سلام.....

انقدر دلم را شکسته اند
که تمام راه های منتهی به دل خراب شده است
چندیست تابلو زده ام
کارگران مشغول کارند آهسته برانید
نه برای دل شکسته ام
برای شما که از زخم دلم زخم بر ندارید
شاید دلیل شکستن دل ارزان بودن آنست
به سلامتیه تو
تویی که این متنو میخونی......
تویی که دلت شکست ولی مرام داشتی،
تنها موندی.....
اما معرفت داشتی......
تو دختری که تو این روزای سخت از خیلی از نامردای مرد نما مقاومتری محکمتری....
تو پسری که تو این روزای سخت از خیلی زن نما های سنگدل با احساس ترى،لطیفتری
نه میگم بی خیال.... نه میگم خوش باش.......
بابت خوردن مهر با ارزش آدم رو پیشونیت داری بها میپردازی......
به نظرت نمی ارزه؟
می ارزه خوبم می ارزه............
به سلامتیت.
دیروز
دست هایت را دیدم
که دست هاے زنے هرزه را گرفته بود
و
در شهر مےگشت ...
پاهایت را دیدم
که به موازات پاهاے دخترے فرارے
مختصات شهر را محاسبه مے کرد ...
لب هایت را دیدم
که در خیابان مرکزے
- کنج کافه سنتے پدرت –
پشت قالے های دست باف آویزان
زن شوهر دارے را می بوسید ...
چشم هایت را دیدم
که از روے پالتو
از روے کاپشن
از روے چادر
اندام زنانے را رصد مے کرد
که لباس زیر صورتے به تن دارند ...
...
دیروز
در ازدحام اندام هاے تکه تکه ات
قلبت را دیدم
- که با وجود هرزه هاے خیابانے
دختران فرارے
زنان خائن
و بانوان پاکے که
غافل از اشعه هاے کثیف نگاهت
لباس زیر صورتے به تن دارند –
هنوز
« آواره »
بود ...
بزرگترین اشتباه ما این است :
گاهی بعضی آدمها رابسیار طولانی تر از چیزی که لیاقتش را دارند ،
در زندگیمان نگاه میداریم …

آدمها چه بیهوا خود را بر سرت آوار میکنند
و با پتکهای قضاوت
همانها که قاضی بر میز میکوبد تا سرنوشتی را مختومه کند
ترا ویران میکنند
ترا محکوم چیزهایی میکنند
که روحت خبر ندارد ؛ بدون هیچ حقی برای تجدید نظر خواستن...
بدون آنکه دعوتشان کرده باشی....
بدون آنکه آنان را بشناسی....
بدون آنکه قبلاً لحظهای به درون خانهی دلت آمده باشند
آدم ها.....آی آدمهای روزگار
کاش میتوانستم بفهمم شما را .....کاش!
شـــب اســـت…
کلنــجـار مـیــروم بـا خـــودم…
بـا دلتـنـگی هــایـم بـا قـلــب له شده ام با غـرور شکسته ام
ســراغـش را بگـیرم…نـگیرم…بگیـرم…نگیـرم…
نــزدیـک صـبـح اســت.. دل را بــه دریــا زدم…
مـشتــرک مــورد نـظــر در حــال مــکالمــه می باشــد…
اخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوری رویت چه کشد؟
سوخت در اتش و خاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسد
عمری فرشته هم که باشی یکــــــــــــــــ اشتباه …
فقط کافیستــــــــــــــــــ
یک اشتباه از #تـــــــــــو ببیند تا از تو #ابلیس بسازند.
مـیدونم تـو جــــــــــــوونی پـیـــــــــر شـدی
میـدونـم آهـنـگ یـو یـو بـازی کـردنـت آژیـر قـرمـز بود...
میـدونـم واسـه دوچـرخـه و آتـاری مـعـدل 20 آوردی و هـرگـز نـخـریدن برات...
می دونـم کلاسـات پـر آدم بـود ...
میـدونم ...حـالا بـایـد هـم کلام نـسـل "جـاسـتـیـن بیـبـر" شـوی!!!
کسـایی کـه شلوار را تـا نـصـفـه کـشـیـده اند بـالا و افـتـخـار مـیـکـنـند!!!
سخـت اسـت رابـطـه ات بـا سـلـنـا و جنـیـفر و آنـجلیـنـا!!!
سخـت اسـت فـهـمـیـدن عـجـیجـم و عجـقم!!!
ببـیـن مـنـو ، سـرتـو بـگـیـر بالا، گـــــــــریـه نکـن رفـیق،
در عـوض یـه مـرد و یـه زن واقـعـی بـار اومـدی
به سـلامـتـی هـمـه دهـه شـصـتـی هـا...
بـه سـلامـتـی مـا هـفـتادی هـا کـه داغـــــــــونـتـریـم!!!
همان پــــــــــاییزی که تو را از من گرفت...
چه شتاب زده هم میرود...
انگـــــــــــــــــــــــار فقط آمده بود تو را از من بگیرد...
سرد بودنـــــم را بگــــذار به حساب
گرم بودنت با دیگران
بی انصاف ، ناکوک !
منم براش ساز می زنم
انصافا ، کوک ...
اینکه خودت را در گوشه ی گلویم قائم کنی چیزی را عوض نمیکند...
بالاخره یا اشک میشوی در چشمانم یا عقده در دلم ...
هر دو را زیاد دارم...
انگار توان حرکت ندارند...
عقربه ها ی ساعت را به جلو کشیدم شاید...لحظه دیدارمان نزدیک تر شود...
ولی افسسسوس...
زمان نامردتر از این حرفاست
از خودم گذشتم به خاطر تو خدااااااااااا
پس فقط دگ تورو دارم خودت فقط میفهمی چی میگم
بچه ها دگ آپ نمیکنم .............
دگ تموم شد سحر و ماهرخ و زهرا و دوستای خوبم بهم اس ندین خوبم باور کنید
همتونو دوست دارم بوووووووووووس
درد دارد وقتی:
همه چیز را میدانی
و فکر میکنند نمیدانی
و غصه میخوری که میدانی
و میخندند که نمیدانی