هیییییییییییی   توووووووووووووووووووو

غرق عــــشق خواهم کرد ،
آنکه " خــــــــــاص من " باشد !
طوری که ...
.
بی نیاز از عشق ،
سیراب شود از زندگی تا ...
جان به در بَرَم !
.
.
.
آغوشم تنها سهمِ اوست !!!
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

پولادین اررررررررررررررررررررررررراده

 به خودت بر میگرده واسه امتحاناتت بجنگ و خیلی خوب تلاش کن

در72ساعت 4 ساعتشو بخواب که دیگه به عقب برنمیگردی 

فقط بخون

دانلود شعر و اشعار زیبا در مورد مخصوص تبریک عید روز پدر و روز مرد,پدران و مردانی که زنده نیستند و در آن دنیا هستند پدران پدر های فوت شده,شعر زیبا عاشقانه احساسی قشنگ باحال درباره روز بدون پدر همسر و مرد خانواده


هی هی هی داریم به عید نزدیک میشیم چقد بد که روزا داره تموم میشه

عید فطر مبارک

سلام رفقای گلم

طاعات و عبادات قبول چه خبرا؟یه چند ماهی که نبودم دلم حسابی براتون تنگ شده فدای مرام و معرفت همگی تون  واسه سال اینده کلی تلاش کنید و درس بخونید ما هیچی کمتر از زابلی ها نداریم

خیلی گلم

خیلی گلید

 

گپی دوستانه بادوستان (کمی تا اندکیش دردودله)

سلامی به گرمی آفتاب سوزان و....بی خی شعره یادم نیس...خب خوبین خوشین؟؟؟؟آرع مام اگه این امتحانای بدبزارن خوبیم خیلیم خوبیم ....حالام ازاین برنامه چیدن آقای فراش پورونمیدونم مدیرمدرسه یاهمون سرپرست یاهرکس دیگه ایی که این تزو داده که ماشنبه بعدازامتحان جانکاه ونفس گیرزیست پاشیم هلک وتلک بریم بشینیم سرکلاس درس که ای برپدرومادرش صلوات... بهم میخوره یعنی صاف توحلقشون این برنامه چیدنشون

1.سوالات ما زمانی که یکی تازه موبایل خریده :

  • سال ۷۵ : خوب آنتن میده ؟
  • سال ۷۸ : چند روز شارژ نگه می داره ؟
  • سال ۸۱ : دوربین و بلوتوث داره ؟                                                                               
  • سال ۸۴ : دوربینش چند مگا پیکسله ؟
  • سال ۸۷ : لمسیه یا معمولی ؟
  • سال ۹۱ : سیستم عاملش اندرویده چنده ؟
  • سال ۹۴ : اخلاق رفتارش چطوره ؟
  • سال ۱۴۰۰ : درک و فهمش در چه حده ؟
  • سال ۱۴۰۳ : بهت توجه می کنه یا می خوای باهاش بهم بزنی ؟
  • مامان بزرگم دیروز کلیپ کامران و هومن دیده می گه خدا در و تخته رو با هم جور می کنه این زن و شوهره رو ببین چقدر به هم میان

    حسابش رو بکنید دوران حافظ و سعدی دخترها قیافشون چه شکلی بوده که دختری که کنار لبش خال داشته همه چی تموم بوده!

    ماکارانی گرامی لطفا از خورشت قیمه یاد بگیر

    اونم مثل تو نارنجیه ولی دور دهن رو به شعاع ده سانتی متر رنگ آمیزی نمی کنه !

    بزرگترین آرزوم اینه یکی از استادهامو در حال خندیدن ببینم برم پیشش بگم :

    چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیدم !                                                                            معلوم نیست این درس عبرت چند واحده که من هر کاری می کنم نمی تونم تمومش کنم !                    گشت انتظامی دهن غضنفرو بو میکنه میگه دهنت بو الکل میده،مشروب خوردی؟ – میگه نه فقط زکریای راضی رو بوسش کردم

ادامه نوشته

عشق به معنای واقعی کلمه

رها....
باسلام خدمت همه بروچ باحال.... خوبین که ان شالا...خوب امتحانات باهر بدبختی وفلاکتی که بود تمومید والان همتون ازجمله خودم بی صبرانه منتظرکارنامه و...پس گردنی پدرگرام...خودت دیگه تا تشو برو....... امیدوارم ازپستایی که گذاشتم خوشتون بیاد                                                                                    بامادرادامه مطلب....
ادامه نوشته

لیلی 2013


یک شبی لیلی دلش آمد به درد

عاشق بیچاره را احضار کرد

گفت : اول یک طبیبی کن خبر

بعد از ان هم انچه میگویم بخر

داد دستش صورتی با لابلند

نام اشیائی بر ان بنوشته چند

شعر طنز لیلی امروزی Funny poem

گفت : باید سکه های ناب ناب

بهرم اری تا غروب افتاب

یک النگوی طلا یک سینه ریز

طوق مروارید و گردنبند نیز

دستبندم از برلیان می خری

با دو گردنبند و سه انگشتری

ساعت بسیار زیبا از طلا

زود بهر من بخر ای ناقلا

شعر طنز لیلی امروزی Funny poem

دستکش با کیف و کفش وروسری

کن فراهم تانخوردی تو سری

در سر راهت بخر یک کادیلاک

بهر لب رژ بهر ناخون نیز لاک

عطر پاریس از برایم کن ردیف

مانتوی اعلا به رنگ کفش وکیف

خواهی ارباشم همیشه من زنت

تا ابد گردم وبال گردنت

کاخ در لندن بخر از بهر من

با گل و گلدان استخر و چمن

بابت مهریه ده میلیون دلار

زود کن اماده و آن را بیاور


Meaning of wordS

طنز معنی کلمات Meaning of words

فردا : یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز

مغز : ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند

روماتیسم : عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون

تجربه : نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند

کشمش : انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده 

راز : عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید

خلاق : آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد

بزرگسال : فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است

لوازم آرایشی : ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می ده

عشق : یکی از داغون ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش ازدواج است

بیماری خوشخیم : یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید

بکاپ : کاری که همیشه وقتی یادتان می افتد انجام دهید که اطلاعاتتان به فنا رفته است

گیاه خواری : طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند

ازدواج : وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟

رزومه : جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر

پیری : وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می

هالک شگفت انگیز : بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند

جالبه : کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود

و غیره : علامتی که این مفهوم را می رساند شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید می فهمید

پزشک : آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش مرگ را به شما هدیه می دهد

خانه داری : مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد شامل خوابیدن تا لنگ ظهر و تماشای تلویزیون

سیاست : هنر تقسیم کیک تولد ، به گونه ای که هر کس احساس کند بزرگ ترین قطعه را صاحب شده است

دبستان : روزهای خوش نوجوانی ، مشق شب ، فحش بابا ، فلک معلم ، شلنگ ناظم ، خوشی در مراسم ختم

فهرست خرید : لیستی که تهیه اش ساعت ها طول می کشد اما در فروشگاه به یاد می آورید که جا گذاشته اید

آنتیک : وسیله ای که اجداد شما خریده اند و پدر و مادر شما خود را از شر آنها خلاص کرده اند و حالا شما دوباره برای خرید آن ، پول گزافی پیاده می دهید


حکایت عارف وشاهزاده

عروسک چهارم و شاهزاده ! ...

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد.
شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.
عارف به حضور شاه شرفیاب شد.
شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود.

استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن."
شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! "
عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.
سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد.
او سومین عروسک را امتحان نمود.
تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد.

استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته " شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. "

عارف پاسخ داد : " نه " و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: " این دوستی است که باید بدنبالش بگردی " شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت : " استاد اینکه نشد ! "
عارف پیر پاسخ داد: " حال مجددا امتحان کن " برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.

حلقه

دخترک خنده کنان گفت که چیست ¡i¡i¡i¡i رازاین حلقه ی زر ** ** رازاین حلقه که انگشت مرا ** ** این چنین گرفته به بر** ** رازاین حلقه که درچهره ی او** ** این همه تابش ودرخشندگی است مردحیران شدوگفت@*@ حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است:-* همه گفتندمبارک باشد ...*** دخترک گفت؛دریغاکه مرابازدرمعنی آن شک باشد سالها رفت وشبی........زافسرده نظرکرد برآن حلقه ی زر &**& دیدنقش فروزنده ی آن "روزهایی که باامیدوفای شوهرش هدررفته زن پریشان شدونالیدکه وای !وای! این حلقه که درچهره ی بازهم تابش ودرخشندگی است {حلقه بردگی وبندگی است}.........

دلبر محمد

ای ایها الکیمیستری ای نوشیروانی                  گشت تی ام کلاس با لپ تاپت روانی

سوختیم در حسرت یک دیدنش                       جز انتنا ورزیدن نیامد بر لبش

ماهی نیامدی و چشم دلم تیره گشت               در سینه ام چو تازیانه گشت مست

بیا و بگشای این لپ تاپ را                              سامانی بده این دل بیتاب را

اشک میریختیم و میگفتیم                             ای رفیق حیف که باصاحبت نیستیم رفیق

بعد یک ماه حیران وزار                                   در فراقش گریسته بودیم بیشمار

تا که امد دلبر را گشاد                                   گله ای حمله بردند سمتش چو باد

بانگ سر دادالامانای دانش اموزان من             بحرفید چه میخواهید ز جان من

گفتند یک صدا هیچی ولی                              خواسته ای داریم جوابش یک بلی

ای تو اموزگار دانا و فرید                                ای که چون تو دیده ی گیتی ندید

قرض میدهی دلت را به ما                             تا بفیضیم از فولدرش ما بیصدا

گفت یا رب چه کنم ز تعارف چه بگویم            بی او اب پایین نرود ز گلویم

لکن شاگرد شگردی رفته بود                       که معلم هم در کفش مانده بود

گر بیفتد و محروم شود ان بیزبان                 درس عشق پس دهم در کدام بیابان

یا انها را حلقه اویز میکنم                         رهسپاره فرزانگان و نمونه میکنم

با صد فکر و خیال ووهم                          زد به سرش که ای نفهم

 

 

لارت زدن ما بچه ها

برو بچ خسته امتحانات نباشين حالا من كه ميدونم شما درس نخوندين و خسته هم نيستين چرا الكي ادعا ميكنين كه درس خوندين و هزارتا لارت ميزنين كه خوندين ها ها ها چيه كفرت در اومد حالا  تويي كه درس ميخوني الان پاي نت چيكا ميكني ها اصن حال ميكني ها حالا نه خداييش خسته امتحانات نباشين خوشگلا ميخواين از دبيرا بگم خوب نميگم مگه من فضولم ها يا مگه من بيكارم راسي ماجراي اقاي كريمي رو بهتون گفتم؟ماجراي اقاي تيموريانو چي؟ماجراي اقاي پيماني؟اهه پس بزار واست بگم مث اينكه اقاي پيماني مريض احوالن تو رو خدا واسش دعا كنين ايولا الان قيافه ام مث گدا ها و معتادهايي هس كه دم در داروخونه ي پاستور نشستن هه هه من كه هيچ شباهتي بهشون ندارم هه هه ضايع اقاي نوشيرواني هم  يه شعر واسش سراييديم در حد تيم ملي حالا ب زودي ميزارمشون خياليت نباشه حالا هم ديرم شده بايد برم راسي راسي در مورد اقاي كريمي نگفتم كه ميخوايم زير پاش ترقه بتركونيم اما نه چون استقلالي حال نميده راسي اخر هفته ما برو بچ 101 پارتي داريم دوس داشتين بيان(تو رو خدا نيا تعارف كردم)تو نامرد دلت به حال من نميسوزه اين همه دارم مينويسم حالا تو نميسوزه دلت من كه دلم ميسوزه ما كه مث بقيه نيستيم كه بشينيم در مورد دبيرا بنويسم حالا هم برو سر درس  مشقت فسقلييييييييييي



مرام(عشق است مرام)

اگه حوصله داشتید بدرسید

جاده زندگی

داربی

مسخره دیگه تا عمر دارم داربی نگاه نمیکنم  اه اه حالا بزن کف قشنگه رو به افتخار برسبولیس

امروز ترکوند ایولا فقط گل نزد اما صفر صفر هم حال میده ها

کله پا شدن دبیر شیمی

داشی ک شما باشی ما ی دبیر شیمی داریم با لپ تاپش دل همه رو برده...

.

.

.

.

ادامه نوشته

دبیران گرامی

پدر پیمانی

یه پدر داریم لنگه نداره حال میگیره اساسی....

.

.

.

.

ادامه نوشته

سروسامون گرفتن دبیر ریاضی

سلامی به گرمای.... ولش کن شعره یادم رفت...

.

.

.

.

ادامه نوشته


خوابگاه

خوابگاهي عجيب و تک داريم

در بدنسازي اش خرک داريم
پولدار و فقير يک ‌سانند
از همه قشر و هر دهک داريم
روز و شب در تلاش بي وقفه
کشت تدريجي کپک داريم
تا که ثابت کنيم اين شدني ‌است
طرح گنداندن نمک داريم
تا مگر ظرف ها تميز شود
مته، سمباده، کاردک داريم
در کمدهايمان به جاي کتاب
تيغ اصلاح، کش، پفک داريم
غالبا در نماز آخر وقت
هر دو رکعت سه بار شک داريم
در نمک پاشمان مربا و
در شکر پاشمان نمک داريم
روي بالشت هايمان لپ تاپ
زير بالشت ها تشک داريم
فيس بوک است شمع محفل ما
ما که ويندوز يا که مک داريم
Asghar is now friend with Zahra
توي وال* همه سرک داريم
(* wall)
بهر ابراز عشق، امروزه
لايک* داريم ، سيخونک داريم
(* Like)
روز و شب حرف مي زنيم فقط
تا که ثابت کنيم فک داريم
تا بخنديم بي جهت با هم
روي ديوارها ترک داريم
شاممان لوبياي سحر آميز
قصه ها با جناب جک داريم
از قضا سلف جمعه تعطيل است
پس غذا سوپ جو پرک داريم
اين غذاها که توي يخچال است
صاحبش کيست؟ ما که شک داريم...
وام ها چون که مي شود واريز
با غذا دائم ايستک داريم
آخر ماه بعد هر وعده
چاي جوشيده خنک داريم
در آسانسور به لب دعاي سفر
ربي اني اتوب لک داريم
شتر مرگ ساکن اينجاست
چشم بيهوده بر کمک داريم
هفته اي هفت بار (پس*) داريم
(*PES)
حمله داريم، هافبک داريم
تخته، پاسور و مثلهم هرگز...
منچ داريم... بادکنک داريم...
روي ديوارهايمان عکسِ
خانم جوليا کي یَک داريم
عاشقيم اکثرا بنابراين
شعر داريم، ني لبک داريم
عاشقي شغل مطمئني نيست
دو سه معشوقه اي يدک داريم
طبق اصل بقاي عشق اگر
نازنين رفت، روشنک داريم
آري اينگونه است اوضامان
گوييا خانه در درک داريم
بي خودي نيست آخر هر ترم
يک سبد نمره هاي تک داريم...


=========

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 22:19  توسط حسیبا  |  نظر بدهید

اوه اوه غر کمرش کشته منو واه

a692a021a88c4f9a9cb6ccde860f1948 شکلک های زیبا سازی وبلاگ سری سوم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 22:9  توسط حسیبا  |  نظر بدهید

هه هه

شعر خنده دار در مورد درس خوندن دخترا شعر خنده دار در مورد درس خوندن دخترا! / طنز

چو هرگز نیابی نشانی ز شوی

ز گهواره تا گور دانش بجوی! …

این هم دلیل:

از این رو که وقتی تو شوهر کنی

دگر هیچ نتوان کنی جست و جوی

بقیه شعر در ادامه مطلب

بخر، زایمان کن، بروب و بپز

بدوز و اتو کن، بساب و بشوی

بیا و برو، میهمانی بده

شود استراحت، تو را آرزوی!

نداری اگر خانه، سالی دو بار

تو با شوهرت می روی کو به کوی

مبادا که چیزی بخواهی از او

تو باید شوی همسری صرفه جوی

وگر همسرت مایه دار است هم

مبادا دوتا باشه تنبانِ اوی!

بخواهی اگر شوهری سر به راه

برس دائما هی به روی و به موی

شب امتحان بی شب امتحان

والا برد شو ز تو آبروی!

نباید بگیری تو هیچ استرس

شب امتحان هی شوی ترشروی

بگوید که برگرد پیش بابات!

برایش اگر آوری نیمروی!

یکی او یکی بچه ها مانعند

که حفظت شود جزوه ها مو به موی

رسد مادر ِ شوهرت هم ز راه

برای کمی غرغر و گفت و گوی!

قدم رو رود روی اعصاب تو

به کلی بریزد به هم خلق و خوی!

به دنبال او هی ز در می رسند

یکایک عموزاده ها و عموی!…

از این رو مجرد اگر مانده ای

به اعصابی آرام دانش بجوی!

———

به نقل از پرتگاه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 22:4  توسط حسیبا  |  نظر بدهید

اتل متل توتوله این پسره سوسوله
موهاش همیشه سیخه نگاش همیشه میخه
چت میکنه همیشه بی مخ زدن؟نمیشه
پول از خودش نداره باباش رو قال میذاره
دی اند جیشو میپوشه میشینه بعد یه گوشه
زنگ میزنه به دافش میبنده هی به نافش
که من دوست میدارم تاج سرم میذارم
صورت رو کردی میک آپ بیا بریم کافی شاپ
تو کافی شاپ،می خنده همش خالی میبنده
بهم میگن خدایی! چقدر بابا بلائی!
همه رو من حریفم میذارم توی کیفم
هزارتا داف فدامن منتظر یه نامن
ولی تویی نگارم برات برنامه دارم
اگه مشکل نداری میام به خواستگاری

