من باختم , ولی کسی جز "ما" نخواهد برد...
بعضی وقتا
واس تموم کردن یه بازی پوچ و بیهوده
باید ببازی
بعضی وقتا
واس تموم کردن یه بازی پوچ و بیهوده
باید ببازی
به چیزهایی که باید عوض بشن،
ولی نمیشن. من هم نمیتونم عوضشون کنم!
به اونایی که هستن ولی نباید باشن،
اونایی که نیستن ولی باید باشن
به اتفاقایی که باید بیفتن ولی...!
به اتفاقایی که مبابد بیفتن اما...
خدایا خسته ام از ادمای کثیف
فقط گناهو 24 ساعت مجاز کن!!!
دکمه ی شیفت هک بذار تا روی دوم آدما رم ببینیم
ممنون، ولی یادت نره که:
اعتراض دارم...
اعتراف میکنم به خاطرات دوران جنینی ام،
به ندامت موجودی که در حلق آویز کردن خود با بند ناف تردید کرد..
آخرش دو نقطه گذاشتم، تا مثل خودم باشه!
نه نقطه که بدونی تموم شده، نه سه نقطه که بدونی...
بعضی
وقتا اونقدر دردت خصوصی میشه که با خودتم نمیتونی حرف بزنی!
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد
مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ
جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید
روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد
روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت