هی ول گشتم و وقت تلف کردم تا بعد یک سال و نیم گذرم افتاد اینجا.
داشتم نوشته های قدیمی اینجا رو میخوندم. انگار که داری البوم عکس مغزت رو میبینی. بعد توی پیوندهای اینجا اسم یه سری رو دید که از نوشته هاشون لذت میبردم. و دوباره بهشون سر زدم.
ولی انگیزه ی نوشتن در اینجا دیگه ندارم. اگه برای خودت میخوای بنویسی خوب توی دفترت بنویس. اگه میخوای دیگران بخونن، خوب فیس بوک بهتره. ولی شاید هنوز یه انگیزه باشه ... مث بعضیا که هنوز ترجیح میدن از گرامافون موسیقی گوش بدن و چاییشون رو از سماور بریزن و توی استکان کمرباریک هورت بکشن منم شاید بعضی وقتها دلم بخواد از وبلاگ استفاده کنم.
