دارم فکر میکنم چقدر بده که آدمها از عشقشون یه روز پشیمون میشن.حتی فکرشم سنگینه!!!آخه چرا
؟؟؟!!!یه روزی همون آدمها عشق رو زیباترین هدیه خدا می دونستن....
شاید تا به حال بازیچه خیلی ها شده باشم اما همیشه سعی کردم پشیمون نشم.
چیزی بوده که خودم انتخاب کردم...راهی بوده که خودم رفتم چرا نباید یادم بیاد اون زمان که غرق خوشی بودم
رو که حالا از داغش غر بزنم!!! 
میگن هرچیز خوبی بلاخره یه روز بدیهاشو نشون میده.تازه کسی به ما تعهد کتبی و رسمی نداده که حتما باید همه آدمها بتونن همدیگه رو همیشه تحمل کنن.بعضی ها تا یه حدی توان دارن توی نگه داشتن یه رابطه...
آخه چرا شاکی میشین از رفتن آدمها؟!!! به نظرم اون زمانی که بودن در حد توان خودشون عشقشون رو بهت دادن که تونستی عاشقشون بشی !!! پس دیگه توقع بیشتر نداشته باش...
سعی کن هیچ وقت نگی اون دوران اشتباه میکردم شاید به کارهات فکر کنی و ببینی چیزی کم نذاشتی هر چی گفته همون شدی و انجام دادی و افسوس بخوری
...اما مگه غیر از اینه که هرکاری کردی واسه دل خودت بوده چون یه زمانی دوسش داشتی چون خودتم میخواستی و با کمال میل بوده...
اگه ناراحتیت واسه اینه که چرا وقتی داشت میرفت هی التماس کردی که بمونه و نره و اسم اینو میزاری خریت بازم اشتباه میکنی.تلاش برای نگه داشتن چیزی که دوسش داری خریت نیست به هیچ وجه...!! دیگه بدست نیاوردن و رفتنشو بزار به پای مقدار تلاشت یا لیاقت طرف مقابلت....
به نظرم افسوس گذشته فقط باعث میشه که حال رو از دست بدی.
دلم میگیره وقتی یکی از خاطراته رابطه اش با کسی به بدی یاد میکنه و میگه اون زمان نمیفهمیدم نه اینجوری نیست
ما مطابق اون زمان و شرایطش برخورد میکنیم.اگه جنگیدی ، اشک ریختی برای چیزی یا کسی بوده که دوسش داشتی.اینکه افسوس و حسرت نداره مرد باش و قبول کن که روزهای خوبی هم داشتی....
به هرحال همه مثل هم نیستند و نمیتونن به تو به یه چشم نگاه کنند.شاید یکی یه چیزایی در تو دیده که دیگری ندیده یا دیده ولی دوست نداره ...
همیشه سعی کن توی اتفاقایی که به نظر تو ناگوار بوده شونه هاتو بندازی بالا و بگی بیخیال و از ادامه زندگیت لذت ببری.
تا اونجایی که تونستم سعی کردم منظورمو بفهونم.راستش این متن ویژه مخصوص یکی از دوستای گلم بود من چیز زیادی از رابطه اش نمیدونم اما با توجه به حرفاشو چیزایی که ازش خوندم حرفمو زدم و دوست دارم دیدشو از رابطه ایی که تموم شده تغییر بدم تا با مسائل راحتتر کنار بیاد و خودشو نبره زیر سوال...
ممنون از دوست گلم که باعث شد یه سری به وبم بزنم و آپ کنم.
خب...بریم سراغ وبلاگ خودمون...به به دوستان گلم...خوبین؟خوشین؟سلامتین؟
من بلاخره اومدم..توی این مدت رفت و آمدهای زندگیم به کل عوض شد همینطور دیدگاهم به زندگی که هر روز داره تغییر میکنه
و قشنگ حس میکنم دارم از دوران نوجوونی بیرون میام و بزرگ میشم. از همه مهمتر اینکه دوست جونم اومد پیشم و مثل همیشه کلی خوش گذشت...
خبر مهم اینکه دانشجوی زنجان شدم تازه میفهمم دوری از خونه چقدر سخته ... اونم زنجان که واقعا شهر دلگیریه اما خب چه میشه کرد به جز تحمل!
درسامون خیلی سنگین شده زمین تا آسمون با دوران خوش کاردانی فرق داره...
از استادامون راضیم اما چه فایده که اکثر کلاسامون جداست!!!
خبر مهم آخر اینکه 2تا دوست گل پیدا کرم که واقعا نعمت الهی هستن واسه من که یه مدت واقعا تنها بودم.خدا جون شکرت که دارمشون
و خدایا شکرت که توی زنجان هم تنها نیستم و چندتا دوست گل و بامعرفت دارم.
و در آخر پیشاپیش سال جدید رو به همه شما دوستای گلم تبریک میگم ایشالا سال خوبی داشته باشین..