دخترک سنگدل.....

دخترازدوستت دارم هرشب پسره خسته شده بود..


یک شب وقتی اس ام اس آمدبدون اینکه آنرابازکند..


موبایل راگذاشت زیربالشش وخوابید...


صبح وقتی مادرپسر زنگ وگفت:پسرم مرده..


دخترشوکه شدوچشمش پرازاشک...


بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشتهرفت...


پسره نوشته بود...تصادف کردم...


بامشکل خودم رو رسوندم دم درخونتون .....


لطفا بیاپایین میخوام برا آخرین بارببینمت....


<<خیلی خیلی دوستت دارم>>

آرزوی من این است!!!!!!

آرزوی من این است: که روزهای طولانی در کنار تو باشم ،فارغ ازپشیمانی

آرزوی من این است: که تو مثل یک سایه سرپناه من باشی لحظه ی تر گریه

آرزوی من این است:نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من این است:هستی تو من باشم ، لحظه های هشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من این است:تو غزال من باشی تک ستاره روشن در خیال من باشی

آرزوی من این است:در شبی پر از رویا پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا

آرزوی من این است:از سفر نگویی تو تو هم آرزویی کن ، اوج آرزویی تو

آرزوی من این است:مثل لیلی و مجنون پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون

آرزوی من این است:زیر سقف این دنیا من برای تو باشم تو برای من تنها

ربیع الاول

مژده مژده یا رسول الله (ص)ماه صفر رفتو ماه ربیع الاول آمد

حلول ماه ربیع الاول برهمگان مبارک

ضدپسر

khddd دوران زندگی پسرها (خنده دار)

شش سال اول زندگی:
- گریه نکن
- شیطونی نکن
- دست تو دماغت نکن
- تو شلوارت پی پی نکن
- مامانت رو اذیت نکن
- روی دیوار نقاشی نکن
- انگشتت رو تو پریز برق نکن
- شب ها تو جات جیش نکن
- با اون پسر بی تربیته بازی نکن
- اسباب بازی ها رو تو دهنت نکن…
ادامه نوشته

اگه.....


اگه  امروز آخرین  روز زندگیت  بود دوست  داشتی


چیکار کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ادامه نوشته

تصاویری از عشق که میلیون ها نفر با آن گریه کردند

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر جفتش می باشد
ادامه نوشته

فهمیدن یک زن ...

فهمــــیدن یکــــ زن سخـــت نیست

زن ســــرار ناز اســــت و نیاز

گریــه ها، خــــنده ها، حرفهایش ، تنها برای مردش است

او عشــــق می خواهد و آغـــوش

سیـــنه ایی مردانه ، شانه ای برای تکیـــه دادن

فهمیدن یک زن سخت نیست باور کن ...


 

دوست داشتن یعنی چی؟

دوست داشتن یعنی اینکه باورش داشته باشی.

دوست داشتن یعنی اینکه میدونی به یادت نیست و حتی آدم حسابت نمی کنه ولی

با تموم وجود باورش داشته باشی و از ته قلبت براش آرزو کنی که همیشه سالم باشه.

دوست داشتن یعنی اینکه میدونی دلت پیشش گیره ولی خب روت نشه بری

و بهش بگی دوستت دارم.

دوست داشتن یعنی تموم خطر ها و بلا ها رو به جون بخری ولی حاضر باشی

فقط یه دقیقه جواب سلامت رو بده و حال رو بپرسه...

دوست داشتن یعنی اینکه با تموم وجودت قبولش کنی...

دوست داشتن یعنی اینکه امید داشته باشی که یه روزی بهش میرسی...

حتی اگه اون روز توی قصه ها و افسانه ها باشه...

دوست داشتن یعنی اون لحظه هایی که روبه روش نشستی و داری نگاش می کنی

و یواشکی اشک میریزی تا اون متوجه نشه ولی می بینی اون اصلا حواسش بهت نیست

و داره کار خودش رو می کنه...

دوست داشتن یعنی اینکه هر لحظه از خدا بخوای اونو بهت بده...

دوست داشتن یعنی شبای جمعه تا صبح نشستن و فال گرفتن...           

"تسلیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت شهادت مظلومانه شمع هدایت"

عکس, تصویر, شعر شهادت امام محمد باقر (ع)

ادامه نوشته

ضدحال به پسرا


بازم حق باما دختراس پسرا........

ضایع شدین!!!!!

خخخخخخخخخخخخخخخ

ترول های جدید آبان 92

قیافه ...

قیافه پسرا وقتی از جلوی دخترا رد میشن!

عکس های خنده دار و بامزه

سلااااااااااااااام

سلاااااااااااااااام



من دوباره اومدم نمیتونم بدون شما بمونم


آدمایی که نظربدمیدن بدن.من که گناهی ندارم به من چه.

قربون همتون.ازاین به بعدآپـــــــــــــــــــــــــــــــــم

خداحافظی

 ....خداحافظی....

سلام ازامروز به بعد من دیگه به این وبلاگ


سرنمیزنم.چون تواینجا مردانی پیدا میشن که


ناموس سرشون نمیشه واینکارابه گروه خونیه من


نمیخوره.واقعامتاسفم برای اینجورمرداوقتی زن


داریدچرابه زنوبچه کس دیگه چشم دارید بازم.

من میرم ولی جواب دوستای خوبمومیدم.(البته


اون کسایی که من میشناسمشونواونا میشناسن


منو)راسی دوستای گلم براهمتون آرزوی موفقیت


دارم ایشالا به هرچی که


ازخدامیخوایدبرسید...هرچیه هرچی..........


مواظب خودتون


باشیدوخداحافظتون

کوتاه...ولی زیبا!

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com اشتباه ازمن بود پررنگ نوشته بودمت...

به سختی پاک میشوی...!

ادامه نوشته

هزارتومنی لعنتی..........


972c2c4dbbbd36d923511f2fc6aef0f4-425


دُختری پشت یک هزار تومنی نوشته بود:

پدرم واسه همین پولی که پیش توست 

مرا یک شب به دست صاحب خانه مان سپرد..

خدایا چقدر میگیری شب اول قبر قبل از 

اینکه تو سوال کنی من بپرسم چــــــــــــــــــــراا؟؟؟

داستان کوتاه ( عشق تا آخر )

پسرکی بود عاشق دخترکی

روزها گذشت و دخترک نیز عاشق شد

هر دو عاشق دلتنگ بدون هم زندگی برا شون معنی نداشت

گاهی اوقات که با هم میرفتن بیرون اونقدر مست هم میشدن که فراموش میکردن

مردم دارن نگاهشون میکنن .

اونا همیشه وقتی همدیگه رو میدیدن عشق بازی را

شروع میکردن اونقدر لذت میبردن

که اگه یه روز از هم دور بودن از دلتنگی دق میکردن.

روز ها میگذشت و اونا هم با روزگار عشقشون را نسبت به هم بیشتر بیشتر میکردن

تا گذشت و روزی دخترک حالش بد شد و از حال رفت ...



لطفا به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

روزگارا...

روزگارا…!
که چنین سخت به من میگیری
باخبر باش که پژمردن من آسان نیست
گرچه دلگیرتر از دیروزم
گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند
اما باور دارم دل خوشی ها کم نیست
زندگی باید کرد ...

I LOVE

عکس قلب های زیبا و عاشقانه (4)

دوستم

سلام سلام به همه شما دوستای خوبم


من میخوام یه آدرس وبوبراتون بزارم خالصانه ازتون


میخوام این وب سربزنید.خواهش میکنم روموزمین نزنیدا

http://taksatarehasman90.blogfa.com/


حتمابریدا ممنونــــــــــــــــــم




عشق

biseton 2 عکس عاشقانه طراحی با مداد


خداوند حواسش هست(داستان جالب و پندآموز)


چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود ,,

ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم , بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم

به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده ,, خوب ما همگیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش , اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم, اما بلاخره با اصرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیره زن پیره مرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد , ,,,

خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود , اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه ۴-۵ ساله ایستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه ,,

دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم , دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش ,, به محض اینکه برگشت من رو شناخت , یه ذره رنگ و روش پرید ,, اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از ۲-۳ هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده ,, همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت ,, داداش او جریان یه دروغ بود , یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم,,

دیگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم ,, همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن , پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم ,, الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم ,,, پیر مرده در جوابش گفت , ببین امدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه ۱۸ هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده ,,

همینطور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین ,, پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار ,,

من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور اب باز بود و داشت هدر میرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم ,, رو کردم به اسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن ,, بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین ,,

ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم ,, گفت داداشمی ,, پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نکنم ,, این و گفت و رفت ,,

یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه , ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم ,,,, واقعا راسته که خدا از روح خودش تو بدن انسان دمید.

حس لب



حس لمس کردن لبانت بالبام خودش دنیاییه عشق تک من

مو...

عکس خنده دار | جوک تصویری

أییییییییییییی حالم بدشد

عذرخواهی

سلام سلام به همه ی دوستای خوبم  


ببخشیدچندوقت نبودم مرسی ازنظرایی که

گذاشتین.راستش من کامپیوترموفرمت کرده


بودم دیگه درست بشونبوداذیت میکردش.


راستی یه دوست خوب نظر گذاشته ولی آدرس


وبشو ننوشته اسمش ستارهس اگه الان این


متنو میخونه خواهش میکنم آدرسش وبشو بده


تا برم به وبش سربزنم


خب قربون همتون ازاین به بعدآپم وجواب


نظراتتونومیدم.

تاکی......

دستم

به تهي دستيم نگاه نكن نگو هيچ نداري.........ببين تو را دارم..........


http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201011/tpn1547/large/2SGGva7ySD.jpg

بلایی...

عشق بلايي است كه همه خواستارش


هستند،عشق


تنها دردي است كه بيمار از آن لذت


ميبرد،عشق حواس را از ديدن عيوب منع


ميكند،عشق سخترين سنگ ها را نرم


ميكند،عشق نيازي به آموزگار ندارد،عشق



آنقدر قوي است كه در يك لحظه بر قلب و


مغز و جسم حمله ميكند....

سرداست...

سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “

چـه جمـلـه ای !

پــــُر از کـلیـشه …

پـــُـر از تـهـوع …

جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :

” ســرد اسـت “…

یـخ نمـی کنـی …

حـس نـمی کنـی …

کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه

چـه سرمایـی را گـذرانـدم

چرک نویس

فرق عشق و دوست داشتن چیه؟

 عشق در لحظه پديد مي آيد

  دوست داشتن در امتداد زمان

اين اساسي ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .

عشق معيارها را در هم مي ريزد

دوست داشتن بر پايه هاي معيارها بنا مي شود .

عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي كشد

دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه مي گيرد.