون زدی برگ منو
بدون که دست آخره
اگه برنده هم بشی
به باخت من سر به سره

وقتی دیدی که سوختی

رفتی و مارو فروختی

وقتی دیدی که سوختی

رفتی و مارو فروختی رفتی

آدم فروش لعنتی

قمارمون مرگ تو بود

فروختیمون خوب به درک

این آخرین برگ تو بود

فرزاد حسنی

تردید نکن دنیا تکرار یه لبخنده

معنی شو نفهمی تو آغوششو می بنده

تصمیم جهان اینه هرقدر که میتونی

از عشق نترسی تا دنیامو بلرزونی

پسوند من تنها تصویر تو در باد

دستامو که میشناسی کارش به تو افتاده

چشمای تو چشمامو درگیر چراغی کرد

هر نقطه این قصه با عشق تلاقی کرد

قلبم رو تلاوت کن، من آیه ی خاموشم

من با تو یه رویا رو بی دغدغه مینوشم

فرزاد حسنی

 

 

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی                  

                                      
 
 
 
 
 
 
 
 

 

شعر و عکس

تو از کنار قلب من ساده گذر کن

خدا باهام بهم زده، ازم حذر کن

دست منو گرفته بود، ازش گذشتم

جاده به انتها رسید من بر نگشتم

میخوام خدا خدا کنم، تو جای من شو

صدای من نمی رسه، صدای من شو

چقدر خدا خدا کنم دلش بلرزه

گریه ی دل شکسته ها چقدر می ارزه

نگو نگو نمی رسم، طاقت موندنم کمه

ببین مسیر آخرم چشم های بارون زدمه

نگو نگو نمی رسم طاقت موندنم کمه

ببین مسیر آخرم چشمای بارون زدمه

چقدر خـــدا خدا کنم دلش بلرزه

گریه ی دل شکسته ها چقدر می ارزه

فرزاد حسنی

حس خوبی دارم به تو که نزدیکی

میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی

میشه تا آخر عمر با خیالت سر کرد

میشه عاشق موند و عشق رو باور کرد

تا تو هستی جز تو همه چی ممنوعست

عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست

من توی آغوشت گرم بودم یا سرد

کاش شب می فهمید روز باور میکرد

بغض یک دنیا رو از دلم کم کردی

من فقط من بودم منو آدم کردی

عشق بی حادثه نیست من خیانت کردم

اگه یادم باشی زود بر میگردم

ای خدایی که برام تو شبا فانوسی

هُل میشم وقتی تو منو میبوسی

فرزاد حسنی

نگام نمی کنی چرا؟چرا نمی بینی منو

چرا ازم پس می گیری..شبهای با تو بودنو

صدا نمیکنی منوچرا ازم بی خبری

چه قدر باید گریه کنم؟چرا منو نمیبری؟؟؟

تشنه تر از اشکمو و باز در انتظار هق هقم

برای بخشیدن من بیا بیا به بدرقم

تموم لحظه های من..سیاه شده به دست من

دروغ خنده های من..حقیقته شکست من

میخوام صدات کنم ، ولی کمم برای گفتنت

لبم یه قطره خواسته از ،چشمه ی دور و روشنت

بگو نترسم از خودم که با تو التهاب نیست

بگو که در پناه تو، فرصت اضطراب نیست

صدا نمیکنی منو چرا ازم بی خبری

چه قدر باید گریه کنم؟چرا منو نمی بری؟؟؟

فرزاد حسنی

 

 

دوستون دارم

خداحافظ همین حالا

یا علی

 

فرزاد حسني سفره هفت‌سين شبكه سه را مي‌چيند

گروه تلويزيون- بعد از آن كه حضور احسان عليخاني در مقام مجري برنامه تحويل سال شبكه دو قطعي شد، حالا طبق شنيده‌هاي موثق خبرنگار ما، فرزاد حسني نيز سكان اجراي برنامه ويژه عيد شبكه سه را در دست خواهد گرفت. بر اين اساس، همان طور كه نوروز امسال شاهد رقابت عليخاني و حسني در همين شبكه‌ها بوديم، لحظات تحويل سال 92 نيز مخاطبان تلويزيون از اجراي اين دو مجري محبوب لذت خواهند برد. البته عليخاني شب يلدا نيز توانست آنتن شبكه دو را با يك ويژه برنامه چند ساعته به خود اختصاص دهد، اما حسني اين شانس را پيدا نكرد و روي فعاليت‌هاي ديگري از جمله بازي در يك تئاتر متمركز بود. مشخص نيست چرا وقتي اين دو چهره در بحران كمبود و نبود مجري موفق، چنان از جهت جذب مخاطب قابل اعتماد هستند كه باكس مهم سال تحويل به آنان اختصاص مي‌يابد، بايد تعداد حضورشان در تلويزيون به بهانه‌هاي واهي مدام كاهش يابد.
طبق شنيده‌هاي خبرنگار ما، امسال نيز همچون پارسال، هر دو شبكه براي برنامه تحويل سال خود قصد ساخت دكورهايي شكيل را دارند و ايده‌هايي نيز در اين باره ارائه داده‌اند. ضمن آن كه از همين الان، رايزني‌ها براي دعوت از هنرمندان و افراد منتخب جهت شركت در اين دو ويژه برنامه نيز آغاز شده است و قطعاً به دليل كمبود بودجه تلويزيون، بخش عمده‌اي از بار تلاش براي حضور مدعوين به عهده اين دو مجري خواهد بود تا صرف هزينه‌هاي كلان و نجومي. هنوز يادمان هست كه يكي از بازيگران جوان و ستاره سينما، يكي- دو سال پيش براي حضور چند دقيقه‌اي در ويژه برنامه نوروزي شبكه پايتخت، رقمي بيش از 25 ميليون تومان را مطالبه كرده بود كه البته مورد قبول قرار نگرفت!

 

انگاری بوی تو بود زل زده بود به گریه هام

جمعه نبودنت خندیده بود به هفته هام

نکنه زردی برگ ها همشون یه نقشه بود

بشینه تو باورم ، من از تبار رفته هام

بیا این خط و نشون ، این چشم و اینم کمون

اگه دوستم نداری ، قدر عشقمو بدون

تا ته سوی چشمام ، چشم می گذارم روونه شوی

حیف پا بند دل و حرف های عاشقونه شوی

توی تاریکی برو ، ستاره ها منتظرند

شاید امشب بتونی یه غزل شبونه شوی

بیا این خط و نشون ، این چشم و اینم کمون

اگه دوستم نداری ، قدر عشقمو بدون

چند تا چشمه خشک بشه چند تا پری جادو کنه

پلک من برف های چند زمستون را پارو کنه

چند نفر تو شعر من خسته بیان ، خسته برن

تا غروب خاطره عشق تو را جارو کنه

فرزاد حسنی

تو کی هستی که برای رفتنت من باید از خودمم دل بکنم

تو کی هستی و چی خوندی تو چشامکه حالا تموم ارزوت منم

نمی خوام نگاه اخرت منوبسپره به بغض اولین گناه

نمیخوام خدا خدا گفتن من گم بشه تو غربت یه اشتباه

روی صورتم داره خاطره چکه میکنهیه ترانه میشکفه رو خواب اروم تنم

شب و بردار و برو ،ماه بریده نفسشبه ستاره ها بگو رسیده روز رفتنم

وقت فریاد شب و گریه نور خودمو صدا زدم خدا شنید

پر زدم از سر بام تا لب عشق هر کی چشماشو نبست خدا رو دید

فرزاد حسنی

 

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که، بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اونهمه تردید

به یاد آسمونی که، منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده ست

نه اینکه میشه باور کرد، دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اینکه، نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

فرزاد حسنی

دئستون دارم........

خدا حافظ همین حالا........

یا علیییییییی.......

شعر عکس


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دروغ ساده‌ترین سلام تو بود

از همه چیز می‌گفتی و آسمان را برایم ریسه بستی

چراغ ماه به سخنان تو روشن بود

عمر ستاره به طولانی بودن بوی خاطرات باقی مانده

می‌مانست

سوسو می‌زد کلامت در یادم، هر چه می‌گفتی

حقیقت بود هر چه می‌ماند غنیمت

دروغ ساده‌ترین سلام تو بود

فرزاد حسنی

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دل که دل نیست بی تو

دل که طاقت و تاب نمی فهمد

دل که نمی ایستد تا من برسم

دل میدوه . میترسه . میگریزه . کم میاره می شکنه . هل میکنه .

دل که دل نیست بی تو

دل تکرار بغض از نفس افتاده است

دل سر به سر ما می گذارد

وقتی شانه ای برای سر گذاشتن نیست

دل سر میرود وقتی حوصله ای نیست

دل سر به جنون میزند وقتی دیوانگی عالمی دارد

دل به دل کسی ندادم تا بیایی

تو دلبری کردی و ما دلتنگی داشتیم

ما دل شکسته . تو قوی دلی

دلم انگاری گرفته

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

غرور نذاشت بهت بگم،قد خدا دوست دارم حالا نشستم یه گوشه،

دارم ستاره می شمارم

 تنهایی عین یه تبر،شکسته برگ و ریشه موسوزونده

   آفت غرور،از حالا تا همیشه مو      

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


دوستون دارم...............

خداحافظ همین حالا.......

یا علی..........


 
 

شعر و عکس

 

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 ما آدما چمون شده وقتی حسادت می کنیم واسه خراب کردن هم به هم جسارت می کنیم ما آدما چمون شده وقتی میایم زودم میریم می خوایم که دوست دارم و باز به یکی دیگه بگیم

ما آدما چمون شده دلتنگی هامون هوسه

حتی اگه دلتنگ بشیم به دل می گیم دیگه بسه

ما آدما چمون شده وقتی رفاقت می کنیم

به اونی که دوسش داریم راحت خیانت می کنیم

ما آداما چمون شده عشقو واسه پوزش می خوایم

فقط بلد شدیم بگیم راستی چقدر به هم می آیم

ما آدما چمون شده عشقو واسه ژستش می خوایم

فقط بلد شدیم بگیم راستی چقدر به هم می آیم

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

صورتم با شیشه همدرد است

دلم با شیشه هم اندازه

با دستم همه غبارهای خاطره را پاک کردم ولی تک تکه گریه هایم روی دستان شیشه ماسیده بود

من برای پاک کردن این تیرگی دنیا را چنگ زدم ولی باز هم درد منو شیشه یکی بود

این بار صورتم روی شیشه ماسید

حالا پلک که می زنم مژه هایم شیشه رفتنت را جارو می کند.

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


دعوتت میکنم امشب به نبودنم به یادم……

تو به من دنیا رو دادی من به تو خاطره دادم………

دعوتت میکنم امشب به دلی که بی تو سرده………..

به دلی که پاره پارست به دلی که توبه کرده………………

دعوتت میکنم امشب به یه قطره اشک و هق هق…………..

پر پر حادثه با تو سهم من بغض دقایق………

دعوتم کن که بسوزم توی شک دل بریدن………

ای خدا کی بود که برگشت؟؟؟؟؟

سایه ی تو یا دل من؟

فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دوستون دارمممممممممممممم......

خداحافظ همین حالا ........

یا علیییی........

شعر و عکس


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

وقتی تو نیستی هیچ چیزی خوشحالم نمی کندحتی آرزوهای رنگی پشت شیشه که محو است در عبور پر خاطره ات وقتی که تو نیستی هوس می کنم رفتن را آنقدر تکرار کنم که مزه ی گس گریه فراموشم شود

وقتی تو نیستی تکراری می شوم

اعجاز می خواهم تا دوباره نفس کشیدن را به یاد آورم

اعجاز می خواهم که داغم سرد شود

دردم کهنه

اعجاز می خواهم تا با تو بودنم نو شود

وقتی تو نیستی

اعجاز می خواهم

ای همه دار و ندارم

 فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تو غزلترین نگاهی توی باغ بی ترانه دارم از تو زنده می شم اتفاق عاشقانه منو حلقه کن تو دستت منو از تنت بیاویز نذار از سکه بیفتم بابت این دل ناچیز

زخمیم از شب حسرت نرسیدم به تماشا

منو با خودت بیامیز تازه کن جانو به رویا

عطش جاده بوسه گر گرفته تا نگاهت

لحظه بونتو می گیره خیره می مونه به راهت

ساکتم در شب بی تو پرم از هجوم فریاد

حس بکر با تو بودن منو تا ستاره پر داد

 فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

برگشتم، با همة آنچه داشتم برگشتم

خسته از همة بی‌تفاوتی‌ها

خسته از همة لج‌بازی‌های کودکانه

خسته از با خود بودن؛ خسته از با تو نبودن

دلتنگی‌هایم شکل تو شده است خوابهایم بوی تو را می‌دهد

دستم شبیه دست‌هایت شده

راستی دستهایمان چه شکلی بود

بال بال می‌زدم که برگردم، پرپر می‌شدم که ببینی ام

همة زندگی خلاصه شده بود در رسیدن و

حالا که برگشته‌ام آیا مرا می‌بینی؟

آیا مرا نقاشی می‌کنی؟

آیا برایم باز هم می‌خوانی؟

برگشته‌ام با همة آنچه داشته‌ام

نگو نمی‌شناسی‌ام، من شبیه دیروز توأم

و تو حالا شبیه دیروز من

بیا تو دیروزی باش و بگذار من امروزی باشم

نگاه کن! خیلی ….اا

 فرزاد حسنی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دوستون دارمممممممممممممم......

خداحافظ همین حالا ........

یا علیییی........