سخنی از دیار یار


دارمت برو دارمت هنوزم دوست دارمت 

فکر نکن دست خدا میسپارمت



میگن خاطرات خیلی عجیبن !!!


بعدا میخندیم به اون زمانهایی که گریه میکردیم ...


 و گریه میکنیم به اون زمانهائی که میخندیدیم ...



خدا چشاش هیچ وقت نباره 
92-5-21 ساعت 22:03     

 به آینده فکر کنین که مال شماهاست..........♥


 به آینده فکر کنین که مال شماهاست ♥♥♥♥

 ج 92-6-9 صبح ^ـ^
  o 92-6-9 شب ^ـ^


عزیزم نیستی پیشم ببینی شبم با گریه کردن روز میشه

روزای تکراری

من vpn میخوام 

از شنبه نتونستم برم فیس هی از کل دنیا بی خبر

دوستان هر کی وب من سر میزنه برام فیلتر شکن بفرسته 


اما اندر اخوالات خودم 

روزای خیلی سرد 

روزا دارن میگذرن اما نه به کام من 

گذشته


 هرگــــــــز به گذشته بر نگرد

 اگر سیـــــــــــندرلا برای برداشتن کفشاش بر میگشت ، 

هرگز پرنســـــــــــــس نمیشد ...!


قهرم

خوش به حال ماهی ها! تکلیفشان معلوم است، هوایی که میشوند، میمیرند!


گریه میکنم، نه برای اینکه ضعیفم، برای اینکه مدت زمان زیادی قوی بوده ام! 


 به آنها که دوستشان دارید، بی بهانه بگویید :دوستت دارم.......... 

بگویید دراین دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان!!

 بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاهتر ازعمر شکوفه هاست "ولنتاین مبارک"



ولنتاین

دل گیرم 

صد تا پیام بده دریغ از اینکه یه جواب بگیری 

آقایون همه این طوری بی احساس هستن 

اینقد دلم میخواست یکی بهم هدیه بده 

مهم نوع هدیه نیست 

مهم برا من اینه که وقت بذاره و براش اینقد با ارزش باشی که به یادت باشه 

اما دریغ 

هر روز هم میتونه روز عشق باشه 

اگه به همدیگه محبت کنیم بدون منت 

روز عشق هست 

این روز فقط یه یادآوری هست 

اما حیف که ما معشوقه ای نداشتیم 

اینقد دوست داشتم کسی که دوستش داشتم 

بهم یه زنگ میزد و تبریک میگفت 

هی زهی خیال باطل

اون یه پی ام ج نمیده چه برسه ... 

معین خیلی خوب خونده 

یه جوری عاشقت هستم که بی تو ساده میمیرم

(فکر میکردم بدون تو هم زندگی میشه کرد اما نه )

هنوزم با خودم میگم، یه روز دستاتو میگیرم

(همیشه با این فکر خوابم میبره)

بیا برگرد با من باش همین الانشم دیــــــره

(کاش فقط یه بار دیگه می دیدمت)


اشکم ... اشکام ... اشکی ...


هوای خونه

قوربونت برم معین بخون بخون 

♫♫♫

هوای خونه از دوریت داره هر لحظه می گیره

بیا برگرد با من باش همین الانشم دیــــــره

همین الانشم دیــــــره

کنار پنجره هر روز میشینم تا تو برگردی

ببین با طعم آغوشت منو عاشق ترم کردی

یه جوری عاشقت هستم که بی تو ساده میمیرم

هنوزم با خودم میگم، یه روز دستاتو میگیرم

♫♫♫

هنوزم از تب دستات لبالب غرق آتیشم

هنوزم باورم میشه که من با تو یکی میشم

یه حسی میگه اینجایی، چقد شیرینه احساسم

تو نزدیکی به دستامو

نوازش هاتو میشناسم

یه جوری عاشقت هستم که بی تو ساده میمیرم

هنوزم با خودم میگم، یه روز دستاتو میگیرم

هوای خونه از دوریت داره هر لحظه می گیره

بیا برگرد با من باش همین الانشم دیــــــره

همین الانشم دیــــــره

دیـــــــــــره

♫♫♫

خیلی سخته

حيف که نميشه ازتو گفت ازتونوشت
و الا مينوشتمت با مژه ور ميداشتمت
روي چشام ميذاشتمت
کنار قرآن مجيد ميبردمت
رو آيينه شمعدون جهازمادرم
تو طاقچه صندوقخونه ميذاشتمت

 از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟

گفت : چهار اصل

دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد پس آرام شدم

 دانستم که خدا مرا می بیند پس حیا کردم

 دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم

دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم 

رفتن تو

شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است
ببین که خاطراتم، بی تو چه پاره پاره است
با هر نفس تو سینه، بغض تو توگلومه
با هر کی هر جا باشم، عکس تو روبرومه
آخ چقدر تنگه دلم، برای اون شبهامون
کاشکی اون عشق بشینه، دوباره تو دلهامون
چی میشه برگردی بازهم، به روزهای گذشته
هوای پاییزی چرا، تو عشق ما نشسته

سپردی عهدمونو، به دست باد و بارون
منو زدی به طوفان، خودت گرفتی آروم
قهر تو راهمو بسته، غم دلمو شکسته
تو این صدای خسته، یاد تو پینه بسته
غم دلمو شکسته

غروب باز دوباره، شب توی انتظاره
ابر تو نگاهم نشسته، خیال گریه داره
اسم تو فریادمه، درد تو صدام ترانه است
خنده آینه تلخ و، بی تو پر از بهانه است 

تـــــــــــــــــــــو میگی

من گدای محبت یا توجه کسی نیستم 

حد آروزی من خیلی جالبه فقط میخوام یه بار دیگه سیر ببینمش 

و حرفم رو بزنم بعد نتیجه هر چی هر چی بود 

قبول دارم و از این دنیا خداحافظی میکنم 

اندازه آروزی یه جووون رو خدا نگا کن 

یه دیدار یه حرف دل رو زدن و بعد خلاص 

ببر از این دنیا دوست دارم اعضام اهدا بشه 

یه اینکه دوست دارم یه شب رومانتیک بدون هیچ مشکل و دردسری داشته باشم 

.... بعد دیگه هیچ نباشم 

واقعا دلم برا خودم میسوزه 

یعنی چی یعنی من یه روز خوب 

یه چند ساعت شاد 

نداشتم که ته آروزی من اینا هست 

دلم بد جور پره امشب 

ادامه هم ندادم میدونستم آخرش دعوا میشه 

من یه تغییر میخوام 

یه تحول 

که زندگیم رو متحول کنه 

شادی دوباره بده به زندگیم به عمرم 

فکر میکنم کسی جر اونی که من دوسش دارم نمی تونه 

همچین تغییری تو زندگی من بده 

پی ام که دادم اصلا ج نداد 

وقعا سوختم 

من شب و روز مینویسم براش خودم رو آزار میدم 

اما اون چی انگار نه انگار 

میتونم قسم بخورم که من رو فراموش کردم 

فراموش شدم 

اصلا ذهنش هم ناخودآگاه نمیاد پیش من 

اینجا که میگن برا کسی بمیر که واست تب کنه 

دلم براش تنگ شده 

این رو میتونم داد بزنم به خدا دلم برا دیدنش لک زده 

کاش یکبار هم ببینمش 

به خدا قسم همین یه بار دیدار باهاش حرف میزنم و 

میگم چیزی رو که همه فهمیدن جز خودش رو میگم 

دیگه خسته شدم از بلاتکلیفی 

دیگه امیدی ندارم به اینکه یه روز خوب میاد 

دیگه من منتظر روزای بدتر از این هستم 

آره 

ببینمش و حرفم رو بزنم 

نتیجه هر چی بود من دیگه قول دادم که 

دیگه نباشم 

جیگرم کباب شد میگم دوست دارم یه شب آروم داشته باشم بعد دیگه نباشم 

چی میشنوم چی ...

بلا به دوری ... دور از جونی نه 

بسوز ای دل 

هیچ کس جلو دار رفتن من نبود 

هیچکس نگفت نرو باش 

به زندگیم امید بده 

هیچ کس تا گفتم میرم 

گفتن خداحافظ 

خدا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم بد جور گرفته 

دیگه امیدی ندارم که منم یه ستاره دارم تو آیمون که یه روز میاد و خوشبختم کنه 


ستار

کاشکی شاه بودم


میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم

به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم

رو پشت بوم خونه ها تموم و گل میکاشتم

خونه فقیر و دارا ناودون طلا میذاشتم ناودون طلا میذاشتم

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم

به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم


میگفتم هر کی داره کبوتر و قناری 

رها کنه به عشق روزای بی قراری

فقیرارو پول میدادم زندونیا رو آزاد

هرچی کویر خشک خودم میکردم آباد

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم

به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم


هر کس به دین و کیش خود سرگرم قوم و خویش خود 

هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش

هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش

یه گلخونه یه میخونه سر تموم گذرا

واسه تموم عاشقا واسه همه رهگذرا

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم

به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم


یه مدرسه میساختم به قد هفتا دریا

که از تموم دنیا فقط بیان تماشا

هرکی عروسی میکرد هفتا شتر جحازش

مال و ملال و ثروت تا حد بی نیازش

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم

به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم


هر کس به دین و کیش خود سرگرم قوم و خویش خود 

هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش

هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش

یه گلخونه یه میخونه سر تموم گذرا

واسه تموم عاشقا واسه همه رهگذرا

میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم

به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم


{ فردمنش - دکلمه }

تو که میگی دوست دارم میگم که کاشکی شاه بودم

رو پشت بوم خونه ها تموم و گل میکاشتم

خونه فقیر و دارا ناودون طلا میذاشتم

میگم ، یه جمله دوست دارم ببین کجاها مارو برد

گنج سلیمون میدادی مارو به وجد نمیاورد

سایه


شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم
من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه نقش اون چشمای معصوم لحظه لحظه رو به رومه
نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم که بگم دیوونتم من زندگیمو به تو بستم
تورو دیدم مثل آینه توی تنهایی شکستی من کلامی نمیگفتم که برام زندگی هستی
نمیدونستی که تو چون گل توی قلب من شکفتی چشم تو پراز گلایه اما هرگز نمیگفتی

بس دیگه واقعا دیگه بس

دیگه هدفی ندارم برم یونی 

قبلا یکم وقت میذاشتم برا آرایش و رسیدیگی به خودم 

که مبادا امروز بیاد یونی 

خوشگل نشون بدم 

قبلا میدونستم هست 

اینکه بدونی هست نزدیکت 

اما نمیبینیش هم برام کافی بود 

اما الان چی دیگه رفت 

آره به خاطر من رفت که دیگه ....

کاش بود بازم 

اون روز برا دوستانم میگم من آرزو میکنم شما 

از ته دل آمین بگین 

شادی نفس شما گیرا بود 

فقط فقط 

فقط یک بار دیگه ببینمش 

واقعا دانشگاه برام بی معنی شده

پی ام دادم پرسیدم این ترم دیگه یونی 

ما تدریس ندارین 

ج نداد 

من هم دیگه نمیخوام پی گیر باشم 

تولدش 8 ماه آینده هست 

تبریک نخواهم گفت 

تا بدونه همون طوری که من براش مهم نبودم 

و تبریک نگفت 

اونم دیگه برام مهم نیست 

من دیگه برا خودم عاشقم 

عشق به هر چیزی به جز اون 

صد افسوس اون من رو ندید 

من به همه دوست داشتنم رو گفتم 

به جر نفر اصل کاری 

من هیچ وقت جرات همچین چیزی رو پیدا نکردم 

عشقم رو داد زدم 

برا همه گفتم برا همه کس 

جز خودش 

اون هیچ وقت ندونست من چرا میخوامش 

حیف 

در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست 

هیچ شاهی به گدا سرور نیست 


متنفرم از صبر ... 

متنفرم از انتظار ... 

متنفرم از بلاتکلیفی ...


من ازسمت سپاه عشق باز آن آمدم سویت که بنویسم خجالت میکشد ماه از گل رویت

ای عشق

ای عشق بازیگر چرا ، دیگر نمی خواهی مرا


يه روزم جووني ميره و برنمي گرده


بی خبر ماندی ز حالم زآن چه آمد بر سر من

عشق تو آخر به توفان می دهد خاکستر من


شعله عشق تو از بس در دلم بالا گرفته

سینه مالامال آتش غم وجودم را گرفته


هر زمان آید به یادم دیده مست تو

گریم از بخت بد خود نالم از دست تو


رخت سحر نو دمیده من

فروغ رخت نور دیده من


برخیز و بیا ای امید دلم شام من سپری کن

تویی که به دل نقش غم زده ای


چو غنچه گره بر دلم زده ای

بر خسته دلان چون نسیم سحر یک نفس گذری کن


هر کجا گذری زیر پا نظری کن

شهریار

چون خواب نوشين ياد دارم ماهتابي 
روشن‌تر از روز سپيد كامگاران

ييلاق بود و آبشار و جنگل و كوه 
دنياي شب از پرتو مه نور باران 

لطف هوا چندان كه گفتي الفتي داشت 
خاموشي شب باخروش آبشاران

در گوش دل افسانه آفاق مي‌گفت 
دلكش سرود آبشار از كوهساران

آويخته گل از فراز شاخ گلبن 
چونان كه از گوش عروسان گوشواران

برداشته از شاخساران لحن داوود 
هر سو هزار آوا هزاران در هزاران

هنگامه عشق و نشاط نوجواني 
هنگام گلگشت و بساط نوبهاران

لب بر لب ني بر سر سنگي نشستم 
سركرد ني با من نواي غمگساران

تا دختر دهقان برون از خانه بشتافت 
چون لاله‌اي افروخته بر سبزه‌زاران

چون غنچه در چادر نمازي سرخ و دلكش 
مي‌شد سبو در كف به طرف چشمه‌ساران

چشمك زنان بر من گل چادر نمازش 
چون ديده ی اختر كه بر اخترشماران

رفتم لب جو با نياز تشنه كامي 
همچون گدا بر خوان ناز شهرياران

من از نهيب عشق او لرزنده چون بيد 
او رُسته چون سرو از كنار جويباران

رخساره ی او از جمال كبريائي 
پرتو فكن بر شيوه ی آيينه‌داران

افشانده گيسو چون ملك در حال پرواز 
يا پرچمي زرّين به دست شهسواران

عرض نياز خويش كردم نازنين را 
وز يأس و امّيدم دلي چون بي‌قراران

ليكن به لبخندي كه بودش حاكي از مهر 
بگشودم از دل عقده چون امّيدواران

با ساعدي سيمين سبو در دست من داد 
چون سيمبر ساقي كه ساغر بر خماران

نوشيدم آب و تشنه‌تر گرديدم، آري 
سيري كجا و جام وصل گلعذاران؟

حالي نه آن حالم بجا و ني جواني است 
چون نخل بي‌برگ و برم در شوره‌زاران

سر ريز پر كرده ز باران حوادث 
در برگرفته زانون، چون سوگواران

نه دست تا آويزم از دامان دلبر 
نه پاي تا بگريزم از بيداد ياران

باري به تلخي روزگاري مي‌گذارم 
آوخ‌ از آن نوشين و دلكش روزگاران!

تقدیم ماه زیبا روی

ز دریچه‌های چشمم نظری به ماه داری
چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری

به شب سیاه عاشق چکند پری که شمعی است
تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری

بگشای روی زیبا ز گناه آن میندیش
به خدا که کافرم من تو اگر گناه داری

من از آن سیاه دارم به غم تو روز روشن
که تو ماهی و تعلق به شب سیاه داری

تو اگر به هر نگاهی ببری هزارها دل
نرسد بدان نگارا که دلی نگاهداری

دگران روند تنها به مثل به قاضی اما
"تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری"

به چمن گلی که خواهد به تو ماند از وجاهت
تو اگر بخواهی ای گل کمش از گیاه داری

به سر تو شهریارا گذرد قیامت و باز
چه قیامتست حالی که تو گاه‌گاه داری

گل روی ماه شما 

وقتی که تو رفتی

برو برو که دگر آشنا نمی خواهم
به درد خو گرفتم و دوا نمی خواهم
تو قبله گاه منی، من ز قبله بیزام
تو گر خدای منی، من خدا نمی خواهم

ما چون ز دری پایی کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست، نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

دیشب به خواب میدیدمش 
سر کلاس بودیم نشست روی پای من بغلش کردم 
بلند شدیم رفتیم بیرون از کلاس 
بوسم کرد همین جور دوشا دوش هم راه میرفتیم 
بغل کردن و بوسه : نیک بختی در عشق هست 
کااااااااااااااااشش
دلم براش بد جور تنگ شده و هواش رو کرده 

نیایش

جز تو که دنیـــامو بغل کردی
حال منو هیشکی نمی پرسه
من با تو از هیچی نمی ترسم
هـر جا تو باشی من دلــم قرصه
اندازه ی دریـا عطـش دارم
این سینـه اقیـانوس آشوبه
امشب بزار از اشک خـالی شم
من عاشقم گریــه واسم خوبه
من با تـــو دوران خوشی دارم
 دل چسب حس لحظــه ی دیدار
هر وقت دیدی جونــمو میخوای 
دستت رو از رو قلـب من بردار
من تازه فهمیدم تو کی هستی
قلبـم داره دنبــال کی میــره
بیـــن من و آغــوش پـر مهـرت
این عشـقه که تصمیم می گیره
من که میخوام اونی باشم که تو میخوای
نمیتونم
نمیشه
سخته
نگاه کن
دستم خالیه
هیچ تکیه گاهی نیست
...
کمکم کن

بوی تن تو

از خود بیخود میشوم 

همه دلخوری ها رو دور میکنم 

با تو بودن لذتی دارد 

از همه دور و رها میکند من را 

منی که از مشکلات کوچک کوهی میسازم 

اما مشکل ؛ با تو برایم بی معنی میشود دلخوری معنایی ندارد 

تنها گلی هستی که در دلم زنده خواهی ماند 

اولین ها همیشه بهترین ها هستن 

اولین تجربه ها با تک ترین افراد ...  

هیچ وقت چراغ مهربانی در دلت خاموش نگردد 

اولین امید زندگی بمان ... 

تک گل رز زندگی باش 

مجنون تر از لیلی هم نفس ؛ تاج سر باش 

وارد شدن افرد به زندگی و بودنشان حکمتی دارد

بودن من ... بودن او ... بودن تو 

چراغ امیدی در دلم هست بمان 

تو بهترینی ... بمان و بهترین باش برایم  

تمام رز های قرمز فدای چشمان زیبایت 

92-11-7 

ساعت 20:34 

شاخه گلی برای تو 

عاشق وفادار


کسی رو دوست داشتن دلیل بر کمبود نیست ♥


kasio dos dashtan dalil bar kambod nest

 9:36pm

4shanbe ^-^ shab 


دخترم  

خیلی خوشم اومد از این متن واقعا چند بار در روز باید خونده بشه و یادآوری بشه  

♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥


دخترکم برای کسی که برایت نمی جنگد نجنگ ....

چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی ....

کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن ...

دخترکم به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن ...

بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی ....

دخترکم تو زیباترینی ....

همیشه با این باور زندگی کن ...

خودت را فراموش نکن ....

شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد ....

اما به یاد داشته باش ....

کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند ....

دخترک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست ....

اشتباه که کردی برخیز ....

اشکالی ندارد ....

بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند .....

خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی

کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در می یابد .... 

زمستان است.... زیاد میشنوی هوا دو نفره است!!!!

به درک که دو نفره است تنها قدم زدن دنیای دیگری دارد ...

دخترکم شاید شاهزاده را همه بشناسند اما باور داشته باش ....

برای پدرت تو ملکه هستی ....

گریه کرده ای؟؟؟؟ رنج کشیده ای؟؟؟؟ سرت کلاه رفت؟؟؟

اذیتت کرده اند؟؟؟ عیبی ندارد .... نگذار تکرار شود ....

گاهی تکرار یک درد دردناک تر است !!!

احساس تو با ارزش است خرج هر کسی نکن ...

از تمام مردهایی که میبینی و متلک نثارت میکنند

از تمام مردان این شهر ممنون باش ...

ممنون باش که هر روز لطافت تو را،

ظرافت تو را، زیبایت را یادآور می شوند ....

تو قدرتمندی که با تمام ضعیف بودنت در برابرت ناتوانند ...

آری .... ناتوانند دخترکم تو با ارزشترین موجود زمین هستی

هیچ گاه فراموش نکن .....

♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥♥*•♫.•*♥