اثر عبادت مادر در فرزندان
((اثر عبادت مادر در فرزندان))
شيخ صدوق در کتاب علل الشرائع از ابان بن تغلب روايت كرده:از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: اى فرزند رسول خدا! چرا فاطمه را «زهرا» ناميدند؟ گفت:
براى اينكه نور حضرت فاطمه روزى سه مرتبه براى امير المؤمنين على بن ابى طالب جلوه مى كرد.در ادامه روایت دارد نور فاطمه در سه وعده صبح و ظهر و بعدمغرب، وقت عبادت ایشان می درخشید.و هنگامى كه آفتاب غروب مى كرد چهره فاطمه به سرخى مى گراييد و نور قرمزى از او ساطع مى شد و فاطمه از اين امر خوشحال گرديده شكر خدا را به جاى مى آورد...پس آن نور در چهره فاطمه باقى بود تا زمانى كه حسين عليه السّلام از وى متولّد گرديد و آن نور به او منتقل شده و به ما رسيده است و همچنان در نزد ما خواهد بود، امامى بعد از امام ديگر، تا قيامت فرا رسد.
همانگونه که از متن روایت مشخص است؛ اثر عبادت مادر نوری را در وجود او ایجاد کرد که به فرزندان او منتقل شده است. از وجود حضرت زهرا نوری ایجاد می شود که در نسل اوکه دارای مقامت امامت هستند با قی می ماند.قطعا هر مادر به اندازه عبادت خالصانه ای که انجام می دهد.این نور و نعمت معنوی را برای فرزندان خود باقی می گذارد.
...فَإِذَا كَانَ آخِرُ النَّهَارِ وَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ احْمَرَّ وَجْهُ فَاطِمَةَ فَأَشْرَقَ وَجْهُهَا بِالْحُمْرَةِ فَرَحاً وَ شُكْراً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكَانَ تَدْخُلُ حُمْرَةُ وَجْهِهَا حُجُرَاتِ الْقَوْمِ وَ تَحْمَرُّ حِيطَانُهُمْ فَيَعْجَبُونَ مِنْ ذَلِكَ وَ يَأْتُونَ النَّبِيَّ ص وَ يَسْأَلُونَهُ عَنْ ذَلِكَ فَيُرْسِلُهُمْ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ فَيَرَوْنَهَا جَالِسَةً تُسَبِّحُ اللَّهَ وَ تُمَجِّدُهُ وَ نُورُ وَجْهِهَا يَزْهَرُ بِالْحُمْرَةِ فَيَعْلَمُونَ أَنَّ الَّذِي رَأَوْا كَانَ مِنْ نُورِ وَجْهِ فَاطِمَةَ ع فَلَمْ يَزَلْ ذَلِكَ النُّورُ فِي وَجْهِهَا حَتَّى وُلِدَ الْحُسَيْنُ ع فَهُوَ يَتَقَلَّبُ فِي وُجُوهِنَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فِي الْأَئِمَّةِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتَ إِمَامٍ بَعْدَ إِمَامٍ.[1]
تجلی زهد(خامنه ای عزیز9)
هدیه ای که مقام معظم رهبری نپذیرفتند.
حضرت حجه الاسلام والمسلمین مرتضی آقا تهرانی:
روزی در مجلس شورای اسلامی نمایشگاهی از فعالیت های ساخت عتبات عالیات برپا بود.وقتی به باز دید این نمایشگاه رفتم.یکی از خادمان اهل دربیت دربازسازی عتبات یک سجاده خیلی کوچک به اندازه یک کف دست به من دادندوخواهشا کردند که آن را خدمت مقام معظم رهبری به عنوان هدیه تقدیم کنم وتاکید کردندکه پارچه این سجاده از مجموع پاچه های قبرکربلا است.بعد از مدتی که خدمت مقام معظم رهبری رسیدم.خواستم این هدیه راخدمت ایشان تقدیم کنم.که حضرت آیت الله خامنه ای نپذیرفتند واز من سوال کردند آیا این حلال است.وبعد فرمودند در مورد هدایای که از عتبات وقبور ائمه برای من می آورند حتی به عنوان تبرک احتیاطا قبول نمیکنم.چون احتمال میدهم اینها وقف حرم شده باشد.که در این صورت استفاده ازآنها شبهه ناک است.وایشان این هدیه را به احتمال اینکه حرام باشد نپذیرفتند. (پنجشنبه 18اردیبهشت93 درس اخلاق،سایت اطلاع رسانی)

تجلی زهد(خامنه ای عزیز8)
در عمليات بدر كنار دجله، من فرزند بزرگ مقام معظم رهبري، آقا مصطفي خامنهاي را ديدم، آن هم در خط مقدم جبهه. خيلي تعجب كرده بودم. رفتم جلو و گفتم آقا مصطفي، چرا در خط مقدم هستي؟ اينجا، هم احتمال اسارت و هم احتمال شهادت شما زياد است. اگر شما را خداي نكرده اسير كنند، دشمنان همهجا ميگويند ما پسر رييسجمهور (آن موقع آيتالله خامنهاي رييسجمهور بودند) ايران را اسير كردهايم. ولي خب، همه جوانها وقتي اين صحنهها را ميديدند كه فرزندان بزرگان كشور به خط مقدم آمدهاند و مانند آنها ميجنگند، خيلي روحيه ميگرفتند.(سردار رحیم صفوی)

تجلی زهد(خامنه ای عزیز7)
آیت الله آیت اللهی(ره):
حقیقتا عرض می کنم؛ بنده معتقدم که نه در گذشته و نه امروزه، هیچ کس نه در تهران و نه در هیچ جای دیگر، نمی تواند این مملکت جمهوری اسلامی را مثل رهبر معظم انقلاب اداره کند. این اعتقاد قلبی و راسخ من است. بیانات ایشان هم واقعا حکیمانه است. هم آن نصیحت هایی که به عموم مردم می کنند و هم آن راهنمایی هایی که به گروه ها و دسته های مختلف می کنند، همه اش حکیمانه و اندرزهای الهی است. این را هم عرض کنم که زندگانی ایشان بسیار ساده است و ایشان بر روی بیت المال مسلمین بسیار حساس هستند.

مثلا بنده اطلاع دارم که یکی از پسرهای مقام معظم رهبری هنگام ظهر در منزل ایشان بوده اند و قصد داشته اند نهار را خدمت ایشان بمانند. حضرت آقا همان روز مهمان دولتی داشتند و از غذای حکومت تناول می فرمودند. به همین دلیل خطاب به فرزندشان می فرمایند، که این نهار دولتی هست و چون شما دولتی نیستی حق نداری بخوری و ایشان را از خوردن نهار منع می کنند. این خصوصیت ایشان است که منزلش ساده، لوازم منزلش ساده و زندگانیش هم ساده است. و در کمال عدالت و زهد و تقوا زندگی می کنند و حتی عیال ایشان وقتی می خواهند برای خرید به بیرون بروند، سوار یک پیکان ساده می شوند و به خرید می روند.(سایت اطلاع رسانی حضرت آیت الله آیت اللهی)
تجلی زهد(خامنه ای عزیز6)
دوری از تجملات
نه خودشان تجملاتی هستند، نه ترویج تجملات میکنند. یک وقت یک عبای خوب برای ایشان هدیه آورده بودند، حضرت آقا عبا را به ما دادند و فرمودند این عبا را برای من آوردهاند. عبای گران قیمتی بود من که عبای چند ده هزار تومانی روی دوشم نمیاندازم ولی اگر بدهم به یک نفر، خود او عادت میکند که لباسهای آن چنانی بپوشد. این هم درست نیست. من نباید این کار را بکنم. به من فرمودند پس شما این عبا را بفروشید و تبدیل به سه، چهار عبا کنید و بدهید به چهار نفر. به یک نفر ندهید که این را ما ترویج نکرده باشیم. ما عبا را به قم بردیم، فروختیم و دادیم به سه چهار نفر. (حجه الاسلام والمسلمین مروی در گفتگو با جاجم آنلاین)

تجلی زهد(خامنه ای عزیز5)
مهمانی ها!
نوعاً پذیرایی آقا دیگر همه جا معروف است، یک رقم غذا، یک رقم خورش. آقازادههای ایشان مراسم عروسی که داشتند، ما هم دعوت بودیم. در همین دفتر، چند نفری را دعوت کردند، بستگانشان و چند نفر هم همین دفتریها مراسم ایشان، هیچ کدام در تالار و مفصل نبوده است. در همین دو سه تا اتاقهای دفتر بوده است. یادم هست یکی از همین جلسات مهمانی همیشهاش همین جوری بوده، این سه چهار تا عروسیهایی که داشتند، ما شرکت کردیم میوه، همان میوه فصل، آن هم دو رقم. مثلاً سیب و خیار. آن هم نه اینکه دیس بچینند بلکه توی بشقاب، یک خیار و یک دانه سیب. با یکی از دوستان دفتر بودیم. گفت این مجلس ختمهای تهران، بیشتر از مجلس عروسی پسران حضرت آقا پذیرایی میکنند. آنها باز یک شیرینی، چیزی هم میآورند. حلوا هم میآورند. میبرند دور میگردانند. باز دو سه رقم میوه میگذارند. اینجا حلوا هم نیست، شیرینی هم که همین یک شیرینی دانمارکی و یک سیب، یک خیار. بیشتر هم نمیشود خورد!
هیچ وقت من ندیدم سر سفره ایشان، چه جلسات عمومی، چه مهمانیهای خصوصی، حتی دو نفر، سه نفر، من ندیدم که دو رقم خورش سر سفره ایشان باشد. شبها که حاضری است. مهمان داشته باشند، نداشته باشند. یک شب یادم هست خدمت حضرت آقا بودیم. سفره انداخته بودند، آقای هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه هم مهمان آقا بودند. نان و پنیر و سبزی، یک مختصر هم سوپ خیلی رقیق، فقط همین. برنامه شبشان یک غذای خیلی سبک و خیلی ساده است. (حجه الاسلام والمسلمین مروی در گفتگو با جاجم آنلاین)

تجلی زهد(خامنه ای عزیز4)
برنامه غذایی
همین ایام ماه مبارک بود. برای قضیه استهلال ما در دفتر مانده بودیم. شب با یکی از دوستان دفتر به نماز حضرت آقا رفتیم. بعد از نماز آقا فرمودند چطور شما این موقع - موقع افطار - در دفتر هستید؟ گفتیم برای استهلال ماندهایم. فرمودند خیلی خوب، افطار را برویم منزل ما. ما هم دلمان میخواست که برای افطار منزل آقا برویم، ولی تعارف هم میکردیم. گفتیم نه آقا در دفتر غذا تهیه کردهاند. فرمودند نه، بیایید برویم. ما هم رفتیم. این آقای حاج ناصر که پذیرایی میکند، مقداری نان و پنیر و سبزی و حلوا آورد. ما مقداری نان و پنیر، یک مقدار هم حلوا خوردیم. ولی منتظر بودیم که غذا را بیاورند. بالاخره افطار است و با غذایی باید ادامه پیدا کند. چون ما کنار آقا نشسته بودیم. ایشان چشمشان توی چشم ما نمیافتاد، مقداری آزادتر بودیم. این آقای حاج ناصر که میآمد، من یک جوری علامت دادم که چیزی ادامه دارد یا نه، که اگر ادامه ندارد، ما همین را بخوریم و گرسنه نباشیم. اگر ادامه دارد، خوب خودمان را به اینها سیر نکنیم. علامتی دادم. ایشان گفت نه، ادامه ندارد. ما همان نان و حلوا و همان نان و پنیر را خوردیم. ولی اگر دفتر میآمدیم، قطعاً غذایی که در دفتر درست کرده بودند برای همین پرسنلی که شیفت کاری داشتند چربتر از غذای حضرت آقا بود.
بعد که افطار کردیم و حضرت آقا تشریف بردند داخل، ما به آقای حاج ناصر عرض کردیم که این چه افطاری بود؟ اگر ما دفتر بودیم یک غذای حسابی به ما میدادند. ایشان گفت که خانواده حضرت آقا مشهد مشرف شدهاند و قبل از رفتن یک قابلمه بزرگ از این حلواها درست کردهاند. به اندازه این سه چهار شب، افطارمان هر شب حلوا است و با حضرت آقا نان و پنیر و حلوا میخوریم. گفتم سحر چه کار میکنید؟ ایشان گفت برای سحر هم آبگوشت درست میکنیم و به اندازه یک پیاله برای حضرت آقا آبگوشت میدهیم و بقیهاش را هم خودمان میخوریم.
این برنامه غذایی آقا بود. از این نمونهها تقریباً فراوان است که واقعاً زندگی آقا، یک زندگی کاملاً زاهدانه است. یعنی من میتوانم به جرات عرض بکنم که زندگی ایشان از نظر کیفیت، هیچ فرقی با قبل از انقلاب نکرده است.(حجه الاسلام والمسلمین مروی در گفتگو با جاجم آنلاین)

تجلی زهد(خامنه ای عزیز3)
علامه مصباح يزدي :
در تمام دنيا بسيارند کساني که وقتي براي چند سال اندک مسئول ميشوند، مشکلات اداري و اخلاقي بسياري پيدا ميکنند، در حالي که مقام معظم رهبري سي سال در نظام مسئوليت داشته و کوچکترين نقطه ضعفي در او مشاهده نشده است واين در دنيا بينظير است.(سایت اطلاع رسانی آیت الله مصباح یزدی)

تجلی زهد(خامنه ای عزیز2)
آیت الله مصباح یزدی:
اوایل ریاست جمهوری مقام معظم رهبری بود که خدمت ایشان رسیدم، دو نکته برای من بسیار قابل توجه بود، اول اینکه ایشان اظهار داشتند که از همان گوشت یخ زده و برنج کوپنی که سایر مردم استفاده میکنند، میخرند ونکته دیگر اینکه تنها در یکی از اتاق هایشان قالی نخ نمایی پهن بود که آن هم جهیزیه همسرشان بود و حتی پیشنهاد خانواده همسرشان مبنی بر تعویض فرش را نپذیرفته بودند، در حالیکه خانواده همسرشان از تجار فرش بودند.(خبرگزاری رسا نیوز)

تجلی زهد(خامنه ای عزیز1)
تجلی زهدمقام معظم رهبری در نظر آیتالله سعادت پرور تهرانی( پهلوانی )
حضرت حجتالاسلاموالمسلمین وزیری از شاگردان عارف واصل و استاد اخلاق حضرت آیتالله سعادت پرور نقل میکنند در سفر مقام معظم رهبری به شهر مقدس قم که استقبال بسیار گرم و پرشوری توسط علما،طلاب و مردم از مقام معظم رهبری صورت گرفت.عصر آن روز خدمت استاد رسیدم. ایشان فرمودند:این استقبال پرشور و توجه مردم به آقای خامنهای تجلی زهد ایشان در دنیا است.که اینچنین خداوند دلها را بهسوی او متوجه کرده است.(برگرفته از سخنرانی ایشان در ایام فاطمیه سال 1393در شهر مقدس قم)
نکته:(این سخنرانی در منزل ایت الله تحریری حفظه الله انجام شد که بنده از سخنرانی ایشان یادداشت کردم)

علی اکبر های خامنه ای
میخواست برود به من گفت : « خواب دیدم شهید می شوم.»
بعد از آن به خانه مادرشان رفتیم، حسین دست و پای مادرشان را بوسید، گفت: «مادر تو از من راضی باشید من قرار است دوباره به سوریه بروم.» مادرشان اول گفت: « نه! شما سه ماه رفتی! اگر وظیفه و تکلیفی هم بوده، ادا کردی. این همه جوان دارد مملکت، چرا شما دوباره بروی؟؟» حسین گفت: «باشد، نمی روم ولی خودتان جواب حضرت زهرا را بدهید. بگید بچهام برایم عزیز بود، نگذاشتم بیاید. علی اکبر که برا امام حسین، عزیز نبود! ولی بچه من برایم خیلی عزیزه، نمیتوانم.». فردا صبح که میخواستیم برگردیم، مادرشان گفت: «من راضی هستم... برو به سلامت...»
شهید مدافع حرم حسین رضایی

سلام......