تقدیم به مخاطب خاصم....
مخاطب خاص من...
به سادگی یک لبخند رهایم کرد و رفت !
و من عاشقانه های بی مخاطبم را به حراج گذاشته ام ...
روزی ما کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه ایست
و هر انسانی
برای هر انسانی برادریست .
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ایست
و قلب برای زندگی بس است .
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف زندگی است .
تا من به خاطر آخرین شعر
رنج جست و جوی قافیه نبرم .
روزیکه هر لب ترانه ایست
تا کمترین سرود بوسه باشد .
روزیکه تو بیایی و
مهربانی با زیبایی یکسان شود .
روزیکه ما دوباره برای کبوتر هایمان
دانه بریزیم .
و من تا آن روز انتظار میکشم .
حتی روزیکه دیگر نباشم .
شاید زندگی همین باشد ...