نظر خواهی

این مطالب روهشونو من نوشتم حالا  همچین میگم انگاری منو

میشناسید موسس وب هم من بودم گفنم که سوتی هامو

بدونین منم مرام  هستم حالا جالبش اینه که اصن این مهم

نیس برین اون لاول یه رو صداش کنین که حتی یه مطلب

هم تذاشته راسی بزوبچی که میان اینجا جنبه داشنه باشن

در حد تیم ملی بحدا دوستون دارم میظورم مطاب بایین که

از خودتون جنبه نشون بدین برن کف قشنگه رو یه افتخار مرام

الان هم فصل امتحاناته دلم خیلی واسه دبیرامون تنگیده اما حسابی

حال میکنن ما رو نمبینن  تا االان که هرکاری بوده تو وب من کردم لاول به رو صذا کنین بای باید برم دوستون ذارم مرام

طنز دبيرستان دانشگاه

اینجا دانشگاه است،
فرغونی خواهم ساخت
خواهم انداخت به این جاده پر پیچ و خم دانشگاه،
دور خواهم شد از این جایگاه سرویس‌ها
که در آن هیچ اتوبوسی نباشد بهر ما.
پشت صحرا جایی است که دانشگاه است
و در آن درس همی‌خوانند انسانها
فرغونی خواهم ساخت،
نصب شاید کردم دزدگیری سر شاه چرخ جلو
تا بیاید گاه صدای عالم‌گیرش
و همه مست و شیدا بشوند.
فرغونی از جنس کلاس، خالی و دلی پر از عشق پژو
همچنان خواهم راند ...
من موبایلی دارم دم گوشم هر دم،
همه ترسم از ضایعی است
چون موبایلم ماشین‌حساب داداش جان است!
من درس ایما و اشاره از پشت نرده را
بیست می‌گیریم، بیست اما
فرغونی خواهم ساخت
پشت صحرا دانشگاهی است ...

بالاخره بعد از مدت ها تحقیق علت درس نخوندن بچه هاي دبيرستان دانشگاه کشف شد !!!

۱ ) در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند.

 171 Orange Emoticons

۲ ) حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است.بنابراین ۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.

 72 Orange Emoticons

۳ ) در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا” ۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.

 122 Orange Emoticons

۴ ) اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را می طلبد که جمعا” ۱۵ روز میشود. پس ۱۲۶ در روز باقی میماند.

 141 Orange Emoticons

۵ ) طبیعتا” ۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز می شود. پس ۹۶ روز باقی میماند.

 

۶ ) ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است.این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند.

 

۷ ) روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خوداختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.

 

۸ ) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.

 

۹ ) در سال شما ۱۰ روز را به بازی می گذرانید. پس ۶ روز باقی میماند.

 

۱۰ ) در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است.

 72 Orange Emoticons

۱۱ ) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی میماند.

 151 Orange Emoticons

۱۲ ) ۱روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چه طور  میشه اون روز درس خوند؟

نتیجه ی اخلاقی: پس یک بچه دبيرستان دانشگاهي نرمال نمیتواند درس بخواند

 



بروبچ دبيرستان دانشگاه هه هه 101

تقديم به اقاي پيماني از طرف برو بچ 101

اخ اخ

اخ اخ سه شمبه امتحان رياضي داشتيم خيلي حال داد

 تمام سوالاتمون  تو جزوه مون بود خيلي حال داد فك

 ميكرديم اقاي تيموريان ميخواد چي بياره واسمون تازه

 شنبه هفته ي اينده

كه همين فردامون باشه قراره امتحان عربي بگيره اقاي

 هاشمزهي ازمون ما

هم كه اصن عين خيالمون نيس اخه كي حوصله داره

خداييش ادم بشينه ۸ ب

اب مزيد ياد بگيره از ما فقط بخواين كه فعل ثقلب

و صرف كنيم تقلب ي

تقلب ..........(اره اره اره)با اين اره اره شما ياد

چيزي نمي افتين خب

معلومهديگه اره اره يه ذر ديگه فك كن اره اره

 هنو لازته يه خرده فك كني

خوب معلومه ديگه تيكه كلام اقاي تيموريان گل

 گلابه اصن برو بچ موقعي

كه  اقاي

 تيموريان مياد داخل غش ميرن از خنده همچين

 ترمز دستس ميكشه

وقتي مياد داخل كه چمپلاش دودميكنن بابا به

 فكر چمپلات باش تيموريان

عزيز

 

بدووووووووووووووووووووووووووو برو ادامه مطلبو بخون

ادامه نوشته