دلم می سوزد

من دلم به حال این جامعه بی در و پیکر
که می شود فقط در کنارت یک دوست معمولی داشته باشی می سوزد.

یک دوست معمولی که همه چیز از رابطه می خواهد و یک روز می رسد - تقریبا بین دو هفته تا یکماه - که بی دلیل مشخصی دیگر جواب تلفنت را نمی دهد چون هرگز قول هیچ تعهدی به تو نداده بوده است...

من دلم برای زن هایی می سوزد که ترس نگاه داشتن شوهرشان را دارند از دست دخترانی که تاهل مردها را سد راه رسیدن به مقاصدشان نمی بینند...

من دلم برای مردهایی می سوزد که بین همسر خود، همکار خود، معشوقه خود و دوست فضای مجازی خود آواره اند و در خیالشان گمان می کنند که خیلی زرنگند...

من دلم برای زنانی میسوزد که در تلاطم عمل های زیبایی، لاغری، چاقی غرق می شوند فقط به خاطر اینکه شاید نگاه همسرانشان را از زنان آنچنانی به سمت خود برگردانند... اما به این ذات تنوع طلب می بازند...

من دلم برای زنانی می سوزد که به دلیل عدم استقلال مالی، عدم حمایت خانواده و نگاه منفی جامعه به زن مطلقه؛ شب ها کنار همسری میخوابند که دوستش ندارند و روزها را که او سرکار است با دوست پسرشان میگذرانند و همیشه این عذاب وجدان خیانت را به دوش می کشند... و یک روز رها می شوند با این برچسب که تو اگر زن درستی بودی که الان سر زندگی ات بودی...

من دلم به حال دختری می سوزد که عاشقانه با پسری همبستر است که در فکر ازدواج با دختری باکره است...

من دلم برای پسری میسوزد که چون پول ندارد نباید عاشق شود...

و دختری که چون پدری پولدار ندارد تنها راه رسیدن به آرزوهایش را تن دادن به هر کاری می بیند...

من دلم میسوزد برای معصومیت دخترانی که ذاتا باکره اند اما جسما دیگر باکره نیستند
و برای زرنگی دخترانی که هنوز جسما باکره اند اما ذاتا هیچگاه باکره نبوده اند...

من دلم برای بچه هایی می سوزد که خیلی وقت است با دوست پسر مادرشان و دوست دختر پدرشان آشنا شده اند و می دانند صلاح در این است که به کسی چیزی نگویند...

من دلم برای ابعاد پیچیده تنهایی آدم های امروز می سوزد
و می دانم که خود کرده را تدبیر نیست.

منبع https://telegram.me/agahibakhshizanan

کور، کر و لال؟!

در دیار من فرمانبرداری خاص زنان و فرمانروایی مخصوص آقایان است زنانی که تنهادلخوشیشان پول تو جیبی است که گاهی با طرق گوناگون با کش رفتن و گاهی با وعده و وعید و گاهی از روی ترحم دریافت می کند گویی زن در این دیار کودکی بزرگ است که وظیفه اش تولید بچه و رخت شویی و خانه داری است و چه بسا که این عادت چنان در جامعه رسوخ کرده است که زنان خود نیز انحراف از آن را جرم دانسته و برای دلخوش کردن شوهرانشان به آن دامن زده و زنانی را که اینگونه فکر نمی کنند را هنجار شکن می نامند.

در دیار من زنان کور و نابینا به معنای آنانی که چشم بر حقوق و حقایق بسته اند زنانی خواستنی و دست نیافتنی هستند زنانی که به غیر از پیراهن و لباس زیر و خرید مانتو و دید و بازدیدهای هفتگی آن هم به لطف اجازه شوهر چیز دیگری در چنته ندارند، البته این خاص رنان تحصیل کرده و یا محروم شده از تحصیل نیست بلکه زنان شاغل نیز کارت بانکی و حقوقی خود را در کف شوهران رئوفشان نهاده اند و منتظر سربرج و قطره چکانی همسران خود هستند.

زنان کر زنانی هستند که گوشهایشان در برابر ناملایمات و بدزبانی و بددهنی شوهران بسته و به قول هم جنسان خود گذشت نموده تا کانون گرم! خانواده به زعم خویش از هم نپاشد زنان کر زنانی هستند که در برابر هتاکی ها و بی حرمتی های خانواده همسر ناشنوا و ادعا می کند فلان روز برادر همسر به من هزار فحش داد ولی من با لخندی همه چیز را به خاطر شوهرم تحمل کردم و نق نزدم.

آری شخصیت فقط مال همسر است و اینکه من احساساتم به خاطر یک انسان بی عاطفه لگد مال می شود به فنا.

زنان لال هم که به قاعده زنان هستند که در مقابل خواسته های به حق خود سکوت پیشه می نمایند و برای حرمت همسر دم نمی زنند جامعه گویی آنان را وادار به تکریم همسر می نماید و به آنان یادوار می شود که حالا شما کوتا بیا هرچی باشه اون همسرته حالا عصبانی بود چند تا فحش داده فحش باعث استحکام بنیان خانواده و شیرنی روابطه.

آری زمان برای بازگشت به عقب از دست رفته است بیایید نسل جدید را با حقوق خود آشنا کنیم از تو سری بارآوردن آنان اجتناب کنیم تا مانند خود غلامان کور و ، کر و لال نباشند.

دیدگاه شما در باره این تصاویر چیست؟

 

تصاویر باور نکردنی یا باورهای تصور نکردنی

تصاویر باور نکردنی یا باورهای تصور نکردنی



 
 

چرا توجیه کنم؟!/فروزان رسولی

(در این یادداشت می­تواند مخاطب تمام زن­هایی باشند که آفریننده­ی درد هستند اما مخاطب من، با توجه به اینکه در پاوه زندگی می­کنم، زنان دیارم هستند.)

راستش دلم از زن­های دیارمان پٌر است! می­نویسم پٌر تا از اصطلاحات خودشان استفاده کرده باشم! که بدانند نسبت به آنان غریبه نیستم. راستش هرچی فکر می­کنم بیشتر به این نتیجه می­رسم که همه دردها و مشکلات جامعه­ی من از زن­های دیارمان نشات می­گیرد. قبلاً هم در این مورد بارها نوشته­ام و دوستم که کارشناس ارشد مطالعات زنان است در انتقاد صریح­اش از من گفت: چگونه انتظار داری بدون بستر سازی زنان دیارمان زنانی مدنی و شهروند مدار باشند! دوستم اعتقاد داشت زنان دیارمان حق دارند غیبت کنند و بسیاری دیگر از رفتارهای زنان این دیار! چون برای آنان بسترسازی نشده است.

من اما مانده­ام که تا کی باید این رفتارها را توجیه کنیم و با این توجیه شاهد بازتولید این رفتارها باشیم! چرا زن دیارم برای روز عید فطر که تنها یک روز است دو پیراهن، هر یک به مبلغ 20 هزار تومان تهیه می­کند اما برای کلاس آموزشی فرزندش می­گوید باید منتظر سر برج باشد؟! چرا وقتی به او می­گویم این رفتار اشتباه است می­گوید: تو نمی­فهمی! نباید مقابل زن­های فامیل کم بیاوریم، پشت سرمان حرف می­زنند و.... ! این چه منطقی است که من باید با «عدم بسترسازی برای رشد»، آن را توجیه کنم؟!

چرا زن دیار من که کارشناس ارشد است مبلغ یک میلیون و 200 هزار تومان را بابت سه قواره پیراهن یک نوع هزینه می­کند تا تنها خودش از آن پارچه و آن پیراهن داشته باشد؟! در حالی که در همسایگی­اش مردی بر اثر سرطان درد می کشد و 500 هزار تومان پول دارو ندارد تا دردش تسکین یابد و کمی آن طرف­تر عده­ای خیر و نیکوکار مشغول جمع آوری کمک­های مردمی برای بیماران سرطانی هستند!

دلم می­گیرد! از دوستم که این رفتارها را توجیه می­کند، از خودم که نمی­دانم چگونه با این موضوع کنار بیایم و بدتر اینکه چگونه این درد را درمان کنم؟! با این درد چه کنم؟! بدتر از همه چرا توجیه­اش کنم؟!

چرا برای رفتن به یک مجلس عروسی، آن هم از ساعت 7 تا 12 شب، زنان ما تا به این حد خود را می­آرایند و به لباس و ... خود می­رسند اما حاضر نیستند برای یک عمر زندگی خود اندکی زمان صرف کنند و بیاندیشند؟! اشتباه نشود؛ من نگفته­ام که به خود نرسند و خودشان را برای مراسم عروسی آماده نکنند، این کار را بکنند اما فردای عروسی به جای بد گویی کردن از زن فامیل، به راه­های زیباتر کردن زندگی خود بیاندیشند و زندگی خود را هم با آرامش و محبت آذین کنند. به جای اینهمه سرک کشیدن در زندگی همدیگر و تهیه لیست نقاط ضعف همدیگر، اندکی هم به آرامش زندگی خود، فقط بخاطر خودشان، بیاندیشند!

آیا هر یک از این زنان دیار من که عادت به بدگویی کردن و پشت سر دیگران حرف زدن را دارند، می­دانند آرامشی را از یک انسان سلب می­کنند و امنیت روانی فردی را از بین می­برند؟!

من هنوز نمی­دانم چرا زن دیارم تمام هم و غم­اش ازدواج است! وقتی ازدواج کرد تو سری زدن به شوهر مهمترین بخش رفتارش را تشکیل می­دهد و وقتی بچه­دار شد دیگر شوهرش از درجه­ی اعتبار ساقط می­شود و همه زندگی­اش می­شود فرزندش.

وقتی تنها دلخوشی دختر کوچک همسایه­مان عروسک­هایش هستند یاد دلخوشک­های مادرش می­افتم که همه را عروسک
می­داند! با این تفاوت که حجم عروسک­ها برایش بزرگتر است. از این دیدگاه ابزاری زنان دیارم به انسان و انسانیت چه می­توانم گفت؟!  

راستش مطمئنم کسی که این مطلب را می­خواند قطعاً از جامعه­ی خواب آلود زنان دیارم نیست، آنان را با مطالعه چه کار؟! آنان را با تفکر و بحث و مناظره و .. چه کار؟! هنوز نتوانسته­اند زن همسایه را سرجایش بنشانند! آنان را با مطالعه چه کار؟! کاش دوستم
می­گفت پس چگونه بسترسازی کنیم؟! راستی تکلیف آزادی زنان در این وسط چیست؟! چرا در تعریف زن دیار من، مردی که اتومبیل به دست زنش می­دهد و می­گذارد در خیابان­ها به اصطلاح دور بزند به زنش آزادی داده و مرد خوبی است؟! چرا از دید زنان دیارم، مردان به زنانشان آزادی می­دهند؟! پس خودشان این میان چه جایگاهی دارند؟!

هر گوشه­ی این موضوع را می­نگرم خود را به عنوان یک زن، بیشتر از پیش، مقصر تمام دردها و مشکلات این جامعه می­دانم. فکر می­کنم ما زنان باعث سرخوردگی «جوان» دیارمان شده­ایم، ما باعث گسترش آسیب­های اجتماعی مانند اعتیاد، تکدی­گری و ... بوده­ایم، ما عامل مصرف زدگی جامعه شده­ایم و ... . پس چرا اینقدر راحت خود را توجیه می­کنیم و می­گوییم برایمان بسترسازی نشده؟! چرا مسوولیت­پذیر نیستم؟! تا کی با این توجیهات، مانند کبک سرمان زیر برف بماند؟!؟!؟!؟!؟!؟!

لینک مطلب http://pawashar.blogfa.com/post-126.aspx

گزارش اكونوميست از محو جمعيت ايران تا 1500 سال ديگر

با تداوم روند كنوني ، جمعیت كشورهايي مثل ايران و چين احتمالا تا کمی بیش از 1500 سال دیگر به کلی محو خواهد شد و در صورت عدم اصلاح الگوي باروري در 83 كشور جهان از جمله ايران در آينده تعداد كافي دختر براي جايگزيني مادران امروز وجود نخواهد داشت .
هفته نامه اكونوميست در گزارشي با مطالعه وضعيت زاد و ولد و ميل به ازدواج در كشورهاي مختلف جهان پيش بيني كرد با ادامه روند فعلي و بي ميلي دختران و زنان به ازدواج و به هم خوردن تركيب متناسب جمعيتي بين زن و مرد ، جمعيت كشورهاي قابل توجهي از جهان تا سده هاي آينده از روي زمين محو خواهد شد.

به گزارش عصر ايران اين هفته نامه با مطالعه پديده رايج " اعتصاب ازدواج " در ميان دختران و زنان آسيايي مي نويسد كه جوامع آسيايي به طور روز افزوني درگير كاهش جمعيت به دليل بالا رفتن تحصيلات زنان ، خواهند بود.

اين گزارش با اشاره به گزارش سازمان ملل درباره كاهش نرخ رشد جمعيت در 83 كشور جهان كه ايران نيز جزء آنها ست مي نويسد كه با ادامه روند كنوني در بي ميلي دختران و زنان به ازدواج و نيز شايع شدن پديده تعيين جنسيت در ميان بسياري از كشورهاي آسيايي ( همچون چين و هند) احتمالا طي سده هاي آينده و حداكثر تا سال 3500 جمعيت تعداد قابل توجهي از كشورها از جمله ايران محو خواهند شد.

اكونوميست مي نويسد با تداوم روند كنوني و تغيير ترکیب جمعیتی ،جمعیت كشورهايي مثل ايران و چين احتمالا تا کمی بیش از 1500 سال دیگر به کلی محو خواهد شد و در صورت عدم اصلاح الگوي باروري در 83 كشور جهان از جمله ايران در آينده تعداد كافي دختر براي جايگزيني مادران امروز وجود نخواهد داشت .
ادامه نوشته

حجاب تیره قرآنی نیست

رفیعا العبیدی از کشوری عربی و مسلمان که در آفریقای شمالی، میان مصر و تونس و الجزایر و چاد، نیجریه واقع شده به ایران آمده است تا در سومین اجلاس وزرای زن عضو سازمان کنفرانس اسلامی شرکت کند.

به گزارش« زن فردا» وی که با چارقد گفتگو کرده است هم اکنون بعنوان مشاور دیوان عالی کشور لیبی اولین زن مسلمانی است که در دیوان عالی کشور در نقش قاضی وارد صحنه اجتماع شده است. قذافی رییس‌جمهور لیبی هم اولین تقدیر را بعنوان اولین بانویی که در دیوان عالی کشور فعالیت می‌کند از وی داشته است.

از سنش هم می‌پرسم که بعنوان یک مسئله‌ی سِکرت به آن نگاه می‌کند و فقط  از ۳ فرزندش میگوید؛ دخترش پزشک و یکی از دو پسرهای دوقلویش پزشک، دیگری مهندس و همسرش هم حقوقدان است. وی با زبان عربی و انگلیسی صحبت می‌کند. وقت مصاحبه‌ای را در هتل استقلال تهران با وی می‌گذارم تا بیشتر از وضعیت زنان کشورش بدانم. از او می‌خواهم  با زبان انگلیسی پاسخ دهد که ترجمه‌اش را با هم می‌خوانیم.

از سوابغ شغلی گذشته‌تان بگویید قبل از این که در دیوان عالی کشور حضور یافتید؟
ابتدا بعنوان وکیل فعالیتم را شروع کردم و کم‌کم برای شغل قاضی انتخاب شدم و از مراحل پایین دادگاهی شروع کردم و الان به‌عنوان دیوان عالی کشور لیبی مشغول به فعالیت هستم.

این مشاغل چه تأثیری بر زندگی شخصی شما داشته است؟
به‌عنوان اولین بانویی که در دیوان عالی کشور کار می‌کنم تمام برنامه‌های شخصی و اجتماعی‌ام محدود است. چرا که باید به کارهای بزرگتری بپردازم. از زندگی خصوصی کمتری برخوردارم. من فکر می‌کنم زندگی زنان کشورم همانند زندگی عادی زنان دیگر کشورهاست. بعد از کار خارج از منزل به امور زندگیشان می‌پردازند که البته این امر با توجه به سمت‌های شغلی متفاوت است.

اینکه گفتید بعنوان اولین زن در دیوان عالی کشور حاضر شدید مشکلی نداشتید؟
مشکل خاص و عمده‌ای برای ورود به این شغل نداشتم. این امر به شایستگی‌های شخصی بر می‌گردد و من احساس می‌کنم آن شایستگی را داشتم و یکسری نکات مثبت هم بوده که تکمیل کننده این کار بوده ولی ناگفته نماند که در هر جوامعی خوب و بد هست. بودند آدم‌هایی که همیشه سعی می‌کردند سنگ جلوی پا بیندازند و با افراد دیگری که تشویق می‌کردند، خنثی می‌کردم و به طور کلی این مسئله طبیعی بوده است.

چند درصد از زنان کشورتان در صحنه‌های اجتماعی و سیاسی حضور دارند و این حضور برای احقاق حقوقشان چه تاثیری داشته است؟
در کشورم زن و مرد از حقوق تساوی برخوردارند و اینکه چه کسی بر روی کرسی می‌نشیند بستگی به توانمندی خودش و انتخابی که مردم می‌کنند؛ دارد.

نقش زنان و دختران ایرانی را در زمینه مشارکت‌های اجتماعی چطور می‌بینند؟
من اولین سفرم به ایران است؛ اما آنچه مشاهده کردم آنان را سخت‌کار و توانمند دیدم، حتی شما خبرنگاران بسیار فعال هستید و از حد مطلوبی برخوردارید.  زنان در ایران بسیار فعال و با فکری باز هستند که باعث شده در مسائلاجتماعی بسیار موفق باشند.

در کشورتان نشریات خاصی برای دختران و زنانتان هم دارید؟
نشریه خاصی نیست که مختص موضوعات زنان باشد؛ بجز مواردی که در همه‌جا یافت می‌شود مانند آشپزی، خانه داری، دکوراسیون خانه که مختص زنان است در غیر این‌صورت تمام نشریاتی که آنجا هست بخاطر تساوی حقوق زنان و مردان درباره‌ی مسائل کلی جامعه توضیح می‌دهد که برگرفته از زنان و مردان است.

حجاب دختران ایرانی و شباهت آن را با حجاب دختران و زنان در لیبی چطور دیدید؟
حجاب ایرانی یک حجاب تیره است و این حجاب در داخل کشور من پیدا نمی‌شود. حجاب در کشور من برگرفته از قرآن و به همان میزانی‌است که پوشاندن دور صورت و مچ دستان توصیه شده و لباس تیره به‌ندرت در بین بانوان استفاده می‌شود؛ بیشتر در مجالس عروسی و مراسم شاد از لباس رنگ تیره استفاده می‌شود. حجاب به‌صورت قانون نیست و هرکس راحت است که خودش حق انتخاب داشته باشد.

چرا فکر می‌کنید بعضی کشورهای غربی ممنوعیت حجاب  را برای زنان قرار می‌دهند مثلا از ورود زنان محجبه در فضاهای آموزشی جلوگیری می‌کنند؟
من مخالف هستم که بعضی کشورهای غربی با حجاب برخورد می‌کنند؛ به هرحال به دین‌ها باید احترام گذاشته شود. ذهنیت هرکس قابل احترام است و نباید داخل مسائل دینی کسی دخالت کرد.

با توجه به سمتی که دارید بیشترین مشکل زنانتان را چه می‌دانید؟
مشکلات عمده‌ای نمی‌بینم؛ چون قانون اصلی کشور ما قانون خوبی است که زنان و مردان از حقوق تساوی برخوردارند. بعنوان مثال همان میزان حقوقی که مردان بابت کاری می‌گیرند زنان هم از همان میزان برخوردارند. زنان هم  دارای آزادی‌های فردی هستند. یا مثال دیگری که می‌توانم بگویم اینست که میزان سهم زنان در ارث همانند مردان است چرا که زن درخانه زندگی کرده و سهم عمده‌ای از زندگی و ملک دارد؛ همچنین دخترانی که در سنین بالا نمی‌توانند ازدواج کنند یا پسرانی که توانایی ازدواج را ندارند دولت برای این قشر هم قوانین خاصی گذاشته تا به آنان کمک مالی کرده و تشکیل زندگی زناشوئی دهند.

حرف آخر؟
تشکر ویژه می‌کنم از اینکه زمانی به من دادید تا بتوانم صحبت کنم. و در همه‌ی عرصه‌های زندگی برای شما دختران ایرانی آرزوی موفقیت دارم..

منبع: زن فردا http://zanefarda.ir

کمتر از صد زن خیابانی وجود دارد ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

مهر: برای نخستین بار سردار حسین ساجدی نیا، رئیس پلیس پایتخت آمار زنان خیابانی در تهران را اعلام کرد. به گفته او در تهران کمتر از صد زن خیابانی وجود دارد که قرار است پلیس در طرح امنیت محله محور با این زنان برخورد و آنها را از سطح شهر جمع آوری کند.

تا کنون هیچ آمار رسمی از این زنان اعلام نشده و بیشتر آمارها در این رابطه بر اساس حدس و گمان بود. اما چقدر می توان به این آمار رسمی اعتماد کرد.

داریوش قنبری عضو کمیسیون اجتماعی مجلس این آمارها را چندان با اهمیت نمی داند و می گوید: تهیه آمار برای زنان خیابانی دشوار است و نمی توان با قاطعیت گفت چه تعداد زنان خیابانی وجود دارد. اگرچه تعداد این زنان بر اساس آمار ارائه شده کم است اما نمود زیادی دارند و باید بپذیریم این افراد چهره شهر را زشت کرده و قبح بسیاری از مسائل را ریخته اند.

قنبری برتاثیری که این زنان بر ظاهر شهر گذاشته اند تاکید می کند و می گوید: جمع آوری این زنان کار مشکلی نیست،آنچه اهمیت دارد نگهداری و بازپروری این زنان از لحاظ روحی و اخلاقی است.

این عضو کمیسون اجتماعی مجلس می گوید: در مسائلی چون آمار معتادان یا زنان خیابانی و… می توان بر اساس تحلیلها تخمین زد و این آمار نیز بر اساس تحلیل ها به نظر واقعی نمی‌آید.

کنترل این پدیده توسط نیروی انتظامی را قنبری انتظاری نا به‌جا می داند و می گوید: نیروی انتظامی نمی تواند در این زمینه معجزه کند، این پدیده ریشه پیچیده ای دارد که مسائل اقتصادی و فقر یکی از عوامل اصلی آن است.

مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران وجود صد زن خیابانی را بعید نمی داند و به مهر می گوید: شاید این تعداد در خیابانهای شهر تهران باشند و توسط نیروی انتظامی دستگیر و در کلانتری ها پرونده داشته باشند اما با توجه به رشد دختران مجرد و مردانی که امکان ازدواج ندارند این رقم بسیار بالاتر است. دخترانی که از طریق فضای مجازی و یا تلفن صیغه می کنند و برای رابطه ای که دارند پول ماهیانه دریافت می کنند در این آمارها نمی آیند.

اقلیما ادامه می دهد: تعداد محدودی از این زنان در خیابانها هستند و برخی تلفنی به مکانهای گوناگون فرستاده می شوند اما در شرایطی که که سالیانه ۶۰ هزار نفر به زنان سرپرست خانواده اضافه می شود و بسیاری از آنها گرفتار فقرهستند نمی توان گفت تنها ۱۰۰ زن خیابانی وجود دارد.

فاطمه آلیا عضو فراکسیون زنان مجلس در مورد این آمار می گوید: وقتی این آمار توسط سردار ساجدی نیا اعلام می شود که حوزه مسئولیتش است باید درست باشد.

او ادامه می دهد: اگر زنان خیابانی در تهران صد نفر باشند نباید ساماندهی و بازپروری آنها مشکل باشد. از ابتدای مطرح شدن بحث امنیت اخلاقی و اجتماعی هدف این بود که نیروی انتظامی با کسانی که دست به ناهنجاریهای اجتماعی می زنند و حرکات خلاف شئونات انجام می دهد در چارچوب قوانین موجود به شدت برخورد کند.

آلیا با بیان اینکه این تعداد در مراکز بازپروری ساماندهی شوند می گوید: گروه های روانشناسی باید با این تعداد که در حدود سه کلاس هستند مشاوره و از لحاظ روحی به مشکلات آنان رسیدگی کنند. همچنین دستگاههای ذی ربط مانند بهزیستی، کمیته امداد و… باید در این موضوع ورود پیدا کرده و ظاهر پایتخت را در شان کشوری اسلامی کنند.

این عضو فراکسیون زنان با بیان اینکه می توان این برداشت را هم داشت که این صد نفر سرگروه جریانهایی هستند که سبب فریب دختران می شوند گفت: اصل را بر اعتماد می گذاریم و آمارصد نفر را می پذیریم بنابراین شناسایی و جمع آوری این افراد کار سختی نیست و مجلس نیز می تواند در این زمینه کمک کند و اگر آنها شناسایی شده اند در برخورد با آنها تعلل نشود.

امان الله قرایی، استاد دانشگاه و آسیب شناس اجتماعی نیز معتقد است: تا زمانی که فقر، طلاق، نداری و ناچاری در جهان و جامعه وجود دارد به دنبال آن، فحشا هم خودی نشان می‌دهد. این درحالی است که هیچ زنی تمایل به این کار ندارد.

وی تصریح می کند: هیچ‌ زنی تمایل به فحشا ندارد بلکه به دلیل فشارهای اقتصادی و برای کسب درآمد و تامین مایحتاج زندگی به این خفت تن می‌دهند و برخورد قهرآمیز با زنان خیابانی بی‌فایده است و سازمان بهزیستی، وزارت کشور، وزارت رفاه، ریاست جمهوری و همه مسئولین، در برابر این معضل مسئول هستند.

قرایی کاهش میزان طلاق، ترغیب جوانان به ازدواج و حل مشکلات بر سر راه ازدواج آنان در کنار پررنگ کردن رگ و ریشه‌های معنویت و اعتقادات را از جمله راهکارهای حل این آسیب اجتماعی عنوان کرد.

استقلال مالی زن آری یا نه؟؟

 

 

 

 

 

 

در نزد بسیاری از دختران، گرفتن حق اشتغال یکی از شروط مهم ضمن عقد به شمار می رود چرا که آنها نگران این مساله هستند که با ورود به زندگی متاهلی استقلال مالی و شغل خود را از دست دهند و ...

با تغییر و تحولات اجتماعی، گرایش بیشتر زنان و دختران در امر ادامه تحصیل و حتی پیشی گرفتن آنها در این زمینه و از طرف دیگر تغییر و تحولات اجتماعی در جامعه و افزایش تجملات و هزینه های زندگی و مشکلات اقتصادی، بسیاری از زنان را بر آن داشته که به اشتغال در بیرون از منزل روی آورند. حتی در نزد بسیاری از دختران، گرفتن حق اشتغال یکی از شروط مهم ضمن عقد به شمار می رود چرا که آنها نگران این مساله هستند که با ورود به زندگی متاهلی استقلال مالی و شغل خود را از دست دهند.

همچنین با تغییرات فرهنگی در جامعه و افزایش آگاهی زوجین تعداد فرزندان خانواده ها کاهش یافته و زنان مانند گذشته مجبور نیستند تمام وقت خود را صرف به دنیا آوردن و بزرگ کردن فرزندان متعدد و پشت سر هم بکنند و لذا میزان فراغ بال شان افزایش یافته است و بهتر می توانند به خودشان و علایق شان توجه نشان دهند. لذا به نظر می رسد که تمام این تغییر و تحولات موجب گردیده که گرایش زنان به اشتغال در بیرون از منزل افزایش یابد چرا که این اشتغال می تواند احساس رضایت مندی آنها را از زندگی افزایش داده و کمتر احساس بطالت و فرسودگی کنند و همچنین از تحصیلات خود نیز استفاده موثر کنند. اما با تمام این اوصاف و مزایایی که اشتغال زنان در بیرون از منزل دارد، این اشتغال و کاهش حضور زن در خانه همراه با مشکلات و سختی هایی خواهد بود. این مشکلات قبل از ازدواج دختران کمتر و ناملموس تر و البته شکلهای دیگری داشته و بعد از ازدواج این مشکلات بیشتر و ملموس تر می گردد. در ادامه به برخی از مزایا و معایب اشتغال بیرون از منزل خانمها اشاره می کنیم:

● مزایای حضور زن در جامعه

▪ اشتغال در بیرون از منزل به زنان کمک می کند تا از تخصص و تحصیلات خود بهره ببرد که این مساله در امنیت روانی و احساس کارآمدی شان بسیار موثر است.

▪ این دسته از زنان، با کار کردن در بیرون از منزل، باری از مشکلات اقتصادی را از دوش همسر برداشته و موجب می گردد که خانواده از لحاظ مالی در رفاه بیشتری به سر ببرد.

▪ در دوران کهنسالی و کهولت سن و در نبود همسر به علت برخورداری از مستمری، وابسته و نیازمند فرزندان نخواهند بود که خود این مساله در سلامت روان دوران پیری و استقلال بیشترشان موثر خواهد بود.

▪ مشارکت اجتماعی زن در جامعه، مراودات وسیع اجتماعی و به خصوص اشتغال در بخشهای فرهنگی باعث افزایش آگاهی ها و دانستنی های زن شده و او را در تربیت فرزندان حمایت بسیاری می کند.

با این توصیفات و ظاهر امر نشان می دهد که اشتغال زن در بیرون از خانه نه تنها برای خود وی بسیار موثر است بلکه برای همسر و فرزندان نیز می تواند مسمر ثمر باشد در حالیکه واقعیت چیز دیگری است و اشتغال زنان در خارج از خانه خالی از عیب و ایراد هم نیست معایب حضور زن در جامعه

▪ اشتغال زن در بیرون از منزل مسلما وقت و انرژی بسیاری را از وی می گیرد و لذا طبیعی است که چنین زمانی با خستگی روانی و جسمی بیشتری(نسبت به زن خانه دار)در منزل حضور یافته و آن انرژی را که باید صرف همسر و فرزندانش کند را نمی تواند بگذارد.

▪ یکی از مسایلی که باعث مراوده و گفتگوی بیشتر زن و مرد با یکدیگر می شود، مسایل اقتصادی و مالی است. این در حالیست که در زنان شاغل به علت استقلال مالی، میزان گفتگو پیرامون این مسایل بسیار کاهش یافته و لذا می تواند باعث ایجاد گسل عاطفی میان زن و مرد گردد.

▪ زنان شاغل علاوه بر کار خارج از خانه ناچارند عمده ترین کارهای داخل خانه را هم به تنهایی به دوش بکشند. در حالیکه اکثریت مردان یا مهارتهای مربوط به خانه داری را نیاموخته اند و یا همکاری لازم را با همسری که پا به پای آنها در بیرون از منزل مشغول به کار است ندارند. این مساله از یک طرف باعث خستگی بیش از حد زن می شود که نتیجه آن کاهش توجه و رسیدگی به همسر و فرزندان می شود و از طرف دیگر می تواند موجبات اختلاف میان زن و مرد را پدید آورد.

▪ و در نهایت آخرین و و مهمترین عیبی که اشتغال زن در بیرون از خانه دارد، مشکل نگهداری و تربیت فرزند(یا فرزندان)است. در بسیاری از موارد کار مادر و بچه داری در تضاد یکدیگر قرار می گیرد. برای مثال با توجه به تعهدات مادر در محل کار و مسئولیتهایی که وی بر عهده دارد همیشه این نگرانی را دارد که می تواند وقت برای فرزندش بگذارد و با او حرف بزند؟ می تواند در امر تربیت وی نقش اصلی و اساسی را داشته باشد؟ و ....

مسلما اکثر کودکانی که مادر شاغل دارند در مهد کودک به سر می برند اما آیا واقعا مهد کودک می تواند جایگزینی برای مادر باشد؟ کیفیت و نحوه مراقبت از کودک چگونه است؟ از طرف دیگر هزینه یک مهد کودک خوب، از عهده هر پدر و مادری بر نمی آید. در برخی دیگر از موارد نیز مادر مجبور است برای نگهداری از فرزند خود دست به دامان والدین خود یا والدین همسرش گردد که خود این مساله به مرور می تواند موجبات مشکلات بیشتر را فراهم آورد. برای مثال مشاهده شده که انتخاب این مساله موجب دخالت بیشتر والدین در زندگی زن و شوهر می گردد و یا آن جنبه خصوصی که زندگی زناشویی باید داشته باشد از بین نمی رود چرا که زن و مرد دایما در تماس مستقیم با والدین خود و همسرشان هستند.

در هر حال این مطالب گزیده ای بود از معایب و مزایای اشتغال زنان در بیرون از منزل.

حال شما بانوان و دختران عزیز با توجه به تمام این مزایا و معایب باید به بررسی این مساله بپردازید که آیا می خواهید شاغل باشید یا خیر؟ و آیا آمادگی مقابله با سختی های خاص مربوط به اشتغال یا خانه داری را دارید یا نه؟

تاملی بر انحرافات و منحرفین جنسی

 

تاملی بر انحرافات و منحرفین جنسی

منبع:سایت پزشکان ایران  


مقدمه:
در مورد اینکه انحراف جنسی چیست؟ و منحرف جنسی کیست؟ در کشورهای غربی تحقیقات و پژوهشهای بسیاری صورت گرفته و می گیرد و نتایج این پژوهشها در محافل علمی و رسانه های غربی به طور گسترده ای مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

اما متاسفانه در ایران به خاطر پیشینه تاریخی و فرهنگی و ممنوعیت های مذهبی و شرعی، عرصه جنسیت و رفتار جنسی به صورت یک تابو درآمده است که صحبت کردن و نوشتن در مورد آن کار چندان ساده ای نیست. اما به دلیل اهمیت موضوع و نقش تعیین کننده ای که ویژگی های جنسی و رفتار جنسی سالم در زندگی انسان بر جای می گذارد در این مقاله برآنیم که ابعاد و جنبه های رفتار جنسی منحرفانه، انحراف جنسی، تعریف انحراف و منحرف جنسی از دیدگاههای مختلف، تاریخچه و بحث نظرات صاحبنظران، کارشناسان انحرافات و مسائل اجتماعی را شرح می دهیم:

 تاریخچه تحقیقات :
نخستین تحقیق عمده در مورد رفتار جنسی توسط آلفرت کینسی در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ در آمریکا صورت گرفت. در این تحقیق کینسی و پژوهشگران همکارش با مخالفت از سوی بسیاری از سازمانهای مذهبی روبرو گردیدند. ولی وی همچنان بر مطالعات خود پافشاری نمود. عمل وی در روزنامه ها و کنگره های مختلف به عنوان کاری غیراخلاقی محکوم گشت وی سرانجام توانست تاریخچه زندگی جنسی ۱۸۰۰۰ نفر را که نمونه نسبتاً گویایی از جمعیت سفیدپوستان آمریکا بود به دست آورد. نتایج مطالعات کینسی برای اکثر مردم شگفت آور و تکان دهنده بود زیرا تفاوت زیادی را میان انتظارات عموم مردم در مورد رفتار جنسی رایج در آن زمان و رفتار جنسی واقعی آشکار ساخت.
در واقع زمانی که مرحله آزادسازی روابط جنسی در دهه ۱۹۲۰ آغاز گردید و بسیاری از جوانان خود را از قوانین سخت اخلاقی که بر نسلهای پیشین حاکم بود، آزاد احساس کردند، به همین دلیل رفتار جنسی تا حد زیادی تغییر کرد اما مسائل مربوط به تمایلات به گونه ای که اکنون معمول گردیده است علنا مورد بحث قرار نمی گرفت و افرادی که در فعالیتهای جنسی که هنوز، از نظر عموم به شدت ناپسند شمرده می شدند شرکت داشتند آنها را پنهان می کردند بی آنکه کاملا آگاه باشند دیگران تا چه اندازه به اعمال مشابهی مشغول هستند. اما در واقع می شود گفت که دوران آزادمنشانه تر دهه ۱۹۶۰ نگرشهای اعلام شده را با واقعیتهای رفتار جنسی نزدیکتر کرد. تحقیقات کنسی آخرین تحقیق گسترده در این زمینه است. اما آنگونه که پیداست و تحقیقات پراکنده دیگر نشان می دهند بیشتر جوامع غربی و بعضاً شرقی دیر یا زود به نقطه ای خواهند رسید که سوئد در اوائل دهه ۱۹۷۰ به آن رسید. هنگامی که حدود ۹۵ درصد مردان و زنان در آن کشور دارای تجربه آمیزش جنسی قبل از ازدواج بوده اند.

در اینجا لازم می دانم برای درک بهتر مفهوم انحراف جنسی به تعریف رابطه جنسی و انحراف جسمی بپردازیم.
الف- روابط جنسی
۱- تعریف اخلاقی: علاقه دو جنس مخالف به یکدیگر بر طبق اصول و موازین صحیح اجتماعی – بر اساس سن، نژاد، طبقه اجتماعی، تحصیلات (ازدواج)
۲- تعریف علمی، علاقه جنسی دو جنس مخالف به یکدیگر بدون اینکه این علاقه با هیچ گونه خصوصایت غیرعادی و ناموزون همراه باشد.
ب- انحراف جنسی از دیدگاههای مختلف
۱- فروید انحراف جنسی را عمل می داند که به منظور ارضای میل جنسی انجام می گیرد اما هدف از آن عمل تولید و تناسل نیست.
۲- ولی روانشناسان با انتقاد از این تعریف می گویند تعریف مذکور بسیار وسیع بوده و بسیاری از افرادی را نیز که منحرف نیستند در بر می گیرد.
آنها اعتقاد دارند انحراف جنسی عبارتست از عملی که به  منظور ارضای تمایلات جنسی انجام می گیرد ولی عمل مذکور برخلاف عرف معمول بوده و اکثریت مردم به انجام آن عمل همگاهی ندارند و منحرف جنسی به عمل انحرافی اعتیاد پیدا می کند. در واقع می توان گفت:
منحرف جنسی شخصی است که تحت تاثیر بد آموزیهای محیط قرار گرفته بدون اینکه هدف توالد و تناسل داشته باشند و بدون توجه به هنجارهای موجود به اعمالی دست می زند که یک نوع عمل جنسی است پس به طور کلی هر گاه عمل جنسی از معیار و مقیاس عادی خارج شود اصطلاح انحراف جنسی مطرح است.
به طور کلی روانشناسان برای منحرفین جنسی ویژگی یکسانی را بر شمرده اند که عبارتند از:
۱- منحرفین جنسی اشخاصی هستند که هدف آنها از زندگی جنسی بهره برداری و احساس لذت مانند افراد عادی مردم نیست و عشق جنسی آنها از نوع (عشق هتروسکشول) نبوده و به عبارت دیگر هدف از لذت جنسی آنها با اهداف سایر افراد عادی مردم در این خصوص اختلاف دارند.
۲- این اشخاص دارای اختلالات و ناراحتیهای عصبی هستند و این عوامل تا حدی در دگرگون کردن شخصیت آنها نیز تاثیر خواهد گذاشت.
۳- ارتکاب انحرافات و جرایم جنسی به ندرت تابع اراده بوده و زیادتر تابع فعل و انفعالات شدید روانی است.
۴- با وصف موارد فوق کمتر دیده شده است که منحرفین جنسی مرتکب اعمال شدید و خطرناک جنسی شده باشند. با توجه به مطالب فوق باید گفت، مجرمین جنسی نمونه ای از توده عظیمی از اشخاص هستند که دارای اعمال و رفتار و عادات ناموزون و غیرعادی و یا به عبارت دیگر انحرافات جنسی هستند و قسمت اعظم این توده عظیم در اجتماعات هیچگاه شناخته نمی شوند و اعمال آنها برای پلیس کشف نمی شود و علل انحراف عده ای از این اشخاص که شاید تعدادشان بسیار قلیل و یا شاید هم زیاد باشد بیماری های عصبی و روانی است.
جنس و طبقه منحرفین جنس
اما مسئله مهم دیگری که کمابیش مورد بحث قرار دارد بحث بر سر این است که منحرفین جنسی از چه جنس و طبقه ای هستند. هر چند پاسخ به این سوال نسبتا مشکل، و نمی توان جواب قطعی داد اما آنچه که در این تحقیق با توجه به مطالعات و ارقام و آمار موجود در این زمینه وجود دارد مطالب زیر را به طور نسبی می توان بیان کرد.
۱- بیشتر انحرافات و جرائم جنسی به مردها نسبت داده شده است و دانشمندان مربوطه معتقدند آنقدر که مردها مرتکب این انحرافات و جرائم می شوند، زنان کمتر دامن خود را به این اعمال می آلایند. دلیل این امر آنست که اولا احساسات و سلوک جنسی زن و مرد کاملا متفاوت است و زنان بهتر از مردان می توانند خود را کنترل و محافظت کند، این انحرافات در خفا و پنهانی محفوظ می ماند. و ابراز نمی شوند ولی معهذا باید دانست که اگر زن مبتلا به انحرافات جنسی باشد، اعمال و آثار انحرافی او فوق العاده از مردها شدیدتر و خطرناکتر است.
اما مسئله بعدی مربوط به طبقه است. متاسفانه به علت عدم دسترسی به آمار و ارقام گوناگون که به این مسئله ربط داشته باشد نتوانستم جامعه خودمان را از این نظر بررسی کنم و مسئله دیگر اینکه اصطلاح انحراف جنسی مقوله بسیار وسیعی است که هر کدام از اجزا این مقوله در میان قشر و طبقه بخصوصی نمایان تر است. بعنوان مثال بسیاری از انحرافات اخلاقی و جنسی در میان طبقات بالای جامعه و بسیاری نیز متعلق به طبقات پایین جامعه می باشد. اگر رویه دیگری که یکی از مقوله های مهم و بغرنج انحراف جنسی است را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل علمی و اجتماعی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که فقر اقتصادی از عوامل مهم و موثر این پدیده است. اما حالا که بحث انحراف جنسی و نوع طبقه مورد بحث است مراجعه می کنیم به تحقیقات دکتر برونر که علل انحرافات جنسی را نسبت به امکانات مادی شان به طریق زیر بررسی می کند.
۱- تنگدستی ۵% عادی     متوسط الحال بودن ۳۵% 
۲- فقر نداشتن ۲۲%  مرفه بودن ۳۴%   زندگی تجملی ۴% حال این سوال پیش می آید چه عاملی در به وجود آمدن انحراف جنسی موثر است و چه چیزی باعث به وجود آمدن انحراف جنسی می شود در این مورد نظرات گوناگون وجود دارد که به مرور آنها می تواند ما را در یافتن پاسخ یاری دهد.
۱- بعضی از ما عوامل بیولوژی را مرجع و منشا انحرافات جنسی دانسته، و اعتقاد دارند که انحرافات جنسی نتیجه امراض عقلی، التهابات مغزی و پسیکوباتی جنسی است
۲- برخی دیگر انحراف جنسی را در اثر عوامل جسمی قبل از دوران بلوغ از قبیل اختلال در وظایف غدد می دانند
۳- عده ای انحرافات جنسی را اکتسابی دانسته آن را نتیجه عوامل خارجی محیط می دانند که معلول ناتوانی و عدم هماهنگی مجرم با مقتضیات و شرایط اجتماعی است.
۴- روانکاوان تاکید کرده اند که منشا انحرافات جنسی عوامل اکتسابی است بدین ترتیب که فرد در زمان کودکی به رفتار جنسی غیرعادی گرفتار می شود و به عللی آن را ادامه می دهد.
۵- فروید عقیده دارد عقده اودیپ منشا بسیاری از انحرافات جنسی است.
ژان ژاک روسو در کتاب قراردادهای اجتماعی، رابطه جرائم و انحرافات جنسی عنوان کرده است که انسان ذاتاً خوب است و اگر فردی فاسد می شود این فساد ناشی از شرایط اجتماعی است.
کارتل چمن جنایت کار معروف آمریکایی مهمترین انگیزه های جرم را قدرت طلبی، غریزه جنسی و انحراف جنسی و ماجراجویی می داند و از این طریق به انگیزه های جنسی که به طرق مختلف در ساختمان و عناصر متشکله آن موثرند پی برد. البته باید دانست که روانکاوان مکتب فروید زیادتر از سایر دانشمندان به اصول عقاید فوق متکی بوده و معتقدند که جرائم غیر جنسی در بسیاری از مواقع از انگیزه ها و اهداف غیر مرئی و پنهانی جنسی افراد شروع می شوند. عده ای دیگر از دانشمندان معتقدند که گرچه نمی توان تاثیر عوامل و انگیزه های جنسی را در جرائم غیر جنسی در وقوع جرائم غیر جنسی همیشگی و ثابت نبوده بلکه وجه تصادفی و اتفاقی دارد. استدلال این گروه این است هر گاه چگونگی و کیفیت وقوع جرم غیر جنسی مورد بررسی قرار دهیم به تجربه خواهیم دید که این جرائم و جنایات با وضع عصبی و روانی مرتکبین رابطه مستقیم دارد.
به عبارت دیگر وقوع این جرائم مولد کیفیت عصبی مرتکبین آن جرم است. همچنین می افزایند اگر ما به صورت دقیق جرائم غیر جنسی را مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید که آن جرم از نوع جرائم غیرجنسی به شمار خواهد آمد ولی هر گاه به انگیزه مجرم زیادتر از روش ارتکاب و چگونگی عمل او توجه کنیم یقیناً آن جرم در زمره جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد.
انتقاد و نقد ادعاهای گروه دوم که علل جرم را تشریح کرده اند. اما در مورد نظریه تصادفی بودن انگیزه جنسی در وقوع جرایم غیر جنسی باید گفت اولا اصولا بسیاری از جرائم به طور ناگهانی و تصادفی به وقوع می پیوندد و تعداد جرائم از پیش تعیین شده بسیار اندک است. حتی اگر جرمهای تصادفی از جرمهای از پیش تعیین شده بیشتر نباشد کمتر نخواهد بود.
ثانیا هر گاه ما روش ارتکاب جرم را در بسیاری از جرائم غیرجنسی مورد مطالعه قرار دهیم آن جرم در زمره جرائم غیرجنسی و اگر هدف و انگیزه جرم را مورد توجه قرار دهیم آن جرم را جز جرائم جنسی طبقه بندی خواهد شد. رابعاً گر چه تاثیر وضع غیرعادی عسبی را در وقوع جرائم نمی توان انکار کرد ولی این مطلب دلیل آن نیست که انگیزه ها و عوامل جنسی نتوانند از راه مختل کردن اعصاب در وقوع جرائم غیرجنسی عرض اندام کنند.
خامساً اگر علل وقوع جرائم را از لحاظ عوامل محیطی مطالعه کنیم، فقر به عنوان عاملی مهم توجه ما را جلب می کند. بنابراین اگر فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی بعلت نداشتن وسیله برای رفع احتیاجات مادی علت پیدایش جرم محسوب شود می توان گفت که هر گاه اهمیت نیازهای جنسی پیش از احتیاجات مادی نباشد حداقل در عرض آن قرار دارد. و هر گاه فقر به عنوان یک محرومیت اجتماعی باعث پیدایش جرم شود محرومیت جنسی نیز به تبع آن باعث پیدایش جرم می شود.
سادساً جرائم جنسی هر گاه به فرض بعید در وقوع سایر جرائم تاثیر نداشته باشند لااقل در مطالعه آمار جرائم می بینیم که این جرم از لحاظ کمیت در درجات اول اهمیت قرار خواهد داشت و از نظر کیفیت نیز شاید بعد از قتل نفس هیچ جرمی از لحاظ ضرر اجتماعی و هتک حیثیت و شرف قابل قیاس با این نوع جرم نباشد.
سابعاً: احتیاجات جنسی افراد بشر یکی از مهمترین معضلات و مسائل اجتماعی را به وجود می آورد که هرگاه دولتها توجه کافی به آن نکنند یقیناً جرائم و جنایات دیگری را به طور غیرمستقیم بوجود خواهد آورد.
اما سوالی که مطرح است این است آیا انحرافات جنسی درمانی خواهد داشت یا خیر. آیا تاکنون پیشنهادی در این زمینه داده شده است و اگر چنین پیشنهادی وجود دارد و مسئولین امر راه را از چاه باز می شناسند پس علت چیست که این معزل بزرگ، همچنان عرض اندام می کند. جواب این سوالات و سوالاتی از این قبیل در حیطه مقاله ما نیست. ولی به ذکر نظرات بول دوریو دانشمند و کارشناس امور جنسی آمریکا می پردازیم. وی معتقد است که یگانه و بهترین راه مبارزه با جرائم جنسی فقط آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت است. وی می افزاید این تعلیم تربیت در بدایت امر در مورد والدین اطفال اعمال شود تا آنها به رموز پرورش فرزندان خود آشنا شوند و در مرحله دوم اطفال باید مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا بتوانند بوسیله تعلیم و تربیت بر عادات ناپسند خود فائق آیند. و در مرحله سوم باید منحرفین جنسی مورد آموزش و پرورش قرار بگیرند تا ضمن تعلیم و تربیت به آنها فرصت داده شود به معالجه خویش بپردازند و پس از تزکیه کامل اعمال و رفتار خود به عنوان افراد مفیدی به اجتماع ملحق شوند. انحرافات جنسی انواع گوناگون دارد ولی در اینجا با توجه به اهمیت آنها به چند مورد اشاره می کنیم.
۱- فحشا: برآوردن خواهشهای جنسی در برابر پول است. فحشای مردان، زنان، کودکان و فحشای قانونی که توسط حکومتهای ملی و محلی در بعضی کشورها پذیرفته شده است. در این آمیزش جنسی تنها رابطه میان، که دلیل اصلی او برای ارزانی داشتن دسترسی جنسی به حامی اش است پولی است که به امر پرداخت می شود.

انواع روسپی:
لازم به ذکر است که روسپیگری با فروپاشی اجتماعات کوچک محلی توسعه نواحی شهری بزرگ و غیر شخصی و تجاری شدن روابط اجتماعی ارتباط مستقیم دارند. روسپیان اساسا از زمینه اجتماعی فقیرتر برمی خیزند اما تعدادی از زنان طبقه متوسط نیز در میان آنها وجود دارند.
پل.ج. گلداستن انواع روسپیگری را بر حسب تعهد شغلی و زمینه شغلی طبقه بندی کرده است.
۱- روسپیگری  موقتی : بسیاری از زنان فقط به طور موقتی به روسپیگری اشتغال دارند و چند باری پیش از آنکه روسپیگری را برای مدتی طولانی یا برای همیشه ترک کنند به خودفروشی می پردازند.
۲- روسپیان اتفاقی – کسانی هستند که غالباً در مقابل در اختیار گذاشتن خود پول قبول می کنند اما به طور نامنظم و برای کمک به درآمدشان از سایر منابع!
۳-فاحشه ها :  و دسته آخر که به طور منظم و مستمر به روسپیگری اشتغال دارند و منبع اصلی درآمدشان را روسپیگری تشکیل می دهد. که عبارتند از زنان خیابانی، زنان تلفنی، زنان خانگی، زنان فاحشه خانه، 

 لازم به ذکر است که بیشتر زنان مورد مطالعه گلدستین به طور منظم به معامله پایاپای جنسی اشتغال داشتند مانند: ارائه خدمات جنسی در عوض تلویزیون – پوشاک – وسایل الکتریکی – تعمیرات ماشین.
۴- آزار جنسی :در محل کار زنان بسیار معمول است. آزار جنسی در محل کار می تواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلی یا قدرت به منظور تحمیل خواسته های جنسی تعریف شود. و ممکن است شکلهای خشنی به خود بگیرد، مانند هنگامی که به یک کارمند زن گفته می شود که با یک برخورد جنسی رضایت دهد یا اخراج خواهد شد: این موضوع در اکثر جوامع وجود دارد به گونه ای که از هر ده زن در انگلستان هفت زن در دوره زندگی شغلی خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی قرار گرفته است. البته آزار جنسی تا اندازه ای زیرکانه تر است برای مثال فهماندن به زن که پذیرفتن خواهشهای جنسی پاداشهای دیگری به همراه خواهد آورد. و یا عدم پذیرفتن این خواهشها نوعی مجازات مانند جلوگیری از ترفیع یا اخراج را به دنبال خواهد داشت.
تصمیم در مورد اینکه کجا و با چه کسی روابط جنسی داشته باشیم از اعمال کنترل بر زندگی خودمان است و آزار جنسی این حق انتخاب را سلب می کند.
۵- سادیسم: در محاوره عمومی اصطلاح سادیسم به عنوان زجر و ظلم اطلاق میگردد در جرم شناسی و روانشناسی، فردی که از راه آزار دادن شریک جنسی لذت برده و جنون آزار دارد سادیسم نامیده میشود. آزار ممکن است بدنی مانند گاز گرفتن، شلاق زدن، کتک زدن، زخمی نمودن و یا به صورت شفاهی مانند فحش دادن، تحقیر کردن و غیره می باشد.
۶- مازوشیسم:  شخص وقتی آزار می بیند لذت جنسی به او دست می دهد. فعالیت های مازوشیستی ممکن است به صورت خیال آزار دیدن و یا به صورت اعمال زجرآور مختلف از قبیل فرو کردن سنجاق و یا سوزن به بدن، سوزاندن دست با آتش – زخمی کردن بدن و مشاهده خون و شفاهی مانند فحش و تحقیر باشد. مازوشیسم در زنان بیشتر از مردان است.
۷- فتیشیسم – بت پرستی جنسی – مبتلایان به انحراف جنسی بت پرستی به جای آنکه با جنس مخالف خود عشق ورزند و با خود او تماس عادی و طبیعی حاصل کند یکی از اعضای بدن مانند مو، گوش، دست و غیره و یا با شیئی که به معشوق تعلق دارد مانند لباس زیر، کفش، دستمال، عطر و چیزهای دیگر تهیج جنسی میشود، انحراف فتیشیسم در مردان بیش از زنان است.