سلام بر دخختران جهان !!!!!11

روزمون مبارک

حال کنید روز پسر نداریم که !!!!!!!!!!!!11

سلام و خبر

سلام خوبید ؟

انقدر دلم براتون تنگ شده که نگو !!!!!11

دلم برای شقایق جونممم واسه محبوبه  جونم و صبا جوونم و محدثه جووونم تنگ شده که نگو !!!!!!!!1

چه خبرا ؟؟؟؟؟؟؟

مرسی از دوستای گلم که با این که آپ نکردم نظر میدن منو فراموش نکردن !!!

امروز با چند عکس اومدم حالا ان شالله با خبرهای بیشتر و آپ های بیشتر میام !!!

تولد پری مبارک یه جورایی زن زین مبارک دست بزنید !!!!!!!!!!!!1

و هری جوون در بارسلون البته با نایل 
البته در فرودگاه بارسلون هستند
من عاشق این عکسم ببینید ؟!!!
 
شماچی خیلی هری و نایل خوشگلن !!!!
اینو ببینید نظرتون درباره ی این یکی چیه ؟
عزیزم !!!!!!!!!!!!!
منتظر نظراتون هستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستی مرسی از اونایی که تولدم تبریک  گفتن !!!!!!!!!!!!!!
 
 
 

تولد من

سلام

خوبید ؟ خیلییییییییییی بی معرفتید من آپ نکنم شما هم نباید نظر بدید !!!

من 31 خرداد تولدم

تولدم پیشائیش مبارک !!!!!!!!!!

دیگه از این به بعد آپ میکنم منتظرم باشید

من اومدم !!!!!!!!!!!!

سلام عشقای من

خوبید؟

خیلی وقت نیومدم امتحانا هم  که داره شروع میشه !!!!!1 ولی قول میدم من تابستون با وب خوشگل و زیبا بیام و

هر روز آپ کنم و نظراتون ببینم !!!! برای هم دیگه دعا کنیم !!!!! تابستون یه فکرایی دارم برای وبم شاید آدرس و قالب

و موضوع عوض کنم معلوم نیست !!!!!1 ولی دوستای گلم مثل محدثه جووووووون و شقایق جووووووووون و بچه های

دیگه رو خبر کنم !!!!!


عشق...........

.

روزی چند بار دوستت دارم
یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم
وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد
وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود
یک بار دیگر هم دوستت دارم !
باقیِ روز را
هنوز را
.

.

.

می دانی که هنوز “دوستت دارم” عاشقانه ترین هدیه ای است که برای تو دارم !
.

.

.

به دوست داشتَنت مشغولم …
همانند سربازی که سالهاست ؛ در مقرّی متروکه ،
بی خبر از اتمام جنگ ،
نگهبانی می دهد…!
.

.

.

عشق تو به تار و پود جانم بسته است

بی روی تو درهای جهانم بسته است

از دست تو خواهم برآرم فریاد

در پیش نگاه تو زبانم بسته است . . .
.

.

.

زمستان است
نیمکتی تنها در پارک نشسته است
من تنها بر نیمکت و تو تنها در من
می بینی ؟
.

.

.

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …
.

.

.

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”
یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را … بهشان خرده نگیرید !
این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ،
مسئولیت دارد
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ،
میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی …
آزارت نمیدهد ، دلت را نمیشکند …
به هر دری میزند که با تو باشد !
.

.

.

آن که ” دلت را شکست ” … ” تاریخ تولدش ” یادت مانده …
آنکه ” رهایت ” کرد تاریخ ” آمدنش ” و”رفتنش”… دقیق
و آنکه ” احساست ” را بــه بازی گرفت …
لحظه بــه لحظه خاطراتش را سالها در یاد داری … !
اما…
آنکه دوستت دارد سطری در تاریخ زندگیت بـه نامش زده ای !!؟

.

.

.

و چه انتظار بزرگی است
اینکه بدانی
پشت هر “دوستت دارم”
چقد دوستت دارم…!
.

.

.

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
دوست داشتن یعنی همین…
.

.

.

گوش تلفن کر
“دوستت دارم ” را امشب
در گوش خودت
خواهم گفت . . .
.

.

.

و من هنوز تو را مثل “تمام شد” مشق شبم دوست دارم …
.

.

.

از من نپرس چقدر دوستت دارم ،
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست . . .

جملات امتحانات

قیقت محض :
من میرم بِدرسم ؛ لطفا ۲ ساعت دیگه بیدارم کنید !
.
.
تصمیم گرفتم از فردا شروع کنم به درس خوندن ، واسه همین میخوام تا جایی که توان دارم امشب بیدار بمونم که فردا رو دیرتر شروع کنم …
.
.
ﺳﻠﺎﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ دانشجوایی ﮐﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎن ﺩﺍﺭﻥ ﻭلی ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺟﻠﺒــــــﮏ ﻫﻢ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻦ …
.
.
یه گروهی هستن بعد از امتحان دور هم جمع میشن جوابارو چک میکنن و با هم بحث میکنن و به کتاب رجوع میکنن و اینا …
فقط یه جمله : بهشون نزدیک نشید !
.
.
Study … Stud … Stu … St … S … Sl … Sle … Slee … Sleep
.
.
یک احساس بدی دارم ؛ امتحانات داره به اینترنت رفتنم لطمه میزنه …
.
.
تو دانشگاه یه همکلاسی داشتیم خیلی بچه افتاده ای بود ، اصلا واحد پاس نمیکرد ! فقط میفتاد !
.
.
تفاوت واکنش پسرها و دخترها در دیدن نمره پایان ترم :
۲۰ : پسرها :) دخترها :)
۱۵ : پسرها :) دخترها :|
۱۰ : پسرها :) دخترها :(
۵ : پسرها :) دخترها :((
۰ : پسرها :) دخترها (خودکشی میکنن)

.
.
۳تا دروغ هست که تو زندگی زیاد میشنوی :
عاشقتم
تا آخر عمر باهات میمونم
دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره !!!
.
.
این قانونو پشت دفتر ریاضی ۲ نیوتن پیدا کردن :
یا هوای اتاق اونقدر سرده که نمیشه توش درس خوند یا اونقدر گرمه که خوابت میبره …
.
.
سلامتی‌ همه استادایی که امتحان می‌گیرن نه انتقام !
.
.
دانشجویان گرامی : به لحظات ملکوتی “غلط کردم از ترم بعد میخونم” نزدیک میشویم !
.
.
همین الان حس درس خوندن بهم دست داد ولی من بهش دست ندادم ضایع شد بیچاره !
فک کنم دیگه هیچوقت بهم دست نده … خیلی ناراحت شد !
.
.
ینی من تو کار خدا موندم که چرا وسط سخت ترین سوال امتحان مسخره ترین آهنگ ممکن تو ذهنت پلی میشه !
دلکم دلبرکم ، خوشگل بانمکم …
.
.
تا حالا دقت کردین یک ساعت مونده به امتحان به این فکر میفتیم که اگه فقط یه کم زودتر می خوندیمش ۲۰ میشدیم ؛ چه راحت بود ؟؟؟
.
.
یادتونه ؟؟؟
خب این شنبه هم که قسمت نشد درس بخونم ایشالا شنبه ی آینده …
حالا بکش که این ناز شصتت باشد !
.
.
یادش بخیر …
دوره دبستان : میومدیم میگفتیم یه سوال هم غلط نداریم !
راهنمایی : یه غلط دارم !
دبیرستان : یه دونه درست زدم !
دانشگاه : فک کنم یه سوال رو فهمیدم …
.
.
دانشجویان عزیز :
امتحانات از آنچه در برنامه امتحانی میبینید به شما نزدیکترند ؛ مشروطی که کلا بیخ گوشتونه !
.
.
یکی از فانتزیام اینه که توی دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر میدم بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم به دیوار بگم :
منو از نمره میترسونی ؟؟؟ من زندگیمو باختم استاد … برو از خدا بترس …
.
.
همینجوری که درسامو مرور میکنم دوس دارم تک تکشونو “Mark all as spam” کنم !
.
.
یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین ، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا ؟؟؟ مگه تو امتحان نداری ؟؟؟
.
.
نمره ۲۰ کلاسو : نمیخوام !
بهترین هوشو حواسو : نمیخوام !
دختر خوشگل شهر پریا ، اون که جاش تو قصه هاسو : از این دوتا لطفا …
.
.
نمیدونم این درس خوندن چی داره که تا میری دو کلمه درس بخونی حتی خاطرات دوران کودکی اونم با وضوح HD یاد آدم میاد !
.
.
روش درس خوندن من در ایام امتحانات :
این که نمیاد …
اینم که طولانیه ولش کن …
اینم که تابلویه جوابش چیه !
آخیش ، پاشم برم بیرون !
.
.
بچه های دانشگاه رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی میکنم :
ردیف اول : حال به هم زن
وسطی ها : یه سلام علیکی داریم
ته کلاس : دمشون گرم
اونایی که اصن کلاس نمیان : اینا رفیقمن !

داستان رمانتیک

داستان واقعی ، دخترخاله و پسرخاله ای بودن که از بچه گی با هم بزرگ شدن و اسمشون رو هم بوده واسه ازدواج دختره اسمش مریم بوده پسره هم جواد ، جوادو مریم خیلی همدیگه رو دوست داشتن جوری که هر روز باید همدیگه رو میدیدن جواد همیشه مواظب مریم بود و اگه کسی مریمو اذییت می کرد اون پشتشو میگرفت حالا هر کی باشه چه مادر مریم چه پدر یا داداشش باشه یه دفه خانوم معلم مریمو تنبیه کرده بود جواد هم فهمیده بود و معلم مریمو با سنگ زده بود ، اگه پارک میرفتن باید با هم میرفتن اگه جواد میرفت تو مغازه چیزی بگیره برا مریم هم میگرفت حتی عروسک هم براش میخرید مریم هم همینطور ، هیچکدومشون هم پولدار نبودن و در یک سطح بودن ، این دوتا با هم بزرگ شدن و دبیرستانو با هم تموم کردن و اینجا بود که طرز فکرها عوض میشه و سختیهای زندگی رو درک میکنن طوری که رو عشقهاشون هم تاثیر میذاره مریم دختر قشنگی شده بود جواد هم واسه خودش مردی شده بود جواد هم کار میکرد هم درس میخوند مریم هم محکم درس میخوند تا دانشگاه قبول بشه از قضا مریم دانشگاه قبول شد ولی جواد قبول نشد اینجا بود که دانشگاه بین دو تا عاشق فاصله انداخت قرار شده بود بعد از دبیرستان عقد کنن ولی مریم هی عقدو عقب مینداخت جو دانشگاه رو مریم و دوست داشتنش تاثیر گذاشته بود هر موقع از دانشگاه بر میگشت و جواد میرفت پیشش یا میگفت خسته ام یا درس دارم یا به بهونه های مختلف جوادو بی محل میکرد تا یک سال جوادو دور داد تا اینکه تو جمع جلو همه گفته بود من قصد ازدواج ندارم و بهتره جواد بره زن بگیره و فکر منو از سرش بیرون کنه اصلا کسی باورش نمیشد مریم بتونه همچین حرفی بزنه جواد بلند شده بود گفته بود مریم تو این حرفو جدی زدی؟ مریم هم گفته بود پسرخاله من تا دانشگاهو تموم کنم  چهارسال طول میکشه بهتره به فکر دختر دیگه ای باشی این برا هر دومون بهتره جواد گفته بود شوخی رو دیگه بس کن مریم هم گفته بود من هیچوقت انقد جدی نبودم جواد گفته بود نکنه من کاری کردم که ناراحت شدی؟ اونم گفته بود تو کاری نکردی من بدرد تو نمیخورم اینو گفته بود و از خونه زده بود بیرون جواد رفته بود دنبالش و تو خیابون با هم دعوا کرده بودن جواد بهش گفته بود تو چت شده؟ چرا بیربط حرف میزنی؟ این بازیو تمومش کن و برگرد من نمیتونم بدون تو زندگی ولی قلب رئوف و نازک مریم از سنگ شده بود به جواد گفته بود اگه ادامه بدی خودمو می کشم جواد با گریه گفته بود کی مریم قشنگ و مهربون منو از من گرفته؟ مریم گفته بود کسی نگرفته ما مال هم نبودیم و اون موقع بچه بودیم و عشق چیز پوچ و بی فایده است و حالا پول حرف اول رو می زنه جواد گفته بود خب منم پول دار میشم منم میرم دانشگاه مریم هم گفته بود ما به درد هم نمی خوریم و دیگه هیچ وقت سراغ من نیا ، بعد از این هر کاری پدر و مادر هردوشون کردند که مریم راضی بشه مریم زیر بار نرفت که نرفت این وسط جواد خودشو باخته بود و رفته بود سراغ قرص های روان گردان برای آروم کردن خودش درسشو ترک کرده بود و کارش شده بود مصرف قرص. مریم هم که اصلا به فکر جواد نبود ، مریم بعد از دو سال از دانشگاه با پسر دیگه ای ازدواج کرد که مهندس بود حالا جواد عشق خودشو میدید که با پسر دیگه ای داره می ره گردش و ازا ینی که هست بدتر میشد اینجا بود که پدر مادر جواد اونو برده بودند به یک مرکز درمان و جواد خودش هم تصمیم گرفته بود دیگه به مریم فکر نکنه و زندگیشو دوباره درست کنه بعد از تقریبا چند ماه جواد سلامتی خودشو