آزادآزادم...
چون عشق درگیر من است!
دیگر گذشت آن دوره که...
تقدیر زنجیر من است!
شاید نمی دانی، ولی ، از خود خلاصم کرده ای!
آیینه ی خالی فقط ، امروز تصویر من است!
از عشق تو بر باد رفت ، آن آبروی مختصر...
من روح بارانم ، ببین ، چون عشق تقدیر من است !
گاهی...
گاهی به شخصی،حس عجیبی داری...
که اون شخص عشقت نیست...
واین حس روکسی نمیفهمه!!!
دختربودن یعنی...
دختر بودن یعنی سوال مسخره من وکیلم؟!
دختر بودن یعنی عکسای کیه تو گوشیت.........
دختر بودن یعنی آرزوی سفر مجردی رو به گور بردن......
دختر بودن یعنی همون که یه روز میره گل میچینه و بعدش.......
ازتلاشت دست نکش!!
قرارنیست من همیشه خوش باشم...
پارسال من خوش بودم ازاینکه کنارت هستم
وامسال دیگری خوش است برای باتوبودن
وسال بعدیکی دیگر...
ازتلاشت دست نکش که چشم ملتی به توست...!
!!!
واوعاقلانه طردم کرد...
منطق او،حتی ازحماقت من،احمقانه تربود...
نمیدونم چه حکمتیه!!
تنها بمونن . . . دلشون بشکنه . . . داغون بشن . . .
نمیتونن طَرَفِشونو نفرین کنن . . .
این خودش یه عــــــــــــــذابــــــــــــــــــــه!!!!

گاهی اوقات
ﻣﻴــﺨـﻮﺍﺩ ﻳــﮑـﯽ ﺑــﻬــﺶ ﮔﻴـــﺮ ﺑـــﺪﻩ !
ﺍﺯﺵ ﺑــﭙــﺮﺳــﻪ ﮐــﺠـﺎﻳــﯽ؟؟؟
ﮐــﺠــﺎ ﻣﻴــﺮﯼ؟؟؟
ﮐــﯽ ﻣﻴـــﺎﯼ؟؟؟
ﺯﻭﺩ ﺑـــﺮﻭ ﺧــﻮﻧــﻪ ! ﺭﺳــﻴـﺪﯼ ﺯﻧـﮕــــ
ﺑـــﺰﻥ !!
ﻫـــﻮﺍ ﺳـــﺮﺩﻩ ﻟــﺒـﺎﺱ ﮔـــﺮﻡ
ﺑـﭙـــﻮﺵ ...
ﺗـــﺎ ﺩﻳـــﺮ ﻭﻗــﺘــــ ﺑـــﻴـﺪﺍﺭ ﻧــﻤـــﻮﻥ ...
ﺣـــﺘـﯽ ﺑــﺎﻫــﺎﺗــــ ﻗـــﻬــﺮ ﮐـــﻨـﻪ
ﺑــﺎﻫــﺎﺵ ﻗــﻬــﺮ ﮐــﻨــﯽ ...ﻧـــﺎﺯﺕ ﺭﻭ
ﺑــﮑـﺸـــﻪ !
ﻧـــﺼـﻔــﻪ ﺷــﺒـﯽ ﺑـﻬـﺘــــ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ
ﺑـــﺪﻩ ...
ﺑـــﺪﻭﻧــﯽ ﺗــﻮ ﺑــﻲ ﺧــﻮﺍﺑﻴــﺎﺷـــﻢبــﻪ
ﻳــﺎﺩﺗـــﻪ ...
ﺑـــﺎﻳـﺪ ﻳـــﮑـــﯽ ﺑـــﺎﺷــﻪ ﻧـــﮕـﺮﺍﻧـﺘــــ
ﺑـــﺎﺷـــﻪ ... !
ﺑـــﺎﻳــﺪ ﻳـــﮑــﯽ ﺑـــﺎﺷــﻪ ﺑـﻬـﺘــــ ﺑــﮕـــﻪ
ﻣــﻮﺍﻇـﺒــــ ﺧـــﻮﺩﺕ ﺑــﺎﺵ ... !
ﺁﺩﻡ ﻫـــﯽ ﻣـــﻴﺨــﻮﺍﺩ ﺑــﻪ ﺭﻭﯼ
ﺧـــﻮﺩﺵ ﻧـــﻴــﺎﺭﻩ،
ﻫــﯽ ﺑـﮕـــﻪ ﻫــﻤﻴــﻨـﺠـــﻮﺭ
ﺧــﻴـﻠــﻴـــﻢ ﺧـــﻮﺑــﻪ !
ﻭﻟــﯽ ﻳـــﻪ ﻭﻗـــﺘــﺎﻳـــﯽ ﺩﻳـــﮕــﻪ
ﻧـــﻤﻴـــﺸــﻪ، ﺩﻳـــﮕــﻪ ﻧــﻤﻴــﺘـﻮﻧـــﻪ
ﺑـــﻌـﻀـــﯽ ﻭﻗـــﺘــﺎ ﺁﺩﻡ ﺣـﺲ ﻣﻴــﮑﻨــﻪ
ﻣــﻴﺨــﻮﺍﺩ ﻳـــﻪ ﺣـــﺮﻓـﺎﻳـﯽ ﺭﻭ
ﺑـــﺸـﻨـــﻮﻩ ...
ﻳــــﻪ ﺣـــﺴـﺎﻳــﯽ ﺭﻭ ﺗـــﺠــﺮﺑــﻪ
ﮐــﻨـــﻪ !
ﺑـــﻌـﻀـــﯽ ﻭﻗــﺘــﺎ ﺁﺩﻡ ﺩﻟـﺶ
ﻣـــﻴﺨـــﻮﺍﺩ ﻭﺍﺳـﻪ ﻳـﮑــﯽ
ﻣـﻬـــﻢ ﺑـــﺎﺷـــﻪ ...
فقط همين!
این روزهایم...
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد …
تظاهر به بی تفاوتی
تظاهر به بی خیـــــالی
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست …

حواست باشدبانو!!
چه پـــــر جـــــرأت و مغـــرور مـی شــود در بـرابــرت
کســـی که مـــی فهمــــــد
از تـــــــه دل دوسـتــــش داری .... !

می ترسم از اینکه...
روزی
یک جایی
من و تو
خیلی دور از هم
شب و روز در آغوش یک غریبه
بی قرار هم باشیم...
و بعد از هر بار هم آغوشی به یاد
آغوش هم بیصدا گریه کنیم!
به خودم مي گم اصلاً واسه چي دوستش دارم؟
مگه کيه؟
مگه واسم چيکار کرده؟
مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟
من که خيلي از اون بهترم....
يهو، يه چيزي يادم مياد....
يه چيز ِ خيلي کوچيک....
يه خاطره....
يه حرف....
يه لبخند....
يه نگاه....
و بعد....
همين کافيه تا به خودم بيامو مطمئن بشم که
نمي تــــــــــونم فراموشــــــش کنم
به کسی که تنهـــــــات گذاشته بگو
این توبودی که باخــتی،
من کسی رو ازدست دادم که دوســــــــتم نداشت
اما توکسی را ازدست دادی که دوســـــــتت داشت......
اینکه قلبم شکست به درک!
اینکه تنها شدم هم به درک!
اصلا دلمم شکست به جهنم!
ولی این منو آتیش میزنه که خودمو زنده گذاشتی
تا جلوی این شکسته ها شرمنده شم..!
گاهیــــــ
دلت میگرد،خیلیـــ....
نـه حس تنهایی،نه حس غم،نـه حسِ دوری
گاهیــــــ
دیوانه میشوی
از خوبی ِ یکـــــی، بد بودن دیگری.....
گاهیــــ
میشکنی از اینکه سادگیـــــ را به حساب ِ حماقتـــــ
میگذارند.....
رسـم دنیـا که میگویند هَمَشـــــــــــــــ همین بود؟!
از یه جایی به بعد!!!
مرض چک کردن موبایلت خوب میشه
حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری...
دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری
یا اس ام اسی بی جواب بمونه!!
از یه جایی به بعد...
دیگه دوس نداری هیچکس رو
به خلوت خودت راه بدی
حتی اگه تنهایی کلافت کرده باشه!
از یه جایی به بعد...
وقتی کسی بهت می گه دوست دارم
لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری
از یه جایی به بعد
هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه
اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی!
از یه جایی به بعد...
حرفی واسه گفتن نداری
ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی
و می ری تو لاک خودت!
از یه جایی به بعد...
جای دوست داشته شدن ها
توی تن و فکر و قلبت می سوزه!
از یه جایی به بعد . . .
نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی
و نه از دوست نداشتن ها ناراحت!
از یه جایی به بعد . . .
توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی
.
.
.
فقط نگاه میکنی
آزادی!!!
باز دل آسمان گرفته....
بغضش را با تمام وجود حس میکنم
از ان بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند
خوش به حال اسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند
اسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد
خدایا کمکم کن برای یه شروع تازه
برای فکر نکردن به خیلی چیزها .....
برای فکر نکردن به خیلی آدم ها
که آزارشون رو در لفافه ی محبت به وجودم وصله زدنو دور شدن .......
سرم با دیگران گرم است ، دلم با تو.
دلم را استوار کرده ام،
که دل نبندم...
نه به چشمهای بیگانه ای...
ونه به حرفهای بیگانه ای...
می خواهم آزاد باشم...
از قید تملک خود و دیگران ...
هدیه!!!!!!

چه مغرورانه اشك ریختیم چه مغرورانه سكوت كردیم
چه مغرورانه التماس كردیم چه مغرورانه از هم گریختیم
غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند
هدیه شیطان را به هم تقدیم كردیم
هدیه خداوند را از هم پنهان كردیم
دستاشو مشت کـرده بود...
گفت : خودتـ نگـاه کن
توی دستاش چیزی نبود!!!
گفتم : چیزی نیست کـه...!
نبــود...ولی "حــالا هست"!


جانم!!!!
همه میتونن اسمت رو صدا کنن اما....
کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو صدا میزنن لذت میبری
و با تمام وجود دوس داری در جوابشون بگی:
جاااانم...!
کسی چه میداند!!!

کسی چه میداند؟!
من امروز
چندبار فرو ريختم...!؟!
چندبار دلتنگ شدم...؟؟؟
از ديدن كسي كه...
فقط پيراهنش شبيه تو بود!
خسته ام
خسته ام از زود باوری خودم
خسته ام که چقد زود باورم شد
خسته ام از خودم که هنوز دوسش دارم
خسته ام از همه...
مقصرخودمم
عشق را به کسی ارزانی کردم که...
اززندگی جزآب وعلف روزانه،نه میفهمید ونه میخواست!

پايان من نيست .....
آغاز بي لياقتي توست!
هميشه بهترين ها براي من بوده و هست!
اگر مال من نشدي قطعا بهترين نبودي.............!!!!!
چه طعم ِ تلخی داردوقتی آن را با عشق اشتباه بگیری .....
اگــﮧ برای اولیـטּ بار بــﮧ کسے اعتماد کرد ...
اگــﮧ براے اولیـטּ بار بخاطر تو پا گذاشت رو غرورش...
اگــﮧ برای اولیـטּ بار طعم بوســﮧ رو حس کرد ...
قـدر همــﮧ ے این اولے ها رو بدون...
اون فقط بــﮧ خاطر تو این کارها رو انجام مے داد...
راحت ازش نگذر ...!

خدایا...
غـ ـم خوردم به مقدار کافی ...
ممنون...
میل ندارم دیگر...
میشود یک استکان مـ ـرگ برایم بریزی...؟
