مذاکره به اصطلاح هسته ای

به نام خدا

سلام

این روزها اخبار مذاکره حسابی داغ است و انگار کار این دولت فقط جوش دادن قضیه هسته ای است و فقط یک وزیر دارد ان هم ظریف  است و انگار فقط دارند سر تعداد سانتریفیوژ ها دعوا می کنند 

همه می دانیم که این  دولت خیلی  کارها باید انجام دهد و صرف پیروزی در رفع تحریم یا هر داستان دیگری که در پایان این جدال عنوان شود  تنها وظیفه ان نبوده است

این هم یک شگرد تبلیغاتی است که همه توجه ملت  از تمامی اوضاع فلاکت بار مملکت برود سمت پیروزی در مذاکره یا نمی دانم ایستادگی روی خطوط قرمز و غیره

از طرف دیگرمن بی سواد،  فکر می کنم  اگر سر تحریم تسلیحاتی ایران دعوایی هست احتمالا سر چیز های دیگر هم هست  یعنی بحث فقط هسته ای نیست  اما ظاهرا همه ما مردم یک جا  نامحرمیم و هیچ نمی دانیم که اصلا سر چی مذاکره می کنند

فرض کنید ظریف بگوید تحریم را بردارید انوقت یکی مثل کری بگوید نه  ،انوقت ظریف می گوید پس برای چه به عربستان و قطر و اینها موشک می دهید پس به انها هم ندهید تا ما را تحدید نکنند، انوقت کری باید یه چیز دیگری بلغور کند و بفهمی نفهمی پای باقی رفتار ها باقی همسایه ها و باقی قضایا هم وسط می اید مثلا همین که اسراییل نمی تواند ما را ببیند، یعنی تیم ما نمی گویند که  این ( بقول اقا  سگتان (حالش خوب بود که اینطوری گفت وقتی  از عمل برمی گشت باید می دیدی چطور عصبی بود ) ) اسراییل را ببندید  تا اینقدر دانشمندان را ترور نکند و ما بتوانیم کارمان را پیش ببریم انوقت  انها دلشان می لرزد برای امنیت اسراییل و اینکه ما حزب الله را بالای سر اسراییل مسلح نگاه داشتیم پس بحث ضخامت و جنس زنجیر و قلاده  اسراییل هم روی میز است ( به شدت  از ریخت این دولت نژاد پرست بدم می اید به متون و حرفهای صهیونیست هایشان رجوع کنید فقط خودشان را ادم حساب می کنندو باقی دنیا همه برده انها باید باشند)   انوقت ظریف می گوید شما هم برای ما   داعش  راه انداخته اید و ....   عراق چطور تقسیم  بشود یا اصلا نشود و سوریه به کجا برود ، یمن موشک هایش را به کجا بزند ،عربستان  از این به بعد تکلیفش را از کی بپرسد ( راستی دیگری خبری از ان رخدادی  که حکومت با هزینه بی  ابروکردن بچه ها برای خودش تبلیغات راه انداخت و مردم جوک ، خبری نیست ) و طالبان قرار است چگونه فراموش بشود و...

خلاصه   یا من خیلی خنگ و خوش خیالم یا هر چیز دیگری که خواستید بفرمایید

بدون شرح

به نام خدا

سلام

مدتی است چیزی ننوشته ام امروز صبح یک وبگردی حسابی داشتم  گاهی هم صابون دوستان فیلتر ینگ به تنم خورده کارشان جالب است مثلا اینجا را ببینید مدیا های انجمن تحقیقات اموزشی امریکا را فیلتر کرده اند

خوب کاری کردند مگر مطلب اموزشی در کشور کم داریم که شما بخواهی امریکاییش را بخوانی

هر چه در کشور هست ترجمه است همین ترجمه ها را بخوان راحت تر است مگر مجبوری انگلیسی بخوانی

خوب حرف بزن بگو اقا لطفا اینجا را اشتباهی فیلتر نکنید  مگر نمی بینی که جهت رسیدگی به شکایات و....

مگر نمی بینی چه خوب و زود جواب می دهند

همش سیاه نمایی نکن  اینترنت به این خوبی داری که از برکات نظام است انوقت حالا یک جا احتمالا اشتباه فیلتر شده  اینقدر بد گویی می کنی

این امکانات ارزان و سریع در مقایسه با دیگر کشور ها مثل همین مالزی را داری دیگر برو خدا را شاکر باش

حق با شماست هم نت سریع و ارزان داریم ( در مقایسه با افغانستان ؟) هم مطالب علمی ترجمه و به روز ( تولید علم را از قلم انداخته بودم ) هم پاسخگویی مسولانه

روز خوش.


حضرات بیدار شوید


می گویند تولید را افزایش می دهیم ، اشتغال ایجاد می کنیم و جلو تورم را می گیریم

 

من می گویم حضرات  بیدار شوید...


بیاید چند مطلب را با هم مرور کنیم

یادتان هست  بنده خدایی می خواست نفت را سر سفره بیاورد ، با فساد اقتصادی مبارزه کند و ...

بنظر شما این بنده خدا  نتوانست یا نخواست ؟

اگر می  توانست کاری بارز صورت بدهد که در چشم مردم بنشیند  می توانست دوستش را از فیلتر بگذراند و برای این دوره به مردم پیشنهاد بدهد ،اما نتوانست

می خواست در اوج باشد ومثل نگینی بدرخشد  اما  نتوانست ، یادتان هست اوایل دولتش چه وام های بزرگی برای تولید و اشتغال زود بازده و از این حرفها داد ؟  چرا تولید را ندیدیم ؟

این اواخر می گفت چرا سیما استقبال مردم ان سوی دنیا از من را نشان نمی دهد ؟ چرا به من گیر می دهید که وام ها بر نگشته ؟ بروید انها که وام های کلان گرفتند و ندادند بگیرید چرا این خرده ها را تحت فشار می گذارید ؟

 یادتان هست می گفتند اسامی مفسدان را به قوه قضاییه دادیم و قضاییه می گفت ندادید و  داستانی   بود برای خودش ، حالا  ان اسامی بلاخره چه شد ؟

نشد 

این  حرفها را زدم که فقط بگویم نه این طور نیست که نخواست، نتوانست

چرا ؟ نمی دانم ، بگذارید به حساب مجموعه ای از عوامل ، اصلا هم نباید بررسی شود، برای چه بررسی کنند ?مگر می خواهند شعارهای او را دنبال کنند ؟  یا  ریس جمهور اینده نقایص کارشان را بر طرف کند؟ ریس جمهور اینده که احتمالا می خواهد سقف فلک را بشکافد و طرحی نو در اندازد .    اگر در حق رعیت هم قصوری شده باشد حالا که دیگر دوره تمام شده ،مجلس هم  که دیگر در راس امور نیست ، کارش هم نظارت نیست کارش  فقط  امضا کردن و پس گرفتن است ، الان هم فقط پر کردن صندوق در راس امور است .

چرا حالا ما فکر می کنیم که ساقیا ( بخوانید نامزدا )  امدن عید ( بخوانید صندلی ) مبارک بادت و ان مواعید که کردی ( بخوانید برنامه ها که نوشتی )  نرود از یادت  ( بخوانید عملی شود )  ؟

 

ببینید این مملکت با پول نفت می چرخد هر کس شک دارد نگاهی به زندگی  کارکنان ان حوزه بیندازد ، اگر شک دارد که نه ما صادرات غیر نفتی داریم و از این حرفها، ببیند این امریکای جهان خوار چرا این قدر احمق است و فقط روی نفت اینقدر فشار می اورد

حالا  شما یه ذره نفت دارید برای فروش ، اینها را باید بدهید به چین و هند و یه چند تای  دیگر، و از انها چه بگیرید ؟

 

 

هر چه انها خواستند مثلا ادامس جین سینگ   و سس فلفل قرمز و یک چند تایی سریال جومونگ   

انها به شما پول نمی دهند که با ان تولید راه بیندازید  انها کالا می دهند که تولید کننده را خفه کنید

می گویند باید یارانه ها را به تولید می ریختیم دادیم دست مردم تورم شد

خوب باز هم جلو ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است فقط نمی دانم و قتی مثلا مرحله ای یارانه ها را کم کنید و ارام به تولید بریزید تولید چه موقع جای این کاهش در امد را جبران می کند

فقط یادم است روزگاری یارانه بنزین را برداشتند و می خواستند به حمل نقل عمومی اضافه کنند ، فعلا که هنوز مترو اهواز راه نیافتاده و فکر کنم  یک پنجم دفعاتی که سوار اتوبوس شدم صندلی گیرم امد .

اصلا من چرا اینقدر سیاه نمایی می کنم  مگر ایران بدون پول نفت نچرخیده ؟

چرا چرخیده ، یک بار زمان امیرکبیر ( می گویند شخصی سردار سازندگی سابق و سردار فتنه فعلی { مثل اسم خیابان اسمشان عوض می شود } را به او تشبیه کرده من هم قبول دارم اولی دارالفنون را تاسیس کرد دومی دانشگاه ازاد اولی دخل خرج دربار را تعدیل کرد دومی حقوق کارمندان دولت ، فعلا بی خیال )  که اصلا نفت نبود و یک بار هم زمان دولت  زبانم لال ملی دکتر مصدق که نفت را نخریدند،  تراز تجاری ایران مثبت شد، توی این  150 سال 2 بار رخ داده نمی شود گفت نادر است تازه همه می دانیم که از قدیم گفته اند ( تا 3 نشه بازی نشه )  پس حتما الان هم می شود

اما یک کمی هم وضع فرق دارد دوره امیرکبیر خوب مملکت نان و ماست خودش را می خورد  و دوره مصدق  هم دنیا ملی کردن نفت را قبول کرد و دشمنان دیرینه ما تنها بودند و ما می توانستیم  صادراتی داشته باشیم (  پوست گردو و سم الاغ و به رویتان گلاب فضله سگ هم صادر شد ) و مردم هم یک تصوری از سران ملی و مذهبی کشور داشتند و وقتی وضع دولت را دیدند اوراق قرضه ان روز ( مشارکت فعلی ) را خریدند 30 تیر هم خون دادند و اخرش هم که خوش نبود

اما این روزها کشور ها ی دیگر نامردی کردند و با دشمن کنار امدند یه پسته و قالی و زعفرانی هم که صادر می کردیم چشم دیدنش را نداشتند و گفتند تحریم بانکی می کنیم هنگامی هم که اقتصاد رفت تا سکته اول را بزند   مردم به جای خرید اوراق مشارکت  پولشان را از بانک در اوردند و سکه و پول دشمن را خریدند که بنده خدا می خواست از معامله نفت حذفش کند

 

 

بابا  جان وقتی حضرات یک چیزی می گویند حتما راهش را بلد هستند ، پول را جور می کنند  شما دیگر حرف حسابت چیست ؟

 

 

اما تولید که فقط وام نمی خواهد یک نیروی انسانی هم می خواهد ؟

کدام متخصص ؟  او که الکی مدرک گرفته  چه کار بلد است انجام دهد ؟  مگر ما چقدر کار افرین داریم ؟

مگر من معلم اجازه دارم نمره صفر به دانش اموز  بی سواد بدهم ؟ مگر شما به متخصصینی که مهندسی و حقوق و ... قبول شده اند و هنوز دروس دبیرستان را نگذرانده اند بر نخوردید ؟

مگر  هنوز به دکتر هایی که به خوبی ادم می کشند بر نخورده اید ؟

 

 

اقا حالا هی منفی بافی کن پس چه کسی میمون فضانورد درست کرد ؟ سلول بنیادی را ساخت و ...

 

 

من فقط می دانم اگر در هوانوردی جلو افتادیم باید یک پرواز بی خطری هم دست مردم بدهیم  اگر در پزشکی هم جلو افتادیم باید امار سلامت بالا برود اما اگر امده اید یک گوشه را با تزریق باد کرده اید اماده  زهوار در رفتن قهرمان دو پینگی اتان باشید

  

اصلا فرض می کنیم نیروی انسانی هم به اندازه کافی داریم

چطور او را راضی کنید که وام را به تولید بریزد نه به بازار ؟

چند بازاری سراغ دارید که ور شکست شده اند؟ چند تولید کننده سراغ دارید که ور شکست نشده اند ؟

چند متخصص  را سراغ دارید که از سر وجدان کار می کنند ؟  و چقدر  با مطالعه خود را به روز نگه می دارند ؟

احتمالا بعضی ها خیلی سراغ دارند که هم اهل دلالی نیست و تولید کننده است هم با سواد هم کاری

انوقت من این سوال برایم پیش می اید ما که الان چند سال است ماشین خارجی نمی خریم تا از خودرو ساز حمایت کنیم و ماشین سازی هم که از دوره پیکان خدا بیامرز تا الان سابقه بیش از 40 سال دارد و نیروی انسانی  هم که 20 هستیم  پس چرا تحریم ها ماشین را گران کرد ؟

مگر قطعات خارجی می خریدیم ؟زبانم لال وابستگی به دلار داشتیم
؟

حتما دلایلی دارد که من نمی دانم شما می دانید و کاندیدا ها می دانند و بلد هستند اقتصاد را خوب کنند

اجازه دارم سوال دیگری بپرسم ؟

بنزین را چرا کافی نمی توانیم تولید کنیم ؟

گندم وضعش چطور است ؟

( توی پرانتز بگویم 10 ساله بودم که وقتی کارگران ارد به نانوایی می اوردند روی زمین می ریخت مثل گچ سفید بود تازگی ها ارد نانوایی ها را دیده اید ؟)

بگذریم

خوب پس تا الان متخصص داریم  سرمایه  هم هست  کالای سرمایه ای برا ی تولید و تکنولوژی لازم را هم می گذارند که وارد کنیم ( مگر کسی جلو واردات تکنولوژی را گرفته ؟ ) ظاهرا مشکل تولید حل شده فقط نمی دانم پس چرا کارخانه ها تعطیل می شوند و نیروها تعدیل

 

خوب من که اقتصاد نمی دانم و قتی هر کس در موضوع غیر تخصصی خودش حرف بزند و ضع کشور همین می شود  ما هم راه می افتیم می بینیم جنس ها گران شده می گوییم اقتصاد و ضعش خراب است

اصلا ادمهایی مثل من  عقلشان به چشمشان است

فرض کنیم که درست  بگویم مگر نشنیدم  که می خواهند با دنیا تعامل سازنده برد برد داشته باشند در برابر جهان خوار هم مقاومت کنند و او را سر جایش بنشانند و هسته ای را هم با قدرت پیش ببرند البته چون عزت و شرف ملت ما در هسته ای است ( اخرین بار یادم است در صدق و امانت وخلاصه  اخلاق بود ) و خوب نیست سر ان سازش کنیم

 

یادتان هست بنده خدا در باره برکنار کردن( بی ادبانه ) وزیرش در سنگال چه گفت ؟

مگر شما حیطه اختیارات مسئول قوه مجریه را نمی دانید ؟

البته یکی از حضرات  چیزی گفت من نفهمیدم، گفت :( تعیین سیاست خارجی با من نیست اما دیپلو ماسی  خارجی با من است )  فکر کنم منظورش اینست که چه زمانی پیش چه کسی بروم و با چه لحنی چه  مطلبی را بگویم دست من نیست اما اینکه گلهای پیراهنم صورتی پررنگ با شد یا سرخ ابی  به اختیار خودم است

مگر یادتان نیست که فرمودند : ( هر موقع وقت گفتگو با امریکا شد خودم اعلام خواهم کرد )

مگر نشنیدید که همین دیروز پریروز بنده خدا بعد از ان همه کری خواندن می نالید که من تو هسته ای دخالت نداشتم

بعضی ها طوطی درون قفس بودن را از ازادی بیشتر دوست دارند

اگر مولوی را هم نمی پسندید از این کلام حضرت علی ساده نگذرید :(  بدبخت کسی است که اخرت خودش را به دنیای دیگری بدهد ).

  

 

 

شرم

 

دخترک در سالهای اوائل دبیرستان درس می خواند دقایقی قبل از زنگ پایان مدرسه,   اجازه می خواهد تا از مدرسه خارج شود  , بار اولش نیست,  ناظم طاقت نمی اورد از دور به تعقیبش می پردازد , دخترک با شتاب قدم برمی دارد و خودش را به یک ساندویچی می رساند ,ناظم از دور  نظاره گر است , دخترک مشغول کاری است  ناظم از دور متوجه نمی شود ,جلو می رود ,دخترک دارد انتهای بریده شده نانهای باگت را که ساندویچ فروش  هر روز هنگام اماده سازی ساندویچ ها دور  می ریزد از درون سطل اشغال برای سیر کردن شکم خود و برادر کوچکش جمع می کند.

ناظم مبهوت است, فلانی چه کارمی کنی ؟

دخترک از شرم برافروخته می شود ، اشکش سرازیر می شود ، راز سرخ نگه داشتن صورتش با سیلی را برای ناظم بازگو می کند او نان آور خانه است,  ناظم متاثر از دخترک می خواهد فردا در این باره بیشتر حرف بزنند صحنه را در تاثر عمیق ترک می کند, اما دخترک از شرم دیگر در مدرسه حاضر نمی شود

 

دخترم سرت را بالا بگیر ، تو نباید شرمگین باشی

شرم سهم ان است که سر سفره خدا  می خورد و ادب حضورش را نگه نمی دارد

ان که اوج تلاشش خوردن سهم تو به حرام است

انکه عرضه زحمت کشیدن ندارد و با دله دزدی هاییکه حتی به عقل یک 

بزهکار نوجوان هم می رسد خودش را سرمایه دار باهوشی می داند

 

مدعیان اسلام و عدالت علی کجایند تا از شرم بمیرندبی شباهت با بیرون کشیدن خلخال از پای ان بانوی یهودی نیست 

اقای ولی امر مسلمین جهان ،اقایان روسای قوه   ، اقایان ( وزیر ، وکیل ، مدیر ، مسئول) چهره از شرم سرخ  شده و چشم  ازغصه خون شده تان کو؟


جشن شاد و صلح امیز چهارشنبه سوری

شب چهارشنبه سوری برای بعضی یعنی فروش مواد محترقه و ترقه و...  ( که البته برای این عده واقعا جشن و سور است )

برای عده ای یعنی بازی با اتش و پریدن از روی آن و اواز و رقص فامیلی دور اتش  ( برای این طیف اگر حواسشان به کودکان شیطان فامیل باشد بخیر خواهد گذشت )

برای عده ای یعنی یاد اور سنن گذشته و نیاکان و تقدس اتش و ... ایران پر شکوه و.....(  بیایید بی صدا از کنارشان بگذریم هر وقت سیر خواب شدند خودشان بیدار می شوند )

 

برای عده ای یعنی مزاحمت با ترقه یا هر چیز دیگری که بتوان با ان مزاحم ارامش و امنیت مردم شد ( این دسته نیاز به تحریک شدید عصبی برای احساس لذت دارند  بعنوان جایگزین برای روز های دیگر سال شوک الکتریکی برایشان پیشنهاد می شود )

برای دسته ای یعنی اماده باش برای خاموش کردن اتش سوزی  و یا در بیمارستان مداوای سوختگی ها و دسته ای هم جمع اوری اوباش از خیابان ( این 3 دسته این روز را نحس و احتمالا همه دسته ها به غیر از دسته دوم را عقب مانده ذهنی یا اسیب خورده اجتماعی می دانند)

در مجموع  وقتی ما ایرانی ها این طور با هم وحدت کلمه داریم   و  به دانش  تبدیل یک به اصطلاح جشن به عزا  دست پیدا کرده ایم  به قول بنده خدایی  معلوم است استفاده صلح امیز مان از انرژی هسته ای چگونه خواهد بود  

آمریکا رو ول کنید احمدی نژاد رو بگیرین

به نام خدا

 

آمریکا رو ول کنید احمدی نژاد رو بگیرین

می گن یه بار یه تیم محله ای از ایران رفت یه بازی با تیم آرژانتین داشته باشه مربی تیم  تو گوششون خوند حواستون به مارادونا باشه ، فقط مارادونا رو بگیرین

بازی شروع شد یه قلی خان بود ایستاد تو دفاع ،توپ اومد سمتش خواست بزنه تو اوت، شوتش کج رفت زد تو دروازه خودی

یه چند ثانیه بعد توپ  دوباره گیرش اومد با خودش گفت یه بازی بکنم گل قبلی  یادشون بره اومد برگردون بزنه دوباره زد تو گل خودشون

مربی کفرش بالا اومد داد زد ( مارادونا رو ول کنید قلی خان و بگیرین )

حالا با این بازی که اقای ریس جمهور  بخصوص تو دوره دوم کرده ( از همون دعوا با موسوی تا این دعوا با لاریجانی ) هزینه گزافی رو دست حکومت گذاشته ادم باید بگه بابا امریکا رو بی خیال شید همین احمدی نژاد رو مهار کنید.


آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم؟! ادراک سوختن ، به تماشا نمی شود !

برای برادرم ، خواهرم

برای انسان دردمند بی گناه مظلوم



متن زیر را از وبلاگ آقای قدوسی در بخش نظرات برداشته ام

اون قدیما ، شخصی بعد از سالها موفق شد اسبی خریداری کنه.( اون قدیما یک دارایی کلان و باارزش بالا بوده...)

شب که اون اسب رو داخل مثلا طویله بسته بوده، فرداش می بینه نیست و دزدیده شده...

مردم محل، میان و هر کسی نظری میده!

اولی: تقصیر خودت بوده که درو پیکر محل را خوب نبستی !
دومی: هم تقصیر خودت بوده هم تقصیر اوستا معمار که دیوار را کوتاه درست کردید !
سومی: تقصیر اسبه بوده که هیچ سر و صدایی نکرده !
چهارمی: تقصیر داروغه بوده که گزمه هاش خوب مراقبت نکردند !
...............

خلاصه همه جور نظری بود !

مالباخته سر آخر از کوره درمیره و میگه :

ببخشید !!!

مثل اینکه ، این وسط ، آقا دزده هیچ تقصیری نداره !!!

============================================

حالا توی این مصیبت زلزله آذربایجان:

بین سالهای 1384 تا 1390

1- با میانگین 250 هزار تومان برای هر متر مربع در روستا ها می شد خانه مقاوم ساخت که تا 7.5 ریشتر فرو نریزه و مردم زیر آوار نمونند.
2- زمین هم از خودشان
3- برای هر خانوار 100 متر مربع مسکونی = 25 میلیون تومان هزینه ساخت
4- روستاییان می توانند در سال 2 تا 3 میلیون تومان قسط پرداخت کنند.( میانگین 3 سال = 7.5 میلیون تومان ) => 17.5=7.5-25
5- از 20 میلیون خانوار ایرانی ،7 میلیون خانه روستایی است. = 122 هزار میلیارد تومان = 122 میلیارد دلار تا 1390
6- با درآمد یک سال نفت می شد تمام خانه های مسکونی تمام روستاهای ایران را در طی 7 سال نوسازی و مقاوم نمود.
7- با درآمد یک سال دیگر از نفت می شد 3 تا 4 میلیون واحد مسکونی فرسوده شهری را بازسازی نمود.

8- کو ؟؟؟ 700 میلیارد دلار کو؟؟؟ کو؟؟؟

9- با 20000 دلار تا 30000 دلار می توان یک شغل صنعتی -کشاورزی ایجاد کرد.
10- با در آمد 2 سال نفت ایران = 200 میلیارد دلار ، باید 7میلیون تا 10 میلیون شغل جدید در ایران ایجاد می شد . کو ؟؟؟
11- آن شعلها در کارخانجات و مجتمع های صنعتی و کشاورزی ، ایجاد می شد، کو آن کارخانه ها و مجتمهای صنعتی و کشاورزی ؟؟؟

- یکی داستان است پر آب چشم

- آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم؟! ادراک سوختن ، به تماشا نمی شود !


روستاهای ما هنوز هم کاهگلی است.

و زلزله 6 ریشتری آنرا به آوار تبدیل می کند و مردم مظلوم را راهی دیار آخرت می کند.

700 میلیارد دلار ما کو؟؟؟

--------------------------------------------------------------------------------------------

ببخشید !!!

مثل اینکه ، این وسط ، ......... هیچ تقصیری نداره !!!

http://chaay.ghoddusi.com/2012/08/post_1293.html#comments

عکس ها  را از سایت فرارو برداشته ام.

قسم حضرت عباس یا دم خروس

از آنجایی که ما ملت ایران دارای تمدن پر افتخار چند هزار ساله هستیم

 بهترین دین و مذهب دنیا را داریم

و کشوری 4 فصل و منابع بسیار  

و مردمی باهوش ، سخت کوش و با اخلاق...

پیشرفتهای علمی خیره کننده

 فرستادن ماهواره به فضا

سلولهای بنیادی

غنی سازی اورانیوم

و...

خلاصه  سقف فلک را شکافته و طرحی نو در انداختیم  

.

.

.

در تعامل با کشور چین اقلام زیر را وارد کرده ایم

 

1- رب گوجه فرنگي به ارزش 14.5 ميليارد ريال

2- شلوار راحتي به ارزش 10.3 ميليارد ريال

3- دگمه به ارزش 8.1 ميليارد ريال

4- مداد پاك كن به ارزش 6 ميليارد ريال

5- سير خشك شده به ارزش 4.7 ميليارد ريال

6- لوبيا به ارزش 300 ميليون ريال

7- بند شلوار به ارزش 1.7 ميليارد ريال

( منبع)

می گویند شخصی خروسی دزدیده و زیر عبایش مخفی کرده بود هنگام حرکت  دم خروس از زیر عبا بیرون زد، او را  متوقف کردند و پرسیدند:  خروس را تو دزدیدی ؟ گفت به حضرت عباس من ندزدیدم .

گفتند: ( نمی دانیم قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را).

 

تحریم ها بی اثرند

تحریم ها هیچ اثری ندارند 

مگر اندکی

فشار اقتصادی

 تعطیلی صنایع

بی کاری

سو تغذیه

افت سطح اموزشی و سواد

افت کیفیت محصولات

رشد اعتیاد  

افزایش امار جرم و جنایت

افول اخلاق در جامعه

.

.

.

و  سقوط واضمحلال یک ملت

 

روی صحنه

آقای ... سال 60 سیگار وینستون می کشید ، تو تظاهرات پرچم آمریکا را اتش میزد و موقع خرید کولر دقت میکرد موتورش امریکایی باشد

همان وقتها برادر کوچکش به سفیر زاپن گفته بود : چرا شما با آمریکا نمی جنگید؟  سفیر پاسخ داد: ( وقتی من با امریکایی ها می جنگیدم تو هنوز متولد نشده بودی .)

آقای ... سال 65 یه سری به اهواز زد تابرای برادر کوچکش که در خط بود آشپزی کند ، کار وام مسکنش درست شود و وقتی به خانه برگشت بتواند از کارگران افغانی به ثمن بخسی بیگاری بکشد

سال  70 وقتی از حج برگشت وام سازندگی گرفت ، کارخانه ای افتتاح کرد و برادر کوچکش را به طور قراردادی ! استخدام کرد تا هیچ وقت زبانش دراز نباشد که حقش را طلب کند

برادر کوچکش سرخورده ، برای کار به ژاپن رفت تا ببیند که مردم آنجا کنتور برق را دست کاری نمی کنند و اگر موتور جرثقیل را تعمیر کنی ریس کارخانه همان پولی را که به مهندس زاپنی می دهد به تو می دهد و اگر با تو بد رفتاری کنند دانشجویانش برای حقوق تو در خیابان تظاهرات می کنند و در نهایت پولت را یک ایرانی می دزدد

سال 80 برادر کوچک دپورت شد تا درایران یک ساندویچی باز کندو حاج اقا ... رنگش را عوض کرده بود ریشش را اصلاح می کرد توی دبی سرمایه گذاری می کرد اما نماز جمعه اش وشعارش ترک نمی شد  یکی به نعل می زد یکی به میخ .

....

هفته پیش  نوجوانی وارد مغازه برادر کوچک شد ،: سلام ، اجازه می دین یکی از این پوستر ها رو پشت شیشه بزنم  ؟ برادر کوچک عکس حاج آقای ... را روی پوستر دید که وعده می داد ایران را بهشت روی زمین کند . : شرمنده من به قیافه این بنده خدا حساسیت دارم .

پسرک سعی کرد آگاهی و احساس مسولیتش را به رخ بکشاند : شما که قصد ندارین صحنه را ترک کنین ؟

برادر کوچک با لبخند : اون موقع که من تو صحنه بودم تو هنوز متولد نشده بودی .