๑ஜ๑ســلام๑ஜ๑

ســــــلام به همه دوستان

سلام به همه اونایی که وقت گذاشتن دارن مطالب وبلاگمو میخونن

لطفا اگه از پستی که خوندین خوشتون اومد از گذاشتن نظراتون مارو محروم نکنین

وقتی زیتون خطرناک می‌شود

معاون فنی اداره کل نظارت و ارزیابی فرآورده‌های غذایی و آشامیدنی سازمان غذا و دارو؛ توزیع و مصرف خوراکی روغن زیتون ( پومیس) تحت هر نام تجاری را ممنوع اعلام کرد.

به گزارش تسنیم، سهیل اسکندری با اشاره ممنوعیت توزیع و مصرف خوراکی روغن زیتون ( پومیس) تحت هر نام تجاری اظهار کرد: با توجه به گزارش‌های واصله از سطح عرضه و همچنین مکاتبه انجمن صنفی تولیدکنندگان روغن زیتون در خصوص توزیع غیرمجاز روغن تفاله زیتون (پومیس POMACE) برای مصارف غذایی، این روغن بر اساس ضوابط این سازمان و استاندارد ملی روغن زیتون به شماره ۱۴۴۶ از دامنه مصرف انسانی خارج است.

وی با اشاره به اینکه سازمان غذا و دارو تاکنون برای این نوع روغن زیتون برای هیچ وارد کننده ای مجوز ورود و ترخیص صادر نکرده است، افزود: توزیع و مصرف خوراکی روغن زیتون ( پومیس) تحت هر نام تجاری ممنوع است و در صورت مشاهده برخورد جدی با عوامل آن خواهد شد که در این زمینه اطلاع رسانی نیز شده است.

وی اظهار کرد: این نوع روغن که از تفاله زیتون و با فرآیند حرارتی و با استفاده از حلال‌های شیمیایی استخراج می‌شود به دلیل کیفیت نامطلوب و احتمال فساد و همینطور وجود باقیمانده حلال‌ها قابلیت مصرف انسانی نداشته و عوارضی نیز می‌تواند داشته باشد.

معاون فنی اداره کل نظارت و ارزیابی فرآورده‌های غذایی و آشامیدنی سازمان غذا و دارو در پایان از عموم شهروندان خواست تا در صورت مشاهده این نوع روغن آن را به نزدیک ترین معاونت غذا و دارو و یا سازمان غذا و دارو اطلاع دهند تا نسبت به جمع آوری و برخورد اقدامات لازم صورت پذیرد.

رابطه دختر و پسر؛ دختران حتماً بخوانند

گرگ‌ها همیشه زوزه نمی‌كشند ...
گاهی هم می‌گویند :
دوستت دارم ...
و زودتر از آنكه بفهمی بره‌ای ...
می‌درند خاطراتت را ...
و تو میمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته ... !

