سال نو مبارک
ای تو یزدان ، ای تو گرداننده ی مهر و سپر / برترینش کن برایم این زمان و این زمین . . .
عید نوروز بر شما مبارک
ماراهنری نیست بجز نوکری تو
تابوده همین بوده وتا هست همین است .....
مبادا روزی فرا رسد که ما ...
بارمان را بسته باشیم به این قیمت که بالمان را بسته باشیم ...
و از یاد برده باشیم که برای اوج و پرواز؛
بال می خواهیم نه بار ...
" بال " و " وبال " در عین تشابه؛ عین تضادند ...
خواستم این اربعین را کربلا باشم ، نشد
از نجف، پای پیاده… کربلا باشم ، نشد
زائران بین نمازی در حرم یادم کنید
هر نمازی خواستم در کربلا باشم ، نشد
اربعین حسینی تسلیت باد
یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟
روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم: اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالی که خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم، چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و به نظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتاً می توانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم، در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت: حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق می کوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشی است که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش می کنی ...
هر سقوطی پایانِ کار نیست؛
سقوطِ باران؛
قشنگ ترین آغاز است ...
پس از آفرینش آدم، خدا به او گفت :
نازنینم آدم ، با تو رازی دارم !...
اندکی پیشتر آی...
آدم آرام و نجیب، آمد پیش...
زیر چشمی به خدا می نگریست...
محو لبخند غم آلود خدا، دلش انگار گریست...
نازنینم آدم (قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید)...
یاد من باش که بس تنهایم...
بغض آدم ترکید...
گونه هایش لرزید...
به خدا گفت: من به اندازه ی...
من به اندازه ی گلهای بهشت...
نه....
به اندازه عرش... نه.... نه....
من به اندازه تنهاییت، ای هستی من...
دوستدارت هستم...
آدم، کوله اش را برداشت...
خسته و سخت قدم بر می داشت...
راهی ظلمت پر شور زمین.
زیر لبهای خدا باز شنید...
نازنینم آدم...
نه به اندازه تنهایی من..
نه به اندازه عرش...
نه به اندازه گلهای بهشت...
که به اندازه یک دانه گندم...
تو فقط یادم باش.

نازنینم آدم، نبری از یادم...


عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق او کم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم
اللهم عجل لولیک الفرج
سال نو مبارک

در ادامه مطلب حدیث قدسی.....
الهی رضاً برضائک تسلیما لقضائک.

زیرا که خدای تو و یوسف یکی ست . .!!
************ﺩﻧﻴﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻁﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎی ﺑﺪ
ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻁﺮ ﺳﮑﻮﺕ ﺁﺩﻡ ﻫﺎی ﺧﻮﺏ...!
*************
امیدوارم هر روز زندگیتون روز عشق باشد و هر روز عاشق تر از روز قبل بشوید.
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
صد فتنه و شور در جهان حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح زدند
یک قطره فرو چکید و نامش دل شد
امام علی علیه السلام :
مَن تَوکَّلَ عَلَی اللهِ ذَلَّت لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَت عَلَیهِ الأسبابُ
هر که بر خدا توکل کند دشواریها برایش آسان شده و اسباب برایش فراهم گردد

خداااااایا با توکل برتو وبه امیدت مرا یاری کن ،الهی امین

مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود.
استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست.
مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: "عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟"
استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود.
سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت.