دلـــــــــــــم
برای دِلـــم گاهی مادر میشَم
برای دِلــم گاهی دوست میشَم
دِلُـم اینروزها ازم خسته است.

حـوا قـدش بـلـنـدتـر بـود....
آدم دستـش بـه سیـب نـمـی رسیـد!!!
و مـن آنـقـدر رئـوفـم کـه اگـر بـخـواهـد.....
بـرایـش سیـب بـزرگـتـری مـی چـیـنـم.....
مـنـم یـک زن....!!!!!!
زاده ی تـبـعـیـضـم
تـویـی یـک مـرد
خـدای روی زمـیـن!!!!!
امـشـب دلـم تـنـگ شـده..!!!!!!!
بـرای عـکـسـهـایـی کـه از تـو گـوشـیـم پـاک کـردم....
بـرای دفـتـر خـاطـراتـم کـه مـدتـهـاسـت دیـگـه چـیـزی تـوش نـمـی نـویـسـم....
بـرای کـسی کـه مـدتـهـاسـت نـدیـدمـش...
بـرای آرامـشـی کـه مـدتـیـه دیـگـه نـدارمـش...
بـرای خـودم کـه حـالا خـیـلـی عـوض شـده....
روز تـولـدم بـود امـا کـسـی نـفـهـمـیـد!!!
حـتـی بـرای تـبـریـک یـک دوسـت هـم نـخـنـدیـد:(((
گـرچـه تـولـد مـن, تـکـرار عـمـر مـن بـود!!!
تـکـرارعـمـر فـانـی.... تـکـرار یـک گـذر بـود.........!!!
مـهـربـانـی تـا کـــــــی ؟؟
بـگـذار سـخـت بـاشـم و سـرد !!
بـاران کـه بـاریــد ... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه !!!
خـورشـیـد کـه تـابـیـد ... پـنـجـره بـبـندم و تـاریـک !!!
اشـک کـه آمـد ... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!!
او کـه رفـت
نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت . ...............
و خـدا مـرا روایـت کـرد
و ایـنـک سـالـهـای بـی شـمـاری را
مــریــم ام
هـمـچـون سـپـیـدار کـه سـالـهـاسـت
بـا سـایـه اش سـپـیـدار اسـت
آنـسـان کـه
گـریـه را،، مــاه را
خــدا را
مـی آمـوخـتـم
مــریــم بـودم
یـک مــریــم نـاتـمـام دور
کـه هـر روز
دلـم بـرای کـسـی تـنـگ اسـت،،
کـه گـمـان مـیـکـردم:
مـــی آیـــد .....
مـــی مـــانـــد ....
و بـــه تــنــهــائــیــم پـــایـــان مــیــدهــد!!!!!
آمـــد .....
رفـــت ......
و بــــه زنــــدگــــی ام پــــایـــــان داد....!!!!
از بوسه های قلابی تلفنی خسته ام....
از بغل های محکم اس ام اسی....
از عشق بازی های داغ چت....
از همه خسته ام.....
تو کنارم باش!!!!
پرده می کشم روی تمام اعتقادات دنیا..
تا به کسی بر نخورد
وقتی تورا می بوسم....!!!!!!

هـــــی....
کـــافــه چـــی!!!
دسـتـور بـده:
سـیـگـار بـیـارن..
مـشـروب بـیـارن!!
مـردای هـرزه رو دوره مـیـزم جـمـع کـن. . . .
شــایــد. . ! !
غـیـرتـی شـد و بـرگـشـت...!!!
باید خودم را ببرم
بخوابانم. .
باید ببرم صورتش را بشویم !
ببرم دراز بکشد !
دلداریش بدهم که فکر نکند
میخواهو بگویم: که میگذرد
که غصه نخورد.!
باید خودم را ببرم بخوابانم . .
مـــــن "خسته" است..!!

تا دوباره دیدنت..
این رختخواب را
وارونه خواهم خوابید.
خیانت است به تو!!
سر بر کنار خیالت نهادن..!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به پلک زدنی از تو دورم!!
اگر خواب به چشمم بیاید....
تو را خواب خواهم دید،
و خواهم گفت:
س
ل
ا
م

چـه فـرقـی مـیـکـنـد؟؟
در سـیـرک یـا در خـانـه. .
خـنـده ات کـه تـلـخ بـاشـد!
دلـت کـه خـون بـاشـد!
تــو هــم. . .
دلـــقـــکـــی..!!
هـیـس، ، ،
سـاکـت. . .
یـک کـف مـرتـب بـه افـتـخـارش بـزنـیـد! ! !
چـه بـا احـسـاس مـنـو گـذاشـت و رفـت...!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تـو رهـا کـرده ای رفـتـه ای. . .
مـن هـنـوز بـنـدهـایـم بـه تـو وصـل اسـت! ! !
بـه جـای نـقـطـه چـیـن هـر چـه دوسـت داری بـگـذار!!!
بـغـض،، درد!!
امـا. . .
دوسـتـت نـگـذار..!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رفت. . .
بدون کلامی که بوی اشک دهد! !
رفت. . .
بدون نگاهی که رنگ حسرت دهد! !
رفت. . .
بدون بوسه ای! !
فقط رفت. . .
و من شنیدم که توی دلش گفت:راحت شدم...!!!
تـمـام عـاشـقـانـه هـایـم را روی هـمـین دیـوار مـجـازی مـیـنـویـسـم. . .
از لـــج تـو...
از لـــج خـودم! !
کـه حـاضـر نـبـودیـم یـکـبـار در واقـعـیـت بـگـویـیـمـشـان...!!!

می گویند:
ساده ام ، ، ،
می گویند:
تو مرا با یک جمله، یک لبخند
به بازی میگیری....
می گویند:
ترفند هایت، شیطنت هایت
و دروغ هایت را نمی فهمم! !
می گویند: ساده ام!!
اما تو این را باور نکن! !
من فقط دوستت دارم همین!
و آنها این را نمی فهمند...!!!
گاه دلتنگ میشوم.
دلتنگتر از همه دلتنگی ها. .
گوشه ای مینشینم،،
و میشمارم!!!
حسرتها، باختن ها، و شکستن ها را..
نمیدانم. . ! !
من کدامین امید را نا امید کردم
کدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دل تنگم؟!
من زانوهایم را به آغوش کشیده بودم. . .
وقتی تو برای آغوش دیگری زانو میزدی...!!!
او هوایم را داشت،
که پیاده روها لیز و یخبندان بود!!
بی هوا رفت. . .!
بی هوا ماندم. . .!!
چه هوایش امروز که پیاده روها لیز و یخبندان است
در سرم پیچیده است...!!!
حکم لازم
بر بزن، یکبار دیگر حکم کن،، اما نه بیدل!
حکم. . . دل!!
هرکه دل داردبیندازد وسط.
من و تو دلهایمان را رو کنیم،
دل که روی دل بیفتد عشق حاکم میشود! !
پس به حکم عشق بازی میکنیم.
این دل من، رو بکن حالا دلت را..!
دل نداری..؟؟
بر بزن اندیشه ات را... حکم لازم!
دل گرفتن، دل سپردن، هر دو لازم. . ! !
عشق لازم، ، عشق لازم. . . .
تو پنجره ای هستی
شبیه تمام پنجره هایی که کسی ندارد،
و روی لولای دل من میروی. . .
میچرخی و میروی به ۱۵۰درجه انطرف تر من!!
و این صدای دل من است که جیر جیر میکند..!!
برنگرد۰۰۰
که برنمیگردی تو هیچ وقت!!!
نمی خواهم داشته باشمت،نترس!!
فقط بیا درخزان خواسته هایم کمی قدم بزن..
دلم برای راه رفتنت تنگ شده..!!
آدم از تلخی این تجربه ها میفهمد
که به زیبایی آینه نباید دل بست
ناگزیرم که به این فاجعه اقرار کنم
خوابهایی که ندیدم به حقیقت پیوست...
کاری از دست دل سوخته ام ساخته نیست!
قسمتم دربدری بود
همین است که هست...
در دلم هرچه درو پنجره دیدم بستم
راه را بر همه چیزو همه کس باید بست!!!