خاصیت ولایت فقیه همین است که مواظب باشد طغیان نشود.

آیا کسی پاسخی دارد؟!!

حجت الاسلام والمسلمین هاشمی (یا همان آیت الله ساختگی بعضیا) در سخنرانی دیروزشان در مسجد امام رفسنجان صحبت جالبی کردند,به این جمله ایشان دقت کنید:

"" خاصیت ولایت فقیه همین است که مواظب باشد طغیان نشود.""

حقیقتا از جناب ایشان تشکر میکنم که چنین جمله ی به حقی را هرچند دیر هنگام (که جایش زمان فتنه 88 بود) اما بالاخره بیان کردند. حال سوال این است که آقای هاشمی چرا در فتنه 88 یادتان رفته بود رهبری از طغیان جلوگیری میکند و با نامه ی بدون سلام خودتان در آتش فتنه دمیدید و این سران فتنه را هوایی کردید؟ آیا فراموش کرده بودید که ایشان در میان ما به گفته ی امام راحل(ره) حکم حضرت حجت(عج) را دارد و کارهایشان بدون حساب و کتاب نیست؟
اگر کلام رهبری حجت است و از اختلافات جلوگیری میکند و تدابیرشان حکیمانه است پس چگونه است که در آن زمان به خودتان حق دادید با گستاخی تمام به رهبری نامه بنویسید و برای ایشان تعیین تکلیف کنید؟

چگونه است که بعد از 4سال رهبری یک فرد معتمد شده؟

البته در همان نامه ی گستاخانه مرقوم فرموده بودید که جناب آقای احمدی نژاد " اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من "" زدند....کاری به مابقی حرفهای شما نداریم اما در این فرمایش شما همین بس که دادستانی انقلاب در مورد فرزند شما مهدی هاشمی گفتند: " براساس قانون از بیان تعداد عناوین مجرمانه وی معذورم ولی اتهامات مهدی هاشمی، امنیتی و مالی است." .... و همچنین در مورد دیگر فرزندان,فائزه به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به مجازات محکوم شد.,خوب جناب هاشمی اینجا یک سوال اساسی پیش می آید که بر اساس چه استنادی حرف های احمدی نژاد را اتهام خواندید در صورتی که اتهام این افراد از طرف دادستانی اعلام شد و در آخر هم بعضی از این جرایم اثبات شد و اگر شما اجازه دهید که به اتهامات مهدی هاشمی هم رسیدگی شود یقینا حرفهای احمدی نژاد ب شما اثبات خواهد شد و ماهیت فرزندانتان هم بر همگام بر ملا میشود.

ای کاش از این رویه دست بر میداشتید.

حیف...


حیف که به مصلحت کشور نیست...

حیف که رهبری انقلاب فرمودند" نگه دارید این خشم ها را"...

حیف که ما مثل شما ها بی قید و بند نیستیم...
حیف که ما مثل شما یاد نداریم جلو رهبرمون باستیم...
حیف که ...
برید خدا رو شکر کنید که این حیف ها وجود داره...
اگه این حیف ها نبود , امروز رفسنجان صحنه ی دیگری پیدا میکرد...
گورستانی برای مرگ سیاسی مرد عبا قهوه ای میشد ...
همان عبا قهوه ای که نامه بی ادبانه بدون سلام و والسلام به اماممون نوشت...
همان مردی که همسرش قبل از تمام انتخابات , پروژه فتنه را رو کرد و آن مرد هیچ نگفت ...
همان مردی که دخترش فائزه, در ملا عام به رهبری توهین کرد و پدر هم هیچ به او نگفت...
همان مردی که پسرش به تبانی علیه انقلاب متهم شد و باز هم پدر هیچ نگفت...
همان مردی که فرزندانش در فتنه 88 با محوریت اصلی فتنه ,دستگیر شدند و باز هم پدر چیزی نگفت...
آهای پدر بعضی ها ....
یادت باشه اگه الان چیزی نمیگیم فقط به حرمت همون رهبریه که تو و بچه هات باهاش بد رفتار کردید...
همون رهبری که از خیانت امثال تو , دعا کرد در درگاه اللهی,مرگ خویش را ...
فقط یادت باشه
همین....

خدایا نگذار


خدایا نگذار
 این رنگارنگی مردم
این شلوغی شهر
این غلغله انتخابات
این شعار های قشنگ
این حرف های به نظر زیبا
این صداها
این نگاها
مرا لحظه  ای از تو غافل کند
خدا یا
فردا روز سرنوشت 4 سال اینده کشورم را بازم مثل همهیشه همه چیز رو به تو می سپاریم...

حرف اقا چقدر خریدار داره ...

این روزا همه کاندیدا حرف های خودشونو با حرف های رهبر مستند می کنند

می خواهم بدانم بعد انتخابات هم با رحف اقا....
طولی نخواهد کشید

ریس جمهور شدن صلاحیت می خواد و نقد کردن...

این روزا یه سری به خبرگزاری ها،وب سایت ها،وبلاگ هاو...

بزنید همه به نقد و برسی کاندیدا مشغولن اما

شاید فرا موش کردن که نقد کردن هم صلاحیت می خواد ....

فقط سکوت می کنم....

یوسف گم کرده ام در این شلوغی شهر

ای دوست کمی سکوت

رسانه سکوت

شهر سکوت

اه..به راستی من یوسفی گم کرده دارم در این هیاهوی شهر ..

یوسفی که چشمانم از دیدنش یتیم بوده..

یوسفی که گوش هایم از شنیدن صدایش بی نصیب بوده...

یوسفی که به دیدار من نشسته ...

یوسفی از تبار حیدر ...

سال ها می گوید بیا ...

سال هاست از غم من غمگینست...

سال هاست که کمک حال بی حالی هام بوده ..

اما

من .و....

شرمنده مولا


در شهر من،رفسنجان...اینهمه جوان به منجلاب نابودی رفته اند


""در شهر من،رفسنجان...اینهمه جوان به منجلاب نابودی رفته اند""
از دیشب تا حالا غصه گرفتد مرا...
عده ای میگویند تقصیر خودشان است...
عده ای ابراز خوشحالی میکنن از عاقبتشان...
عده ای گفتند این دنیایشان بود...جهنمش مانده....
دوستی گفت بچاره والدینشان....جلوی چشمانشان!!!
آن یکی گفت داستان چه بوده،و شروع کرد به جستجو کردن...
دیگری گفت بس است دیگر نگویید دلم تحمل شنیدنش را ندارد...
و این وسط....
حرف من میان گلویم ماند....
و سکوت تمام وجودم را گرفت...
گلویم خشک شده است...حتی آب هم تسکینم نداد...
انگار حس میکردم قطعه ای داغ را که در گلویم جا خوش کرده...
انگار حس میکردم سوال سائلی را که چرا در همسایگی تان چنین شد...
انگار حس میکردم که میپرسید این همه جوان برای چه در منجلاب نابودی؟....
انگار حس میکردم که مرا در جرم نادانی آنها شریک میپنداشت و بلکه بیشتر...
انگار حس میکردم که فقط به سودای عذاب من پا در این دنیای خاکی گذاشته بود...
انگار....انگار...و انگار نه انگار...
غصه خوردم ...به پهنای دل کوچکم....
با خودم میگفتم...اینهمه جوان....شراب....باورش سخت است..
باور کنید باورش برایم سخت است..

ای کاش باورم این بود که این ناباوری ها در خواب است...

ای کاش باورم این بود که این ناباوری ها در خواب است...

اما صد تاسف که این ناباوری حقیقت دارد....
حقیقت دارد که در شهر من،رفسنجان...اینهمه جوان به منجلاب نابودی رفته اند...
و من ....تو....او....و ما.....آسوده در خانه هایمان لم داده ایم....
بر روی کاناپه، لم داده ایم و تلویزیون به تماشای ما نشسته است و سخره میکند مارا....
این غصه میکشد مرا.....
میکشد مرا که چرا ...من کاری نکرده ام...
آنها به دست جوانان ما شیشه های شراب داده اند...اما من !!!دریغ از یک جلد کتاب...
حتی یک خط آیه به رسم یادگاری پیششان نگذاشته ام.....
امروز روز ناراحتی من و شماهاست....
ما هم مقصریم...که دوستانمان رفته اند به دنیای بیخیالی....
این غصه....من.....جوانان شهرم!!!.....میکشد مرا

برادرم ..سخن از حجاب میاوری!

بردارم عزیزم
این روزا داری از حجاب دم میزنی......
و حجاب رو برای بانوان تعریف می کنی و سر حد ان را چادر می نامی
و زمانی که سخن از بد حجابی می اید سخن از زنان و دختران بد حجاب می گویی
اری برای جذاب شدن مطلبت هم یه عکس هم میزاری
اما
مگه مردان حجاب ندارن؟
عکس اون کسی رو میذاری میدونی چه اتفاقاتی ممکنه براش بیفته؟
نقطه اخر خط اختیار میکنم چون گویند باز سخن از #افراط اورد
اما مگه مردان حجاب ندارن؟
این کاستی از توست داداشم گفتم که در جریان باشی


اروند کنار یا کنار دل

کنار اروند بودیم طبق برنامه ای که انجمن چیده بود قرار بود یکی از بچه ها روایت گری کنه...

نمیدونم حال اروند حالی بود یا صدای راوی ...

در میان سر در گریبان فرو برده بر زمین مینگریستم و می گریستم

شاید از نگاه حاج احمد خجالت می کشیدم ....

توهین علنی علی مطهری رئیس ستاد اصولگرایان "هاشمی رفسنجانی"

توهین علنی علی مطهری رئیس ستاد اصولگرایان "هاشمی رفسنجانی"
به جانباز بودن "دکتر جلیلی":
« بنده پیشنهاد می کنم برای ارزیابی توان جسمی آقای هاشمی، یک مسابقه دو صدمتر بین ایشان و آقای جلیلی و یک مسابقه کشتی بین آقای هاشمی و آقای حداد برگزار کنند.»
-----
آقای مطهری:
جلیلی آنروز یك پایش را داد تا علی مطهری با خیال راحت بشود «دكتر مطهری» ......
جلیلی همین الان هم با همین پای مجروح كیلومترها جلوتر است از اكبر و فائزه و مهدی قرار داره!
جلیلی در کربلای 5 یک پایش را جا گذاشت؛ آقای مطهری كربلای 5 كجا بودی!؟

مطهری در یک مصاحبه/ آقای مطهری شما در دوراندفاع مقدس کجا بودید؟
مطهری: ((وظیفه من حفظ کتابهای بابا بود! فرصت نکردم شرکت کنم))

اشک یک مرد

علی آموخت زمین لایق اشک های یک مردنیست

.

زیرا شاید به زیرپایه نامردان قرار گیرد



به همین سبب ان را در درون  چاه ریخت


علی اموخت که کس لایق دیدن اشک مرد نیست....


اشک #مرد گوهری ارزشمند است


به همین سبب در خفا اشک ریخت


پس برادرم غم هایت را درون چاه بریز که هیج کس لایق دیدن نیست....

.:: "مجموعه بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با انتخابات" ::.

.:: "مجموعه بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با انتخابات" ::.
کلیک کنید

چرا معلم فراری؟

حاج ابراهیم  همت

دوران معلمی:
پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید. در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا كرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام ( رحمت الله علیه ) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی مي‍كرد تا در محیط مدرسه و كلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام ( رحمت الله علیه ) و یارانش آشنا كند.
سخنرانی‍های پرشور و آتشین او علیه رژیم كه بدون مصلحت اندیشی انجام می‍شد، مأمورین رژیم را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه ای كه او شهربه شهر می‍گشت تا از دستگیری درامان باشد. نخست به شهر فیروزآباد رفت و مدتی در آنجا دست به تبلیغ و ارشاد مردم زد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی كه درصدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت كرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سكنی گزید. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال وحشیانه اش عكس العمل نشان می‍دادند و ابراهیم احساس كرد كه برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد.

حماسه ای بزرگ در راه است...


هرچه حضور پر رنگ تر باشد، اعتبار و ارزش ملى بالا‌تر خواهد رفت.

امام خامنه ای(مدظله العالی) 


اخر حس انسان دوستی

25 کشته و 129 زخمی

در کجا؟

عراق ...کشور همسایمان

چه کسانی ؟

برادرانمان وخاهرانمان ...شیعیان حسین

توسط چه کسانی؟

طرفداران حقوق بشر

برای چه ؟

عشق به علی


دیگه حرفی واسه گفتن ندارم

سکوت BBC ?



غروب فراموش نشدنی


اسفند 91 بود ....

هنگام غروب در شلمچه بودیم ....جایی فرا تر از این زمین ... تو کل مناطقی که رفته بودیم اینجا بدجوری

با دل بچه ها بازی کرد ...اون شب یه مصراع بد جور دلموسوزوند "دارم میرم چادر خاکی ندیدم ...."

برای اولین باری بود که دوست داشتم نماز (مغرب اشا) هرگز تموم نشه ...

برای اولین بار بود در کل نماز اشک ریختم ..چه نمازی بود بهترین نماز عمرم

بعد که با کلی زحمت مسئولا بچه هارو سوار کردن یادمه هیچ کس حال خوشی نداشت یکی از بچه ها نشست ته اتوبوس شروع کرد روضه خوند ...اینجاست که میگن اشک امون نمیداد. . .

دل تنگم

امشب پروانه های آرزوهایمان از پیله ی دلمان پر به آسمان میگشایند


امشب پروانه های آرزوهایمان از پیله ی دلمان پر به آسمان میگشایند

امشب چشمه ی اجابتت بیشتر از هر شب و روزی میجوشد


و آسمانت شکافی بزرگ از صدای انا المضطر بنده هایت بر میدارد

و در لیله الرغائبت صدا به عرش میرسد

و فرشته هایت آنگاه به حال بندگانت غبطه میخورند

اینجا زمین است و همه هبوط کرده ایم

و امشب به امید عروج دعا خواهیم کرد

امشب آبرویی دوباره به ما میبخشی

امشب ظهور اماممان را از تو ملتمسانه و واقعانه التماس میکنیم ...

خدایا

دشمنان دیروز ،دوستان امروز

یادم میاد که اصلاح طلبان انتقاد های خیلی تندی نصبت به اقای هاشمی داشتن ....

که در دوران اقای خاتمی این امر به صورت بارز در رسانه ها دیده میشه...

حالا چی شده که نزدیک انتخابات دشمنان ،دیروز،دوستان امروز شدن ...

بنویس برا امام زمانت


بسم الله
دوستان

تعریف کایدید خاص

هم نوایی سایتها و رادیوهای بیگانه از کاندیدای خاص

و

امام خمینی (ره) فرمودند: «اگر امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم میفهمند این عیبى دارد که این‌ها تعریف می‏کنند از او
(صحیفه امام، ج‏۱۷، ص: ۲۵۰)»

همزمانی وروود

تا حالا شده به این فکر کنید چرا مشایی و هاشمی هم زمان وارد وزارت کشور شدند ؟ فکر کردید چرا احمدی نزاد جواب حرفهای هاشمی درباره سیاست خارجه و اسرائیل رو نداد ؟ همه این کارا بازی هست بازی کثیفی به نام سیاست !

http://noorportal.net/news/ShowNews.aspx?ID=84778

هنوز مدفنِ فاطمه ات "مخفی" است

آقا جانم این روزها که دشمنان امروزینت پیکر حجر بن عدی را از مدفن پاکش بیرون کشیده اند و ...

... بر خلاف همیشه می گویم: خدا را شکر که
هنوز مدفنِ فاطمه ات "مخفی" است!

شیعه تنها

سلام

این شعر رو جایی دیدم به دلم نشست. گذاشتم
شیعه تنها مدد از حضرت حیدر گیرد
از دل خاک چو "حجربن عدی" پر گیرد
در دفاع از حرم دختر مولا حتی
او کفن پاره کند زندگی از سر گیرد

امشب تمام حرف دلم همین و بس...

امشب تمام حرف دلم همین و بس...

شاید حجربن عدی غریب بود..شاید کسی او را نمی شناخت و خدا خواست تا با این مساله کمی او را بشناساند...
#حجر-بن-عدی مردی که در سن 27سالگی به به اسلام گرویید و به خاطر حمایت بی دریغش از علی و ولایت به دست حکومت ستمگر و خونخوار معاویه به شهادت رسید.
وقتی که میخواهند او و پسرش را به شهادت برسانند حجر درخواست میکند تا پسر را زودتر به شهادت برسانند و وقتی علت را جویا می شوند اینگونه اظهار می دارد:می ترسم که دست و پا زدن من به هنگام شهادت بر فراز دار چنان رعب در دل فرزندم ایجاد کند که از ولایت کمی عقب نشیند.
روح پاکش با مولایش امیر مومنان محشور باد.

یادمان نرود

چرا صدام لباس نظامی می پوشید!
در جریان اشغال کویت یکی از خبرنگاران خارجی از صدام حسین می پرسد: چرا شما در جریان حمله به کویت ،همانند زمانِ جنگ با ایران لباس نظامی نمی پوشید ؟؟؟
دیکتاتور عراق گفته بود :
من با مردی در کویت روبرو نبودم و مردی در مقابل خود نمی دیدم ولی در جنگ با ایران با مردان واقعی میجنگیدم.

اهانت بر حجر بن عدی اصحاب پیامبر

تجمع اعتراض آمیز طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در اعتراض به تخریب آرامگاه حجر بن عدی، امروز در مدرسه فیضیه برگزار شد

حجر بن عدی که بود؟

شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت:« چرا حجر و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در « مرج عذراء » جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.»معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت:« در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»گفته‌اند که حجر مستجاب الدعوه بود.

فزشتگان خشم گین هستند و شما چه طور سکوت کردین ؟

متاسفم برای گروهی که نمی تونن در مباحث علمی و.. جلوی شیعه بایستند و سعی می کنن از این طریق خود را نشان دهند..

ای اهالی مشکلات با سنگ ها و مرده چیست دیگر؟

این چه امتی هست که بر پشت مرده هم حمله می کند ؟

#...

مرغ یا خروس


همه جا صحبت از مرغ است، هيچ كس از خروس نميگويد...

اينجا سيرشدن مهمتر از بيداري ست !!

یک تیر و دو نشون

یکی پرسید : یعنی چی ؟؟؟؟                                                        

گفت : صلوات ...... یک تیره با دو تا نشون ......

هم حسنه محسوب میشه ...... هم گناه پاک میکنه .......

یک تیر و دو نشون یادت نره :

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .........

کسی قابل دونست یه صلوات مهمونمون کنه .......

ایران در جمع ابرقدرت‌های نظامی جهان

نشریه‌ی نیوساینتیست (Newscientist) علاوه بر اینکه رشد علمی ایران را یازده برابر میانگین جهان و سریعتر از هر کشور دیگر می‌داند کشورمان را جزو پنج قدرت در حال ظهور جهان نیز به شمار می‌آورد. نهادهای رسمی و غیر رسمی رتبه علمی ایران را در جهان بین 16 تا 13 عنوان و پیش‌بینی می‌کنند که این رتبه تا سال 2018 تک رقمی شود.

این جواب تحریم های ایـــــــــــــــــــــــــــــرانی

لینک خبر