اللهم عجل لفرج مولانا عشق ع

  چشمان ندیده ات که اینگونه 

  اسیر می کند، اگر نگاه در نگاهت گره بخورد

  کن فیکون ، شاید مناسب ترین کلام باشد برای نتیجه اش

  pain - my brain - lord

  _________________________

  نور نوشت1: گروهی با مولایمان علی ع همراه بودند، در نیمه راه یکی از یاران جدا شد حضرت دلیلش را           پرسیدند، گفتند پسرش در بین آن ناخلف هایی ست که آن سر کوچه ایستاده اند و چون از شما خجالت       میکشید؛رفت ...

   سر کوچه که رسیدند مولایمان علی ع ایستادند و در چشمان پسر ناخلف نگاه کردند...تمام  شد...تمام

   نور نوشت 2:  چشم های مهدی  خدا = عین الله

   التماس نوشت: آقا مدت هاست سرکوچه ایستاده ام...




یادم تو را فراموش!!!!

 خانه ام را تکان بده

 و تن  خسته ام را زمان

 و در دلم اذان


  My Lord...I have shortness of breathe...I miss to breathe...Say prayers in my heart..please  

____________________________________

 پی نوشت 1- لا ناسین لذکرکم را چه کنم؟!

 و تاریخ مدام تکرار می شود...

 آن روز برای کسی که خلعت حبیب الهی بر تنش کردند

 و امروز

 برای من...همین من ساده و سرگردان  و همه من های ساده و سرگردان آدم های دیگر

 قصه ، قصه همان خورشید و ماهی است که در دست راست و چپ رسول خدا ص جا خوش کردند

 به سوگندی..به خدای یکتا اگر خورشید را در دست راست من بگذارید و ماه را در دست چپ من دست از

 یکتاپرستی بر نمیدارم ..

 یقین رسول خدا (ص) و ، ی ق ی ن من ..اما بالاخره با همه فاصله موجود اراده خواندنش

 را که کنی ی ق ی ن همان یقین خوانده می شود..ی ق ی ن دارم یقین، که اراده تو ....

 د ل م ج ذ ب ه م ی خ و ا ه د..می دهید؟!

پدر

زندگی بی تو در این قافله سخت است پدر

گذر عمر از این مرحله سخت است پدر

?Where can I find a father like you

...You're everywhere, everywhere

I'm lost ...in hurtle...in world

my father..I'm afraid

....
_______________________________________

پی نوشت 1: ابا صالح که می گویی آرام می شوی  که عالم خیالش راحت است به داشتن پدری  مثل او که  سال هاست 

همه ثانیه ها  را همراهی می کند ..همه ثانیه ها..تو همه جا هستی...با ما

پی نوشت 2:خداوند..این دلتنگی ها را هیچ بارانی آرام نمی کند

فکری کن...

اشک ها..مدتی ست طعنه می زنند به باران رحمتت..خرده مگیر که گاهی شکیب نیست..انسانم از  ن س ی  گاهی 

فراموش می کنم که تو حکیمی..حکیم