شوک در خواب!

امشب بدون هیچ مرادی به چندتا از وبلاگ های دوستان سر زدم !

پس از کمی وب گردی ... 

یه دفعه دلم گرفت ...

زندگی در جریان هست و من خوابیدم .

انگار همین الان تازه چشمام رو با پشت دستام مالیدم و خمیازه کشان بیدار شدم.

چی شده !؟؟؟

چه بلایی سرم اومده ...

چقدر بده که آدم حتی توی وبلاگ خودش هم نتونه حرفاش رو بنویسه !!!

از ترس این که کسی اونارو بخونه و براش بد شه!

چی شد اون همه امیال و آرزو /

هدف هام - وای چه قدر بد همه چیز رقم خورده /

چه باید کرد ؟! 

فکر کنم اگه دوباره بخوابم بهتر باشه 

شاید توی خواب بشه حقیقت رو عوض کرد .

اما نه -

وای که چقدر از بیداری بیزار شدم .

همه چیز در مقابلم ایستادن و فقط تماشاشون می کنم 

هیچ چیزی دیگه نظم نداره 

حتی افکارم 

حس می کنم تپش قلبم هم دیگه موزون نیست 

حیف که آرزوی مرگ هم گناهه 

تازه بعد ازمن خانواده چی میشن 

موندم توی گل 

کار خوب - موقعیت خوب - سلامت جسمی - وضع مادی رو به رشد - 

روحم خراب شده 

مثل هد پرینتری که اصلا ازش استفاده نکردم 

باید کلا عوض بشه 

دیگه حتی حال درس خوندن رو هم ندارم 

یه روزگاری بهترین مدارج تخصصی رو خیلی راحت رد می کردم

حس میکنم از همه بیزارم 

بیشتر از خودم

چهرم دیگه قابل تحمل نیست برای خودم 

چه برسه دیگران !

همین الانش که می نویسم دارم فکر میکنم نکنه چیزی نوشته باشم که چرت و پرت باشه 

اصلا نمیتونم به خودم برگردم 

تحملم دیگه تموم شده !

واقعا می تونست جور دیگه ای رقم بخوره !

اما حیف که دیگه حالی برام نیست !

یاد شیری می افتم که لحظات آخر عمرش دیگه حسی برای دفاع از خودش نداره 

یه کنجی دراز کشیده ، منتظره رفتنه !!!




سال نو مبارک / رتبه بنده به 37 توی امارات رسید /

mahdi norouz harsini Edit my profile
218
Accumulated Points
Redeem your MVA Voucher
#14974 in MVA ranking
#37 in your country's ranking

Your Courses

رتبه بندی در دانشگاه مجازی مایکروسافت

mahdi norouz harsiniEdit my profile
107
Accumulated Points
Redeem your MVA Voucher
#22225 in MVA ranking
#59 in your country's ranking

به رده ی 59 توی ایران رسیدم .


Microsoft Virtual Academy

یک دانشگاه مجازی که اعضای آن آموزش از راه دور را به صورت چند رسانه ای و با جدیدترین روش ها تجربه خواهند کرد . 

دروس آموزشی جدید ترین دوره ها و به روزترین مسایل هستند . 

با گذراندن دوره ها می توانید همانجا امتحان بدید و امتیازاتی را جمع آوری کنید که با نام مخفف MVP یا Microsoft Virtual Points شناخته می شوند .

قطعا امکاناتی در اختیار بالاترین امتیازها قرار خواهد گرفت و مایکروسافت از انجام این کار هدفی را دنبال کرده است . 

برای ثبت نام و دسترسی به دانشگاه مجازی به آدرس www.microsoftvirtualacademy.com مراجعه کنید .

مهدی نوروزی 

Microsoft System Security Engineer 


کمی تامل !!!

این متن برای کسانی که خودشون رو توی غرور گم کردند و چشمشان کم بینا شده ( نمیگم نا بینا که به کسی بر نخوره ) و نمی خواهم از متن تعریف کنم چون خودم نوشتم، ولی درموردش تامل کن ...

چشم بسته ام زدنیا و گشودم چشم دگری از زاویه ی دیگر دنیا، شاید که  اینگونه تصویر کشم سادگیت را در قاب خیالم و تعبیر کنم سادگیم را در صورتک زشت و سیاهم ،و معمای تو و مسائله ذهن من و حل کنم اما ، درگیر نمایم هدف آخرت و رویش ما را  ،در قالب جسم طلب عمر ز جان نیز طبیعی ست ، اما طلب وهم و خیال ز واقعیتِ واضح و هوشیار ،طبیعی ست ؟اینگونه که تقدیر آسمانت کرده است بالای سرم !آسمان لایه و لایه و در هفت شود طوری خلاصه نگرم ، که تواند ببرد لایه هفتم به اول و بالعکس پدرم(خدا)؟ شاید از رویش و سبزیی درختان بتوان ؟! ، شاید از روز و شب و سردی و گرمی بتوان ؟! شاید از غرش بادو خزش برگ درختان بتوان ؟! شاید از توطعه ی انتر و سلطان بتوان ؟! جهشی در راه است که به خورشید دگر نور نشاید بایست ! ماه را فرض بکن در یکقدمی می تابد ! آنگه از هر جهتی فاصله ها بیشتر است !!!

مهدی نوروزی

 

 

 

امید چیست ؟

.

..

...

....

.....

......

.......

........

.........

..........

...........

............

.............

..............

.

امید یعنی اینکه بعد از اینکه مثل نقطه های بالا از صفر شروع کردی و رشد کردی و یکدفعه دوباره شدی صفر 

سرت رو بالا بگیری و دوباره بگی بسم الله الرحمن الرحیم به این امید که خداوند دوباره بهت نظر کنه و دوباره رشد کنی ... 

خدایا کمک کن دوباره با اسم تو قوت بگیرم !

ای جانم !

این سال هم گذشت

این سال هم گذشت و تقدیر را مقدر نمودی !

کی می دونه سال دیگه این موقع کجای صفحه ی زندگی است؟!

خدایا اگر لایق دونستی ارتقا درجه ام بده! ولیانصافا پست تر از این که هستم نباشم !


من ز این آب روان سهم آبی ندارم  (ویرایش با نظر استاد حسینی)

من ز این آب روان سهم ندارم آبی 

من در این خاک گران جای ندارم نابی 

من ز این همرهان با قدمم دم ندیدم خیری 

من ز این بی کسان با بدنم غم شنیدم خیلی 


مهدی نوروزی

شرمسارم تا ابد من اگر انسانم   

شرمسارم تا ابد من اگر انسانم 

در نقابم از ازل گرچه من حیوانم 

من زحال دل خود بی حالم 

من ز بود صفتم می نالم 

مهدی نوروزی

بازم میگم شرمنده ام که انسانم !!!  I have to say again ,I am ashamed as a human !  

خدایا من همیشه به عنوان یه بنده تحسینت کردم و پرستشت کردم به خاطر بزرگی و عظمتت ولی ...

آخدا یه سوال دارم جسارتا آخه این انسان چی بود آفریدی دیگه ؟!

من خودم به عنوان یه انسان شرمنده ام !

و باید اعتراف کنم که حس می کنم بی رحم ترین ، خونخوارترین ، پست ترین ، رقت انگیز ترین و بی عدل ترین موجودی که خلق کردی همین انسان هست !

بازم میگم شرمنده ام که انسانم !!!

مهدی نوروزی

07-05-91


As a servant of my lord , I always praise you cause of your majestic and royalty But ...

Oh my lord ,I have a question by venture  , what was the human which you have been created ?!

As a human i am so ashamed which i am !

And i have to confess that the most brutal ,most abject blood , most inferior , most pitiful and the most unfair being over the world are these humans !

I have to say again ,I am ashamed which I am a human !

Mahdi Norouzi

07-05-91


تو عزیز دلمی !!!

زندگی حتی به قولی فکرشم مقدور نیست

از جهات دیگران زندگی چیزی به جز تفسیر مقدور نیست

و ز تعبیری دگر جز شرح و وصف الحال دوران مقبول نیست

 

در سرای اندیشه شان آینده را تعبیر و توهیم مقدور نیست

غرق دوران قدیم اند توصیف فردا که هیچ فکرشم مقدور نیست

 

محبوس زندگی را زنده اند جایی برای زندگی مقدور نیست

منتظر، کوچ سفر را مانده اند وقتی برای تفهیم مقدور نیست

 

انگیزه زندگی سازد ،اصلا در ذهن ما اندوه که مطرح نیست

دیدن تصویر غمین در آیینه ،اصلا چیزی به جز تحقییر نیست

 

آنچه را گفتم خودم دانم ولی ،تفعیل آن مرا هم مقدور نیست

آنچه را مرهم بدانند دکتران،داروی درد دیگران حتی خودان نیست  

 

واقعا چیست زندگی ؟ حتی به قولی فکرشم مقدور نیست

واژه است ؟، مطلب است ؟، ماجرایی ساده و مفهوم نیست

 

مهدی نوروزی 

ماجراهای باورنکردنی پروفسور برانشتام

لطفا هرکسی پی دی اف این کتاب رو داره برام ایمیل کنه !!!


خلاصه کتاب :

در دنیا دانشمندان بزرگی بوده اند که کارهای بزرگی هم کرده اند، اما شاید هیچ کدام از کارهای آنان قابل مقایسه با اختراعات عجیب و غریب پروفسور برانشتام نباشد. این پروفسور با آن شلوار معمولی، کت ساده ای که به جای دگمه سنجاق قفلی داشت، با سر بزرگ تاس که مثل آینه برق می زد و عینکهای متعددش، بسیار باهوش، اما کمی کم حافظه بود و معمولا در هر اختراعی نکته کوچکی را فراموش می کرد، و به این دلیل، هربار اختراعش چیز دیگری از آب درمی آمد و ماجرایی تازه می آفرید.
این کتاب، ترجمه یکی از مجموعه کتابهای شاد و خواندنی “نورمن هانتر“، نویسنده انگلیسی، است که همواره مورد علاقه‌ کودکان و نوجوانان سراسر جهان بوده است.

آیا این تصویر متحرک است ؟ آیا گوی ها متحرک هستند؟

اینم متن و ترجمه ی برگرفته از یک دوست


Theory is when you know everything but nothing works.

Practice is when everything works but no one knows why.

In our lab, theory and practice are combined: nothing works and no one knows why.


نظریه زمانی است که همه چیز رو میدونید ولی هیچ چیز کار نمی کند .

عملکرد زمانی است که همه چیز کار میکند اما هیچ کس نمیداند چرا.

در آزمایشگاه ما ، نظریه و عملکرد با هم آمیخته شده اند: هیچ چیز کار نمیکند و هیچ کس نمی داند چرا.

عاشق معصومیتتم و هلاک شیطنت هات


مقایسه کنید و نظر بدید

مقایسه کنید و نظر بدید از محتوایی که برداشت کردید

متن 1 :

به داری آویختیم که چوبش و طنابش را خود آویخته و ریسیده  بودی ،و چنان ضربه زدی به چوب زیر پایم که تنم از ترس نگاهت لرزیده بود ،و آن زمان که جان می دادم نگران این بودم نکند پایت دردی احساس کرده باشد، نکند پایت از شدت ضربه رنجیده باشد ، این بود معنای عشق یا که آنگونه که تو زاییده بود فکرت 

همه افکار مرا جان مرا دینم و ایمان مرا بردی و دادی به نانی شاید 

غصه ام اینست که کسی نانت داده باشد نانش آلوده به سمی شاید 

متن 2 : 

به داری آویختیم که چوبش همه و ،حتی طنابش همه و ، حتی فکرش همه و ،هرچه بدان بود همه و 

و چنان ضربه زدی بر بدن چوبه ی دارم که من و ،جان و تنم هم و من و،حتی نفسم هم و من و ،برق نگاهم و من و 

به چه می لرزیدم دانی که زچه وقت رفتن به سرای دیگر و  جان من و ، عمق وجودم و دل ترسیده احوال من و  

ضربه یی بر پای تو و، جان تو و، موسم احوال تو و، قامت رعنای تو و، رنجش اعضای تو و  

همه افکار مرا جان مرا دینم و ایمان مرا بردی و دادی به تو به نانی همه بلوای من و 

غصه ام، نالیده و رنجانیده ام ، آنکس که دهد نان تو را ، نان آلوده نباشد که مگر ،آزار کند جان تو رو  


مهدی نوروزی 

12-04-91

آسمان بازم ببار

آسمان قدری ببار تا ز آب پاک تو بینا شوم

         لحظه یی  گر بباری بر سرم ٬ سر به پا تینا شوم

قدر دوران را ندانسته فقیرم بی کسانم بی کسم  

         آسمانی ساده و بی نور و ماهم ٬شایدم بی اخترم

گوشه یی٬فرصتی٬ لحظه یی ٬ چیزی حلالم کن ببار

         شاید این گونه بباری ٬شوکتی ٬دولتی ٬چیزی نصیبم کن ببار

رسم نیکی را ندانسته فقیرم کرده است ٬دوران سوار

         قطعه یی گم کرده ام شاید برویش باشم و شاید برویش هم سوار

آسمان این آخرین امیدم است گویمت باز گویمت روزی ببار

         فرصتم محدود به این دوران ضیق است ٬خواهمت ٬ خواهمت بازم ببار

فایل صوتی همین نوشته با صدای ( خودتون حدس بزنید)

 مهدی نوروزی

۲۶-۰۳-۹۱

 

                                                            

برگرفته از یک دوست