شهید

شهید می‌شوم آخر برای خاکِ وطن

که زنده‌ام به همین ماجرای خاکِ وطن

دلم برای طلوعش تپید، وقتی که

شکفت صبحِ امید از دعای خاکِ وطن

گذشتم از شب و طوفان، شکستم اما باز

نشستم آخر کار، آشنای خاکِ وطن

به زیر سایه‌ی پرچم، قسم به هر قطره

که جان گرفته دلم از صفای خاکِ وطن

بمون کنار حقیقت، نترس از این طوفان

به قلبِ زخمیِ یونس،

فدای خاکِ وطن

دلتنگی های من

دل
دلتنگی
گاهی دلم دلتنگ میشه
با خودم میگم  چرا باید دلم تنگ بشه
بعضی وقتا
مثل خارش
میفته به جونت
یادش
تا زخمی نشی ول کن نیس
یادم نیست هر دفعه چطوری تموم میشه
اصلا معلوم نیست چرا شروع میشه

دلم واسه خدا تنگ میشه
بعضی وقتا از خودم خجالت میکشم
دلم واسه  گناه تنگ میشه
نمی دونم....
نه
ولی بالاخره تموم میشه و طاقت میارم
من وقتی تنهام واسه خودم خطرناکم اصلا تنهایی  فقط واسه خداست
دیدم تو این فیلم‌ها واسه سبک شدن خیالشون   میرن به گناهشان اعتراف میکنن که سبک بشن. ولی  من شاید گناه نکنم اونم شاید
ولی فکرش بعضی وقتا ول کن نیست
از همین میفهمم که هنوز هم  درست نشده شخصیت انسانیم
هنوز دارم
بین خوب بد تعریف شده تو وجودم با خودم میجنگم
معلوم نیست چند بار شکست خوردم و میخورم  ولی هر بار که  هوس گناه از دلم میافته میگم آخيش راحت شدم. شانس آوردم
توی دنیای من که برای  خودم ساختم آدم سالم  خیلی  کم هست
اصلا هست؟
نمیدونم نمیدونم
ولی آدمهای زیادی میان و میرن ولی بعضی‌ها میان و نمیرن یعنی دلت نمیخواد برن
اونا میشن دوست میشن خانواده
همسر بچه
ولی بعضی وقتا یه آدم اشتباه هم سیستم عصبیت رو پیاده میکنه
و اون هوس ها دوباره میان سراغت
هر چند وقت یکبار  اینطوری یکی پیدا میشه  امیدوارم همیشه بتونم از دست این هوس ها  قصر در برم
آخيش راحت شدم.

کلید پرداخت اینترتی

webpay:73f31a13-d5dc-4e4a-8f38-fb73e2a90e3e:f56a18ae-7658-45e0-a685-fe92b517936a

کافی نت محمدی

درود و سلام 

صبح بخیر

یه موقعی این وبلاگ ها کار تلگرام و واتس آپ و اینستاگرام(مخصوصا) رو می کردند

ولی حالا یه گوشه ای غریب افتادن بیچاره ها حتی اونا که شاخ فضای مجازی بودن تو وبلاگ ها راحت پیدا میشدن ولی الان همه رفتن اینستا و تلگرام. دیگه فیس بوک هم از مد افتاده و مسئولین فیس بوک هم اینو فهمیدن و اومدن اینستاگرام رو خریدن

الان وبلاگ شده یه فضای شخصی که میای دغ و دلی هایی که هیچ کس نیمخوای بفهمه رو اینجا خالی می کنی .

تازگی ها دوباره یه شعر گفتم که ایراد داره ولی درد دله دیگه چکارش کنم نگم نمیشه

دنیا دلیل نفس های من شده
این کوچه متهم به حبس وطن شده
اهل زمین چقدر بیگانه با منند
نفرین این زمانه منهای من شده
حسی عجیب دارم انگار برکه ام
آن که آب زماش چون لجن شده
دنیا بدون حسرت چشمهات بهتر است
دنیا که سفره خاص چند تن شده
هر کس نصیب خودش را به خانه می برد
این مشت گره کرده ای که سهم من شده
دستم وصیتی است جند نقطه چین
یک نقطهی تنهاست که چینش کفن شده

تا بار دیگه ای که دیدار  تازه میشود بدرود

دلم تنگه  

واسه اون وقتا

زیاد دور نیست

همین 15 سال پیش

چقدر سخت بود که عاشق باشیم

 عاشق بمانیم

فراموش کنیم

اما زندگی راحت از روی ما گذشت

قلبمان شکست

قلبش شکستیم

مسیر زندگی هامون عوض شد

اونقدر دوریم 

که فقط  تو فضای مجازی

بی صدا از کنار هم رد میشیم

مگه تو خیابون همدیگرو ببینیم 

به یاد قدیما سلام و احوالپرسی

اگه وقت برای هم داشته باشیم

اونم اگه بتونیم تو این دنیای بزرگ نشونه هم رو پیدا کنیم

لینک. لایک.وایت بلاک...سلام چطوری چخبر کجایی

 

ولی بعضی وقت ها فقط خودمونیم

همه دوستامون از دور و برمون نمی رن 

این مائیم که مسیرمون رو عوض کردیم

این منم که دیگه تو هیچ دور همی ای نیستم

فقط دلتنگم