٢٩اسفند١٣٩٥

29اسفند بود يادته؟!

دل آشوب بودم دلم گرفته بود،توام يجوري بودي

ازم پرسيدي چرا دلم گرفته

بهت گفتم:حس ميكنم قراره يه اتفاقي بيوفته،يه اتفاق غيرمنتظره...

سكوت كردي...پرسيدم:چيشد؟! گفتي هيچي داشتم به تو فكر ميكردم ..

پرسيدم به چيه من فكر ميكردي ؟!. جواب دادي:به حالي كه الان نبايد داشته باشي و داري تو كنار من فقط بايد بخندي ...

 

از اون حالا دارم كه نبايد داسته باشم و تو هيچي جز خودت مهم نبوده واست و نيست....

اين ادم غريبه

اين ادم غريبه عشق من؟!

من عاشق اين بودم؟!

همه ي زندگيم بسته بود به يه نگاهش،يه كلامش،يه لبخندش...

باورم نميشه اين موجود حقير

كاش خبردار نميشدم...كاش هيچ وقت نميفهميدم كيه و چيه 

ديگه هيچ چيز ندارم...ديگه نميخوام منو ببينه...

شب تولدم

من سوختم تو تب اين فاصله ها

تو مرهم زخماي آتيشم نبودي

چي بدتر از اين ميتونه باشه كه حتي

توي شب تولدم پيشم نبودي

اينقدر دور بودي تو از دنياي من كه

تنهاييامو بي تو كل شهر حس كرد

البوم ما خاليه از عكس دوتايي

دوربين فقط بي كسي هامو منعكس كرد

تولد...

اخ از انتظار...

چشم به راه بودن خيلي سخته حالا ميخواد چشم به راه يه مسافر يا عزيز باشي يا چشم به راه يه پيام...يه پيام ساده...

تولدت مبارك... تموم روز چشمم به گوشي بود...يعني يادش رفته؟مگه ميشه؟ ادما همشون مشكل دارن ،مشغله دارن ولي اولويت يه چيز ديگه ست نه؟ ميدوني اصن دستم نميره حتي كه بنويسم 

شايدم من انتظارم زياده فك ميكنم همه مث خودم ان...

مهم نيس ...

چقدررررر دلم صداتو ميخواست

چقدر دلم ميخواست اين جمله ي كوتاهه تولدت مباركه خشك و خالي رو از زبونت بشنوم..

اما ديگه هيچوقت نگو ديگه هيچوقت نميخوام اين جمله رو بهم بگي...هيچوقت....

لهجه ت را غلاف كن اي عشق

يادمه ازم پرسيدي عليرضا اذر گوش ميدي؟! گفتم اره خب دوسش دارم
گفتي منم دوسش دارم اما گوشش نميدم زياد
گفتم چرا
جواب دادي چون يه دليل مهمتر تو زندگيمه
عليرضا اذر بهم حس خوبي نميده
منظورم اينه گوش دادن اين اهنگا ادمو ياد روزاي خوب نميندازه ،ادمو معمولا به گذشته ميبره،ادمو تو فكر ميبره،حتي تو اوج خوشحالي يه مصرعش باعث ميشه دلت بگيره
من گوش نميدم چون نميخوام اينطوري بشم

اين روزا من اهنگ شاد هم گوش ميدم فقط باهاش زار ميزنم چه برسه عليرضا اذر ...

لهجه ت را غلاف كن اي عشق
زخمي ام از زبان نوك تيزت

...

كجايي...اقاييم كجايي...

توكه طاقت گريه هامو نداشتي ؟!كجايي ببيني نفسم بالا نمياد؟!

دارم اب ميشم ....فقط يبار ديگه بغلم كن ...فقط يبار...

وقتي استوريتو ديدم تنم يخ زد

تو بلا سرت بيادو من اروم باشم؟!

شبا ديگه معنايي نداره...

شبا ديگه واسم معنايي نداره 

وقتي نتوني بخوابي و ساعت خوابت بشه دم دماي صبح ديگه ميشه اسمشو گذاشت شب...

چقدر نگرانتم ...

يادته ميگفتي تو اگه نباشي كه نگرانم باشي ميميرم...

يادته ميگفتي صداتو نشنوم خوابم نميبره؟! ميگفتي صداتو كه ميشنوم قلبم تندتر ميزنه چرا اينقدر صداتو دوس دارم و بهم ارامش ميده...

اخ الان اون منم كه بدون صدات خوابم نميبره....

دلم تنگه...

دلم واسه صداش تنگ شده
واسه خودش
واسه چت کردنامون
دلم میخواد زنگ بزنم صداشو بشنوم ولی نمیتونم
دلم میخواد بهش پی ام بدم ولی نمیتونم
چه حسه بديه

دلم تنگه...

دلم واسه صداش تنگ شده
واسه خودش
واسه چت کردنامون
دلم میخواد زنگ بزنم صداشو بشنوم ولی نمیتونم
دلم میخواد بهش پی ام بدم ولی نمیتونم
چه حسه بديه

قربون صدات برممم ....قربون نفسات برممم آرامشم 

آخ نميدوني نميدوني اين دلم چقدرررررر تنگ شنيدن نفسات بود 

آخ كه ازديشب خواب به چشام نيومده 

ولي دلتنگيم كم نشد بيشترم شد ،انگار روز اوله كه ندارمت...

اخ كه دلم ضعف رفت... 

 

خاطره هامو نكش...

خاطره هامو نكش...
چون هيچي جز اونا واست نميمونه
چيزي به پركشيدنم نمونده
دارم ميرم....

ميگفتي...

خانوم من يوقتايي ارومه يوقتايي شلوغه يوقتايي شيطونه

يوقتايي لجبازه يوقتايي مهربونه يوقتايي عاشقه يوقتايي حرص ميده

يوقتايي چشماش اينقدر اروم و عاشقونست كه وقتي نگاش ميكني  خرميشي

يوقتايي هم چشماش پره خنده ست...

 

خيلي وقته چشمام نخنديده و فقط غم توشه...

اصن منو يادته؟!

صدامو يادته؟! 

ميگفتي:صدات كه ميپيچه تو گوشم  انگار دنيارو بم ميدن 

گفتم:دنيارو ول كن پوست تو و اون دنيارو ميكنم بگو صاحابت كيه؟!

گفتي:دردت تو سرم مگه من جز تو كيو دارم،مگه من جز اون دل كوچيك تو كجارو دارم كه بخوام برم،معلومه تويي ديگه زندگيم 

الان كجايي كه نيستي ؟!

الان كجارو داري؟!

يادته؟!

يادمه گفتي چكار خدا داري هي صداش ميزني...

گفتم ميخوام شكرش كنم كه يه ديوونه اي مث تو بهم داده

يادته؟! گفتي منو بهت داده؟!

گفتم :شايدم منو بت داده 

يادمه گفتي اگه تورو بهم داده كه من خوشبخت ترين مرد رو زمينم...

 

صدات...

اخ صدات...

اخ صدات ميپيچه تو گوشم ....

 

چجوريه كه هوامو نميكني؟!

چجوريه كه دلت هوامو نميكنه؟! چجوريه كه من روزي صدبار واست ميميرم؟!

صبح تاشب تو جلو چشامي ،دست به هرچي بزنم هركاري بخوام بكنم تو جلومي

اقايي بد هواتو كردم ...بددددددد....  بيتاب شدم پريدم سمت گوشي رفتم رو اسمت ...هنوزم عشقم سيوه 

Amour

چندبار دستم رفت بزنم اما....

گوشيو پرت كردم تمام اتاقو پر كردم از عطرت اون اهنگ تركيه كه دوسش داشتي رو گذاشتم 

پتو رو كشيدم رومو روي قبر رابطه اشك ريختم...

الان كه دارم واست مينويسم چشام بزور ميبينه ...تاره تار...

ميشه بازم واسم بخندي؟!

جمعه..

‏جمعه اي كه از صبح بي خوابي بزنه بهت
و با دلتنگي شروع شه ،
غروبش رو نميتونم تصور كنم اقايي...

لازمه بگم...

لازمه بگم نبودت ،
اصلا هم نگران کننده نیس،
نابود کنندس...

 

....

اشك ميريزم ...

ميدوني يعني چي؟!

يعني هنوز اين توي سينم واسه تو ميتپه....

تف بهش كه ميتپه ...

دق كردم...

.

من می‌تونستم ندیدنت رو تحمل کنم یا نبودن‌های گاه و بی‌گاهت رو. اما به شنیدن صدات، به حرف زدن باهات معتاد بودم. من بعد از تو انقدر حرف نزدم که لال‌مونی گرفتم.
وقتی واسه حرف زدن، اعتماد یه نفر رو جلب کردی، انقدر نسبت بهش دور نَایست که نتونه صداش رو‌ بهت برسونه. دق می‌کنه.

 

بازم جمعه....نديدنت...نبودنت...

غرور...

ميدوني...

وقتي ديدم بين منو غرورت مرددي رفتم كه گردن من بيوفته اين گذشتن...

فقط ميترسم ازروزي كه يكي ديگه بين تو و غرورش مردد بشه و ازت بگذره دلبر...

میانسالی ام فرا رسید!
روبه روی تلویزیون نشسته ام با یک لیوان چای!
زنم حرفم را نمیفهمد!
من هم نمیفهمم او چه میگوید!!
دارم خستگی یک عمر تلف شده را
روی دوش خود حس میکنم!!
دلم برای آن روزهایی که
حرف هایم را میفهمیدی
تنگ شده است!!!
معلوم نیست تو گیر کدام زبان نفهمی افتاده ای!!



اخ از صبح ها و دلتنگي خواب شب...

اين صبح ها اينقدر دلتنگيش زجراوره كه دلم ميخواد بميرم و بيدار نشم...

اقايي يادته چقدر ميخنديديم؟

يادته چقدر همديگه رو از ته دل بغل ميكرديم؟!

دلت تنگ نشده؟! دل من كه خبري ازش نيس اينقدر كه تنگ شده...

...

ديشب طبق معمول شباي پيش خوابتو ديدم ...

ناخوش بودي ...

خيلي گريه كردم،مث اون موقع ها كه نگرانت ميشدم و بنددلم پاره ميشد 

خيلي وقتا نميدونم چي ميشه اينجور غرق تو ميشم ،اينقدر غرق كه خوابما ولي انگار بيدارم ،انگاري پيشمي...

فك كنم خوابت تا صبح ادامه داشته كه اينقدر خوابيدم 

اخه الان لنگ ظهره...

چشامم كه طبق معمول پف از گريه...

اي بابا...

فقط خوب باش خب؟!

 

يلدا

يلدا؟! من فقط ديشب يه دقيقه بيشترازشباي ديگه نداشتمت خودمو اماده كردم واسه سردترين زمستون عمرم .. تواون شلوغيا چندبار دستم رفت بهت پيام بدم اما خوب شد ندادما ،ميدونستم جوابي نميگيرم اما نميدونم چرا چشمم همش به گوشي بود كه شايد ....شايد.... الهي من قربوت برم يلدات مبارك ...

جات خاليه...

جان خاليه...جات خاليه كه شب تا صبح بيخوابي ميزنه به سرمو هيچي ارومم نميكنه

دلبر ديشب خيلي مرورت كردم 

مث هميشه بوت پيچيد تو سرم و اون صداي...

صدات يكم داره مياد

ويس هاتم كه همه رو دارم 

شبا كه ارومم ميكردي...همه رو دارم

اما دلم به ويديوها نميره

فقط بدون هرجا ميرم جات خاليه ...دلبرممممم يلدا نزديكه

قراربود جشنمونو يلدا بگيريم ،يادته؟! يادت نيست....

آخرين يكشنبه پاييز...

ديشب كه قرص خواب بهم امون فكر كردن نداد

اما ميدوني اقايي امروز داشتم فك ميكردم چه عجيبه 

اينكه اخرين يكشنبه ي پاييز بيست و شيشم بود.... 

.

چقدر حواسم به اين چيزا جمعه ....

يكشنبه...

‎دلم گرفته بود...
‎هنذفريو گذاشتم تو گوشم اهنگ پلي شد
‎اگه زندگيم شد سرپا حديثت
‎ترهم نميخوام تو چشماي خيست
‎تو و عشق خوبت  اگرقسمتم نيست
‎به زانو نيوفتم كه اي خصلتم نيست
...
‎نوتيفيكيشن پيام اومد...
‎اسمش...
‎مگه ميشه...
‎چشامو ماليدم ،ده بار اسمشو خوندم
‎خودش بود...
‎كل سالن انتظار دور سرم چرخيد
‎دستام يخ بست
‎ديگه صدايي نميشنيدم 
اشكام سرازير شدن 
نميفهميدم كجام 
فقط شنيدم 
دكتر گفت بدنت يخه 
درد داري؟
اره درد دارم....خيلي درد دارم....

سه ماه شد...

اقايي سه ماه شد ...

فكرت نميزاره بخوابم ...

ميدونم بخوابم خوابتو ميبينم 

اما دلم نميخواد بخوابمو بازم باصداي گريه هام بيدارم كنن...

جوابي ندارم واسشون...

وقتي به اين فك ميكنم كه چه راحت كنار اومدي قلبم ميخواد در بياد از سينم ...

اروم بخوابي دلبرم... 

هنوز خوابتو ميبينم...

اينكه هنوز شبا خوابتو ميبينم 

يه معني بيشتر نميتونه بده 

اينكه تقلاي بيهوده اي دارم واسه فراموش كردنت....