*** روابط دختر و پسر قبل از ازدواج یکی از موضوعات مبتلا به جوانان امروز جامعه ماست. ما در این جستار، می خواهیم اطلاعاتی را در اختیار دختران (که آسیب پذیری شان در این روابط، بسیار بالاست) بگذاریم تا با توجه به آن ها جنس مقابل شان را بهتر بشناسند و با داشتن آگاهی های لازم، در دام سوء استفاده کنندگان نیفتند : (تذکر : پسرانی که حقیقتاً مقید به احکام شرع و دستورات دینی هستند، خود به خود از بحث ما خارج هستند؛ چرا که هیچ گاه وارد این نوع روابط نمی شوند).
* 1. پر واضح است که در پس هر رابطه، هدف یا اهدافی وجود دارد (خوب یا بد) مانند : رابطه به قصد کمک به دیگران، برای کسب معنویات، صله رحم، کسب دانش و ارتقای علمی، ضربه زدن به دیگری، به قصد دوستی، تجارت و کسب مال، تجسس، تفریح و ... . پس از این توضیح بسیار کوتاه، حال باید دید یک پسر چه هدفی از ارتباط عاطفی با دختر دارد؟ دو هدف اصلی را در اینجا می توان متصور شد :
الف) به قصد ازدواج؛ ب) به قصد کسب لذت و سوء استفاده.
- اگر به قصد ازدواج باشد اولاً از کجا معلوم و مشخص است که پسر حقیقت را می گوید؛ فراموش نکنید کسی که بخواهد سوء استفاده بکند، باید با نقابی موجه و زیبا جلو بیاید و با وعده هایی دروغین طرف مقابل را فریب دهد و بهره برداری کند چون در غیر اینصورت به اهداف پلیدش نمی رسد؛ مشاوره های متعددی که در این زمینه با مرکز ما (پرسمان) می شود و اخباری که در رسانه ها منعکس می گردد، نمونه بسیار کوچکی از جامعه آماری دخترانی است که تنها با شنیدن جمله «قصد ازدواج با شما را دارم» از زبان پسر، فریب خورده اند. ثانیاً چه تضمینی است که پس از مدتی قصدش عوض نشود به دلایل مختلف مانند : دیدن رفتاری ناخوشایند از دختر، عاشق دختری دیگر شدن، مخالفت خانواده را بهانه کردن، تفاوت فرهنگ ها، اگر بگوید تو که الان با من رابطه داری از کجا معلوم قبل از من با دیگری نبودی و از کجا معلوم بعد از ازدواج با پسرهای دیگر رابطه برقرار نکنی! پس تو شایسته ازدواج نیستی و ... ؛ وقتی هم تعهدی در میان نباشد و جایی ثبت نشده باشد و قانونی از آن حمایت نکند دست دختر به هیچ کجا بند نیست و او می ماند و آسیب های شدید روحی و عاطفی که به دلیل اشتباه و زودباوری خود، بدان دچار شده است.
- اگر به قصد لذت و سوء استفاده هم باشد که موضوع مشخص است و هیچ دختر عاقلی حاضر نیست عفت و پاکدامنی خود را دانسته به حراج بگذارد.
* 2. دختران! این معیار طلایی را همیشه در ذهن داشته باشید : معیار سنجش عشق و علاقه پسر در جامعه و عرف ما این است : «خواستگاری رسمی پسر به همراه خانواده اش از دختر مورد نظر»؛ پسری که اینگونه اقدام کند، سه پیام را می رساند :
- به دختر مورد نظر علاقه مند است و دوستش دارد و می خواهد هر چه زودتر به او برسد، وگرنه او را از خانواده اش خواستگاری نمی کرد.
- مسئوليت پذير است و مي خواهد زير بار تعهد زندگي مشترك برود.
- هوس باز و عياش نيست، در غير اينصورت به خواستگاري رسمی نمي آمد و دست به روابط پنهاني و بي تعهد مي زد و پس از سوء استفاده از دختر، رهايش مي كرد.
هر پسری راهی غیر از این برود، نمی شود به احساس و عشقش اطمینان کرد. این را نیز بدانید که عاشق، در همه جاي دنيا، فردي متعهد است؛ مطمئن باشيد اگر پسري به دختري علاقه مند باشد، هر چه سريعتر (چون مبادا دختر مورد علاقه اش را به خاطر تعلل خود از دست بدهد) رسماً به همراه خانواده اش از او خواستگاري مي كند و هيچ گاه دست به این نوع روابط نمي زند كه مي داند براي دختر اضطراب زاست و با فاش شدن آن به معشوقش ضربه مي خورد. اگر دختران جامعه ما به این معیار توجه کنند هیچ گاه دچار آسیب های روابط دختر و پسر نخواهند شد.
* 3. یکی از خصوصیات جنس زن، قوی بودن احساسات و عواطفش نسبت به مرد است؛ به دلیل همین حس عاطفی قویتر، زن ها در روابط، تأثیرپذیرتر نیز می باشند. همین عواطف قویتر و تأثیرپذیرتری بیشتر، اگر قبل از ازدواج مدیریت نشود و با عقل و منطق در آمیخته نگردد سبب آسیب پذیری زن در این روابط می شود. وقتی جنس مرد با این خصوصیات جنس زن آشنا می شود و متوجه می شود که عواطف طرف مقابل، افساری به نام عقل و منطق را به کنار نهاده، با چند جمله بر او تأثیر می گذارد و او را عاشق و دلبسته خود می کند : «من عاشقت هستم»، «تو بهترین و زیباترین دختر دنیایی»، «بدون تو نمی توانم زندگی کنم»، «مطمئن باش با تو ازدواج خواهم کرد و در کنار تو خواهم آرمید» و ... تا به هدفی که مدنظر دارد جامه عمل بپوشاند.
* 4. همانطور که گفته شد، قدرت و شدت احساسات و عواطف در زنان بیشتر است؛ همین موضوع باعث می گردد خیلی اوقات وقایعی که در این روابط احتمال وقوع شان بسیار زیاد است را نادیده بگیرند و تن به این رابطه ها بدهند و متأسفانه از همین زاویه نیز بیشترین ضربه را می خورند : «او پسر خوبی است»، «او با دیگران فرق می کند»، «او فردی با خداست»، «مطمئنم که قصدش ازدواج است» و طرف مقابل هم پیام های مثبت مخابره می کند؛ ولی ناگاه می بیند تمام تصوراتش اشتباه بوده و طرف مقابل به راحتی زیر همه چیز زده و حال، او می ماند و صدمات عاطفی و پشیمانی از اعمال گذشته. این موضوعی که مطرح کردیم بارها و بارها اتفاق افتاده و کاملاً واقعی است ولی باز هم برخی دختران دچار آن می شوند؛ حتي برخي اوقات شرايط حادتري هم به وجود آمده است (رابطه جنسي، باردار شدن دختر، ازدست دادن باکرگی، درگیر بیماری های آمیزشی شدن و ...) كه آينده زندگي دختر را به تباهي كشانده است. وقتي ديگران اين مسير اشتباه را تجربه كرده و تلخي آن را گزارش كرده اند، عاقلانه نیست كه ما هم همان مسير اشتباه را برويم.
* 5. حتماً این جمله به گوش تان خورده است : «با اینکه چهره زیبایی ندارد، ببین چه زن زیبایی گرفته است» در اینگونه موارد چند احتمال برای ازدواج این دختر پر رنگ است : الف) به دلیل وجهه علمی، اجتماعی یا مالی طرف مقابل، ب) ازدواج اجباری (جبر شرایط)، ج) علاقه واقعی پیدا کردن به دلیل شنیدن حرف های خواستگارش. ما با مورد سوم کار داریم. منظور از مطرح کردن جمله بالا این است که بگوییم اینکه گفته می شود «زن ها از راه گوش عاشق می شوند و مردان از راه چشم» در خیلی از موارد واقعیت دارد. زن مردی را می خواهد که به او محبت کند و تکیه گاه امنی برایش باشد. در مقابل مرد دوست دارد مورد اعتماد همسرش قرار گیرد. زنان نیاز به دریافت محبت کلامی دارند و می خواهند همسرشان به احساساتش درباره او، نمود بیرونی دهد و بی پرده بگوید «همسرم عاشقانه دوستت دارم». در مقابل بسیاری از مردان این روش را پیاده نمی کنند و می گویند ما با اعمال و رفتارمان عشق مان را نشان می دهیم و نیازی به گفتن نیست. حال وقتی جنس زن این مطلب برایش مهم است و پسری این را می داند، در برقراری رابطه روی این موضوع انگشت می گذارد و محبت کلامی را در نهایت خود ابراز می دارد (یعنی از راه گوش وارد می شود) و طرف مقابل را شیفته و واله خود می گرداند و وقتی به این مرحله رسید در بسیاری از موارد، درخواست های ناسالم او (جنسی و ...) بی پاسخ نخواهد ماند.
* 6. از منظر جنسی، نوع نگاه زن و مرد با هم متفاوت است. مردان مقاربت گرا هستند و می خواهند هر چه زودتر اقدام به عملیات فیزیکی و دخول کنند در حالیکه در زنان مسائل عاطفی و احساسی مقدم بر مسائل جنسی است و پس از معاشقه و ارضای حس عاطفی، رابطه جنسی برایشان معنا پیدا می کند و لذت بخش می شود. حال با توجه به این ویژگی ها در رابطه دختر و پسر، یکی از مهمترین اهداف پسر، کسب لذت جنسی است. پسری که معتقد به احکام شرع باشد، برای رسیدن به خواسته هایش از مسیر شرعی وارد می شود تا به ازدواج برسد، ولی اگر پسری اهمیتی به احکام شرع ندهد برای رسیدن به این خواسته اش باید درب احساسات و عواطف دختر را باز کند تا او را راضی به این عمل گرداند. پس با نقابی دروغین و وعده ازدواج به میدان می آید و پس از لذت جویی کافی، ارتباط را پایان می دهد. برخی از دختران اینگونه فکر می کنند که با تن دادن به رابطه جنسی، مرد دیگر با آن ها ازدواج خواهد کرد. در حالیکه پسری که اینگونه، اقدام به برقرار رابطه جنسی با یک دختر کند، این باور را در ذهن خود دارد که دختری که با من رابطه جنسی برقرار کرده به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست و معلوم نیست قبل از من با چه افرادی بوده و بعد از من با چه افرادی خواهد بود؛ پس به هیچ وجه، شایسته ازدواج نیست. در مشاوره هایی که با ما می شود بارها این موضوع پیش آمده و دختران فریب خورده اند و متضرر اصلی شده اند. نگارنده به عنوان کسی که که در زمینه روابط دختر و پسر مشاوره داده، فراوانی این اتفاقات و آسیب های تلخ برای دختران را بارها و بارها مشاهده کرده و تأسف خورده ام که چرا با کسب چند مهارت و آگاهی، جلوی این اتفاق (که گاهی آینده دختر را به نابودی می کشاند) توسط دختر، گرفته نشده است.
* 7. اکثر مردان در ورود به هر رابطه ای افق نگر و هدف گرا هستند ولی اکثر زنان مسیرگرا هستند و به خود رابطه، اهمیت بیشتری می دهند؛ می توان اینگونه این جمله را تبیین کرد که با شروع هر رابطه، مرد انتهای آن را در ذهن خود متصور است و می داند در رابطه ای که برقرار کرده، می خواهد به چه سمت و سویی حرکت کند، ولی زن مسیر رابطه را می بیند و فضای خود ارتباط برایش مهم است و البته خوش بین است که همانگونه که او می خواهد بشود؛ برای مثال در رابطه ای، هدف پسر، سوء استفاده جنسی از دختر و رها کردن اوست و این افق را برای خود ترسیم کرده ولی در ظاهر قصد ازدواج خود را مطرح می کند تا به چیزی که می خواهد برسد؛ در طرف مقابل، دختر، خوش بین و امیدوار است که پسر حقیقت را می گوید و این رابطه به ازدواج می انجامد و به همین دلیل آن را ادامه می دهد. این خصوصیت دختران در این گونه روابط، باعث آسیب پذیری آن ها می گردد که شایسته است به آن توجه گردد تا جلوی این آسیب گرفته شود.
* 8. این جمله را حتماً شنیده اید : «زنان جزیی نگر هستند و مردان کلی نگر». این خصوصیت زنانه در زمینه روابط دختر و پسر، برخی اوقات می تواند سبب آسیب پذیری جنس زن شود. اما چگونه ؟ دخترها در جریان روابط با دیگران به جزئیات و حرکات ریز طرف مقابل هم توجه دارند، در حالیکه پسرها معمولاً اینگونه نیستند. بارها شده که دختری یک لبخند یا یک کلمه و جمله ای را نشان عشق طرف مقابل به خود دانسته در حالیکه به هیچ وجه اینطور نبوده؛ حال اگر پسری که مقید به مسائل شرعی نیست، متوجه شود که یک دختر چنین برداشتی نسبت به او پیدا کرده، می تواند به راحتی از او سوء استفاده کند و از سفره ای که ناخواسته جلوی او پهن شده، بهره ناسالم ببرد و خود را آنگونه که آن دختر تصور کرده جلوه دهد تا به اهدافی که برای خود ترسیم کرده برسد.

نویسنده : علی حسینعلی پور

چه کفشی بپوشیم؟

پوشيدن کفش نامناسب، تنگ و پاشنه بلند فقط به پاها آسيب نمي‏رساند، بلکه به زانو، کمر، استخوان‏هاي ستون فقرات و لگن هم آسيب وارد مي‏کند.

به گزارش دكترمن: قدمت كفش در ایران به 4500 سال قبل برمی‌ گردد. آن ‌وقت‌ها پاپوشی‌ در ایران استفاده می ‌شد كه به آن "غوشنگ" می‌ گفتند. بعد از آن نوبت چارق بود كه آثارش را در نقوش باقی مانده تخت جمشید می ‌بینیم. كفش در آن زمان، محصولی نرم، سبك، راحت و با كیفیتی مرغوب بود اما تولید كفش در ایران و جهان، بعد از صنعتی شدن، سمت و سوی دیگری را در پیش گرفت. امروزه هم با واردات انواع و اقسام كفش‌های موسوم به "چینی" قضیه بغرنج‌تر شده است. به اعتقاد متخصصان، شروع بسیاری از بیماری‌های عضلانی اسكلتی، از آزارهایی است كه به كف پا یا نواحی دیگر آن وارد می‌ شود.متأسفانه در كشور ما، فرهنگ اهمیت دادن به انتخاب كفش، بسیار پایین است. بیشتر افراد به همان اندازه‌ای كه به انتخاب لباس، اهمیت می ‌دهند، در انتخاب كفش دقیق نیستند. بسیاری از بیماری‌ها و دردهای مزمن سیستم عضلانی اسكلتی، با انجام كارهای ساده مانند یك تغییر نگرش، آموزش اولیه و ورزش ابتدایی قابل اصلاح و درمان هستند.

 

 

 

 

انتخاب كفش:

دقت در انتخاب كفش و توجه به رعایت اصول استاندارد در تولید آن، یكی از ضروری ‌ترین نیازهای حفظ سلامت افراد بوده و باید توجه بیشتری به آن بشود. وقتی برای خرید كفش، به مغازه‌ای می ‌روید با صدها نوع كفش‌ در مدل‌ها و رنگ‌های گوناگون مواجه می‌ شوید كه بنا به ادعای فروشنده همگی آخرین مدل‌های روز بوده و كیفیتی مرغوب دارند. انتخاب كفش در وهله اول، باید بر اساس نوع استفاده‌ای كه از آن می ‌شود، صورت بگیرد. همانطور كه زمستان، كفش مخصوص خودش و تابستان، كفش مخصوص خودش را داردهمچنین بعضی از مشاغل، كفش‌های مخصوص خودشان را می‌ خواهند. مثل بعضی از كفش‌های مخصوص(کفش ایمنی) كه در كارگاه‌ها استفاده می‌ شود، یا كفش‌های ورزشی كه حتی درباره آنها نیز بر اساس نوع ورزش، انتخاب كفش تغییر می‌ كند. در واقع این، به نوع نگاه خریدار برمی‌ گردد و اینكه او چقدر به سلامت خود اهمیت می ‌دهد و چقدر از حق و حقوق خودش، آگاه است.

كفش استاندارد: یك كفش استاندارد، سه مشخصه بارز دارد

1) جنس خوب

2) پاشنه استاندارد

3) قالب و پنجه استاندارد
 
 
 
 
 

اجزای کفش:

1- رویه کفش: رویه بیشتر كفش‌های موجود در بازار، از دو جنس مختلف است. آنها یا رویه‌ای از چرم طبیعی دارند یا از پلاستیك و چرم مصنوعی تهیه می ‌شوند. به تازگی هم بعضی از تولید كنندگان كفش، اقدام به زدن اسپری بوی چرم طبیعی به چرم‌های مصنوعی كرده و خریداران را در انتخاب محصول با مشكل مواجه می‌ كنند.

چرم طبیعی، به علت دارا بودن منافذ طبیعی در بافتش، امكان تبادل هوا میان بیرون وداخل كفش را فراهم آورده و به اصطلاح،باعث تنفس پا می ‌شود. به همین دلیل ساده، بهترین رویه برای كفش، همان رویه چرم طبیعی است. رویه مصنوعی به علت عدم تبادل هوا، باعث بوی بد پا و عرق كردن بیش از حد آن می ‌شود.

 

زیره كفش : زیره كفش‌های موجود در بازار دو نوع است

1) زیره پی او (po) 2) زیره پی ‌وی ‌سی (pvc)

زیره‌های po، نسبت به pvc سبك ‌تر، راحت‌ تر و در برابر سایش مقاوم‌ تر بوده و دوام ‌شان بیشتر است. ظاهر این زیره‌ها، توپُر بوده و در حالت خم كردن، انعطاف‌ بیشتری دارند. در هنگام خرید، باید به این نكته دقت كرد كه كف زیره نباید صاف باشد، بلكه باید آج ‌دار بوده تا از لیز خوردن جلوگیری كند. توجه به استانداردهای پنجه كفش در انتخاب آن بسیار مهم است.

قالب ‌بندی:

از نظر قالب ‌بندی، فضای پنجه كفش باید طوری باشد كه به انگشت‌های پا فشار وارد نكند. كفش‌هایی كه پنجه آنها باریک است، باعث می ‌شوند، انگشت‌های پا در كفش روی هم بیفتند. این كفش‌ها، انگشتان پا را تحت فشار قرار داده و آنها را بد فرم می ‌كنند. این امر در خانم‌ها شایع‌تر است. به طوری كه انحراف شست پا در خانم‌ها، 9 برابر آقایان است. جلوی كفش باید به گونه‌ای باشد كه پنجه‌های پا از هم
 
 
 
 
 
 
 
 

تنه كفش:

پوشيدن کفش نامناسب، تنگ و پاشنه بلند فقط به پاها آسيب نمي‏رساند، بلکه به زانو، کمر، استخوان‏هايستون فقرات و لگن هم آسيب وارد مي‏کند.

 

مورد بعدی تنه كفش است كه در واقع چارچوب روی كفش بوده و دور پا را دربرمی ‌گیرد، كفش هم باید به راحتی در برابر فشارهای وارده، مقاومت كرده و شرایط آناتومیكی پا را حفظ كند. علاوه بر فاكتورهای استاندارد مربوط به جنس و ساختمان كفش، فاكتورهای دیگری نیز درباره خود افراد، صدق می ‌كند كه به همان اندازه اهمیت دارند.

 

 

 

فرم کف پا: کف پای افراد معمولاً به شکل دیده می شود.

1- كف پای قوس دار : اگر نواری باریك، پنجه پا و پاشنه را به هم وصل كند احتمالاً شما كف پای قوس دار دارید و از این رو مستعد پیچ خوردگی پا هنگام راه رفتن هستید. همیشه به دنبال خرید كفشی باشید كه كفی مناسبی برای پوشش دادن قوس کف پای شما داشته باشد و یا از كفی مناسب برای پای خود استفاده كنید.

2- كف پای معمولی : اگر نواری كه پنجه و پاشنه پا را به هم وصل می كند، پهنای معمولی داشته باشد می توان كف پای شما را ایده آل دانست و این بدین معنی است كه پای شما استعداد پیچ خوردگی به سمت داخل یا خارج را ندارد. یك كفش خوب و معمولی انتخاب مناسبی برای شماست.

3- كف پای پهن : در این نوع كف پا خیلی كم قوس وجود دارد و اغلب پاشنه ی پا، تحت فشار شدید قرار می گیرد. این افراد معمولاً هنگام راه رفتن دچار پیچ خوردگی داخل پا می شوندپس نوعی از كفش را انتخاب كنید كه شست پای شما را به خوبی حمایت كرده و تحت فشار قرار ندهد.

خطر کفش ‏هاي پاشنه بلند: گاهي وقت‏ها خانمها با پوشيدن يک کفش پاشنه بلند آن قدر از بلند قد شدن کاذب و موقت احساس رضايت مي‏کنند که يادشان مي‏رود پوشيدن اين کفش ممکن است به سلامتي شان آسيب برساند. ضمن اينکه پوشيدن کفش نامناسب، تنگ و پاشنه بلند فقط به پاها آسيب نمي‏رساند، بلکه به زانو، کمر، استخوان‏هاي ستون فقرات و لگن هم آسيب وارد مي‏کند.

 
 
 
 
 
 
 

وقتي شما کفش پاشنه بلند مي‏پوشيد، کمر براي جبران فشار وارد شده به پاها، قوس زيادي به خود مي‏گيرد و از حالت طبيعي خارج مي‏شود. در اين حالت فشار زيادي به ديسک‏هاي بين مهره‏اي ستون فقرات و مفصل زانو وارد مي‏شود. مقدار اين فشار به ارتفاع پاشنه ي کفش بستگي دارد و هر چه پاشنه کفش بلندتر باشد، فشار بيشتري به عضلات، استخوان‏ها و مفاصل وارد مي‏شود. در مقايسه با کفش‏هاي پاشنه کوتاه، کفشي با پاشنه‏اي حدود 2/5 سانتي ‌متر 22 درصد، کفشي با پاشنه 5 سانتي ‌متر 57 درصد و کفشي که پاشنه 8 سانتي ‌متري دارد 76 درصد به ديسک‏هاي بين مهره‏اي و زانو بيشتر فشار وارد مي‏کند.

به علاوه کفش‏هاي پاشنه بلند، عضلات پشت ساق پاها را فشرده و منقبض مي‏کنند و عمليات خون‌رساني در اين عضلات را مختل مي‏کنند. همچنين کفش‏هاي تنگ و پاشنه بلند پوست پا را از حالت طبيعي خارج کرده و پس از مدتي آن را ضخيم کرده و پينه ايجاد مي‏کنند. پينه‏هاي پا، اغلب دردناک بوده و پا را بد شکل مي‏کنند.

 

اگر از درد دائمی و تورم در پاهای خود رنج می برید، به یك متخصص ارتوپد مراجعه كنید.

 

 

 


نکات لازم هنگام خريد کفش:

1- براي پاي بزرگ‌تر (راست یا چپ) کفش بخريد. در بعضي افراد اندازه هر دو پا کاملا يکي نيست و ممکن است يکي از پاها بزرگ‌تر از ديگري باشد. اگر لازم بود براي پاي کوچک تر از کفي استفاده کنيد.

2- صبح هنگام به خريد نرويد. ساعات پاياني روز بهترين زمان براي خريد کفش است. پاها در پايان روز و بعد از چند ساعت راه رفتن و ايستادن، اندازه بزرگ‌تري نسبت به ساعات اوليه روز دارند.

3- اول کفش را بپوشيد، بعد بخريد. ممکن است اندازه پاها تغيير کند. براي خريد کفش حتماً خودتان برويد و آن را در مغازه بپوشيد و امتحان کنيد و صرفاً به خاطر اينکه کفشي اندازه کفش قبلي تان است، آن را نخريد.

4- به پنجه کفش دقت کنيد. پنجه کفش نبايد باريک و تيز باشد. انگشت‏ها بايد راحت بوده و روي هم قرار نگيرند. دقت کنيد انگشت شست به اندازه کافي جا داشته باشد و راحت بتواند حرکت کند. کفش نبايد آن قدر گشاد باشد که هنگام راه رفتن پاشنه پا از کفش بيرون بيايد.

 
 
 
 
 
 
 
 

5-کفشي با رويه مناسب بخريد. جنس رويه کفش بايد نرم و قابل انعطاف باشد. کفش‏هاي چرمي‏، مناسب ترين جنس رويه هستندکفش‏هايي با رويه پلاستيکي مناسب نيست و موجب تعريق و بوي بد پا مي‏شود.کفش‏هاي پارچه‌اي و برزنتي هم براي فصول گرم سال انتخاب مناسبي هستند.

6- قسمت بيروني و خارجي کف کفش که با سطح زمين تماس دارد، بايد از جنس محکم و با دوام بوده و سطح آن هم صاف و ليز نباشد. قسمت داخلي کفي بايد نرم باشد تا پا در آن احساس راحتي کند.

7- کفش‏هاي پاشنه بلند و همچنين تخت نخريد. کفش‏هاي پاشنه کوتاه آسيب کمتري به پاها مي‏رسانند، اما کفش‏هاي بدون پاشنه با کفي تخت مناسب نيستند. بهتر است پاشنه کفش باید بین 5-3 سانتي‌متر باشد.

8) خانمها در دوران بارداری باید کفش‌هایی بپوشند که فشار زیادی بر پا و ناحیه پشت وارد نکند. معمولا در این دوران، بین نیم تا یک نمره، تغییر سایز خواهند داشت که با توجه به این تغییر، باید کفشی مناسب انتخاب کنند.

9- اگر از کمردرد مکرر رنج می‌برید،‌ حتما با دقت بیشتری کفش‌هایتان را انتخاب کنید و سعی کنید کفش‌های طبی به پا کنید، زیرا این کمردردها گاهی از عواقب پوشیدن کفش‌های نامناسب و غیر استاندارد هستند.

10- اگر اضافه وزن دارید، پوشیدن کفش‌های تخت و راحت به شما توصیه‌ می‌شود. راه رفتن با کفش‌های پاشنه بلند برای کسانی‌ که اضافه وزن دارند باعث عدم تعادل می‌شود.

11- خانم‌هایی که قدی متوسط یا کوتاه همراه با اندامی متوسط و چاق دارند، بهتر است از کفش‌های پاشنه‌داری استفاده کنند که پاشنه‌هایش ضخیم و بلند است. استفاده از این کفش‌ها، باعث زیباتر شدن حرکات و برقراری تعادل بیشتر هنگام راه ‌رفتن می‌شود. ولی استفاده از کفش‌های پاشنه‌دار سوزنی برای این خانم‌ها مناسب نیست.

12- ‌بهترین کفش‌ها برای پیاده‌روی، کفش‌هایی هستند که به خوبی پاها را در بر‌گیرند و هنگام پیاده‌روی به عنوان محافظی برای پا عمل کنند. همچنین انعطاف‌پذیر باشند و پا در آن خسته نشود.

 

فقط به رنگ و مدل کفش نگاه نکنید و دنبال مُد نباشید، بلکه دقت کنید کفشی که می خرید کاملا راحت و مناسب پای شما باشد، زیرا سلامت پاهای شما به کفش شما نیز بستگی دارد و سلامت پاها بر سلامت کل بدن موثر است.

 

 

 

مطالب مرتبط

خانوووووووم… شــماره بدم؟

خانوووووووم… شــماره بدم؟

خانوم خوشــــــگله! برسونمت؟

خوشــــگله! چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟

 

این‌ها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می‌شنید!

بیچــاره اصلاً اهل این حرف‌ها نبود… این قضیه به شدت آزارش می‌داد.

تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگی‌اش بازگردد.

روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…

شـاید می‌خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی…!

دخترک وارد حیاط امامزاده شد… خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…

دردش گفتنی نبود…!

رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شد و کنار ضریح نشست. زیر لب چیزی می‌گفت انگار! خدایا کمکم کن…

چند ساعت بعد، دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…

خانوم! خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنند!

دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند… به سرعت از آنجا خارج شد… وارد شــــهر شد…

امــــا…اما انگار چیزی شده بود… دیگر کسی او را بد نگاه نمی‌کرد…!

انگار محترم شده بود… نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی‌کرد!

احساس امنیت کرد… با خود گفت: مگه می شه انقد زود دعام مستجاب شده باشه! فکر کرد شاید اشتباه می‌کند! اما این‌طور نبود!

یک لحظه به خود آمد…

دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!

چرا به خواهر و مادر مردم غیرت نداریم؟+عکس

کشور ما! جایی است که مردانش نسبت به خواهر و مادر خود غیرتی هستند و نسبت به خواهر و مادر دیگران روشنفکر!
 
به نظر شما واقعا چرا؟

خانوم شما برای من آرایش کرده...

کنار خیابان ایستاده بودیم منتظر تاکسی. یک تاکسی سمند زرد نگه داشت که روی صندلی های عقبش یه "زن و شوهر” یا شایدم یه "خواهر و برادر” یا هر چیز دیگه نشسته بودن.
 
رفیقم عقب نشست و من هم صندلی جلو نشستم.
 
این آقا و خانوم رفتار متعادلی داشتن و تقریباً مطمئن شدیم که زن و شوهر هستند. خب اصلا به ما چه…
 
ولی خانوم به شدت آرایش کرده بود و حسابی سعی در نمایان تر شدن زیبایی های زنانه خود داشت. خلاصه نگم دیگه….
 
کسی با کسی صحبت نمی کرد تا اینکه یهو این رفیق ما رو کرد به خانومه گفت: رژ لبات رو دوست دارم خلاقیت توش می بینیم ولی به رژگونه ات نمیاد!!!!!
 
یه لحظه همه داشتیم هم رو نیگاه می کردیم، من رفیقم رو، شوهره خانومش رو، خانومه خودش رو تو آینه ماشین نیگاه می کرد، راننده هم من رو نیگاه می کرد و رفیقم هم به شوهره.
 
نفهمیدم چی شد که دیدم شوهره نعره ای زد و یخه ی رفیق ما رو گرفت که بی ناموس…
 
 
راننده هم دید داره شر درست میشه، زد کنار و گفت همه تون پیاده شین زودتر، حوصله دردسر ندارم.
 
رفیق ما در حالی که یخه اش در دست شوهر اون خانومه بود در ماشین رو باز کرد و اومد پایین. من هم سریع پیاده شدم رفتم جداشون کنم.
 
شوهره داد می زد بی ناموس ….. مگه خودت ناموس نداری چشت به ناموس مردمه و …
 
رفیق ما هم با کمال آرامش به چشمای شوهره نیگاه می کرد و هیچی نمی گفت و بعد از چند دقیقه فقط این جمله گفت: ببین داداش، خانوم شما برای من آرایش کرده، من هم نظرم رو راجع به آرایشش گفتم. اگه برای شما بخواد آرایش کنه این کار رو توی خونه انجام میده نه جلوی چشمای ملت.
 
بعد از اتمام افاضات رفیق ما، شوهره یخه‌ی رفیق ما رو ول کرد و یه نیگاه به خانومش انداخت و رفت سمت پیاده رو.
 
خانومش هم دو تا فحش بووووق به رفیق ما داد و رفت دنبال شوهرش.
 
و من تمام این لحظات هیچی نگفتم و فقط به حرف دوستم فکر می کردم .
 
منبع: جام نیوز

 

هیچکس به دخترها واقعیت‌ را نگفت

نويسنده وبلاگ من چادرم را دوست دارم در آخرين پست خود نوشت:
 

تصمیم داشتم امروز وبلاگ رو با مطلب دیگری به روز کنم اما به موضوعی برخوردم که همیشه آرزو داشتم روزی در این وبلاگ مطرح بشه. این مطلب رو یکی از  آقایون در وبلاگشون نوشته بودند:

مایل هستم به یک نکته ی اساسی راجع به حجاب اشاره کنم. یکی از مهم ترین دلایلی که خانم ها نسبت به حجاب کاهل هستند، که البته به نظر من بسیار رایج هم هست، و میان دختران مذهبی هم به وفور دیده می شود، این هست که: مرد نیستند!!!

تعجب نکنید؛ بزرگترین مشکل خانم ها، این هست که نمی توانند متوجه بشوند که ما مرد ها چه تفاوت های فاحشی با خانم ها داریم! این تفاوت را هم فقط ما مسلمان ها نمی گوییم، برای نمونه، می توانید به کتاب "مردان مریخی، زنان ونوسی" مراجعه کنید. یک تفاوت ظریف بین مردان و زنان وجود دارد، و آن این است که: زنان از طریق گوش لذت می برند (یعنی سمعی هستند)، و ما آقایان با نگاه کردن لذت می بریم. تا زمانی که خانم ها به این نکته توجه نکرده اند، ضرورت حجاب را درک نخواهند کرد.(من کاری به لامذهب ها و اون کاره ها ندارم، روی من با زنان عفیفی است که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند.)

بعید است، آن خانم محترمی که با حجاب ناقص در جامعه می گردد، متوجه باشد که چه تیرهای مسمومی به سوی او نشانه می رود، چه جوان هایی را از فعالیت مفیو در جامعه محروم می کند، و چه خانواده هایی را از هم می پاشد؛ چون او زن هست و نگاه مردانه را نمی فهمد!

این البته مشکلی نیست که فقط ما مسلمانان این را بدانیم. دانيل سيلورمن - ازمشاوران بحران تجاوز- درمورد زناني که مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند، مي گويد: "معمولاً چنين زناني پس از مدت کمي دچار پشيماني شده، خود را سرزنش مي کنند واين جملات را بر زبان جاري مي کنند: اي کاش آن لباس را نپوشيده بودم تا جلب توجه کنم! اي کاش به او لبخند نزده بودم!..." همه ی این ها نشان می دهد که فهم زنان از نگاه مردان، دقیق نیست.

 "چیزی که می خواهم خانم ها بدانند":

دیدگاه ما آقایون، با شما خانم ها، 180 درجه متفاوت است. و همانطور که در بالا هم اشاره کرده ام: بزرگترین عیب خانم ها، این هست که مرد نیستند! و با این تصور که مردها هم مثل آنان فکر می کنند، اطمینان های کاذب می کنند.

بخشی از نوشته ی این آقا در وبلاگشون

 

خیلی وقت بود می خواستم مطلبی درین باره بنویسم و نمی دانستم چطور!

واقعیت اینکه که خیلی از دختران جامعه ی ما به شدت پاک هستند و اگر بدحجاب هستند معمولا دلیلشون هرچیزی هست جز آنچه در واقع اتفاق می افته

مطمئنم از بسیاری از دختران (بالای نود و نه درصد) اگر بپرسید چرا بدحجاب هستند؟ دلیلشون زیبا بودن، باکلاس بودن، بی کلاس نبودن و این چیزهاست و اگر بشود با صمیمیت و بدون آنکه به غرور نوجوانی و جوانی شان بربخورد از آنها بپرسید آیا آنها به این قصد این چنین می کنند تا نگاه مردی را به خودشان جلب کنند و همسر او را از نظرش بیندازند و خانواده اش را از هم بپاشند ، یا به این قصد آمده اند که برای اعصاب پسرهای مجردی که در اوج فشار غریزه ی جنسی شان هستند نقشه بکشند هیچ کدامشان چنین قصدی را ندارند.

حالا عنق ترینشان می گویند: "خب نگاه نکنند" یا مثلا "خاک بر سر آن ایمانی که با چند تار مو به باد رود" که همین جمله ها نشان می دهد آنها درست جنس مقابلشان را نشناخته اند. و کسی هم به آنها نگفته بله آنها نباید نگاه کنند اما مدیریت روابط زن و مرد برای خانم ها راحت تر است و برای آقایون به این راحتی نیست.

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته که ما در این دنیای مادی بر اساس حکمتهای زیبای خالقمان در دو جنس آفریده شدیم و هر کدام توانمندی هایی داریم و بر اساس آن تکالیفی

مثلا یکی از مواردی که معمولا در آن آقایون قوی ترند، قدرت بدنی ست. خب تکلیف تامین مخارج زندگی بر عهده ی آنهاست تا خانواده اش گرم تر و بانشاط شود و همینطور جهاد اگر پیش آید و ... 

خب حالا اگر یک آقایی پیدا شود و ازین قدرتش سوء استفاده کند مثلا زن و بچه اش را کتک بزند همه او را محکوم می کنند هیچ کس نمی گوید خب آن خانم می خواست اول این آقا را عصبانی نکند. ( درسته نباید عصبانی می کرد ولی حالا خسته بوده و چیزی گفته اون آقا حق کتک زدن نداشته) همه می گویند نامرد چرا از قدرت بدنی بیشترت سوء استفاده کردی؟ خب خانم ها در این مورد ضعیف ترند تو حق نداری دست روی زن که از تو ضعیف تر است بلند کنی، دستت بشکند، باید دیه بدهی، دیگه خیلی شدید باشه که می شه انداختش زندان هیچ کس هم دلش برای او نمی سوزد

حالا یکی از مواردی که خانم ها در آن قوی ترند و آقایون ضعیف ترند ،قدرت مدیریت روابط زن و مرد هست.

چرا ما زشتی سوء استفاده آقایون رو از قدرت بیشترشان در توانمندی هایشان می بینیم اما زشتی سوءاستفاده ی خانم ها را نمی بینیم؟ چرا اینجا می گوییم خب آن آقا می خواست از اول نگاه نکند (درسته نباید نگاه می کرد اما فرضا ضعیف بوده و نگاه کرده شما حق داشتی از قدرت بیشترت سوء استفاده کنی؟ ) این ناجوانمردانه نیست؟

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته این نگاه ها یک نگاه تحسین آمیز معمولی نیست از جنس نگاهی که مثلا تو به مانتوی دوستت داری! کسی از خیال پردازی های بعد از آن و آثاری که به دنبال دارد به آنها چیزی نگفته .

هیچ کس به دختران نوجوان و جوان این چیزها را نگفته و آنها نمی دانند ممکن است به اندازه ی یک نگاه در گناه یک تجاوز، یک قتل، یک افسردگی، یک خودکشی و ...  سهیم باشند در حالیکه خودشان بی خبرند

هیچ کس به آنها نگفت این دنیا دار مکافات است و تو پدر داری، برادر داری و به یاد بیاور روزی تو هم ازدواج می کنی، بچه دار می شوی، سنت بالاتر می رود و آن موقع خواه ناخواه شادابی مثلا هجده سالگی ات را نخواهی داشت، اما حق داری خانواده ای مملو از عشق داشته باشی و همسری که تمام توجهش به خانواده اش باشد و محبت عاشقانه اش به هیچ زن دیگری معطوف نباشد و حتی توی ذهنش هم کسی را با تو مقایسه نکند و همیشه تو در نظرش زیباترین باشی. پس الان تو که قدرتمندتری مدیریت کن و کمک کن نگاه پدرها و برادرها و همسران دیگران پاک بماند و تو اجازه نده توجه مردانی که باید خاص همسرشان باشد به تو جلب شود. درست است که آنها در این زمینه به اندازه ی تو قوی نیستند اما حق دارند پاک بمانند، انسانی زندگی کنند و آزار نبینند تو کمکشان کن

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه فیلم هایی که با بیت المال مسلمین ساخته می شوند اما انگار در خودبیگانه ساختن با هالیوود مسابقه گذاشته اند و نه کتابها و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته که برای مسجود ملائکه بودن آفریده شدند برای خلیفة الهی شدن -خودشان و برادران ایمانی شان- و آنقدر این مساله ارزش دارد که هم ما و هم برادرانمان مراقب ایمان همدیگر باشیم

همه مان لایق زیباترین زندگی ها در دنیا و در آخرت هستیم به هم کمک کنیم هرکس به اندازه ی سهمش

 

نور نوشت: وَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا (آیه 27 سوره نساء) 
و خدا مى ‏خواهد بر شما ببخشايد، و كسانى كه پيرو شهواتند مى ‏خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شويد

تذکر نوشت: چرا به فرزندانمان، شاگردانمان، مخاطبانمان نمی گوییم آنچه برای انسانی زیستنشان به دانستنش احتیاج دارند و اسمش را حیا میگذاریم اما از آن طرف انها را در موج های ضدفرهنگی تنها رها می کنیم و وقتی اشتباه کردند یا آنقدر بد رفتار می کنیم که از ما فرار کنند یا آنقدر بی تفاوتیم که سکوتمان حمل بر رضایت شود؟

سوال های همیشگی نوشت: چرا صدا و سیما اینقدر بدحجابی را در اشکال مختلفش ( رفتاری و گفتاری ) ترویج می کند؟ چرا ذائقه های پاک مردم را در سطوح نازل می پسندند و در بالا بردن آن تلاش ویژه ای نمی کند؟ چرا آموزش پروش در کتابهایش نمی گوید تمام آنچه را باید بگوید؟ چرا بعضی معلمین-هرچند کم اما کمش هم زیاد است- بلد نیستند جواب سوالات دانش آموزان را بدهند و گاهی خودشان موید رفتارهای غیرارزشی هستند؟ چرا فیلم هایمان اینقدر ... هستند؟ و ...

در آیه ی بالا دو تا اراده مطرح شده ، عملکرد متولیان فرهنگی ما آنها را در کدام دسته قرار می دهد؟ من و شما در حد توان و نفوذ کلاممان چطور؟

 

1.منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش...اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن؛همه رهگذرند! 2.زبان استخوانی ندارد اما آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند،مراقب حرفهايمان باشيم! 3.به کسانی که پشت سر شما حرف میزنند بی اعتنا باشید،آنها به همانجا تعلق دارند،یعنی دقیقا"پشت سر شما! 4.گاهی خدا برای حفاظت از شما کسی را از زندگیتان حذف می کند.اصرار به برگشتنش نکنید! 5.آدما مثل عکس هستن،زیادی که بزرگشون کنی کیفیتشون میاد پایین! 6.زندگی کوتاه نیست،مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع میکنیم!
 · 


سه چيز را با احتياط بردار :
قدم ٫ قلم ٫ قسم
سه چيز را پاك نگهدار :
جسم٫لباس٫خيال
سه چيز را آلوده مكن :
قلب٫ زبان٫ چشم
و هرگز فراموش مكن خدا و مرگ را

جای سلام و خداحافظ بگوییم :درود و بدرود
بجای الله و شیطان بگوییم :اهورا،اهریمن
بجای خلیج فارس بگوییم:شاخاب پارس
بجای فکر بگوییم:اندیشه ،پندار
بجای مزاح بگوییم:شوخی
بجای ضعیف بگوییم:ناتوان
بجای غذا بگوییم:خوراک
بجای سوال و جواب بگوییم:پرسش و پاسخ
بجای تبریک بگوییم:شاد باش ،همایون باد،گرامی باد،فرخنده باد
بجای مجسمه بگوییم:تندیس
بجای فارسی بگوییم:پارسی
بجای سفید بگوییم:سپید
بجای مرسی بگوییم:سپاس

وعزیزان سگ واق واق می کند نه پارس،پارس نام کشور ماست
پیروز باشید....زیبا سخن بگویید

 خیلی دلم گرفته ،بعضی وقتادوست داری چشماتوروهمه چیزببندی و به هیچی فک نکنی امابه دقیقه نرسیده می بینی فایده نداره حقیقتا مثه یه تلننگرتوصورتت میکوبن و خودشونوبهت نشون میدن  از این زندگی از هرچی ادم اطرافمه حتی از خودم دلم گرفته یه بغض خیلی بزرگ هست که رهام نمی کنه و سیبک گلوم رو هـــــــــــــــــــــــی فشارمیده ازخودمو زندگیم ناامیدم از برنامه هایی که واسه خودم داشتم و بایدالان رواون نقطه ایستاده بودم ولی الان یه جای دیگه ایستادم از فکرایی که توگذشته قراربود حالتو بسازه ولی الان می بینی همش پوچ شده وفکرهایی که درمورد ادم میشه ولی فقط براساس جایگاه فعلی و گذشتت نه اون چیزی که قراربود باشی ازهمه حرفاو بیشترازهمه ازخودم توروخداهرکی حرفامومیخونه برام دعاکنه ،دعاکنه به ارامش برسم خودمو باورکنم به اون نقطه ای که میخواموبایدباشم برسم ازهمه مهمتر خودموببخشم به خاطر همه ی ظلمایی که درحق خودم کردم واون جایی که الان بایدایستاده بودم ,نه اینکه معلق و سرگردون باشم ازخدابرام ارامش بخواید

9درس طلایی از آلبرت انیشتن


1-کنجکاوی را دنبال کنید.
“من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق کنجکاوی هستم”

2-پشتکار گرانبها است.
“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی می گذارم”

3 -تخیل قدرتمند است.
“تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است”

4- اشتباه کردن
“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد”

5- زندگی در لحظه
“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم، خودش بزودی خواهد آمد”

6- خلق ارزش
“سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید”

7- انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.
“دیوانگی یعنی انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن”

8- دانش از تجربه می آید.
“اطلاعات به معنای دانش نیست. تنها منبع دانش تجربه است”

9-اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید.
“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”

واژه هاي وارونه

اینجا سرزمین واژه های وارونه است:
جایی که گنج, "جنگ" می شود
درمان, "نامرد" می شود
قهقه , "هق هق" می شود
اما دزد همان "دزد" است
...
درد همان "درد"
و گرگ همان گرگ
...

گفتگو با خدا    

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو میکنم

خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی ؟

من در پاسخ گفتم:  اگر وقت دارید

خدا گفت :     وقـت من بینهایت اسـت

پرسیدم: چه چیز بشر تو را سخت متعجب می سازد ؟

خدا پاسخ داد:   کـودکیـشـان

اینکه آنها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند و دوباره پس از مدتها آرزو می کنند باز کودک شوند

اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند و پولشان را از دست می دهند تا سلامتی از دست رفته را باز جویند

اینکه با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش

می کنند

 

بنا بر این    نــــه در حــال زنـدگــی مــی کـنـنـد نــــه در آیـنـده

خريدار خر

فردي جاهل و نادان به مرحوم شيخ مرتضي انصاري آمد وبه جهت خريدالاغي طلب استخاره نمود.

شيخ قرآن راگشود اين آيه آمد:((به زودي بازوان تورا به وسيله برادرت محكم(ونيرومند)مي كنيم)).

فرمود:خوب است الاغ راخريداري كن.شخصي كه در محضر شيخ انصاري حاضربود خطاب به ايشان گفت:به چه مناسبت مي فرماييد الاغ را خريداري نمايد؟

فرمود:((چون اين مرد جاهل و نادان است و خداوند درقرآن فرموده:((آيا گمان مي بري بيشترآنان مي شنونديا مي فهمند؟آنان فقط همچون چهارپايانند بلكه گمراه ترند.))

پس آدم جاهل و نادان در حقيقت برادر الاغ است.

داستانی از کلیله و دمنه :)

یک روز موش از کنار در اسطبل دید که زن صاحبخانه تله‌ای در تاریک ـ روشنای اسطبل گذاشت . موش فورا سراغ مرغ رفت و به او خبر داد که زن صاحبخانه تله‌ای گذاشته است .

مرغ گفت : بیچاره تله برای تـو گذاشته‌اند و ربطی به من نـدارد.

موش سراغ گوسفند رفت ، گوسفند هم مثل مرغ ، گفت : به من چه ؟! تو باید مواظب باشی در تله نیـفتی .

موش سُراغ گاو رفت . گاو هم گفت : به من هیچ ارتباطی ندارد ، خدا به داد تـو برسد ،

در این میان مار از همه جا بیخبر از روی تـلـه گذشت و تله او را گرفت ، زن صاحبخانه صدای در گیر شدن تله را شنید و به خیال اینکه موش در تله گیر افتاده رفت تا تله را بردارد که ناگهان مار او را نیش زد .

با جیغ و فریاد زن ، شوهرش آمد و او را نزد طبیب بـرد ، طبیب گفت که باید فورن مرغی را بکشید و برایش شوربای مرغ درست کنید ، مرد به خانه آمد و مرغ بیچاره را سر بریـد و با آن شوربایی پخت و به زنش داد .

ولی زن به تدریج حالش بدتر می‌شد فردا تعدادی از خویشان به عیادت آمدند و مرد مجبور شد گوسفند را بکشد و برای مهمانان غذا تهیه کند ، زهر کم‌کم در تمام بدن زن پیچید و نیمه شب جان به جان آفرین تسلیم کرد .

فردای آن شب مردم دسته دسته برای به خاک سپاری و مراسم ختم از روستاهای اطراف آمدند و مجبور شدند گاو بیچاره را برای پذیرایی از مردم بکشند و موش همچنان از کنار در اسطبل شاهد ماجرا بـود .

                                                                                               نقل از وبلاگ اسپرلوس

اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره،

اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن،

اینایی که عشقشون لباس مشکیه،

اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،

اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن،

اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن،

اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید،

این لامصبا دزدن !

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.

ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..

یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.

دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.

مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم…

و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !

من به اندازه یک مجلس ختم ، دوستانی دارم!


چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز

بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
همه از خوبی من میگفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هیچ نمی دانستم
نگران بودم من،
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه دم در استاد و غذا هیچ نخورد
راستی هم که برادر خوب است
گر چه دیر است، ولی فهمیدم
که عزیز است برادر، اگر از دست رود
و سفرباید کرد،
تا بدانی که تو را میخواهند
دست تان درد نکند،
ختم خوبی که به جا آوردید
اجرتان پیش خدا
عکس اعلامیه هم عالی بود،
کجی روبان هم،
ایده نابی بود
متن خوبی که حکایت می کرد
که من خوب عزیز
ناگهانی رفتم
و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهل دلان،
که بیایند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
که بدانند همه،
ما چه فامیل عظیمی داریم
رخصتی داد حبیب،
که بیایم آنجا
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را میدیدم
همه آنهایی،
که در ایام حیات،
نمی دیدمشان
همه آنهایی که نمی دانستم،
عشق من در دلشان ناپیداست
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
و از همه خوبیهام
و به خانم ها گفت:

اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
” مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم”
راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم!

Not teaching a man who is ready to learn is wasting a human being
.
teaching a man who is not ready to learn is a waste of words
.
The wise neither wastes a human being nor words
.
"Confucius "


تعلیم ندادن شخصی که مهیای آموختن است ، انسانی را به هدر دادن است
.
تعلیم دادن شخصی که آماده آموختن نیست ، سخن را به هدر دادن است
.
خردمند نه انسان را به هدر می دهد و نه سخن را

یادمان باشد که...

 یادمان باشد که همیشه

ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"

 کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"

قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"

مقداری خرد پشت "چه میدونم"

و اندکی درد پشت "اشکالی نداره"

وجود دارد .

هرگز با احمق ها بحث نکنید

آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند

بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند

خــاطـرات خـــیـلی عـــجـیـبند

گـــاهـی اوقــات مــی خـــنـدیـم ، بـه روزهــای کـه گــریـه مـی کـردیم

گـــاهی گــریه مــی کـــنـیم ؛ به یــاد روزهــایــی که می خــندیـدیـم . . .

خدا به فرشته ها شعور داد بدون شهوت

به حیوان ها شهوت داد بدون شعور

و به انسان هر دو را...

انسانی که شعورش بر شهوتش

 غلبه کند از فرشته ها بالاتر است

و انسانی که شهوتش بر شعورش

غلبه کند از حیوان پـسـت تر

چه رسم جالبیست! محبتت را می گذارند پای احتیاجت! صداقتت را می گذارند پای سادگیت! سکوتت را می گذارند پای نفهمیت! نگرانیت را می گذارند پای تنهاییت! وفاداریت را می گذارند پای بی کسیت! و آنقدر تکرار می کنند که خودت باورت می شود که تنهایی و بی کسی و محتاج ...!!!

دختران

دختر تواناییهایی دارد که پسر را شگفت زده می کند. او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد.
او شادی، عشق و اندیشه را با هم دارد. او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد.
او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، گریه می کند وقتی که خوشحال است و می خندد وقتی که ترسیده است.
او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد.
وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه نه استفاده نمی کند. او خودش را وقف پیشرفت خانواده اش می کند. او دوست پریشان حالش را نزد پزشک می برد.
عشق او مطلق و بدون قید و شرط است.
وقتی دوستش حتی دوست پسرش موفق می شود گریه می کند. و از اینکه دوستانش روزگار خوشی دارند خوشحال می شود.
او از شنیدن خبر تولد و عروسی شاد می شود.
وقتی دوستان و نزدیکان او فوت می کنند دلش می شکند.
ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد.
او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد.

وقتی به دنیا میایم تو گوشمون اذان می گن وقتی میمیریم واسمون نماز میخونن ...
زندگی چیه ؟!

فاصله یک اذان تا نماز!

از من متنفرند سپاس،آنها مرا قوی تر می کنند

از کسانی که مرادوست دارند ممنونم،آنان قلب مرا بزرگتر می کنند

ازکسانی که مرا ترک می کنندمتشکرم،آنان به من می آموزند هیچ چیزتا ابدماندنی نیست

از کسانی که کنارم می مانند سپاسگزارم،آنان به من معنای دوست داشتن را نشان می دهند.

کـوروش کبیر

زندگی سخت یعنی چه:

94i90iaz8a8pwblm3p5h.jpg

كارگری خسته سكه ای ازجیب جلیقه كهنه اش در آورد تا صدقه بدهد!

 

 ناگهان جمله ی روی صندوق را دید و منصرف شد

 

(صدقه عمر را زیاد می كند)