ترانه ها....
یهو میان...
یهو زندگیتو قشنگ میکنن...
یهو میشن همه ی دلخوشیت...
یهو میشن همه ی سرگرمیت...
یهو میشن دلیل خنده هات...
... ... ... یهو میشن دلیل نفس کشیدنت...
بعد همینجوری یهو میرن...
یهو گند میزنن به آرزوهات...
یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات...
یهو همچی خراب میشه...
یهو...
یاد سهراب بخیر......
یاد سهراب بخیر.....
آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت.....
باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست.....
اما نفسم می گیرد در هوایی که نفسهای تو نیست...
انتظار....
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه !. اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی
تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد !
تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی،
صبوری ، اشک بیصدا ؛
هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و....!
برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد!!!
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
از انتظار ... انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار
رویای با تو بودن....
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت، نمی توان گفت و حتی نمی توان سرود .
با تو بودن قصه ی شیرینی است ...
به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتن و ...
و من همچون غربت زدای در آغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم
و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید......
دریای من ....
کاش قلب وسعت می گرفت ، شمع با پروانه علفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت ......
با همه قلبم ازت معذرت می خوام...
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره
واسه من تنهایی درده
درد هیچکس رو نداشتن
هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن
دیگه باور کردم اینو که باید تنها بمونم
تا دم لحظه ی مردن شعر تنهایی بخونم