#Rebel#

اين فكر لعنتى تمامى ندارد،از فرط فكر ذهنم زخم شده است،مغزم درد مى كند،باعث و بانى اين فكر خودش بر اين باور است كه اين خود بى انصافيست!

او را در شرايطى قرار دادم تا زير حرف هايش بزند،زير تمام اميدهايى كه داده بود،طناب دار را خودش بر گردنم انداخت و زد زير چهارپايه اى كه خودمان با هم ساخته بوديمش،كه ديگر يك پايش كه چه عرض كنم تمام چهارپايش هم ميلنگيد،من هم زخم هايم را رول ميكنم و زيرش ميزنم تا دود شوند تمام آرزوهاى از دست رفته ام همانطور كه دود تنها آرزوى از دست رفته جاذبه ى  زمين است.

همان بِه كه اينطور شد،هنوز برايم سوال است كه آيا كسى هست كه اگر او را بارها هم در شرايط قرار دهى يا بطور كاملن اتفاقى و پيشامد در شرايطش قرار بگيرد هم، نرود؟!. 

#bladder #violet #end #is #near

..::(........)::..

اگر قرار بود از بین تو و خودم یکی را بر گزینم ، هیچکدام را انتخاب نمیکردم و هر دویمان را به درک  واصل کرده و تنهایی را برای خودِ به درک واصل شده ام بر می گزیدم...

من و تو هر دویمان ، هیچ کداممان نمیتوانیم جای تنهایی را برایم پر کنیم اما لا اقل تنهایی ام جای خود را که برای خودِ به درک واصل شده ام  می تواند پر کند...

هه...ها...

همین برایم بس است...

..::هیچ::..

هیچ!!!

انتظار چیز عجیبی ست؛

چه زیباست انتظار برای چیزی زیباتر از آن و چه زیباست انتظار برای

 زندگی،انتظار برای زندگی ام،برای زندگی ات،و چه زیباست انتظار برای آن

چیزی که آرزوی تصاحبش را میکنی،و چه زیباست انتظار برای چیزی یا

 کسی که با بودنش خود را کل می دانی و با نبودنش خود را هیچ...و چه

 زیباست انتظار برای تو.

و چه غریب است و چندش آور، انتظار برای هیچ...

همانند فرو رفتن با سر، در لجنیست برای روزهای تنهایی ات که خود را برای

هیچ تخلیه،وهیچ کنی!

همیشه سکوت از رضایت نیست،کاش این را گفته بودی،قبل از آغاز خاموشی

ات،و من تو را برای هیچ در دل خود روشن نگه نمی داشتمت و نمی کردم

 خود را...

 برای هیچ،تخلیه!

برای تولدم امسال هیچ هدیه آوردی؟!

کاش امسال هم هیچ نمی آوردی.

تو مرا به هیچ فروختی و بی هیچ دلیلی،زیباترین هایم را هیچ کردی و مرا نیز

بی هیچ خطایی،کردی...

کردی؟

ولی من بجای سالهای از دست رفته ام از تو هیچ نمی خواهم،و نمی خواهم

برای تو هیچ ننگی و هیچ أنگی و هیچ بلایی را؛

و نمی کنم تو را،هیچ آرزویی،از خدایی که تو را اینگونه هیچ آفریده،تا برای

 پرکردن زندگی هیچت همه و همه را به فدای خودت هیچ کنی.

به چشم هایم می بینم روزی را که من و تو با هم برای هیچ شدنت می گرییم؛

امان از آن روز...

و برایت هیچ نمی خواهم و می خواهم زندگی هیچی برایت؛

این تویی که هیچ می خواهمت...

در روز تولدم این را به خاطر داشته باش...

کلن به هیچم.

و دیگر هیچ...

پ.ن:سوم شهریور،و دوباره روز تولدم...

..::Baby::..

تمام انداممو درد گرفته و...

تمام هیکلمو اًن

از سر مو خورگیه موهام گرفته تا فی خالدون اٌن درونم 

من از هیچی بدم نمیآد ولی حالم از همه چی به هم میخوره!!!

برای زنده ماندن باید کوچک ماند؛

کوچک ماند و بالغ نشد؛

تف به این زندگی... 

تف به این مرداب خون مردگی 

کاش Baby  بودم...

 ...

زنده باد بچگی!!!

 

Baby

 

..::من کر و لالم::..

اصلن تازگی ها هیچ حرفی واسه گفتن ندارم؛

نه میدانم که چه بگویم و نه توان گفتن حرفی را دارم.

و نه دلیلی برای به زبان آوردن تمام ناگفته های نا تمامم...

آه...چه بد...

ومن نمی گویم و میشنوم؛

آنچه را که باید بگویم و نباید شنیده شود را...

در خانه ام هستم... و در تمام اوقات بیکاری ام سیگاری روشن ، و دود میکنم تمام زمان های خاموشی ام را...

و به خودم میگویم که هیچ کس تنها نیست...

همراه اول؛

 و آخرم خودم هستم.

من،خودم،خود خود تنهایی ام...

من یک کر و لالم...

آه...چه خوب...

پ.ن۱:دلم تنگه،نمیدونم چرا همینجوری و نمیدونم واسه چی هم تنگه...فقط دلم تنگه...

پ.ن۲:مصاحبه شهیار کبیری با شهاب الدین را از اینجا دانلود کنید.

پ.ن۳:مقاله شهیار کبیری در باب انتشار آلبوم استرس از گروه The ways را از اینجا بخوانید.

پ.ن۴:آلبوم استرس از گروه The ways را ازاینجا دانلود کنید.