خوابگاهی های خل و چل
ساعت ۲ نصف شب یک اتاق
ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست
ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست
داداش رفت که رفت
خودتو ناراحت نکن
برای منم رفته اما این نشد یکی دیگه!!!!

بچه ها شما ها هم تنبلید؟اگه هستید جمع کنید خودتونو
بخدا خوبیت نداره
یک سری ا دم لمس و گوشت لخت افتادن تو جامعه
ای انگل جامعه هاااااااااااااااااااااااااااااااا
هههههههه
خوش باشید
فعلا...
رفتم تو دکه روزنامه خبر بخرم یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامسه موزی دارید؟
مرده یه آدامس موزی بهش داده، زنه میگه نه یه طعم دیگشو میخوام !
دقت کردین دردناکترین لحظه ی دنیا اینه که سر جلسه امتحان;
جواب یه سوال رو خط میزنی و یه چیزی دیگه مینویسی ،
بعد که میای بیرون میفهمی همون جواب اولی درست بوده ؟ ![]()
بچه ها میخوام برای وبم آهنگ باران بذارم
ولی با رای شما دوستان
کارنامه ایرانی ها :
زبان انگلیسی = ۱۹
زبان فارسی =۱۳
بابابزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید
من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟
می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم…
یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش…
رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن
گفته عجب روزگاری شده پنج تا دختر دارم پنج تا پسر
تو این سن و سال من ِ پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرم
یه سوال از خانم ها دارم….
زشته بخدا…
از سوسک میترسی؟؟
آخه شما تو شکم سوسک جا میشی؟
نه جامیشی؟؟
نه خب بگو میخام بدونم
رفتم بانک پول بگیرم کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پ ن پ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم
یکی از دغدغه های بچگیم این بود که میرفتم دستشویی
نمیدونستم کدوم طرفی باید بشینم… :|
رفتم ساندویچی،میگم آقا یه بندری لطفا
میگه سوسیس بندری دیگه
میگم پ ن پ،یه نوار بندری بزار میخوام واست قر بدم تا خستگیت رفع بشه!
مکالمه ای بین من و مادرم:
-مامان
- جونم
- داشتم ماست می خوردم
- نوش جونت پسرم
- ریخت رو فرش
- کوفتو بخوری نکبت؛ خاک تو سرت….