بعد از سالها

سلام تقریبا 4سال و نیم میشه که به اینجا سر نزدم.

زندگی کار درس انقدر منو مشغول خودش کرده که با این بخش از دنیای مجازی انگار غریبه شدم...

یهو زد به سرم که امروز توی روز تولد 27 سالگیم یه سرکی بزنم به کلبه قدیمی هوای بارونیم...

شاد باشید و پیروز

 

فردا وقتی خروس مادربزرگ بیدار شود و حی علی الصلاه را در وسط خانه قوقولی قوقو کند
وقتی مهتاب یادش بیفتد که باید تمام تنش را از تخت شب بیرون بکشد
وقتی جیرجیرکها آخرین سرود دسته جمعیشان را سر می دهند
و وقتی نم نم باران روی صورتم مینشیند
با خیال هرچه خوبیست دستانم را به سمت آسمان باز میکنم و قدی میکشم
نفس عمیقی میکشم
لبخندی میزنم
و قطعا جور دیگری چشمانم را باز میکنم
جوری که بدانم فردا عشق هم به من لبخند خواهد زد...

لیلا.وهابی (باران)
95.05.09
✍️📜 کانال تلگرام t.me/leilaname

صورتک...

چقدر تلخ می شوم وقتی آخر شب که می شود و تنها می شوم صورتکم را بر میدارم و در آینه خودم را میبینم .
چقدر با خودم غریبه می شوم روز به روز .
چقدر با خودم آشنا و صمیمی می شوم شب به شب .
چقدر نمی شناسم صورتکهایم را و چقدر هر صبح با بغض انتخاب میکنم صورتک روزم را .
خنده هایی که پر از شیطنت است ولی دریغ از یک ذره چاشنی حقیقت
چه گستاخانه مهربانی می کنم و چه ساده لوحانه نامهربانیها را مهربانی میبینم .
چه بسیار که خودم را نمیشناسم از بس که بخاطر اطرافم نقش بازی کردم .
چقدر این لحظه ها دلم برای "خودم" میسوزد...
چقدر به خودم ترحم میکنم این لحظه ها
و چقدر بیزار میشوم از خودم وقتی پر از ترحم میشوم ...
این روزها هم میترسم و هم بیزار میشوم
از خودم
از آینه
از صورتکهایم
و ... !!!
(ل.و)
18خرداد92

تگرگ

به یاد می آورم روزی را که به خنده های امروزمان گریه میکنم !

به یاد می آورم روزی را که به تمام اشک های ریخته شده در این روزها میخندم !

به یاد میسپارم امروز تمام خنده ها و گریه های دیروزمان را ،

تمام گام هایی که برداشتیم ،

تمام قول ها و تمام قرارها را !

بخاطر خواهم سپرد طواف خیابان های شهر را !

لیوان های یکبار مصرف پر از تلخی داغ را !

دست های یخ زده ولی قفل شده در هم را !

گلوله های شلیک شده از آسمان در یک روز تگرگی را !

و در نهایت ;

تو را ،

خودم را !

 

(ل.و)

23/آذر1391

چهارپایه ... !!!

فرقی نمیکند که من باشم یا تو
مرد باشد یا زن 
وقتی ببیند عزیزش قرار است با هل دادن یک چهارپایه به آسمان برود 
وقتی ببیند قرار است تنها شود 
وقتی ببیند همه درها به رویش بسته شده 
خودش را به آتش میکشد 
اشک چشمانش میخکشد 
بغض در گلویش خاموش میشود 
 تو نمیفهمی چه میکشد 
او درد دارد 
درد 
درد یک چهارپایه ... !!!
(ل.و)
17/آذر/1391

...!

سلام خدا

سلام بنده خدا

سلام عاشق خدا

سلام دوست خوبم

سلام تویی ک میشناسیم

سلام تویی ک نمیشناسیم

از بس تو دهنی خوردم الان نمیتونم دهنمو باز کنم

میدونم ک دهنم درد میکنه فقط

خوب میشه ولی

اومدم بگم معذرت میخوام بخاطر بودنمو نبودنم همین !

یه عالمه حرف دارم ک بزنم ولی نمیشه انگاری دیگه !

.

.

.

.

.

یه روز یکی بود یکی نبود !
فردای اون روز اون یکی هم که نبود ، بود !
روز دوم هر دو با هم بودن !
.
.
...
.

و روز سوم باز هم یکی بود و یکی نبود !
(ل.و)

خداحافظ کلاغها

نازنینم بودنت را بوسیدم با لبان خاموشم
نازنینم نبودنت را بوسیدم با اشک دیدگانم
نازنینم بی تو چه کنم ؟
تمام دوست داشتنت را به گور خواهم برد
به همانجایی که هیچ تعلقی به انجا ندارم
ولی به انجا خواهم رفت خیلی زود بخاطر دوست داشتنت ..
.
.
.
عجب کابوس تلخی بود این عمری که بین دوست داشتن و تنفر گذشت و در اخر نفهمیدم کدام بود
هنوز هم مترسک تنهای مزرعه ام ...
اینبار هیچ کلاغی ، هیچ کلاغی را اجازه نمیدهم وارد شود به مزرعه
حتی تو !
حتی توئی که مدتهاست منتظر امدنت بودم
.
.
.
امروز ترسیدم از همه کلاغهایی که می ایند و میروند ...
رد پایشان روی مزرعه می ماند
و من فقط
 منتظرتر از قبل و
تنهاتر از قبل میشوم
.
.
.
هیچ چیز نمیخواهم جز تنهایی با لباسی پوسیده و پوستی سوخته از چوب زیر نور افتاب ... کلاهی پاره پاره و دلی ...


خداحافظ کلاغها
خداحافظ !!!


(ل.و)

دقیق نمیدانم !

دقیق نمیدانم
ولی به گمانم روزی به سوالی اشتباه پاسخ داده ام !
نمیدانم چرا هیچ کدام از صدای کلاغ های این مزرعه برایم آشنا نیست ...
نمیدانم چرا صبح ها خروس دیگر نمیخواند
گنجشکها هیاهو به پا نمیکنند
صدای قطاری نمی آید
شبها چرا جغدی هو هو نمیکند ، سگی پارس نمیکند ؟!؟
دقیق نمیدانم چه شده !
به گمانم روزی به سوالی اشتباه پاسخ داده ام !
اینگونه نبود فیلمی که به من نشان دادند و سوال پرسیدن
دقیق نمیدانم
ولی به گمانم آن روز به آن سوال اشتباه پاسخ داده ام !

(ل.و)

قلب و صدا

سلام دوستای گلم

خیلی وقته نیمدم هوای بارونی

دلم براش و برا شماهاتنگ شده بود

دلم برا خودمم تنگ شده بود خیلی وقته خودمو گم کردم

وقتی خودتو گم می کنی خدا رو هم گم می کنی دوستاتم گم می کنی

دلم می خواد برگردم خودمو خدا رو شماها رو دوباره پیدا کنم

خلاصه بچه ها توی این ماه رمضان منو یه بار دیگه بعنوان دوستتون قبول کنین

امیدوارم خداهم منو قبول کنه

ماه رمضانتون مبارک

رابطه قلب و صدا

روزی استادی از شاگردانش پرسید:"چرا وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم؟"

یکی از شاگردان پاسخ داد:"چون در آن لحظه آرامش خود را از دست می دهیم"

استاد پرسید:"اینکه آرامشمان را از دست می دهیم درست ولی چرا با اینکه

طرف مقابل در کنارماست دادمی زنیم؟"

شاگردان هر کدام جواب هایی دادند اما مورد قبول استاد نبود

سرانجام استاد توضیح داد:"هنگامی که دو نفر خشمگین می شوند قلب هایشان از

همدیگه دور می شه و اونها برای جبران این فاصله مجبورند داد بزنند.هرچه میزان عصبانیت

و خشم بیش تر باشه این فاصله هم بیش تر میشه و اونها محبور می شن صداشونو بلندتر کنند."

سپس استاد پرسید :"می دانیدهنگامی که دو نفر عاشق هم باشند چطور می شه؟

اونها دادنمی زنند بلکه به آرامی با هم صحبت می کنند چون قلباشون خیلی به هم نزدیکه.

وقتی که عشقشان به یکدیگر به یکدیگربیش ترمی شود چه اتفاقی می افته؟

آنها حتی حرف معمولم نمی گن فقط در گوش هم نجوا می کنن و عشقشون باز هم

بیش تر می شه و سرانجام از نجوا کردن هم بی نیاز می شن و فقط همدیگه رو نگاه می کنن

این زمانیست که دیگه هیچ فاصله ای بین قلب ها نیست...."

 

زندگی چه می گوید ؟

امروز صبح که از خواب بیدار شدم

از خودم پرسیدم : " زندگی چه میگوید ؟ "

جواب را در اتافم پیدا کردم ...

پنکه گفت : " خونسرد باش ! "

سقف گفت : " اهداف بلند داشته باش ! "

پنچره گفت : " دنیا را بنگر ! "

ساعت گفت : "  هر ثانیه با ارزش است ! "

آیینه گفت : " قبل از هر کاری به بازتاب آن بیندیش ! "

تقویم گفت : " به روز باش ! "

در گفت : "  در راه هدف هایت سختی ها را هل بده و کنار بزن ! "

زمین گفت : " با فروتنی نیایش کن ! "

یه نکته از چهار نکته و تغییر از مجله موفقیت ...

مابقیشم براتون میذارم دوستای گلم

کاش این جمعه بیاید


همه گویند به امید ظهورش صلوات
کاش این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات
اللّهم عجّل لولیک الفرج

سلام و درود بر همه عزیزانم .. 
خدا قوت ، خدا کنه دلتون شاد ، لبتون خندون باشه .
امشب شب بزرگی برای من شیعه است .
 پیشاپیش نیمه شعبان ، ولادت حضرت مهدی رو به همه شما دوستداران حضرت حق ، تبریک و شاد باش میگم . امیدوارم به حق این شب عزیز تمام مشکلاتتون حل بشه . به ارزوهاتون برسید
 
 

فرق من با تو چیه ؟

نمیدونم دلم از چی میگیره

نمیدونم چی عصبیم میکنه

نمیدونم چی منو میبره توی کما

کلا جدیدا چیزیو نمیدونم

یعنی نمیخوام بدونم . چون همیشه هروقت خواستم بدونم دروغ فهمیدم و برای اثبات اون دروغ خیلی زحمت کشیدم خیلی شیرینی و تلخی چشیدم که گاهی خوشمزه بودن و گاهی نه

امروز نمیدونم هنوز از چی میخوام بنویسم

اشکالی که نداره ؟

میخوام بدونم فرق من با تو چیه ؟

این تنها چیزیه که میخوام بدونم !

میگی که مردی و من زنم ؟ کو فرق ؟ منکه فرقی نمیبینم ! خب که چی ، تو مردی و من زنم کجای این تفاوتِ ؟ کجای این دلیل برای کارایی که میکنی و حرفایی که میزنی میشه ؟

یادمه یه روز یه استاد جامعه شناسی گفت : مردِ چون آلت تناسلیش نمایانِ ! زنِ چون آلت تناسلیش پنهانِ ! و این نمایان بودن باعث قدرت طلبی و انحصار طلبی او میشه !

به من میگی بخندم ، گریه کنم ، برقصم ، لخت شم ، کنارت دراز بکشم ، بهت اجازه بدم لبهامو با لبهات گرم کنی و ...

به من میگی موهامو بپوشونم ، نخندم ، با اون حرف نزنم ، تو مَردی و جنس خودتو میشناسی ، سر کار نرم بشینم توی خونه ، اینطوری راه نرم ، اینطوری حرف نزنم و ...

و خودت نمیپرسی من دوست دارم تو بخندی یا نه؟ ، دوست دارم برات برقصم با هر سازت یا نه ؟، دوست دارم اونطوری منو ببوسی یا فقط میخوام باهام حرف بزنی ؟ دوست دارم اون لحظه برای تو معشوقه لخت باشم یا نه ؟ و ....

نمیپرسی این لباسی که میپوشی و میری بیرون منو آزار میده یا نه ؟ نمیپرسی حرف زدنو خندیدنت با حوریای جنس خودم منو آزار میده یا نه ؟ نمیپرسی آیا منم هم جنسای خودمو میشناسم یا نه ؟ و ...

فقط هروقت حرف زدم گفتی زنی دست خودت نیست حسودی

هروقت چیزی گفتم گفتی من مردم و غیرتم اجازه نمیده

باشه از تو غیرت و از من حسادت !

تو حق داری بگی ولی من حق ندارم بگم

تو مردی با یه آلت نمایان که فکر میکنی قدرتمندی و صاحب من !

راستی هنوز بهم جواب ندادی ، فرق من با تو چیه ؟!؟ اینام نمیتونن منو قانع کنن ، حق قانع شدن که بهم میدی ؟ یا اینم میخوای ازم بگیری تویی که اسم مرد بودنو داری یدک میکشی ؟ منو قانع کن فقط همین ، فرق من با تو چیه ؟

"بذار بی تفاوت بهت دل ببندم و بی تفاوت بهم دل ببند "

                                                                                                   (ل.و)

 

پ.ن : دوستای گلم این مخاطب خاصی نداره  . امیداوارم تا امروز فهمیده باشید نوشته های من شخص خاصی رو مخاطب قرار نداده . کلا از تفاوتهای جامعه ناراحتم همین ... !!!

حافظیه

سحر ،چون خسرو خاور ، علم بر کوهساران زد****...... بدست مرهمت یارم، در امیدواران زد

چو پیش صبح ، روشن شد ، که حال مهر گردون چیست
** بر آمد خندهء خوش بر غرور کامکاران زد

نگارم دوش در مجلس به عزم رقص ،چون برخاست
**** گره بگشود از ابرو و بر دلها ی یاران زد

من از رنگ صلاح آندم به خون دل بشستم دست
*****که چشم باده پیمایش صلا بر هوشیاران زد

کدام آهن ، دلش آموخت ، این آئئن عیاری
*******کز اول چون برون آمد ، ره شب زنده داران زد

خیال شهسواری پخت و شد ناگه، دل مسکین
****** خداوندا ،نگه دارش ، که بر قلب سواران زد

در آب و رنگ رخسارش چه جان دادیم و خون دادیم
* چو نقشش دست داد اول،رقم بر جان سپاران زد

منش با خرقهء پشمین ، کجا، اندر کمند آرم
******** ز ره مویی که مژگانش، ره خنجر گذاران زد

نظر بر قرعهء توفیق و یمن دولت شاهست
******* ** بده کام دل حافظ ، که فال بختیاران زد

شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دین منصور
*********که جود بی دریغش خنده ، بر ابر بهاران زد

از آنساعت که جام می بدست او مشرف شد
********زمانه ساغر شادی، به یاد میگساران زد

ز شمشیر سر افشانش ظفر آنروز بدرخشید
********که چون حورشید انجم سوز تنها ، بر هزاران زد

دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق ای دل
******** که چرخ این سکهء دولت، بدور روزگاران زد

خدا بغلم کن

به نام خدایی که خیلی خیلی دوسش دارمو مثل خودم تنهاست نه نه ببخشید من مثل اون تنهام

سلام به همه اونایی که مثل خودم تنهان و بعدش سلام به اونایی که تنها نیستن و سلام به اونایی که از این دو حالت مستثنی هستند

خوبید دوستای گلم ؟ خوشید مهربونا ؟ زندگیتون آرومه ؟ دلاتون عاشقه ؟ لباتون خندونه ؟

من همه جا میگمو میخندم ولی اینجا تنها جاییه که اشکامو توی خودش میگیره . نمیدونم چرا ولی واقعادوروبرم خیلی خیلی شلوغه ها ولی خیلی خیلی تنهام ببخشید خب چیکار کنم

خدا جونی میدونی که فقط تورو دارم ؟!؟ میدونی که خیلی خیلی دوست دارم ؟!؟ میدونی که برام خیلی خیلی عزیزی مهربونم ؟!؟ میدونی که دلم بی تابت شده ؟!؟

گاهی فکر میکنی کهبین این همه شلوغی حداقل یه نفر هست که میتونی باهاش حرف بزنی ولی اون یه نفرم نداری بعضی وقتا بعضیا خیلی تلاش میکنن که باشن ولی تو اعتماد نداری بعضی وقتا داد میزنی که میخوای با یکی حرف بزنی و اون اروم میگه هیس نمیخوام بشنوم . ولی درست وقتی که دل همه اونا میگیره و میخوان با یکی حرف بزنن مستقیم نشونه تورو میگیرن و میان پیشت . و تو بازهم مثل همیشه همه وجودتو دوتا گوش واسه شنیدن میکنی و به حرفاشون گوش میدی ...

خدایا بازم شکرت که اگه آدمات واسه من گوش نمیشن هیچوقت ولی یه زبون هستن همیشه

خدیا بازم شکرت که اگه آدمان واسه من گوش نمیشن هیچوقت ولی خودت همیشه سرتاپاگوش و زبونی واسه من

خیلی زیاد دوست دارم قربونت برم

مرسی بخاطر همه چیز

بیشتر از قبل بغلم کن . بیشتر از قبل نازم کن بوسم کن لوسم کن . من اینطوریم خودت منو اینطوری آفریدی پس محکمتر از قبل توی اغوشت فشارم بده بذار گرمای وجودتو راحتتر احساس کنم بذار سرم بیشتر روی شونه هات فشرده شه . بذار اشکام اروم بریزه روی شونه هات . فدام مهربونیت اروم نازم کنو ارومم کن مرسی خداجونی

خیلی دوست دارم

یا علی

خیلی خوشحالم

به نام خدا

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

بچه ها انقدر خوشحالم که حد نداره !!!

بالاخره بعد از ۳ ماه اشک و غمو غصه خوردن و بغض و هق هق ، همه چی درست شد

خدایا شکرت مرسی خداجونی مرسی عزیز دلم مرسی مهربونم .

دوباره عزیزترین کسم پیشمه .

دوریت برام خیلی خیلی سخت بود .

خدایا مواظبش باش .

دوستای گلم اومدم که شادیمم باهاتون تقسیم کنم .

بهترین روزو دارم امروز .

خب دیگه برم سراغ درسم .

مواظب خودتونو دلتونو شونه هاتونو عزیزاتون باشید .

یا علی

در پناه خدای مهربون

شروع دوباره

یارب
سلام
یه سلام از جنس دلتنگی
خوبید ؟
میدونم خیلی بی معرفتم
شرمندتونم
ولی خیلی مشکل دارم . دلتنگم اساسی . شکر خدا خوبم . ولی خب یکم ظرفیتم اومده پایین .
انقدر دلم براتون تنگ شده که حد نداره
گفتم چی بذارم براتون بعد از این همه مدت نبودم ؟!؟!؟
یه نوشته ولی یکم طولانیه . حوصلتون کشید بخونیدش
خودم که بینهایت دوسش دارم یه غم شیرینی توش جا دادم البته واسه من یه غم شیرینه .
اگه قابل دونستیدو خوندید نظرتونو حتما بهم بگید 

برید ادامه مطلب :

پ.ن : دلم چقدر بد میگیره . چقدر بد بارونی میشه . چقدر بد تنگ میشه . خدا شکرت که هستی ...

ادامه نوشته

نمیدونم چرا ؟!؟

یا حق

ياد سهراب بخير!

آن سپهري که تا لحظه خاموشي گفت:

تو مرا ياد کني، يا نکني...

باورت گر بشود، گرنشود حرفى نيست؛

اما

نفسم ميگيرد درهوايى كه "نفسهاى" تو نيست....!

 

سلام خدا

سلام دنیا

سلام آدمکای سنگی

سلام دلای سنگی

خوبید ؟

من ؟

من عالیم ! بهتر از این اصلا امکان نداره ! بهتر از این دیگه چی ؟ که ۴ روز و ۴ شب فقط دارم میبارمو هیشکی نمیبینه ! بهتر از این دیگه چی ؟ که نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم ...

وای خدا چرا یه عالمه اتفاق با هم ؟

چرا همه چیزو توی این هفته داری بهم نشون میدی ؟

یکی یکی !!!

من که توانائیشو ندارم که ... میبینی که چقدر بی جنبم ... میبینی که چقدر ضعیفم ...

ولی شکرت

الهی قربونت برم خداجونی شکرت که اگه هیشکیو ندارم تورو دارم ...

مرسی فدات شم

خدا آرومم کن ... میدونم بدم ولی تو که خوبی تو آرومم کن ...

مرسی

سلام خوش اومدین به تولد لیلی جون

 

 

    تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  

 

من مهشید همین جا در حضور همه ی شما رسما اعلام میکنم

 

عاشق لیــــــلی شدم

 

اگه اگه یه وقت دیگه از من تو وبلاگ لیلی کامنتی ندیدین

 

 بدونین لیلی منو کشته 

 

 

www.smilehaa.org

 

 

بدو بیا جشن تولد لیلی جون

 

www.smilehaa.org

 

 

حکایت آخرشو بخونین

 

www.smilehaa.org

 

 

اینم لینک تولدش لینک وبلاگ تولد لیلی جون

 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com            تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com               تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

من برم تا لیلی نیومد منو نکشت

 

www.smilehaa.org

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com   

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com     عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی 

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین

 

لیلی نوشت : البته ۴ بهمن تولدمه ....

اجی جونم الهی قربونت برم عسیسم مرسی

روزهای پر از آرامش ... :دی

بوی شوم امتحان آید همی/

 یاد صفر مهربان آید همی/

ما زتعلیم و تعلم خسته ایم/

دل به امید تقلب بسته ایم/

 ما برای کسب مدرک آمدیم/

نی برای درک مطلب آمدیم /.

ایام سوگواری امتحانات بر عموم دانشجویان تسلیت باد.

آقاها و خانومها لطفا برای من دعا کنید ...

از من سرخوشتر خودم

قبلا میگفتن پسرا خیلی خوشحالن اصلا تا آخر ترم بروی خودشون نمیارن که باید جزوه بنویسن اما یهو آخر ترم و امتحانات مجبورشون میکرد که از اینو از اون جزوه بگیرن

از این به بعد باید بگید یه لیلایی هست که علاوه بر اینکه کلاساشو یکی در میون میره ، جزوه نمی نویسه ، تو طول ترم درس نمیخونه اصلا ، نزدیک امتحانات زحمت اینم که از یکی جزوه بگیره و واسه شب امتحان یه چیزی واسه خوندن داشته باشه به خودش نمیده ... !!!

این زندگیِ من دارم ... ؟؟؟

دانشجوام دانشجوهای قدیم

بعد هی به بچه های بیچاره میگم درس بخونید اونام فکر میکنن که من خیلی بچه درس خونم هی میگن شما که خودتون بچه درسخونید... تو دلم انقدر به خودم میخندیدم ... !!!

اولین امتحان به پایان رسید ببینیم چی میشه بعدیش

میخوام اینجا بنویسم ببینم چی میشه تاثیری داره واسه خوندن یا نه ؟

امروز ۱۷/۱۰ میانه۲ داشتم که اصلا مدل خوندن این درس۴ واحدیم تو حلقم ... !!! توی ۲روز این درس به این وحشتناکیو سنگینیو که اصلا نخونده بودم خوندن فکر کنم پاس شه ... !!! اللهم شکرا...

۱۹/۱۰ صنعتی۲ دارم که اونم تا الان هیچی نخوندم اونم سنگینه . امیدوارم بتونم توی یکروز بخونمش

پ.ن۱۹/۱۰/۹۰: دیشب وقتی دیدم از ۵ تا فصل ۲تا فصل سختم مونده داشتم میمردم از استرس ... انقدر به خودم فحش دادم که حد نداشت ... تا صبح بیدار بودم میخوندم اما استرس نمیذاشت که چیزی حالیم بشه که ... یکی از فصلاروهم آزاده صبح بهم گفت خدا خیرش بده حداقل یه چیزی نوشتم

اما با این اوضاع که مطمئن بودم صنعتی۲ میفتم خدارو شکر از ۴تا سوال ۳تاشو درست جواب دادم آخریشم نصفه نیمه درست جواب دادم ... خدایا کاش نمره خوبی بگیرم ...

الانم میخوابم و بعدش پا میشم میشینم به جنگ ۵تا امتحان باقی مونده که معدلم بره بالا

خداجونی عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم

۲۵/۱۰ پژوهش۲ دارم که اون از همه اینا خفن تره ...

۲۶/۱۰ با اجازتون اینجانب لیلا خوشحال هستم ... ببخشید اشتباه شد

در این روز بنده ۳ امتحان دارم که یکیش زبان تخصصی ۲ و دوتای دیگه هم عمومی ... خدا مطمئنا بخیر میکنه ... چیزی نگم بهتره  

۱/۱۱ مالیه عمومی دارم که بازم اونو هیچیشو نخوندم ...

۴/۱۱ هم که تفلدمه ... کادو یادتون نره

از من خوشحالتر جایی پیدا میشه بچه ها ؟؟؟

بشینید دست به دعا بردارید که من این ترمم پاس بشم این ترم واقعا معدلم حیثیتیه ...  مدیر گروهم ، رئیس انستیتو علوم اداری دانشگاه ، استاد گرانقدر حاج آقا میرسمیعی همش از اول ترم میگه خانوم وهابی درساتونو که میخونید و منم با اعتماد به نفس بالا میگم بللللللللللللله

تعریف از خود نباشد فعالیتم توی دانشگاه زیاده واسه همین میخواد از نظر درسی هم بالا باشم ... منم بهش میگم کور خوندی من ریاکار نیستم ... نمیشه که همیشه و همه جا لیلا اول باشه که یه جاییم باید گذاشت واسه جوونا ...

آخه دست چپ و راست و نور چشمی همین آقای میرسمیعی شدم فکر کنید تا قبل این ترم تیر نداشتیم توی سر هم بزنیم ... از این ترم که شدم رئیس انجمن علمی کلی تحویل میگیره ... اگه خدا قبول کنه از اینم خبر داره که استادیارم واسه همین هی میزنه تو سرم میگه رئیس انجمنای قبلی من همشون نامبر وان بودند توام باید همینطوری باشه اونا سال اول ارشد قبول شدند توام باید همینطوری باشی ... منم گفتم ارشدو پایتم اما بقیشو بیخیخی ... آخه من شب امتحانیم فقط ...

چقدر حرف زدم

آخه خودتون میگید آپ کنم منم آپ کردم ...

یه عالمه دوستون داااااااااااااااااااااااااارم ... بیشتر بهم سر بزنید

مواظب خودتون باشید

یا علی در پناه خدای یاری دهنده دانشجویان بدبخت فلک زده ...

همه میپرسن ؟

همه میگن چرا عاشق نمیشی ؟ 

همه میپرسن کیو دوست داری ؟

همه اصرار دارن که یکیو دوست داشته باشم 

و من هی میگم نمیخوام عاشق بشم 

هی میگم هیچ کسیو دوست ندارم 

نمیخوام کسیو دوست داشته باشم 

و همه میگن برو بابا دروغ میگی 

و منم میگم بابا راست میگم دروغم کجا بوده ؟!؟

.

.

.

.

امروز به همشون گفتم میخوام عاشق شم 

یکیو دوست دارم 

میخوام کنارم باشه کنارش باشم 

و همه بهم گفتن 

برو بابا عشق چیه ، عاشقی کیلو چنده ؟

بیکاری میخوای کسیو دوست داشته باشی 

اینا همش تو قصه هاست 

یکم ناراحت شدم 

بیشتر از یکم ناراحت شدم 

یکم نگاشون کردمو گفتم : خودتون همش میگفتید که ! 

خندیدند ، دستشونو گذاشتن روی شونمو گفتن : بیخیال ... تنهاییو عشقست ! 

گفتم : تنهایی ؟ چرا خودتون تنها نیستید پس ؟

تازه یادم افتاد آخ که چقدر تنهام من ! 

امروز خواستم تنهاییامو پر کنم با یکی دیگه اما پشیمونم کردن 

منم قبول میکنم باشه تنهای تنها واسه خودم زندگی میکنم 

پس دیگه تورو خدا نگید یکیو دوست داشته باشم 

نگید سردمو خشک 

نگید دل ندارم 

خواستم دل داشته باشم اما دیدم سهم من از این زندگی همینه ... 

تنهایی ... !!! 

قربونت برم الهی که تورو دارم خداجونم 

میبوسمت عزیزم ... 

چقدر خوبه که تو هستیا ... 

دلم امشب یه عالمه بارون میخواد خدا میشه به آسمونت بگی یکم بباره امشب ؟؟؟

مرسی 

آخیش ... 




۱۳/۱۰/۹۰ ساعت ۰۰:۱۴ چقدر امشب اشک ریختم با هرکسیم حرف زدم آروم نشدم ... اونی که باید آرومم میکرد نبودش ... !!!

یلدا ...

به نام خدای این شب 

سلام دوستای گلم ... سلام آقایون سلام خانوما ... سلام آقا رضا سلام فائزه خانوم ...

یکی نیست جواب سلام منو بده ؟!؟!؟

آقا سلام خانوم سلام 

من یلدام وای نه ببخشید من لیلام البته خیلیم فرقی نداریم با هم 

خوبید ؟ خوشید ؟ احوالتون سر جاشه ؟ دماغاتون چاقه ؟ خودتون چطورید ؟

اینارو ول کن تنت سالمه ... ؟!؟

آقا اصلا حال شما به من چه شما که یا مثل این فائزه شدید فنج عشق یا مثل فنج شدید فائزه ... 

اصلا به من چه ؟!؟!؟

آقا اومدم بگم بابا فقط فرداشبو داریدااااا بجمبید هندونه آجیل تخمه اینا یادتون نره ... به احترام من و به یاد من آناناس و نارگیل + خرما خرکم بگیرید بخورید ... من خونه بودم هرسال امسال نیستم که اینارو بخورم ... 

جاتون خالی امشب با دوستان کلی حال کردیم شب یلدارو انداختیم جلو ... 

فدای مرام همتون 

دلم براتون یه عالمه تنگ شده ... 

دوستون درام یه عالمه 

 این فائزه هم که اصلا اینجا پیداش نمیشه دیگه ... 

فردا شب منمو من ... شما بیاید میشم منو شما شما نیاید میشم منو من 

وای چقدر حرف زدم ببخشید 

برام یه عالمه آرزوی خوب خوب بکنیدااااااااا 

منم براتون بهترینارو آرزو میکنم ... 

یا علی 

درپناه خدا 


... !!!؟؟؟!!!

یارب

سلام به همه دوستای گلم ... محرمتون تسلیت ...

دلم از خودم گرفته ... از کارام ... از حرفام ... از اعتقاداتی که واسه هیچ کسی روشن نیست ... بقول یه بنده خدایی فکر کنم توی فضا سیر میکنم من

آخه یکی نیس به من بگه دختر زندگیتو بکن یه نفسی داره میادو میره دهنتو واسه چی الکی باز میکنی ؟ چرا گاهی وقتا این همه سخت گیری و گاهی نرم میشی ؟!

یکی نیس بگه ...

ای بابا هیچی نمیخواد بگه ... فقط یکی اینو بهم حالی کنه نباید حرف بزنم ...

