بازگشت

سلام به تک تک دوستانی این که این پست رو میبینن و نمیبینن.فقط تو خبرا میخوندم که بلاگفا ترکیده.یه زمان وبلتگ مد بود بعد شد فیسبوک الانم که صد تا هوو پیدا کردن ولی اینجا یه سری دوستان خوب داشتم و دارم هرچند که زشون بی خبرم

دلم واستون تنگ شده

روزی ده بار گوشش میکنم


http://www.aparat.com/v/b4YyO

شعر شماره 3


دراین اوضاع گل و بلبل یه دمپر دارم به اسم مادر
بازم دوســتش دارم اگه بزنه بهــم هزاران تندر

با وجود داشــتن تــمام بدنت پر از درد
بازم میجنگی برای زندگی همچون مرد

به راســـتی معشوقه ای لایق پرســتش
نمیدونی دو روز نبودنت به من چه کردش؟

دوست دارم آهنگی بسازم برات پر از دیز و بمل
از تمام هنر موسیقی پوزیسون و ویبره در نت سُل

وقتی که با پــیانو تمرین میکنم قطعه غـوغای ستارگان
به این فکر میکنم که مادر هست در زمین از فرشتگان

یا ســاخـته انوشیروان روحانی،به نام فریـــاد
بعضی موقع ها از درد دستت میخوای بکنی بیداد

یا تمرین خواب های طلایی جواد معروفی
مادر از کجا اوردی همچین دل رئوفی؟

امضا : علی

پ-ن: دیز (diez) و بمل (bemol) نت های میانی موسیقی هستن.مثلا در کیبرد و پیانو به اون دکمه های سیاه میگن دیز و بمل.یا در ویالون جای انگشتت بالا پایین میشه

فصل دوم نامه ها-نامه شماره یک

فصل دوم نامه ها
نامه شماره یک:
خب سوژه نداریم پس مجبوریم یه اسم هویجوری انتخاب کنیم و اونم مریمه
مریم جان جایت خالی!دوشنبه که با غفار به پارک ساعی رفته بودیم خیلی خوش گذشت!این روزها که ملک گران است و هوا آلوده اوضاع نافرمی پیش آمده!ملت پول نداشتن مطب کرایه کنن مطبشان را به داخل آلاچیق و صندلی های پارک آورده بودن!.من نمیدونم قضیه چی بود اما هر دکتری رو میدیدیم مرد بود و مریض ها همه مونث!نمیدانم حتما این آلودگی هوا فقط بر خانم ها اثر میگذارد.هر نیمکتی رو که میدیدی دکتره داشت مریضش رو معاینه میکرد.ظاهرا تحریم ها خیلی اثر گذاشته اند بر لوازم پزشکی!چون که متاسفانه دکترها حتی از داشتن یک گوشی محروم بودن و مجبور بودن با کف دست ضربان قلب مریض را اندازه بگیرن!مریم جان هوا اینجا خیلی آلوده است یکی از مریض ها خیلی حالش بد بود ظاهرا!چون که همش دکتره داشت به مریضه تنفس مصنوعی میداد!در آلاچیق ها که لامصبا بخش مراقبت های ویژه تشکیل داده بودن!!!به شدتن داشتن از مریض مراقبت میکردن.
مریم جان اتفاقا من هم حالم بد بود اما دفترچه بیمم همرام نبود!آخه قبل از رسیدن به پارک رانندهتاکسی چنان کرد تو ما که هنوزم که هنوزه جاش درد میکنه!از چهار راه ولیعصر تا پارک ساعی نفری 2000 تومان از ما گرف.ما تا دانشگاه با سواری بیای 2000 تومن نمیشه.مریم جان جالبیش اینجاست که در برگشت با اتوبوس نفری 250 تومن برگشتیم!حیف!حیف که دفترچه بیمه باهام نبود.
ان شااله که بعد از روز جمعه نامه شماره دو را برایت مینویسم 
راستی مریم جان!ازین به بعد ترجیح (ترجیه) میدم که امیر صدایم کنی!

استراحت بعد از امتحانات

سلام الان ایام استراحت بعد از امتحاناته.هر روز تا لنگ ظهر میخوابم.ترم بدی نبود این ترم فقط یه استاد بوووووق گرفت همه بچه ها رو ریخت.ایشاله ننش بترشه.در کل ترم بدی نبود من مثل آدم خوندم ولی این افتادنه کرم از استاد بود نه من.برا ترم بعد هم که ۱۹ تا برداشتم تپل!

حالا بگیرید دق بخورید دخترا

امتحانات

سلام.ایام امتحاناته و ما هم درگیر درس

این ترم خداییش خوندم ولی نمیدونم این بد شانسی هاییه که گریبان مارو گرفته!من تصمیم گرفتم که دیگه با خرخون ها ورودی خودمون درس برندارم که استادا میخوان نمره بدن و رو نمودار ببرن نمره ما بهتر شه اما شانس بد ما برعکس شد!ترم قبل که من رفته بودم شمال مجبور شدم درس سیالاتم رو حذف کنم این ترم با همون استاد برداشتم.ترم قبل چند صفحه نمودار و جدول آزاد بود ببری سر امتحان بچه ها هم پشت اون برگه ها سوالای جزوه رو نوشته بودن برده بودن.15 نمرش از جزوه بوده یه سوالش بیرون از جزوه!اونی که با اطلاعات صفر رفته بود تقلب کرده بود و پونزده گرفته بود.این ترم خداییش جزوه رو ما ترکونده بودیم پشت یکی از نمودار ها هم اول یه بار بدون تقلب پرینت گرفته بودم برده بودم یه صفش هم تقلب نوشته بودم چهار سری هم ازش کپی گرفته بودم تو تمام جیبام گذاشته بودم که هرکدوم رو مراقب گرفت بعدی رو دربیارم!رفتیم سرجلسه دیدیم مراقب مثل سگ!ازون بدتر برعکس ترم قبل فقط سه نمرش از جزوه بود!هیچی دیگه دیدم اصلا تقلبا به دردمون نمیخوره اصلا درس نیوردم!یه چیزایی نوشتم البته همه خراب کردن اگه رو نمودار بره ممکنه قبول شم!درس برنامه نویسی هم که همه شونزده به بالا گرفته بودن ترمای قبل استادش شانس ما عوض شد و یه شاسکول که خودشم درس رو بلد نبود به ما افتاد و شاس ما هم یه سوال چهارنمره ای که از تو تمرینات بود و گفته بود خودتون جوابشو پیدا کنید من فکر نکردم اینو بده ولی تو تقلبام نوشته بودم تو امتحان داد!این مراقب ازون سگ تر!یهو میومد برگتو رو میزد اینور همه جا رو چک میکرد.من گفتم الان به هوا چهار نمره میزنه کمیته ایمون میکنه دیدم به ریسکش نمی ارزه.ننوشتیم یه سوالش  هم که اصلا تو عمرمون ندیده بودیم شدیم یازده!شانس ما بچه های اون کلاس مراقبشون اوکی بوده همشون اون دو تا سوال رو نوشته بودن به همین دلیل رو نمودار نرفت نمرات.دو تا امتحان دیگه هم شادی قبول شم البته با نمره پایین!در کل این ترم خطر مشروطی به شدت بالاست!!!!!!

خدایا

خدایا تو که ابراهیم بت شکن رو فرستادی ،
لطف کن یه پیامبر فیلتر شکن بفرست 

پست فاطمه عزیز

دیگه این پست رو تقدیم میکنم به فاطمه عزیز که دیگه به آرزو حسودی نکنه البته چون +۱۸ سال هستش خودش نباید ببینه!میبینید من چقدر آدم دلسوزی هستم؟پست میذارم که شماها دق بخورید من خر کیف شم به خاطر این خرکیف شدن من ثواب ببرید.

ادامه نوشته

تقدیم به آرزوی عزیز

این پست رو تقدیم به دوست عزیزم آرزو تقدیم میکنم چون میدونم با این سبک پستای من خیلی حال میکنه