راه رهایی از افکار مزاحم

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !

قدرت فکر و ذهن ما

داستان کوتاه درخت جادویی

این داستان کوتاه  در مورد فکر و ذهن ما انسان هاست. فکر ما می تواند در نهایت به عمل تبدیل شود؛ پس بهتر است به موارد سازنده بیاندیشیم…

 

 

 

داستان کوتاه امروز در مورد فکر و ذهن ما انسان هاست. فکر ما می تواند در نهایت به عمل تبدیل شود؛ پس بهتر است به موارد سازنده بیاندیشیم.

مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود، درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد…!


وقتي مسافر روي زمين سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب مي شد اگـر تخت خواب نـرمي در آن جا بود و او مي تـوانست قـدري روي آن بيارامد. فـوراً تختي كه آرزويـش را كرده بود در كنـارش پديـدار شـد !!!


مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. كاش غذاي لذيـذي داشتم…
ناگهان ميـزي مملو از غذاهاي رنگارنگ و دلپذيـر در برابرش آشـكار شد. پس مـرد با خوشحالي خورد و نوشيد…


بعـد از سير شدن ، كمي سـرش گيج رفت و پلـك هايش به خاطـر خستگي و غذايي كه خورده بود سنگين شدند. خودش را روي آن تخت رهـا كرد و در حالـي كه به اتفـاق هاي شـگفت انگيـز آن روز عجيب فكـر مي كرد با خودش گفت: قدري مي خوابم. ولي اگر يك ببر گرسنه از اين جا بگـذرد چه؟


و ناگهان ببـري ظاهـر شـد و او را دريد…


هر يك از ما در درون خود درختي جادويي داريم كه منتظر سفارش هايي از جانب ماست.


ولي بايد حواسـمان باشد ، چون اين درخت افكار منفي ، ترس ها ، و نگراني ها را نيز تحقق مي بخشد.


مراقب آن چه كه به آن مي انديشيد باشيد…

عشق واقعی

اگه عاشق یه نفری واسه خوشگلیش

این عشق نیست: هوسه !

اگه عاشق یه نفری واسه پر انرژی بودنش

این عشق نیست :حس تحسینه

اگه عاشق یه نفری واسه  اینکه همیشه کمکت می کنه!

این عشق نیست :بلکه حس تشکره

ولی.....

وقتی عاشق یه نفری ونمیدونی واسه چی ؟!

عاشقشی...

...این عشق واقعیه !!

فراموش کردن عشق نشدنی

 

 

بچه ها تورو خدا ..بهتون واقعا نیاز دارم..یکی بهم کمک کنه که با شکست عشقی چه جوری کنار بیام؟

دارم از همه کار و زندگیم میفتم...چه جوری میشه که کسی رو که دوس داری و هر روزم میبینیش فراموش کنی؟!

 

گاهی وقتا

گاهی وقت ها باید دست بذاری رو قلبت

 

بگی.....

 

خفه شو خودم میدونم چیکار کنم!!!

چرا باید این حس ها باشه؟

خیلی حس بدی هست وقتی که احساس کنی به خاطر

ابراز علاقه ابراز احساسات داری کوچیک میشی

خیلی حس بدی هست وقتی که ببینی غرورت داره له میشه

اما ...

خیلی حس بدیه که بترسی از اینکه عوض بشه

مغرور بشه سرد بشه میترسی آدم دیگه ای بشه

میترسی ...

چرا باید این حس ها باشه

چرا باید حرفهای دل جدی گرفته نشه

 ...

دست خودم نیست ...

دست خودم نیست دلگیر میشم

از دست کسایی که دوستشون دارم

آخه جایگاهشون با بقیه یکی نیست

ما بقی اصلا تو دنیای من

جایی ندارن

وقتی کسی رو دوست دارم روش حساس تر میشم

حتی به یه لبخندش به یه تماسش

به یه سلامش  به یه بی توجهیش

بی خبریش بد اخلاقیش

شاید برا خیلیا بی اهمیت باشه

اما برا من

نه

باید چی کار کنم؟

وابستگی

به هیچکس و هیچ چیز در این دنیا وابسته نباش


حتی سایه ات در زمان تاریکی تو را تنها می گذارد . . .

دل نوشته

دلم برات تنگ شده ..میخوام بغلت کنم و محکم فشارت بدم..دستتو قلاب کنی دور گردنم ..داغی عشقتو حس کنم...به یاد گذشته ها...چرا همه چی اینجوری شد؟کی انقد از هم دور شدیم؟

تو اصن بهم فکر میکنی؟این حس دو طرفس؟....اگه بدونی چن تا سوال بی جواب تو ذهنمه!

برو بیرون از ذهنم..از وجودم..بیشتر از این عذابم نده...دیگه نمیخوام عاشقت باشم!

.

.

.

قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال.........

دیدی  ته رفاقت مام شد این...فقطم خودمون باعثش شدیم!نمیدونم در آینده قراره هرکدوممون چه سرنوشتی داشته باشیم و وقتی همو یاد کردیم از روزای باهم بودنمون چه جوری یاد کنیم،یا اصلا یاد میکنیم یا نه!ولی امیدوارم اینا بشه یه تاوان سخت واس اینکه دوباره اشتباه نکنیم،غرورمونو واس کسایی که دوسشون داریم بذاریم کنار،از لحظه های باهم بودن استفاده کنیم و اینقد سکوت نکنیم چون تو سکوته که همیشه ادم له میشه،داغون میشه و انتظار داره بدون هیچ حرفی طرف مقابلش بفهمتش!بفهمیم که آدمایی که کنارمونن واس همیشه نمیمونن و ممکنه یه روز برن و بهتره هر حرفی داریم بهشون بگیم چون ممکنه حرف اونام باشه و وقتی تصمیم بگیریم واسه شکستن سکوت دیگه مهلتی نمونده باشه و ببینیم اونا رو واسه همیشه از دست دادیم!

چگونه کسی را عاشق خود کنیم؟

اگه کسی هنوز حس بدی نسبت به ما نداشته باشه خیلی راحت تر می تونید اون رو عاشق خودتون کنید.

 

1. رعایت اعتدال در رابطه

اول از همه باید این نکته رعایت بشه که نباید بیش از حد به طرفتون نزدیک بشید و همش کنارش باشید.سعی کنید این رابطه رو معمولی جلوه بدید. حتما یه چیزی بوده که گفتن دوری و دوستی. همیشه بودن، باعث میشه حس قشنگ دلتنگی از بین بره و شما تکراری به نظر بیان البته زیاد دور بودن هم خوب نیست چون ممکنه کم کم از یاد برید و فراموش بشید.

 

2. صمیمیت به مرور زمان

یکدفعه صمیمی نشید بلکه سعی کنید کم کم و به مرور زمان صمیمیت بیشتری پیدا کنید. صمیمیت بیش از حد باعث زدگی و خستگی طرفتون از شما میشه.

 

3. داشتن آشنایی که با طرفتون نزدیکه

اگه یکی رو داشته باشید که به طرفتون نزدیک باشه خیلی خوبه. چون می تونید بوسیله اون اولا اطلاعات خوبی رو ازش بدست بیارید مثل : چیزهای مورد علاقه اش ، حس اون نسبت به شما ، کارهای روزمره اش و ... و همچنین از اون می تونیم به عنوان یک انتقال دهنده اخبار از طرف خودتون استفاده کنید. به صورت زیر :

ازش بخواهید که وقتی با طرفتون هست در مورد شما و قابلیت هاتون و خوبی هاتون صحبت کنه البته همون اندازه که هستید یا دارید نه بیشتر چون دروغ می تونه اولین قدم برای تنفر از شما بشه.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته