مابرتوای حسین .ع.دمادم گریستیم اماچه سودچون به شمانایستیم
ماکوفیان عبد ذلیلیم درنفاق
گفتیم یاحسین ویزیدانه زیستیم
ماتیغ رابه خصم نه به خویش میزنیم خصمیم یاکه دوست ندانیم که کیستیم
ماخووگرفته ایم به بیدادهرزمان کوپای عقل تابه عدالت بایستیم
شدتکه تکه گوهراشکی که داشتیم آن رابه پای معرکه گیران گذاشتیم
این هوچیان که نام تودکانشان شده ست
بی آبی خیام شما نانشان شده ست
گیرن تکه تکه به الطاف ماچنان بازارشان گرفته به کذب وریا،روان
نسبت دهندبرتوسخن های ناپسند این قوم برروایت عشق تو توجاهلند
گویندکرده ای طلب ازاهل کوفه آب تاجرعه ای دهندتوراازره صواب
غافل زآن که چشمه ی آب بقا تویی
خضرازکف توخورده برای حیات آب
دریاتوباشی وسپه کوفه چون کویر دریا کجا کند طلب آب ازسراب
خواندند خار خواهرآزاده تورا دوری است خاری ازحرم پاک بوتراب
خاری کجاودخترآزاده علی.ع. ذلت کجاو دختر بانوی آفتاب
ای زاده رسول.ص. که عزت ازآن توست هرجانماز به پاشود بااذان توست
برخواستی به عزم و نشستی به خون خویش
پشت فساد و فتنه شکستی به خون خویش
خون تونقش پرچم فتح القریب شد دست خداتورابه سعادت نصیب شد
آغازشدبرای تو دوران دیگری
آن روز شد(عاشورا)سوم شعبان دیگری
* شعرازپیرمردی عاشق وگم نام** تقدیم به عاشقان حقیقی حقیقت زیبای عاشورا