پایانم نزدیک است
نبودنم را تمرین کنید...
از دسـت زمانه تیر باید بخـوری
دائـم غــــــم ناگزیر باید بخـوری
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست
بچــــه! تو هنوز شیر باید بخوری!
جلیل صفربیگی
عکس:Bolshoi ballet
دنـيـا شـبـيـه سکـه دو رو داشـت، مـثـل مـن
در آن پــــر از يـقـيـن ، پـــــرِ تـرديـد بــوده ام !
گـاهي چنان که مفـسد فـي الارض مـي شدم
گـاهـي چـنـان کـه مـرجـع تـقـلـيـد بـوده ام... !
ياسر قنبرلو
خدا نخواست نگاه تو بی کران باشد
زمین اجــازه ندارد کــه آسمان باشد
به درد سفره ی آغوش من نخواهد خورد
تنی کــه هر شبه مهمان این و آن باشد
کنــون کــه شانه ی تو لایق سر من نیست
همان خوش است که بالشت دیگران باشد
علي اكبر ياغي تبار
در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام
در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق
فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام
فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل
وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود
من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام
سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز
از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام.
اندامت
"رعنا"
چشمهایت
"شهلا"
صورتت
"فریبا"
طعم ات
"شیرین"
لبانت
"عسل"
.
.
.
وای!!
رحم کن دختر
چند نفر به یک نفر…!!!؟؟
بهرنگ قاسمی
"توبه" گیریم که باز است درش ، سودش چیست؟
مــن کـه اقــــــرار ندارم به پشیــــمانی خویـــش ..
حسین زحمتكش
کسی که در حضور تو غــــزل ارائه می کند
حـــــرف نمی زند تو را ، عمل ارائه می کند
...فقـــــــط برای کام خود لـب تو را نمی گزم!
کسی که شهد می خورد عسل ارائه می کند
نشسته تـوی دفترم نگاه ِ لـــــــرزه افـکنت
و صفحه صفحه شاعرت گسل ارائه می کند
به کُشته مرده های تو قسم که چشم محشرت
به خاطر ِ معـــاد تـو اجـــل ارائه می کند
« رفــاه ِ» دست های تو شنیده ام به تازگی
برای جــذب مشتری « بغـــل » ارائه می کند
بگو به کعبه از سحر درون صــــــف بایستد
ظهــر ، قریش ِ طبع من هبل ارائه می کند
ظهــر ، کلاس ِ دینی و مـن و تـو و معـلمی
که هی برای بـــودنت عـلل ارائه می کند
نشسته در حضــــور تو غزل ارائه می کند...
تو
رنگ میدهی
به لباسی که میپوشی
بو میدهی
به عطری که میزنی
معنا میدهی
به کلمههای بیربطی
که شعرهای من میشوند …
ساره دستاران
کســے مـزاحـِم نشــود
مـے خـواهـَم
گـریــه ـَم را بگیــرـَم
و بـہ فکـر کسـے مشـغـول شـوم
✘منیـره حسـینـے✘
من از تو یاد گرفتم تمومه زندگیمو
حالا با کی بگم این قصه ی وابستگی مو
روو دوشه کی بذارم
یه دنیا خستگیمو.........
پ.ن:اخر هفته صمیمیترین دوستم به جمع متاهلین میپیوندد...
ینی در اصل تنها دوست صمیمیم....
سخته که یکی بشه صمیمیترین دوست دوست صمیمیت....
سوء تفاهم نشها!دختره!
یک دسته گل بنفشه – آلبا دسس پدس
پ.ن:
نمیدونم چرا من نمیتونم با هیشکی درددل کنم!!!!
بــی تــو
پــاییــز،
طــاعــون ســرخِ بــی مهــریســت
کــه در ریشــه درختــان دویــده اســت!
فصــل زردی کــه آبــانــش، آسمــان نــدارد
و آذرش همیشــه یلــداســت . . .
کامران فریدی
بیا برگرد ! باهم گاه ... باهم راه ... باهم ... آه !
مرا دور از تو خواهد کشت باهم های بعد از تو
مژگان عباسلو
پاییز هیچ حرف تازهای برای گفتن ندارد
با این همه
از منبر بلند باد
بالا که میرود
درختها چه زود به گریه میافتند!!
حافظ موسوی
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا!به برم میشکند...
نیما یوشیج
من که دربندم کجا؟ میدان آزادی کجا؟
کاش راه خانه ات این قدر طولانی نبود...
علیرضا بدیع
بلا همیشه که بد نیست،راستی دیدی؟
تو آن بلای قشنگی که آمدی به سرم
مهدي فرجي
اينجا هيشكي تولدمو يادش نبود....
اما آنها را داخل قفس نگه داشتی
تو گفتی که ماهیها را دوست داری
اما تو آنها را سرخ کردی
تو گفتی که گلها را دوست داری
و تو آنها را چیدی
پس هنگامی که گفتی مرا دوست داری
من شروع کردم به ترسیدن .

تشنه که میشوم سر میکشم دلتنگیت را !
بغض بالا می آورم . . .
تا آخر پنـــجشنبه تکرار شدیم
خیرِ ســـــرمان منـتظر دیداریم
جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم!
جليل صفر بيگي

نوشته ها بهانه است,