سلام

مررررررررررررررررررسی بهم سر زدی زحمتت شدنوش آفرین جون

من برنامه نویسی با کامپیوتر رو شروع کردم ولی واقعیتش چیز خاصی 

زیاد در دست ندارم که بخوام برنامشو بنویسم

انشاا... تا آخر این ترم پاسکال رو تموم کنیم ترم بعد با زبون های

دیگه آشنا میشیم

فقط اگه لطف کنی برام یه ایمیلی یا آدرسی از خودت بزاری تا

در آینده ازت کمک بگیرم

 

 

                      سلام

 خوبییییییییییییییییییییییید؟

داخل دانشگاه چیز زیادی هنوز کارنکردیم فقط برنامه نویسی با زبونه

 پاسکال رو فعلا داریم کار میکنیم

اول فلوچارت ها حالاهم داریم برنامه نویسی رو کار میکنیم

واقا مرسی

واقعا کمترین دوستی مثه تو پیدا میشه

داشگاه من

              ..............................سلام...............................

خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای من که باورم نمیشه تابستون داره تموم میشه برای من تابستون

 واقعاسختی بود اولش که تا تیر خوندم که کنکور دادم بعدش که رتبه ها اومد

این دفعه داخل دفترچه انتخاب رشته فهمیدیم که دانشگاه دولتی شهر

ما تک جنسیتی شده و فقط پسر میگیره واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دلم

براتون بگه که چقدر اعصاب من خورد شد بعدش شروع کردیم به اعتراض بعد

یه کلی دوندگی قرارشد اصلاحیه بیاد حالا اصلاحیه اومد رشته نرم افزاری که

من میخواستم کلا ۷نفر دختر میگرفت وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دوباره

اعصاب من خورد شد

حالا خدا رو شکر دیگه همه چی تموم شد منم نرم افزار در اومدم ولی

 پیام نورمیگن دانشگاهش بد نیست دیگه پناه بر خدا من که حوصله یه سال

موندنوندارم خدارو شکرم رشته مورد علاقم درومدم

دیگه منم      دانشجو شدم

 هووووووووووووووووووووووووووووورا

 

اینم یه حکایت دیگه که دوباره خانوما مظلوم واقع شدن

 

 

 

سه تا زن انگليسي ، فرانسوي و ایرانی با هم قرار ميزارن كه اعتصاب كنن و

 ديگه كارای خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از يك هفته نتيجه

 كارو بهم بگن.

زن فرانسوي گفت:

به شوهرم گفتم كه من ديگه خسته شدم بنابراين نه نظافت منزل، نه

 آشپزي، نه اتو و نه … خلاصه از اينجور كارا ديگه بريدم. خودت يه فكري بكن

 من كه ديگه نيستم يعني بريدم!

روز بعد خبري نشد ، روز بعدش هم همينطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو

 رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتي بيدار شدم رفته بود .

زن انگليسي گفت:

من هم مثل فرانسوي همونا را گفتم و رفتم كنار.

روز اول و دوم خبري نشد ولي روز سوم ديدم شوهرم

ليست خريد و كاملا تهيه كرده بود ، خونه رو تميز كرد و گفت كاري نداري

 عزيزم منو بوسيد و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عين شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چيزي نديدم

روز دوم هم چيزي نديدم

روز سوم هم چيزي نديدم

شكر خدا روز چهارم يه كمي تونستم با چشم چپم ببينم

 

 

بیچاره خانومای ایرانی

نظر یااااااااااااااااااااااادتون نره

بااااااااااااااااااااااااای

 

 

حکایت جالب

 

 

یه روزی یه مرده نشسته بود و داشت روزنامه اش رو می خوند

كه زنش یهو ماهی تابه رو می كوبه سرش.

مرده میگه: برا چی این كارو كردی؟

زنش جواب میده: به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه تیكه كاغذ پیدا كردم

كه توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود …

مرده میگه : وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم

اسبی كه روش شرط بندی كردم اسمش جنی بود.

زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه.

سه روز بعدش مرد داشت تلویزین تماشا می كرد كه زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر كوبید

رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد.

وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی زنش جواب داد: آخه اسبت زنگ زده بود.

 

 

 

دوباره برگشتم

                                  سلام

خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من مدت طولانی نبودم یذره طول میکشه دوباره سر دور بیافتم و زود آپ

 بکنم من امسال کنکوری بودم وتقریبا اصلا نت نیومدم اگه خدا بخواد وبه

 کمک نظر های دوستای خوبم دوباره این وبو درستش کنم

قبلا وبم درباره ی یه گروه آمیکایی بنام  us5 بود ولی حالا دیگه درباره ی هر

چیزی که پیش اومد مینویسم

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای بچه ها یسوال مهم سایتایی که قبلا میرفتم واس آپلود عکس هیچکدوم بالا نمیان اگه

سایتی میشناسین بهم بگین

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتون دارم

نظر یادتون نره

بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی