تقدیم به مخاطب خاصم....

مخاطب خاص من...

به سادگی یک لبخند رهایم کرد و رفت !

و من عاشقانه های بی مخاطبم را به حراج گذاشته ام ...






روزی ما کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

روزی که کمترین سرود بوسه ایست

و هر انسانی

برای هر انسانی برادریست .

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ایست

و قلب برای زندگی بس است .

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر اخرین حرف دنبال سخن نگردی

روزی که آهنگ هر حرف زندگی است .

تا من به خاطر آخرین شعر

رنج جست و جوی قافیه نبرم .

روزیکه هر لب ترانه ایست

تا کمترین سرود بوسه باشد .

روزیکه تو بیایی و

مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزیکه ما دوباره برای کبوتر هایمان

دانه بریزیم .

و من تا آن روز انتظار میکشم .

حتی روزیکه دیگر نباشم .

شاید زندگی همین باشد ...


آپلود عکس رایگان






 

 

پیاده آمده ام ...

بی چارپا و چراغ

بی آب و آینه

بی نان و نوازشی حتی

تنها کوله یی کهنه و کتابی کال

و دلی که سوختن شمع نمی داند

کوله بارم

پر از گریه های فروغ است

پر از دشتهای بی آهو

پر از صدای سرایدار همسایه

که سرفه های سرخ سل

از گلوگاه هر ثانیه اش بالا می روند

پر از نگاه کودکانی

که شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم

آنها را به خانه ی خواب نمی رساند

می دانم

کوله ام سنگین و دلم غمگین است

اما تو دلواپس نباش !

نیامدم که بمانم

تنها به اندازه ی نمباره یی کنارم باش

تمام جاده های جهان را

به جستجوی نگاه تو آمده ام

پیاده

باور نمی کنی ؟

پس این تو و این پینه های پای پیاده ی من

حالا بگو

در این تراکم تنهایی

مهمان بی چراغ نمی خواهی ؟

یغما گلرویی

 عکس های خفن




 


التماست نمی کنم ....

هرگز گمان نکن که این واژه را

در وادی آوازهای من خواهی شنید

تنها می نویسم بیا ...

بیا ... و لحظه ای کنار فانوس نفسهای من آرام بگیر

نگاه کن ...

ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است

اگر نگاه گمانم به راه آمدنت نبود

ساعتی پیش

این انتظار شبانه را به خلوت

ناب خوابهای تو می سپردم

حال هم

به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم

بارش قطره یی از ابرهای بارانی نگاهم کافیست

تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی

اما....

تو را ه جان نفس های نرم کبوتران هره نشین

بیا وامشب را بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش

مگر چه می شود ؟

یک بار بی پوشش باران تماشایت کنم ؟

یغما گلرویی


عکس های خفن

 

 

 

 

گمت کردم !

تو این راه رو های دک دراز گمت کردم !

تو این دالونهای سفید !

تو این دالونها !

از خونه که زدم بیرون باهام بودی !

تو دلم ... تو سرم ... لای برگای کتابم !

تو ماشین باهام بودی !

تو دلم تو سرم لای برگای کتابم !

دم ساز فروشیا باهام بودی !

تو دلم تو سرم لای برگای کتابم

پله هارو که اومدم بالا باهام بودی

تو دلم تو سرم لای برگای . . . . .

اما نه !

دیگه نبودی ! همون جاها گمت کردم !

ای لعنت به رنگ قرمز!

لعنت به هر چی خودکاره!

لعنت به هر چی هرچی ......

گم بشه هر کی بخواد تورو گم کنم!

قبض جریمه نبودی!

که از لای برگای کتابم بیفتی عین خیالم نباشه !

به کوری چشم هر چی دزده هنوزم با منی !

تو دلم !

تو سرم.....

گیرم که از لای کتابم کنده باشنت !

دیاری نمی تونه از دلم بدزدتت !

دیاری نمی تونه .....

یغما گلرویی

عکس های خفن



 

 

فرض کن پاک کنی برداشتم

و نام تو را

از سر نویس ِ تمام نامه ها

و از تارک ِ تمام ترانه ها پاک کردم!

فرض کن با قلمم جناق شکستم!

به پرسش و پروانه پشت کردم

و چشمهایم را به روی رویش ِ رؤیا و روشنی بستم!

فرض کن دیگر آوازی از آسمان ِ بی ستاره نخواندم،

حجره ی حنجره ام از تکلم ترانه تهی شد

و دیگر شبگرد ِ کوچه ی شما،

صدای آواز های مرا نشنید!

بگو آنوقت،

با عطر ِ آشنای این همه آرزو چه کنم؟

با التماس این دل ِ در به در!

با بی قراری ابرهای بارانی...

باور کن به دیدار ِ آینه هم که می روم،

خیال ِ تو از انتهای سیاهی ِ چشمهایم سوسو می زند!

موضوع دوری ِ دستها و دیدارها مطرح نیست!

همنشین ِ نفسهای من شده ای!

با دلتنگی ِ دیدگانم یکی شده ای . . .

یغما گلرویی

عکس های خفن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

افسانه بود شاید!!

     آن روزها که در حماسه ی عشق تو، به بار می نشستم...

      سالهای حاصلخیز گذشت

         ملخ های خاطره ویرانم کردند

           من مانده ام و اندام مترسک...

                      تنهایی مرا باد هم نمی برد!!

 

 دانلود موزیک جدید

 

 

 

 

توی‌ این‌ کوچه‌های‌ مه‌ گرفته‌،
کسی‌ دلواپس‌ِ اندوه‌ِ من‌ نیست‌ !
هنوزم‌ تو چشام‌ خورشیدِ امّا ،
دیگه‌ حسّی‌ واسه‌ روشن‌ شُدن‌ نیست‌ !

 

دوباره‌ می‌رسم‌ به‌ خاطراتی‌ ،
که‌ با عطرِ خوش‌ِ خونه‌ رفیقن‌ !
ترانه‌ سررسیده‌ از سکوتم‌،
ولی‌ میلی‌ ندارم‌ من‌ به‌ خوندن‌ !

 

تموم‌ِ کوچه‌ها تاریکن‌ این‌جا !
تموم‌ِ آرزوها دست‌ِ بادن‌ !
من‌ از این‌ آدمک‌ها نااُمیدم‌،
که‌ چشمای‌ من‌ُ به‌ گریه‌ دادن‌ !

 

من‌ُ آشتی‌ بده‌ با سرزمینی‌،
که‌ پایان‌ِ تموم‌ِ آرزوهاس‌ !
بِبَر من‌ رُ از این‌ شب‌های‌ سنگی‌،
دلم‌ بی‌تاب‌ کشف‌ِ صبح‌ِ فرداس‌ !

 

من‌ُ این‌ پرسه‌های‌ بی‌بهونه‌ !
من‌ُ رؤیای‌ لمس‌ِ خاک‌ِ خونه‌ !
من‌ُ آوازِ دلگیرِ غریبی‌،
توی‌ پسکوچه‌ی‌ غربت‌ ، شبونه‌ !

 

 

 cze

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زنی که در رو به روی تو سیگار میکشد

 

در فکر گفت و گوی تو سیگار میکشد !

 

 

وقتی که میروی و دلش تنگ میشود

 

بی شک به جستو جوی تو سیگار میکشد !

 

 

این بار بی تو فاصله ها را نمی دود

 

در سوگ آرزوی تو سیگار میکشد !

 

 

هرگز سخن نگفت و سکوتش ترانه شد

 

آهنگ ساز روی تو سیگار میکشد !

 

 

cze

 

 

 

 

 

 

 

 چی‌ بخونم‌ وقتی‌ چشمام‌ از حضورِ گریه‌ خیسه‌ ؟
 
وقتی‌ هیچکس‌ نمی‌تونه‌ غصه‌هام‌ُ بنویسه‌

 

چی‌ بخونم‌ وقتی‌ قلبت‌ من‌ُ از تو قصه‌ رونده‌ ؟
 
وقتی‌ که‌ به‌ جز یه‌ سایه‌ کسی‌ پیش‌ِ من‌ نمونده‌

 

چی‌ بخونم‌ وقتی‌ فریاد با سکوت‌ فرقی‌ نداره‌ ؟
 
وقتی‌ هیچکس‌ نمی‌تونه‌ تو رُ پیش‌ِ من‌ بیاره‌
!

 

چی‌ بگم‌ وقتی‌ ترانه‌ بی‌تو جلوه‌یی‌ نداره‌ ؟
 
وقتی‌ آواز من‌ُ تنها توی‌ کوچه‌ جا میذاره‌

 

 وقتی‌ توی‌ آسمونم‌ چشمک‌ِ ستاره‌ای‌ نیست‌ !
 
وقتی‌ که‌ برای‌ بغضم‌ جُز شکستن‌ چاره‌ای‌ نیست‌

 

چی‌ بخونم‌ وقتی‌ هیچکس‌ من‌ُ از خودم‌ ندزدید !
 
وقتی‌ غربت‌ِ صدام‌ُ کسی‌ غیرِ تو نفهمید !

 

آهنگ جدید

 

 

 

 

 

 

 

من میروم و تو میمانی . . .

 

به امید همه باورهایت !

 

با عشق مدارا میکنی و

 

میگویی  . . . کسی دیگر می آید !

 

تو که میروی . . . من می مانم و من . . .

 

بی مدارا !

 

بی عشق !

 

به امید هیچ کس دیگر . . .

 

 

 

 

 

 

 

تمام مزرعه را

 

مترسکها خوردند ! !

 

بیچاره کلاغها !

 

که زیر بار تهمت

 

 سیاه شدند . . .

 

دانلود فیلم با لینک مستقیم

 

 

 

 

 

گرگ ها هرگز گریه نمی کنند !

 

اما گاهی عرصه ی زندگی

 

چنان بر آنها تنگ می شود . . .

 

که بر فرازبلندترین کوه ها . . .

 

دردناک ترین زوزه ها را می کشند ! !

 

 cze

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

کافه چی ؟

 

قهوه ام را شیرین کن !

 

آن روزها 

 

که تلخ میخوردم . . .

 

روزگار شیرین بود . . .

 

cze

 

 

 

 

 

 

دکتر ؟

 

پای نسخه ام بنویس

 

ملاقات ممنوع !

 

بگذار تنهاییم دلیل

 

پزشکی داشته باشد . . .

 

   

 

 

 

 

حسین. . .

 

 بیشتر از آب . . . تشنه لبیک بود !!

 

افسوس . . .

 

به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

 

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند ...

 

cze

 

 

 

 

 

 

گاهی سرم را بالا می گیرم

 

تا آسمان مرا فراموش نکند !

 

تا ابرها بدانند . . .

 

وقت باریدن است . . .

 

تا پرنده ها ببینند همزاد اسیرشان ا

 

و می گریم !

 

تا زمین بداند که من از جنس ابرم . . . نه خاک !

 

عکس های خفن 

 

 

 

 

 

 


 

باز هم کلمه کم آورده ام برای احوالاتم . . .

 

بروید یک سیگار بکشید !

 

تلخی اش که ماند ته گلویتان . . .

 

فکر کنید همان بغضی است که توی گلوی من نه بالا می رود و نه پایین ...

 

حالم اینگونه تلخ است !

 

کاش برای همیشه میخوابیدم . . .

 

 دانلود فیلم با لینک مستقیم