خنده های نباتی
آهای مردم خنده هایم را میبینید؟
ببینید من خوشحالم من میخندم...
حالا دیگر مهم نیست خنده هایم زندگی نباتی دارند و در پس خنده هایم قلبی است که از درد زخم های زیاد لبه پرتگاه نابودی تاب بازی میکند.اینها که مهم نیست مگرنه؟فقط مهم اینست که من میخندم و زندگی میکنم...
ولی نه من فقط نفس میکشم زندگی به مزاجم خوش نمی آید.همین نفس کشیدن هم زیاد است.نیست؟
میگویند دنیا دار مکافات است اما ظاهرا حالا من برای دنیا دار مکافات و وصله ی ناجور شده ام.به خیاط بگویید بیاید زودتر جدایم کند طاقت تفاوت را ندارم.
شکست زیاد خوردم...
کندن خودم از این دنیا هم روی آن شکستها.
من بروم دل کسی که تنگم نمیشود.میشود؟
من بروم جز برای صدای شکستن قلبم به خاطر چیز دیگری خاطر این انسانها آزرده نمیشود.میشود؟




سلام ممنونم که بهم سر زدین.من سمیه هستم.وبم برای شخص خاصی نیست.نظر یادتون نره.برای تبادل لینک هم اگه خواستید بهم بگید.