همه ما بارها این شعر معروف "کجایید ای شهیدان خدایی..." که در وصف شهدای کربلاست را شنیده ایم. اما خیلی از افراد -خصوصاً کسانی که براحتی مولوی را رمی به عناد با اهل بیت علیهم السلام میکنند- شاید برایشان سخت باشد که باور کنند این شعر از مولوی و در دیوان شمس است. با توجه به نزدیکی روز عاشورا -روز تجلّی کامل عشق- این ابیات بسیار شور انگیز را زمزمه می کنیم.
کجایید ای شهیدان خدایی ٭٭٭ بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق ٭٭٭ پرنده تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی ٭٭٭ بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده ٭٭٭ کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته ٭٭٭ بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده ٭٭٭ کجایید ای نوای بی نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف اوست ٭٭٭ زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم ٭٭٭ ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد ٭٭٭ بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
بر آ ای شمس تبریزی ز مشرق ٭٭٭ که اصل اصل اصل هر ضیائی
مولوی - دیوان شمس
منبع : وبلاگ بقاء فنا

حضرت علامه آیت الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی
نور خدا آینه حق نما نور هدی نور حسین است و بس
سر ولا لؤلؤ لالای حق مظهر دادار حسین است و بس
سر هویت که تجلی نمود پرتو پر نور حسین است و بس
روح مشیت که از او شد پدید کون و مکان جمله حسین است و بس
جلوه ذات احدی بی نقاب نور تجلای حسین است و بس
سجده که بر آدم خاکی نمود خیل ملک بهر حسین است و بس
سلسلة منتظم انبیاء مقدّم الجیش حسین است و بس
میوة خلقت ز ازل تا ابد مقصد ایجاد حسین است و بس
محفل انس است دو عالم ولی شمع دل افروز حسین است و بس
نفخه جان بخش نسیم بهشت شمه ای از بوی حسین است و بس
آتش نمرود به جان خلیل بَرد شد از خوی حسین است و بس
سفینه نوح به طوفان یم زورقی از جوی حسین است و بس
موسی عمران که به میعاد رفت از بر میقات حسین است و بس
روشنی وادی ایمن همی شعشعة روی حسین است و بس
آتش افروخته در کوه طور پرتوی از نور حسین است و بس
آن دم عیسی که به تن جان دمد از دم و از بوی حسین است و بس
گردش این گنبد افراشته بر خَم ابروی حسین است و بس
من چه بگویم به جهان هر چه هست سر به تکاپوی حسین است و بس
آنکه فروزان کند امشب چو شمس رایت توحید حسین است و بس
آنکه ببوسید گلویش ز مهر رسول و بگریست حسین است و بس
محفلی بزمِ حریم لقا رأس پر از نور حسین است و بس
سوخته پروانه جان را به شوق در حرم عشق حسین است و بس
کشته جان باخته در کوه طور پیکر صد پاره حسین است و بس
آنکه بزد خرگه خود را برون از دو جهان جمله حسین است و بس
آنکه به قربانگه کوی حبیب گفت رضیً ربِّ حسین است و بس
آنچه به خون گلو آغشته شد طرّه گیسوی حسین است و بس
باب نجات از غم و بحر بلا کشتی منجی حسین است و بس
دست شفاعت همه را روز حشر از کرم و جود حسین است و بس
گر تو بخواهی که شوی رستگار راهْ تولای حسین است و بس
آنکه سرود این دُرَرِ پاک را خاک رهِ کوی حسین است و بس

برای دیدن سایز بزرگتر عکس روی آن کلیک کنید
منبع : http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=408
لطفاً برای دانلود سخنان بالا کلیک بفرمایید
فقط 1 مگابایت
منبع:ماسون تیوب