به دست اورد و درسشو دوباره شروع کرد و درس میخوند برا کنکور دیگه کار نمی کرد و فقط درس میخوند انگیزه هاش چندبرابر شده بودند ( اینایی که میگم تو چند سال اتفاق افتاده بود و منی که دارم می نویسم خودم احساساتی شدم سرنوشت چه کارایی که با آدم نمیکنه) بعد از امتحان کنکور جواد مهندس عمران قبول شده بود و دیگه زندگیش از این رو به اون رو شده بود جواد قرص خوار با توکل به خدا و اراده محکم و کمک پدر و مادر و دکترا سالم شده بود و برا خودش شده بود مهندس جالب تر این این بود که شوهر مریم فردی چشم چرون و شکاک بود و همش چشمش دنبال دخترای مردم بود و اجازه نمیداد مریم که به خونه پدر و مادرش حتی بره همیشه گوشی مریمو چک میکرد حتی چند بار مریمو زده بود درسته که شوهرش پولدار بود ولی نه از پولش بهره می برد و نه از وجود خودش شوهرش چون خودش خراب بود به زنش هم شک می کرد مریم چون به جواد پشت کرده بود و با عشقش بازی کرده بود همش میگفت حقمه باید سرم بیاد وقتی به کارایی که با جواد تو بچگی هاشون کرده بود وقتی به دوست داشتنی هایی که بینشون بود فکر میکرد آرزوی مرگ میکرد که چرا اینقدر در حق جواد بد کرده ولی روش نمی شد که از شوهرش جدا بشه چون همه بهش زخم زبون می زدند آخر نتونست طاقت بیاره و به شوهرش گفته بود من نمیخوام دیگه باهات زندگی کنم مریم با چشمی پر از اشک و خون برگشته بود خونه پدر و مادرش و آخرش از شوهرش جدا شد حالا خوبه که بچه دار نشده بود ولی روحیشو به کلی از دست داده بود دانشگاهشو هم تموم نکرده بود بعضی موقع ها درس میخوند ولی مگه زخم زبون مردم میزاشت درس بخونه و راحت باشه جواد هم از حالش باخبر شده بود و یک روز رفت دیدنش و خیلی عادی و رسمی ولی روش نشد با جواد روبرو شه بخاطر همین جواد رفته بود تو اتاقش و احوالشو پرسیده بود مریم هم گفته بود حالی واسم نمونده که ازش بپرسی بعد گفته بود اومدی اینجا که زجرکشم بکنی؟ آره من احمقم بی شعورم ، اصلا هر چی دلت میخواد بگو جواد هم گفته بود نه من دیگه از دستت ناراحت نیستم تو خواستی زندگی خودتو بکنی من اشتباه کردم که مزاحت می شدم عشق چیز پوچ و بی فایده است این حرف مریمو داغون کرد بعد بهش گفته بود که خودشو ناراحت نکنه و میتونه زندگیشو دوباره شروع کنه و دوباره باطراوت بشه فقط اراده میخواد و توکل به خدا اینو گفته بود و خواسته بود بره ولی مریم مانع شده بود و نذاشته بود یقه شو گرفته بودو بهش گفته بود من تو رو میخوام من اشتباه کردم من بچه بودم گول اطرافیانمو خوردم بخدا هنوز عاشقتم جواد که از شرم و خجالت قرمز شده بود زبونش بند اومده بود و همینجوری نگاش میکرد بعد مریم گفته بود بیا ببین همش از تو نوشتم و خاطرات بچه گیمون بعد دفتر خاطراتشو آورده بود و به جواد نشون داده بود جواد که اشک از چشماش جاری شده بود بهش گفته بود من اگه دوستت نداشتم هرگز پامو اینطرفا نمیذاشتم فقط دنبال یک فرصت میگشتم که بهت بگم منم هنوز عاشقتم و هر کاری کردی رو فراموش میکنم تو مریم کوچولو و قشنگ خودمی بعد بهش گفته بود همین امشب میام خواستگاریت تا دیگه برای همیشه مال خودم بشی مریم از بس گریه کرده بود دیگه اشکی براش نمونده بود و باورش نمیشد جواد بخشیدتش و هنوز دوسش داره بعد از چند ساعت حرف زدن جواد تدارک خواستگاری رو چیده بود و مریمو برای همیشه به ازدواج خودش دراورده بود.این هم داستان پر ماجرای جواد و مریم ولی مردایی مثل جواد کم هستن و پول وعشق دو چیز جدا از هم هستن پس هیچ وقت دچار اشتباه نشید.

من و تفرش

سلام

خوبید؟

افسرده شدم شما انقدر کم نظر می دید !!!!!

می خوام برم تفرش شهرمون حال و احوالم بهتر بشه ! سوغاتی می خواین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

13 بدر هم اونجام !!!!!!!!!!!1

دلتنگ

دروغ میــگویـــی...!!!

 

  که دلـــت به بـــودنم خـــوش است...

 

 بـــود یا نبـــودم در رونـــد زنـــدگـــیت هیچ تـــاثیــــری ندارد...

 

 تـــو قلــــبت بــــرای هـــمــه زد جــــز مـــــن


...

توسط فاطمه

سلام و عیدتون مبارک و یک گله!!!!!!!!!!!1

خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای دوستان من عطا فرما :

هزار و سیصد امید

لام هزار و سیصد و نود بهروزی

هزار و سیصد و نود و سه لبخند زیبا

سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد

سلام خوبید ؟ببخشید خبری ازم نیست شماها که دوستامید خیلی بی معرفتید !بین دوستام و دوستای وبلاگیم

فقط شقایق نبودنش موجه همین بقیه کججان!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فراموش کردن خیلی بده !!!!!!!!!!!

من نیومدم شما که می تونید نظر بدید ببینید مردم یا زنده !!!!!!!!!!واقعا که!!!!!!!!!!!!!!!!1111

دلم خیلی پره حیف حیف که فردا عیده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

متاسفم

خیلی ناراحتم 1!!!!!!!!!!!!!!!!