خدایا اومدم یادآوری کنم که مخلصتم.اومدم بازم بیادت بیارم که دوست دارم.یباردیگه اعتراف کنم من نهایت ضعفم وتو نهایت قدرت.برتو نسزدکه خشم برمن بگیری.درست مثل همون بچه خطاکار عاصی که جز آغوش مادر مامن دیگری ندارد.درست مثل همون بچه که در اوج خطاکاری باشرم بازهم روبسوی مادرش می آورد وگستاخانه بازهم از او آغوش گرمش رامیخواهد.خدای من آخه من بدون تو چیکارکنم.به وحدانیت خودت قسم دوست دارم.به بزرگی خودت قسم باهمه روسیاهیم هرگز از درگاهت ناامید نشدم.میدونم گناهام بیشماره.ولی بازم امید بخشش دارم.آخه ازکرامت ورحمانیتت کم نمیشه اگه بهم گوشه چشمی بندازی.معبود بیهمتای من باتمام یاخته های وجودم ترا فریاد میزنم.باهمه روسیاهی که از انجام ندادن تکالیفم دارم گستاخانه بهت لبخند میزنم.مطمئنم توهم لبخندت را ازمن دریغ نخواهی کرد.همین لحظه به قلبم نگاهی بینداز.خودت میبینی که عشقم تاچه اندازه عمیق وزیباست.وفقط دانستن خودت برایم کافیست.دوستتدارم وباتمام وجودم فریاد میزنم:مطمئنم مراهم عاقبت خواهی بخشید.حالا میبینی.خالق زیبای من همینکه این عشق درون قلبم فواره میزند برایم کافیست وچه خوشبختم که ترا دارم.
خدای محبوب خودم.....



اینجا دنیای منه دنیایی که هرچی تو دله تنگمه میتونم براحتی با معبودم درمیون بذارم گاه ازفرط