صبر خدا کی تمام میشود؟

امروز دلم شکست وچشمانم تر شد وقتی دیدم پسر بچه ای 4-5 ساله

 گوشه ای به دیوار تکیه داده بود و میگریست دستی به سرش کشیدم

 پرسیدم برای چه گریه میکنی با بغض گفت : به آن آقا گفتم یک برگ

 دعا ازم بخر ولی کتکم زد انگشتش را دنبال کردم در صحن بانک ملی

 شعبه ی چهار راه مرادی مردی را دیدم با یک تیشرت نارنجی که پشت

 باجه ایستاده بود با کینه نگاهش کردم دلم میخواست بروم و با تمام

 قدرت کفشم را به سرش بکوبم اما ... دوباره دستی به سر پسرک

 کشیدم گونه های خیسش را پاک کردم  کمی قربان صدقه اش رفتم و به

 تعداد اسکناسهای 1000 تومانی توی جیبم از او خرید کردم اما باز

 بغض گلویم را رها نمی کند گناه این طفل معصوم چیست چه کسی

 مسئول خرد شدن شخصیتش است ؟ پدر و مادرش کیست ؟ آن مرد

 نارنجی پوش چه می خواهد به خدا جواب بدهد؟ وظیفه ی ما چیست؟

 استاندار و دیگر مدیران شبها چگونه می خوابند؟

صبر خدا کی تمام میشود؟ 

به خودمان بیاییم

     از  سالهای دور موقعیت تجاری و سهولت ایجاد درآمدهای قانونی و غیر قانونی در استان

 هرمزگان باعث مهاجرت بسیاری از شهر های دور و نزدیک به این دیار شده است .

 وبا توجه به مهمان نوازی و غریبه دوستی مردمان این سامان اکثرا پس از مدتی ساکن دائمی

استا ن هرمزگان شده اند.

 اما شاید هرمزگانی ها هرگز تصور نمی کردند که روزی در خانه ی خودشان  غریبه  شوند .

جدا ی از نادیده گرفته شدن حق بومی ها در مراتب شغلی که خود موضوعی کلان و قابل بحث

 است اهانت برخی از این نمک نشناسان به شخصیت و فرهنگ و سنتهای اصیل استان دیگر غیر

 قابل تحمل است ای کاش غریبه ها هنوز هم برایمان سرحدی بودند و نمی گذاشتیم پا را از حد خود

 بیرون ببرند . ای کاش مانتو ها جای لباسهای رنگی زیبایمان را نمی گرفتند .و طرح حنا و

 جرینگ جرینگ النگوها کلاسمان را پایین نمی آورد .

 باورکنید قبل از این غریبه ها خودمان مقصریم باید تا دیر نشده به خودمان بیاییم .

شاید بهار فرصت خوبی باشد...

شاید بهار فرصت خوبی باشد تا همراه با طبیعت دوباره خود را به طراوت هستی بسپاریم

 

بیا دعا کنیم در سال جدید هیچ کودکی بی سرپناه نباشد یعنی کودک خیابانی نداشته باشیم .

 

خانه ها گرم و امن باشد و هیچ صاحب خانه ای به فکر افزایش کرایه نیفتد.

 

مسولین همراه با درختان از خواب گران بیدار شوند و یادشان بیاید

 

تورم و گرانی بیداد می کند و خیلی ها نتوانسته اند لباسی برای عید بخرند .

 

و تن خیلی ها از به یاد آوری دید و بازدید ها میلرزد چون برنج و مرغ و گوشت گران است.

 

راستی چند روز است یکبند صدای گریه ی دختر همسایه می آید نکند دلش لباس نو می خواهد

 

و پدرش شرمنده ی دستان خالی باشد بیا با هم سری به همسایه هامان بزنیم

 

شاید زنگ در خانه شان کلید یکی از درهای بهشت باشد .

 

چه اشکالی دارد بیا برویم ببینیم صاحب خانه ی جواد آقا هر روز در خانه شان چه می خواهد؟

 

 عید که قرار نیست فقط شکم بچرانیم و برنامه های آبکی تلویزیون را ببینیم بیا کمی هم در

 

غصه ها شریک شویم شاید خدا خواست و همه با هم خندیدیم .

 

مادر

عنوان وبلاگ من خبریه اما اینروزها دست و دلم به کار خبر نمی ره

 چون هر چه به سال نو نزدیکتر میشیم

بیشتر دلم برای مادرم  تنگ می شه لعنت به اردیبهشت که اونو از من گرفت.

 

می دونید خیلی بده وقتی آدم .....

 

ننه صدام کن عاشق صداتم

 

پلنگ رشته‌کوه شونه‌هاتم

 

ننه کجايي؟ حوض خونه يخ زد

 

تو رفتي باغچه‌هامونو ملخ زد

 

ننه نمونده بلبلي تو باغا

 

چه زندگي به هم زدن کلاغا

 

ننه دلم براي خونه تنگه

 

بي‌تو کجاي زندگي قشنگه

 

ما غير مردن عادتي نداريم

 

به زندگي شباهتي نداريم

 

ننه کجايي خاک گلدونت شم

 

قربون اون دستاي بي‌جونت شم

 

وقتي تو نيستي عاشقانه‌هام کو؟

 

رديف خوشگل ترانه‌هام کو؟

 

ننه رو آسموني يا زميني

 

هرجا باشي برام عزيزتريني

 

صدام کن آرزومه پرکشيدن

 

کاري نداره از زمين بريدن

 

صدام کن از بند زمين کنده شم

 

به کوه شونه‌هات پناهنده شم

 

 

دست مریزاد ! ما را شرمنده ی هموطنانمان کردید

هرمزگان یکی از پر تردد ترین استانهای  ایران محسوب می شود و البته نگاه اقتصادی اکثر این

 مسافران برای اهالی اندیشه ی استان همیشه سنگین بوده و با براه انداختن وبلاگها و یا برنامه های

 هنری سعی در معرفی اثار تاریخی و جاذبه های طبیعی ان داشتند . اما به لطف دو سه تن از

  افراد بی مسولیت و از خدا بی خبر و نیز مدیران همیشه در  خواب استان برای همیشه شرمنده ی

 هموطنان عزیزمان شدیم . نمی دانم چرا در ایران نرخ جان انسانها اینقدر ارزان شده که می توانیم

 بیاستیم و شاهد مرگ انسانی باشیم.

خبر غرق شدن یک اتوبوس دریایی حامل عده ای از هموطنان گردشگر را در حوالی جزیره

 هرمز را حتما شنیده اید خبر تاسف باری که قلب انسانیت را بدرد آورد . اگر اظهارات بازماندگان

 حادثه خوانده باشید به خوبی گفته ی مرا درک خواهید کرد . طبق این اظهارات افراد حاضر در

 صحنه براحتی می توانسته اند جان تمامی مسافران این اتوبوس دریایی را نجات دهند اما   از این

 کار سرباز زده و به فیلمبرداری از صحنه ی مرگ دلخراش هموطنانمان پرداخته اند .و اما

 مسولین مربوطه در ابتدای امر اعلام کردند که مقصرین بزودی معرفی و تحت پیگرد قرار

 می گیرند اما گویا سعی دارند با موضوع کج دار و مریز برخورد کنند تا مشمول زمان شده و

کم کم نیز مانند سایر حوادث مشابه به فراموشی سپرده شود .

عوام فریبی از نظر شرعی حرام است

به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می شویم و بار دیگر شهر

حال و هوای عجیبی را تجربه می کندهمه مشتاق خدمت می شوند و برای

 رسیدن به کرسی سبزمجلس شورای اسلامی دست به جیب می شوند

بعضی ها هم که معلوم نیست از کجا با مبالغ نجومی سر می رسند سفره

های رنگین پهن میشود و کاندیداها بدون هیج مکثی پاسخ گوی تلفن ها و

مراجعات هستند .

راستی تا به حال از خودتان پرسیده اید در مجلس چه خبر است که اینهمه

برای آن سر و دست می شکنند؟

اصلا حقوق این نمایندگان در طی خدمت در مجلس چقدر است که برای

آن میلیاردی خرج می کنند ؟

عزیزانی که با حمایت این و آن به مجلس می روند در عوض چه پاسخی

باید بدهند؟ نه نگویید که مشتاق خدمتید که این مردم خدمتی از بسیاری از

این اقایان ندیده اند ؟

ای کاش پس از هر مجلسی نمایندگان ملزم به پاسخگویی می شدند

منظورم از پاسخگویی ارایه امار و ارقام در بروشورهای تبلیغاتی نیست

پاسخ های صادقانه ایست که مردم را قانع کند . آقایان کاندیدا عوام فریبی

از نظر شرعی حرام است دین خود را به دنیا نفروشید .

اولتیماتوم آقای استاندار

 
اتمام حجت استاندار هرمزگان با مدیران کم‌کار

خبرگزاری فارس: استاندار هرمزگان ضمن اتمام حجت با مدیران کم‌کار گفت:

 تکلیف مدیرانی که با بهانه‌گیری کم‌کاری خود را توجیه می‌کنند باید یکسره شود.

هرمزگان منطقه ایست با قابلیت های اقتصادی - سیاسی قابل توجه در دنیا

 که علاوه بر آن از جاذبه های گردشگری بسیاری نیز بهره مند است .اما

 سهم هرمزگانیها از تمام اینها تا به حال چه بوده ؟ پاسخ تاسف همه را در

 پی خواهد داشت سخنان عزیزی در جمع مدیران کل استان زیبا ست اما

 باید پرسید آیا این اتمام حجت شامل خود وی و مدیران عزیز کرده هم

 خواهد بود؟

سوگواری یا بدعت در دین

ماه محرم رسید و بازار مداح های ریز و درشت هم

 گرم و البته مداح های زن در این میدان گوی سبقت

 را از همکاران مذکر خود ربوده اند .

 

اینروزها در هر خانه ای بساط عزاداری برپاست و خانمها که

 عاشق این گردهمایی ها هستند تا پاسی از شب در این مجالس به

 نوحه خوانی و غیبت و شکم چرانی مشغولند حال باید ببینیم

 خروجی این مجالس چیست ؟ از خود مداح شروع می کنیم که اکثرا

 سواد دینی ندارند یا اگر هم دارند برای گرم تر کردن مجلس تا

 اهانت به ساحت مقدس اهل بیت هم پیش میروند به طور مثال از

 اسوه ی صبوری و مقاومت حضرت زینب (س) زنی مفلوک

 معرفی میکنند که تمام درها به رویش بسته شده و جز ضجه زدن

 کاری از پیش نمی برد سخنان این مداح ها در بیشتر قسمتها ی

 روضه خوانی جز اهانت و زیر سوال بردن رسالت عاشورا چیزی

 ندارد . نوحه ها هم که بیشتر اشعار عاشقانه ای است که اگر با دقت

 گوش دهیم باز هم توهین دو جانبه ای ست هم به خانمهای حاضر

 در مجلس هم به بزرگواری که نوحه در مدحش خوانده می شود و

 به جرات می توان گفت اکثر این مجالس جز بدعت در دین هیچ

 خروجی ندارد شاید وقتش رسیده که نهادهای زیربط اقدام عاجلانه

 ای برای نظارت و کنترل این مجالس داشته باشند و مداحی و نوحه

 سرایی را به افراد اهل فن بسپارند .  

شاید اینبار ............

 

خبرگزاری فارس:

پس از سال‌ها انتظار و به دست استاندار هرمزگان؛

سرانجام کلنگ گازرسانی بندرعباس به زمین می‌خورد

 
 
 
  وعده ی این مهم  از زمان اقای خاتمی به مردم
 
هرمزگان داده شده بود البته اگر قبول کنیم هرمزگان فقط
 
بندرعباس نیست . حالا هم نمی خواهیم اینرا به حساب
 
دیگر وعده ها و کلنگ های زده شده و فراموش شده
 
بگذاریم انشا... اینبار واقعیت داشته باشد . چرا که این
 
حق ماست مانند سایر حقوقی که هرگز دیده نمی
 
شوند و گویا همه به شکل اماردلخوشکنک این توهم را
 
به مسولین می دهد که همه چیز بر وفق مراد مردم
 
است.

چند تا 500 هزارتومان می شود 3 هزار میلیارد تومان؟

چندی پیش در یکی از شعب بانک ملی بندرعباس خانم سالخورده ای

 دیدم که نامه ای از یکی از نمایندگان مجلس را در دست داشت و برای

 دریافت یک وام 500هزار تومانی مراجعه کرده بود و یکی از کار

 مندان بانک شرایط دریافت را برایش توضیح می داد که مهمترینش

 معرفی ضامن معتبر بود که با ارایه فیش بانکی بازپرداخت وام را

 تضمین کند پیرزن می گفت که همچین شخصی را نمی تواند معرفی کند

 بعد از کمی بحث و جدل یکی از افراد حاضر به او گفت : این پول که

 دردی را دوا نمیکند برای چه اینهمه دردسررا تحمل میکنی ؟ پیرزن

 گفت که سقف اتاقش در حال ریختن است و اتاقشان هم در ندارد می

 گفت دو دختر جوان دا رد و شبها از ترس آبرو ی آنان تا صبح بیدار

 است با این پول می خواهد هم سقف خانه را تعمیر کند هم در بخرد و

 هم دو پتو .آرزوهای پیرزن هم کوچک بود و هم بزرگ چون زندگی

 او و دودخترش را متحول می کرد نمی دانم بلاخره توانست وام مذکور

 را دریافت کند یا نه اما اینروزها یک سوال در ذهن من آشوب به پا

 کرده است . راستی باید از دولت مهر ورز بپرسیم چند تا 500 هزار

 تومان می شود 3 هزار میلیارد تومان؟