من واسه شنیدن آفریده شدم و واسه نوشتن ... نه واسه حرف زدن ...

ایها الناس منو ببخشید من گاهی لیلام گاهی لیلا نیستم وقتی لیلا نیستم همون موقعیه که دارم در نقش یکی دیگه بازی میکنمو اینطوریه که گاهی نرمم گاهی سخت گاهی شوخم گاهی جدی ... خودمم دارم خودمو گم میکنم ... دیگه از بس حرف میزنمو جدیدا سوء تفاهم ایجاد میشه میخوام زیپ دهنمو بکشم فکر کنم اینطوری بهتر باشه ...

یکی نیست به من بگه تو بی زحمت فقط لیلا باش نمیخواد کسی دیگه باشی الانم شدم کسی که ...

بیخیال ... !!!

یکی دیگه بودنم قشنگه ! آخه یادت میره چه غمایی داری ... الان داره یادم میره چی به سرم اومده اما دیگه لیلا نیستم اینش بده ...

غمای یکی دیگه میشه غمتو میفهمی که فقط تو نیستی که غم داری حتی اگه اون یه نفر دیگه مثل یه نفر دیگه ی من یه شخصیت توی داستانی باشه که خودت داری مینویسیش ...

چقدر اون یکی دیگه دوست داشتنی میشه ... باهاش گریه میکنی میخندی ...

کاش من یه شخصیت توی یه داستان بودم که یه نفر مینوشتش ... اونوقت میفهمید منو ... حرفامو میشنید ... غمامو میفهمید ... میتونستم بدون هیچ ترسی حرفامو بهش بزنم ... میشد بهش گفت که دوسش دارم میشد ازش شنید که دوسم داره ... مثل الان خودمو یکی دیگم ... !!!

آهااااااااااااااااااااااااای شماهایی که خیلی دوستون دارم منو ببخشید با همه بدیام ...

دلم میگیره تازه دارم میفهمم گاهیش واسه خودمه اما گاهیش بخاطره همون شخصیتاست ... میخندمم گاهیش واسه خودمه گاهیش واسه همون شخصیتاست ...

وای چقدر من دیوونم ... !!!

با همه دیوونگیم دوستون دارم ... دیگه حرف نمیزنم ... دیگه توی کاراتون دخالت نمیکنم ...

خیلی وقته حرفاتونو دارم باور میکنم ... خیلی وقته که حرفاتو باور کردم اما دیر شده بود بابت تاخیرم معذرت

امشبم زد به سرم با یه حرفی که باید سکوت میکردمو نکردم ...

امشب وقتی مریم داره وبگردی میکنه منم با یکی دیگم کلی حرف میزنم یعنی حرفای اونو میزنم ...

برام خیلی دعا کنید

خیلی دوستون دارم خیلی زیاد بیشتر از اونی که فکرشو بکنید

مواظب خودتون باشید

یا علی

در پناه حق

پ.ن:

همین الان فائزه همکلاسی دانشگاهم که یکی از بهترین دوستامه بهم گفت حرفای دلتم مثل خودت عجیب غریبن ... مارو خل کردی ...

معرفی وب دوستم

یارب

سلاااااااااااااااااام چطورید دوستان ؟ خوبید دوستان ؟ خوشید دوستان ؟ چخفرا دوستان ؟

اومدم بگم برید به وب دوستم سر بزنید انقذه قشنگه ...

دوستم بناست ... ببخشید مهندس معمار کوچک است ...

وبش خیلی نازه مطمئنم خوشتون میاد

www.7sahi0zima.blogfa.com

دلتون بسوزه دوستم با کلاسه اسم وبلاگشم با کلاس تازه کلاس دانشگاهیه....

منتظرتونه ها بریداااااااا

مواظب خودتون باشید اساسی

خدافظ ....

عیدوووووونه

به نام خدای علی

سلااااااااااااااااااااااااااااااام

اول از همه می خوام داد بزنم جوری که دل همه مهربونا بلرزه بگم عییییییییییییییییییییییدتووووووووووووون مباااااااااااااااااااااارک باشه

نمیدونید با اینکه امشب باید ناراحت باشم اما توی بغضم که در پایان میگم واسه چیه انقذه ذوق دارم واسه عید علی جونم .... الان اگه زری و مری اینجا بودن باز من میشدم شبان اونام میشدن موسی

وای بچه ها دلم براتون یه ریزه شده بووووووووووووووووود

اما الان که بازم اینجام انقذه خوشحالم که نگوووووووووووووووو

بازم عیدتون مفارک باشه ایشالا

علي در عرش بالا بي نظير است

علي بر عالم و آدم امير است

به عشق نام مولايم نوشتم

چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

 

 

 

خب و اما خبر دوم که خیلی مهمه

باورتون نمیشه اگه بگم بهتون

وااااااااااااااااااااااای فائزه جونم عروس شده ... انقذه خوشمممممممممممممل شده بود که نگوووووووووووووو شبیه عروسک شده بود تو اون لبای اوشجلش ...

خدا مرگم بده الان یه موقع آقا رضا (همسر عزیز دوست گلم فائزه جونی ) بیاند اینجا میگن این دختره خله باورتون نمیشه همش میشینم عکسشو نگاه میکنم هی قربون صدقش میرم از بس که ناز شده بود از بس که دوسش دارم از بس که نامرده دیگه جواب اس ام اس منو نمیده از بس که مثل عروسک شده بود توی اون لباس از بس که جیگره منه فداش شم الهی

آقا رضا حسابی دوستمو دوسش داشته باشید

برا این دوتا گنگیشک عاشق دعا میکنم همیشه عاشق باشن

و حالا یه چیزه دیگه

.

.

.

همونی که مربوط میشه به بغضم

درست ۱۵ ساله پیش غروب یه سه شنبه بود مثل فردا که من داداجونیمو از دست دادم

تا امسال تاریخ رفتنشو توی مخم جا نمیدادم فقط همون روز یادم میومدو بعدش میرفت اما امسال از هفته پیش که خونه بودمو بابام گفتن واسش مراسم گرفتن چون سالگردش با عید غدیر مصادف شده همش مونده تو ذهنم ... دعا میکنم که هیچ وقت نخواید تاریخ نبودنو رفتن عزیزاتونو حفظ کنید انشالا همیشه خدا شمارو واسه عزیزاتون و عزیزاتونو واسه شما نگه داره

اینم تقدیم به عزیز دلم قربونش برم که دلم براش یه ریزه شده ... خداجونی جاش که توی بهشته اما همیشه مواظب گلم باش

امروز دلم گرفته

عین هوای بارونی

درست مثل همون هواهایی که

نمیدونم حالو هواشو میدونی ؟!؟!؟

می خوام برات قصه بگم

نه نه !!!

قصه نه ... !!!

می خوام برات یه قصه پرغصه بگم

از یه در باز که حالا بسته بگم

یه قصه بی پسته و یه غصه با در بسته بگم

یادت میاد غروب سه شنبه رو ؟

یه سلام و یه علیک رو ؟

یه چشمک و یه ....

حالا من اینجامو تو ...

من رو زمینو تو ...

اونروزا هم نوشته هام بارونی بود

اما نه اینطوری ...

امروز به جز نوشته هام

دلمم بدجوری بارونیه ...

کاشکی هنوز کوچیک بودیم

درست مثل گنجیشککا

کاش یه کمی ...

نمیدونم

کاش یه کمی ...

خداجونی نمیدونم ...!!!

بغض تو گلوم گیر افتاده

اشک چشام اما جاری شده

دل تو دلم نیس اینروزا

چیزی دیگه نمونده که 15 بشه

امروز هوام عین دلم بارونیه

کاش نمیرفت

کاشکی می موند

کاش منو تنها نمیذاشت

کاشکی هنوزم بودشو بهم میگفت لیلاجونم

کاشکی میشد بهش بگم جون دلم

کاشکی میشد رفت بغلش

کاشکی می شد نازم کنه

بوسم کنه

لوسم کنه

عین همون بچگیا

کاشکی می شد لوسش بشم

خداجونی یواش یواش دیگه داره 15 میشه !!!

چه زود گذشت

نه نه

واسه من چه دیر گذشت

امسال می خوام برم پیشش

کاش بتونم

کاش بشه موند

کاش بشه رفت

کاش بشه مرد

نه نمیخوام

نه مردنو

نه رفتنو

نه موندنو

من فقط اونو میخوام

که دیگه ندارمش

خداجونی کاش نمیرفت

آخ که چقدر دلتنگشم

آخ که چقدر دلم میخواد بودش هنوز

اما اینا همش کاشن

همش تو رویا میمونن

این دیگه واقعیت داره

ندارمش ....

خداجونی ندارمش !!!

خداجونی امسال برام عید غدیر چه دلگیره

15 ساله داداشمو ندیدمش

امسال غدیر حالو هواش یه جوریه

داداش جونم

فدات بشم

قربون اون قدو بالات

می خوام بهت تبریک بگم

عیدو بهت تبریک بگم

میشه بهم عیدی بدی ؟

می خوام بازم ببینمت 1بار دیگه

میشه بیای تو خوابمو بازم باهام بازی کنی ؟

15 ساله ندیدمت

نمیدونم هنوز چشمات برق میزنه ؟!

هنوز لبات میخنده و دستات هنوز گرمه گرمه ؟

داداش جونی فدات بشم

 

 

دلم برات یه عالمه تنگ شده

نیستی اما هستی برام

میدونم

هستم اما نیستم برات

دوستت دارم داداش جونم

دوستت دارم خیلی زیاد .... .

 

 

دوستای گلم خیلی دوستون دارم ...

امشب منو خیلی دعا کنید هم منو هم داداشمو

هم اون دوتا کفتره عاشقو .... فائزه جونی و آقا رضا رو ...

در امان خدای علی

 

 

 

خدا . دوستم . ببخشید

بسم الله الرحمن الرحیم

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

دلم داشت میترکید از غصه !!!

هوای بارونیمون بازم شد هوای بارونی !!!

الهی قربونش برم که همیشه با باریدنش منو آروم کرده

فائزه جونی ببخشید دیگه دلم تاب نداشت

دلم واسه دوستامون واسه هوای بارونی واسه این دختره فانوس بدست توی هوای بارونی تنگ شده بود

درسته هوای بارونی خیلی غم توش داره اما شادیاشم کم نبوده ...

خداجونی قربونت برم الهی مرسی که هستی ...

خدا هنوزم با تمومه بدیم دوستم داری ؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟

هنوزم دستم توی دستته نه !!!؟؟؟!!!

هنوزم گاهی رد پاهامون یکی میشه نه ؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟

آخ که چقدر به خودم بد کردم و چقدر تورو رنجوندم ... میخوام بشم همون لیلایی که تو دوسش داری هیچ کسو هیچ چیز دیگه برام مهم نیس میخوام بشم اونی که تو دوست داری اونوقت همه دوسم دارن اونوقت میتونم با نگاهم با حرفام با یه لبخند مهربونیو نثار دوستام بکنم ... اونوقت چشمام مهربونیاشونو میبینه لبخندشونو لمس میکنه و دلمو آروم میکنن !!!

خیلی دوست دارم

خیلی زیاااااااااااااااااااااااااااااااد

...

 

       مرا به ذهنت بسپار ... نه به دلت ... من از گم شدن در جاهای شلوغ می ترسم ...

گفتم و گفت

به نام خدا

بچه ها تورو خدا دست نوشته های منو فقط دست نوشته بدونید ... انگاری بعضی از دوستان بد برداشت کردن که اینا حقیقت داره ... مسلما حقیقت زندگی هرکدوممون میتونه باشه اما این نوشته واسه شخص خاصی نبوده و نیست پس معیار تصمیم گیری واسه هیچ چیزی نذاریدش ... اینو ازتون خواهش کردم ...

یباره دیگه سلام یباره دیگه شرمنده بابت نبودنمون

امشب بد دلم خواست بیام اینجارو دوباره بارونیش کنم ... خیلی وقته که دلم می خواد قلم دست بگیرم اما نمیشه ...

نمیدونم چرا اما امشب می خوام انگشتامو آزاد بذارم روی کلیدای کیبورد که ببینم میتونن اینجارو بارونی کنن یا نه ...!!!

یه روز توی تابستون بود ...

هوا گرمو داغ بود ...

نمیدونم چرا تنها بودم ...

نمیدونم چی شد ...

چطوری پیداش شد ...

چطوری گم شدم ... چطوری رفت و گم شد ...

چطوری دوباره تنها شدم ... چطوری دلم لرزید ...

چطوری نفهمیدم که اشکای روی گونه هام بخاطر اونه ...

آره درست توی یه روز گرم تابستون بود که اومد

گفت : سلام

گفتم : سلام

گفت : خوبی

گفتم : بله شما خوبید ؟

گفت : خوبم ، چته گرفته ای ؟

گفتم : نمیدونم از بس که تنهام

گفت : تنها ؟!؟!؟

گفتم : آره

گفت : رو من حساب کن

گفتم : نه

گفت : چرا حساب کن

گفتم : نه میری

گفت : من تا همیشه هستم

گفتم : نمیخوام حالا اینو میگی

گفت : رو شونه هام حساب کن ، رو خودم حساب کن ، منم تنهام

گفتم : ...

دیگه چیزی نتونستم بگم

سرمو آروم گذاشتم روی شونش

صورتم خیس شد ، شونه ی اونم خیس شد

گفت :ببار

گفتم : بغض داره خفم میکنه

گفت : رهاش کن

گفتم : تنهام نذاریا

گفت : من باهاتم تا آخرش ، نترس

گفتم : ...

گفت : ...

گفتم : ...

گفت: ...

گفتم : ...

گفت : ...

گفتم : ...

گفت : ...

روزا می گذشت و من می گفتم و اونم می گفت

روزا گذشت وابستم شد و گفت

روزا گذشت وابستش شدمو نتونستم بگم

روزا گذشت ابراز علاقه کرد

روزا گذشت و من فقط گریه کردم

من میدیدمش

اون منو نمیدید

آروم میگفت دوستم داره و من میشنیدم

داد میزدم دوستش دارم و اون نمیشنید

یواش یواش صداش آرومتر شد

یواش یواش صدام بلندتر شد

گفت : که میخواد بره

 یواش گفتم : نرو

گفت : نمیتونم بمونم

گفتم : دوباره تنها میشم ... تنهاتر از قبل

گفت : باشه

گفتم : دلم گرفته

گفت : بچه شدی

گفتم : بغض دارم

گفت : دیوونه شدی

گفتم : تنها شدم

گفت : اشکالی نداره

گفتم :

.

.

.

آخ

.

.

.

با سر خوردم زمین

اما دلم شکست

تا بخودم اومدم دیدم شونشو از زیر سرم کشیده و رفته

یواش گفتم میدونستم میری

آروم گفتم میدونستم سهم من تنهایی

تند رفت

و

من آروم باریدم

انقدر آروم که خودمم نفهمیدم باریدنمو

خواستم تیکه های دلمو جمع کنم

اما دستمو برید

خواستم بچسبونمش اما دیگه نچسبید

زمین پر شد از خون دلو اشک چشم

اما ندید چون رفته بود

خودش گفت میمونه

خودش سرمو گذاشت رو شونش

خودش با دلم بازی کرد

خودم حرفشو قبول کردم

خودم سرمو روی شونش فشار دادم

خودم نگفتم

خودم نفهمیدم

خودم ندیدم

دل شکستم بهونشو میگیره

هرچی میگم : نیست

میگه : پیداش کن من می خوامش

هر چی میگم : رفته

میگه : بگو بیاد

میگم : نمیاد

میگه : بیارش

میگم : نمیخواد بیاد

میگه : پس آرومم کن

حالا مدتهاست که می خوام آرومش کنم اما نمیشه

خیلی خواستن شونه بشن اما نذاشتم ...

دلم نذاشت

گفتم : شونه گرمیه

گفت : نمیخوام ، من شونه خودمو می خوام که ... !!!

خوردم زمین شکستم اما نذاشتم بفهمه

و  اونم نفهمید

و حالا دوباره مدتهاست که تنهای تنها شدم ...

.

.

.

تنهای تنها ...

انقد تنها که هیچ کس تنها نیست

حالا دیگه شوری اشکام نمک روی زخم تیکه تیکه های دلم شدن

.

.

.

آآآآه .......!!!

                                                                                           ل.و

رمضان القرآن

 

رمضان‌ ماه‌ خدا و ماه‌ آشنایی‌ با قرآن‌ است‌ در این‌ ماه‌ به‌ قرائت‌ قرآن‌ بسیار تأکید و سفارش‌ شده‌ است‌. و در بین‌ مسلمانان‌ مرسوم‌ است‌ که‌ در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ بیشتر از ماههای‌ دیگر قرآن‌ می‌خوانند و این‌ خود وسیله‌ای‌ است‌ که‌ انسان‌ها با قرآن‌ و معارف‌ الهی‌ آشنایی‌ بیشتر پیداکنند و برای‌ پیشرفت‌ در صراط‌ الهی‌ از قرآن‌ مجید آموزش‌ بگیرند. در قرآن‌ و روایات‌ و احادیث‌ آمده‌ که‌ ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ ماه‌ نزول‌ قرآن‌ و ماه‌ آشنایی‌ با قرآن‌ و ماه‌ خداست‌.

[ایام‌ روزه‌] ماه‌ رمضان‌ است‌ که‌ قرآن‌ در آن‌ نازل‌ شده‌ است‌ که‌ راهنمای‌ مردم‌ است‌ و آیات‌ روشنگری‌ شامل‌ رهنمودها و جدا کننده‌ حق‌ از باطل‌ در بر دارد. پس‌ هر کس‌ از شما که‌ در این‌ ماه‌ حاضر [مقیم‌] بود بر اوست‌ که‌ روزه‌ بگیرد و هر کس‌ بیمار یا در سفر بود، باید تعدادی‌ از روزهای‌ دیگر [روزه‌ بدارد] خداوند برای‌ شما آسانی‌ می‌خواهد و برایتان‌ دشواری‌ نمی‌خواهد تا سرانجام‌ شمار [روزهای‌ روزه‌] را کامل‌ کنید و خداوند را برای‌ آن‌ که‌ رهنمونتان‌ کرده‌ است‌ تکبیر بگویید باشد که‌ سپاسگزار باشید.

در تفسیر این‌ آیه‌ در تفسیر گازر چنین‌ آمده‌ است‌: ماه‌ رمضان‌ آن‌ است‌ که‌ قرآن‌ در آن‌ فرستاده‌ شد قرآنی‌ که‌ راه‌ نماینده‌ است‌ مردمان‌ را از ظلالت‌ و حجتهای‌ روشن‌ است‌ از شریعت‌ و اسلام‌ و فرق‌ میان‌ حلال‌ و حرام‌. پس‌ هر که‌ در ماه‌ رمضان‌ حاضر بود و در وطن‌ خود ساکن‌ باشد و مسافر نباشد باید که‌ روزه‌ دارد چون‌ شرایط‌ وجوب‌ وشرایط‌ صحت‌ وی‌ را حاصل‌ بود ماه‌ را شهر خواند که‌ رمضان‌ نامی‌ است‌ از نام‌ خدای‌ پس‌ این‌ ماه‌ را مطلق‌ رمضان‌ نگویند. امام‌ صادق‌ (ع‌)از پدران‌ خود از رسول‌ خدا (ص‌) نقل‌ کرده‌ است‌ که‌ رسول‌ خدا فرموده‌ است‌: شهر رمضان‌ شهرالله‌. ماه‌ رمضان‌ ماه‌ خدای‌ است‌.

حضرت‌ علی‌ (ع‌) در باره‌ تلاوت‌ قرآن‌ و اهمیت‌ آن‌ در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ فرمودند: ای‌ روزه‌دار به‌ تلاوت‌ قرآن‌ در شبها و روزهابه‌ خدا تقرب‌ بجوی‌. زیرا کتاب‌ خدا شفاعت‌ کننده‌ای‌ است‌ که‌ در قیامت‌ شفاعتش‌ رد نمی‌شود برای‌ قرائت‌ کنندگان‌ آن‌ و بقدر تلاوت‌ آیات‌ قرآن‌ کریم‌ درجاتش‌ در بهشت‌ بالا می‌رود. ای‌ روزه‌ دار بشارت‌ باد تو را هر نفسی‌ که‌ در این‌ ماه‌ می‌کشی‌ ثواب‌ تسبیح‌ در نامة‌ عمل‌ تو می‌نویسند.

رسول‌ گرامی‌ (ص‌) فرمودند: ای‌ مردم‌ هر کس‌ آیه‌ای‌ در ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ تلاوت‌ کند ثواب‌ تلاوت‌ یک‌ آیه‌ به‌ اندازه‌ ثواب‌ تلاوت‌ تمام‌ قرآن‌ در غیر ماه‌ رمضان‌ است‌.

رسول‌ گرامی‌ (ص‌) فرمودند: حسادت‌ جایز نیست‌ مگر در دو مورد یکی‌ نسبت‌ به‌ مردی‌ که‌ مالی‌ را خداوند به‌ او داده‌ و وی‌ در راه‌ خدا آن‌ را شب‌ و روز انفاق‌ می‌کند و دوم‌ نسبت‌ به‌ شخصی‌ که‌ به‌ قرآن‌ آگاه‌ است‌ و شب‌ و روز آن‌ را اقامه‌ می‌کند.

«علیک‌ بقراءة‌ القرآن‌ فان‌ قراءة‌ کفارة‌ للذنوب‌ و ستر فی‌ النار و امان‌ من‌ العذاب‌». رسول‌ گرامی‌ (ص‌) فرمودند: «بر تو باد به‌ قرائت‌ قرآن‌، همانا که‌ خواندن‌ قرآن‌ کفاره‌ گناهان‌ است‌ و پوشش‌ می‌باشد در مقابل‌ آتش‌ و امانی‌ محسوب‌ می‌شود از عذاب‌ دوزخ‌».

امیرالمؤمنین‌ علی‌ (ع‌) در مورد تلاوت‌ قرآن‌ و فضیلت‌ آن‌ فرمودند: «خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ می‌شود و یاد خدا می‌شود برکات‌ آن‌ افزون‌ می‌گردد فرشتگان‌ به‌ آن‌ خانه‌ وارد می‌گردند و شیاطین‌ از آن‌ دور می‌شوند و خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ نمی‌شود و یاد خدا نمی‌شود برکات‌ آن‌ کاسته‌ می‌شود فرشتگان‌ از آن‌ خانه‌ دور می‌شوند و شیاطین‌ به‌ آن‌ خانه‌ وارد می‌شوند».

«من‌ انس‌ بتلاوة‌ القرآن‌ لم‌ توحشه‌ مفارقة‌ الاخوان‌» امیرالمؤمنین‌ علی‌ (ع‌) فرمودند: کسی‌ که‌ به‌ تلاوت‌ قرآن‌ انس‌ پیدا کرد جدایی‌ دوستان‌ او را به‌ وحشت‌ نخواهد انداخت‌.

امام‌ باقر (ع‌) فرمودند: «لکل‌ شی‌ء ربیع‌ و ربیع‌ القرآن‌ شهر رمضان‌» «برای‌ هر چیزی‌ بهاری‌ است‌ و بهار قرآن‌ ماه‌ رمضان‌ است‌».

«القرآن‌ عهدالله‌ الی‌ خلقه‌ فقد ینبغی‌ للمرء المسلم‌ ان‌ ینظر فی‌ عهده‌ و ان‌ یقرء منه‌ فی‌ کل‌ یوم‌ خمسین‌ آیه‌». امام‌ صادق‌ (ع‌) فرمودند: قرآن‌ عهد خداوند است‌ با بندگان‌ او، پس‌ سزاوار است‌ که‌ هر فرد مسلمان‌ در هر روز به‌ آن‌ عهد نظر کند و از آن‌ پنجاه‌ آیه‌ قرائت‌ کند».

از امام‌ رضا (ع‌) از پیامبر (ص‌) که‌ فرمودند: قسمتی‌ از قرآن‌ خواندنتان‌ را به‌ منزل‌ اختصاص‌ دهید، همانا خانه‌ای‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ تلاوت‌ شود بر اهلش‌ آسان‌ می‌گذرد و خیر وبرکت‌ آن‌ منزل‌ زیاد شده‌ و اهلش‌ در فراوانی‌ واقع‌ می‌شوند.

سلام به همه شما دوستایی که دلتون به رنگ آبی آسمون

یه رمضان دیگه از راه رسیده و دوباره خدا بهمون لطف کرده که بتونیم سر سفرش بشینیم

سر سفرش نشستین در حین خوردن منو فائزه رو هم فراموش نکنیدا

من که بد محتاج دعاتونم

فائزه خانوم گلمم مطمئنا محتاج دعاتونه

انشالا از سر این سفره سیر بلند شیم

....صلوات...

مواظب خودتونو دلتون شونه هاتونم باشید

یا علی

درپناه اوستا کریم مهربون

تولد ...

یارب

سلام یه سلام پر از تاخیر به شمایی که هنوز هوای بارونیو فراموش نکردید

هوای بارونی ۲ساله شد و ما یادمون رفت بیایم براش تولد بگیریم

تولدشو به همه بارونیا تبریک میگم

فائزه جونی تولد هوای بارونیمون مبارک باشه ...

دلم واستون بد تنگ شده

از بعد امتحانا انشالا مثل قبل بهتون سر میزنم به تک تکتون

فقط یه خواهشی میاید اینجا حتما یه آدرسی از خودتون بذارید که بتونیم بهتون سر بزنیم

از همه بچه هایی که بهمون سر میزنندو ما بی وفایی می کنیم معذرت میخوام

دوستون دارم بیشتر از همیشه

مواظب خودتون باشید

یا علی

در پناه حق

 

من در این بستر بی خوابی راز

نقش رویایی رخسار تو می جویم باز

با همه چشم ترا می جویم

با همه شوق ترا می خواهم

زیر لب باز ترا می خوانم

دایم آهسته به نام

ای مسیحا!

اینک!

مرده ای در دل تابوت تکان می خورد آرام آرام ...



شاملو




روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت می كرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هر چه كه باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب كنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.

و هر كه آمد چیزی خواست. یكی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یكی جثه ای بزرگ خواست و آن یكی چشمانی تیز. یكی دریا را انتخاب كرد و یكی آسمان را.

در این میان كرمی كوچك جلو آمد و به خدا گفت : من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ‚ نه آسمان ونه دریا. تنها كمی از خودت‚ تنها كمی از خودت را به من بده.

و خدا كمی نور به او داد.

نام او كرم شب تاب شد.

خدا گفت : آن كه نوری با خود دارد‚ بزرگ است‚ حتی اگربه قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی كه گاهی زیر برگی كوچك پنهان می شوی.

و رو به دیگران گفت : كاش می دانستید كه این كرم كوچك ‚ بهترین را خواست. زیرا كه از خدا جز خدا نباید خواست.

××××

هزاران سال است كه او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ كرم شب تاب روشن است و كسی نمی داند كه این همان چراغی است كه روزی خدا آن را به كرمی كوچك بخشیده است.




 

خدا از نگاه ملاصدرا

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!


از سخنان ملاصدرای شیرازی
انسان ماندن سخت دشوار و هر روز جهادی باید تا انسان ماند و هر روز جهادی نمی توان!

عیدی

سلام سلام سلام

 

عيدتوووووووووووووووووووووووووون مبارک صدسال به اين سالا

 

دير اومدم اما واستون چندتا هديه ي خوشمل دارم

 

اميدوارم جبران اين همه بدقولي منو بکنه

 

 سالي پر از شاديو موفقيتو واسه همه آبجيايه نازمو داداشياي گلم دارم

 

نان

 

دموکراسي مي گويد: رفيق، حرفت را خودت بزن،

نانت را من مي خورم.

 

مارکسيسم مي گويد: رفيق، نانت را خودت بخور،

حرفت را من مي زنم.

 

فاشيسم مي گويد: رفيق، نانت را من مي خورم،

حرفت را هم من مي زنم

و تو فقط براي من کف بزن ...

 

اسلام حقيقي مي گويد: نانت را خودت بخور،

حرفت را هم خودت بزن

و من فقط براي اينم که تو به اين حق برسي.

 

اسلام دروغين مي گويد: تو نانت را بياور به ما بده

و ما قسمتي از آن را جلوي تو مي اندازيم،

اما آن حرفي را که ما مي گوييم بزن!

زن

 

زن عشق مي کارد و کينه درو مي کند ...

 

مي تواند تنها يک همسر داشته باشد

 

و تو مختار به داشتن چهار همسر هستي!

 

براي ازدواجش (در هر سني) اجازه ولي لازم است

 

و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج کني ...

 

او کتک مي خورد و تو محاکمه نمي شوي!

 

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي کني ...

 

او درد مي کشد و تو نگراني که کودک دختر نباشد ...

 

او بي خوابي مي کشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...

 

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...؟

 

و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...

 

و قرن هاست که او؛ عشق مي کارد و کينه درو مي کند

 

چرا که در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت،

 

زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان مردش؛

 

گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد؛

 

سينه اي را به ياد مي آورد که تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي کند ...

 

و اينها همه کينه است که کاشته مي شود در قلب مالامال از درد ...!

 

و اين رنج است

انسانها

 

ماهميشه  اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي دربرابرشان قرار مي‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود.سکوت مي‌کنيم و ...

 

دسته اول

آناني که وقتي هستند هستند، وقتي که نيستند هم نيستند

عمدهآدم‌ها. حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسماني آن‌هاست کهقابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.

 

دسته دوم

آناني که وقتي هستند نيستند، وقتي که نيستند هم نيستند

مردگانيمتحرک در جهان. خود فروختگاني که هويت شان را به ازاي چيزي فانيواگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار. هرگز به چشم نمي‌آيند. مرده وزنده‌شان يکي است.

 

دسته سوم

آناني که وقتي هستند هستند، وقتي که نيستند هم هستند

آدم‌هايمعتبر و با شخصيت. کساني که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان همتاثيرشان را مي‌گذارند. کساني که همواره به خاطر ما مي‌مانند. دوستشانداريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

دسته چهارم

آناني که وقتي هستند نيستند، وقتي که نيستند هم هستند

شگفت‌انگيزترينآدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيمحضورشان را دريابيم، اما وقتي که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهستهدرک مي‌کنيم. باز مي‌شناسيم. مي‌فهميم که آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و چهمي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اماوقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلبمي‌شود. سکوت مي‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست مي‌شويم و درست در زماني کهمي‌روند يادمان مي‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌هادر زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

 

بد گويي

 

هر کس بد ما به خلق گويد

 

ما صورت او نمي خراشيم

 

ما خوبي او به خلق گوييم

 

تا هر دو دروغ گفته باشيم!

 

 

خواستن

 

وقتي خواستم زندگي کنم، راهم را بستند

وقتي خواستم ستايش کنم، گفتند خرافات است

 

وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است

وقتي خواستم گريستن، گفتند دروغ است

 

وقتي خواستم خنديدن، گفتند ديوانه است

دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم