جماعت اگه حالتون بد شد دیه ببخشین......

یارو میره رستوران سوپ بخوره


سفارش میده ولی خیلی طول میکشه ،


میبینه یکی اونور نشسته ، یه کاسه سوپ جولوشه و داره سیگار

میکشه .


میگه : جناب من عجله دارم ، سوپ شمارو بخورم، سوپ من که 


اومد مال شما


... سوپ رو که تا آخرش میخوره میبینه یه مارمولک خشکی تهش 


چسبیده !


... ... هر چی خورده بود بالا میاره تو کاسه !


اون سیگاریه میگه :


تو هم دیدیش ... !

حواست باشد


امروز شیطان شدی . . .
چشم های پسران را...... ؛
فردایی زود . . .
شیطان می شوند هزاران چشم . . .
دل همسرت را........ !!!
حواست باشد بانو . . .
چیزی که عوض دارد, گله ندارد !
گفتم که فقط یادت نرود . . .

همین

سروده ی مرگ


  قدم هایم سنگین است،وجودم تحمل این همه درد را ندارد.


دست هایم آنقدر دردمیکند که زخم هایم از ضربه های شلاق


دوری، به فریاد آمدند. چشم هایم ...،سرتاسرآن را قطره ایی


بلوری احاطه کرده، گودی زیر چشمانم چاله ایست برای امن ماندن


دانه های باران که مانند دری رخشان خودرا از اغوش بی انتهای


اسمان به زمین می اندازند. کبودی لبانم همچون غروب تلخ افتاب است. رنگ


چشمانم  اوج


سیاهی شب را نمایان می کند و گه گاهی ستاره ای کم نور در ان


میدرخشد. گونه هایم  اتشی ست که کم کم رو به سوی خاموشی میرود.


غم و اندوه تیشه به ریشه های زندگی و وجودم زده است


چشم هایم را میبندم در خلصه ای تاریک فرو  می روم. جلادی را میبینم ،


گام هایش با ضربان قلبم بالا تر میرود.جلادی را میبینم که برخلاف


جلاد قصه  هاکه که لباسی سیاه به تن دارند،لباسی ازجنس عذاب و


رنج عشق که بوی خون حسرت را میدهد به تن دارد. کلماتی را زیرلب


زمزمه می کنندکه هر کدام  همچون پتکی محکم به سرم برخورد میکند،


گاهی در میان آن کلماتی را به تصویر می کشد که مانند سطلی اب یخ


مرا به هوش می اورند.از افکار پوچ خسته میشوم و پلک هایم را می گشایم


و از این خلصه تکراری بیرون می ایم.دیگر کشش این راندارم تا با


نفس های دیگران زندگی کنم.پس....خودم شمع وجودم را فوت می کنم.....


تولد مرگم مبارک......

عجیبه

چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه!!!!!!!!


چقدر عجیبه که تاوقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره !!!!!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی فریاد نزنی کسی به طرفت برنمی گرده!!!!!!


چقدر عجیبه که بی بهانه هیچوفت کسی برات هدیه نمی خره!!!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی بزرگ نباشی کسی به قصه ات گوش نمی ده!!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد!!!


چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه !!


چقدر عجیبه که تا وقتی نمردی کسی تورو نمی بخشه !


دلم تنگه

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

خرابم …

خراب …

به اندازه همان قاضی که متهم اعدامی اش رفیقش بود.

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

رویاهایم را میگذارم پشت در …

بیچاره رفتگر …

چه بار سنگینی دارد امشب.

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نذر کرده ام صد دور تسبیح …

اهدنا الصراط المستقیم …

شاید وقتی مرا می بینی دیگر راهت را کج نکنی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

هی باران …

ببار …

من سفر کرده ای دارم که پشت پایش آب نریختم …!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تبریک

دوست خیلی خوبم مانا(نیلی) اومده و داره تو ساخت وبلاگ همراهیم میکنه.

آجی جونم تبریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک

جوک...

داشتم با یه آمریکایی چت میکردم وسطش اینگیلیسیم ته کشید گفتم:too roohe amat

گفت:یعنی چی؟

گفتم:یعنیlova u

گفت:so too roohe amat too

بیچاره عممAvazak.ir30 شکلک های یاهو (1)


(حتما حتما حتما ادامه ی مطلبو برید باحاله)

ادامه نوشته

یوهووووو

بالاخره تابستونم شروع شد

وای راحت شدم.از این به بعد سعی میکنم هر روز آپ کنم اگرم آپ نکردم که شرمنده

راستیییییییییییی یه سر به مطلبای قبلیم هم بزنید قول میدم خوشتون بیاد

واییییییییی هنوزم که هنوزه باورم نمیشه که قدم به عرصه ی تابستون گذاشتم

پروفمم که فعاله دیگه کاری ندارم باباییییییییییی


به سلامتی هر چی پسر خاله

♥♥♥♥♥عیدتون مبارک♥♥♥♥♥

                        


می‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این

جمله کلیشه ای بهم می خوره


پس سال نو مبارک!





حکمت روزگار

گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم:

من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم ...

وچقدر دلم میخواهد بشنوم:

کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ... مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی

نیست !

اما ... نمیدانم چه حکمتیست که آدمی ؛ همیشه اینجور وقتها

میشنود :

به جهنم ... !!!

عجب.....

گاه می اندیشم


خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید؟


ان زمان که خبر مرگ مرا


از کسی میشنوی


روی تو را کاشکی میدیدم.


شانه بالا زدنت را


- بی قید -


و تکان دادن دستت که


- مهم نیست زیاد -


و تکان دادن سر را که


                         عجب! عاقبت مرد؟



به من فش ندیدااااااااااااااااااا

دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن


غذاهاشو میخوردن


یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به


رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور


رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟


میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره.


بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه


چرا؟ میگه چون توش مو بود


اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره


بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت


مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش


رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد


بخورم.

چند تا ...........






یه مکالمه ی باحال

پسر : الو گلابی؟

دختر : سلام کثافت
بعد هردو از ته دل میخندن :))
پسر : خوبی کج و کوله ی من؟
 دختر : به توچه عشقم خوبم.توخوبی؟
 پسر : خــــــــر نفهم حالتو میپرسم میگی به تو چه؟ شیطونه میگه بزم شل و پلش کنم ها دختر : گفتم که خوبم الاغ تو خوبی :)) پسر: فدای خنده هات شم که مثل شتر میخندی نفسم
 دختر : مـــــــــرگ شتر خودتی روانی
 پسر : دلم واست تنگ شده بود آشغال دوست داشتنی دختر : منم
پسر : خوب دیگه بسه خیلی باهات حرف زدم پر رو شدی
 دختر : کوفتت شه باهات حرف زدم
 پسر: مواظب خانمی الاغ من باش

دختر : چشم اقای بی ادب پسر : دوست دارم دیوونه
 دختر: منم دوست دارم آقاهه و بعد خداحافظی با خنده حتی تا چند لحظه بعد از این که تماسشون تموم میشه
خنده رو لب هردوشونه . این یعنی یه قسمت از دوست داشتن


نظر یادت نره

دلتنگی ها ی عاشقانه


عکس عاشقانه - زوج های عاشق (4)

خدایا


بگذار گوشهایم سنگین بمانند


سمعک را میخواهم برای چه ؟؟؟


وقتی


شنیدنی های این دنیا یا دروغند یا گناه


                   ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


اینجا ایرانه......جایی که در کنار عشقت بودن بهت احساس


ترس و گناه میده....نه ارامش!!!!!!


                   ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


حاصل عشق مترسک به کلاغ ، مرگ یک مزرعه


است......

      

عکس عاشقانه - زوج های عاشق (4)


.........

                                                    

 

خانه ایی ساخته ام با هزار اشک و آه


و او آمد

.....

سوزاند با کبریتی به نام عشق


                                                 


یقین دارم روزی پروانه می شویم ، بگذار روزگار هر چه می خواهد

پیله کند


                                                    

                      

  راوی قصه عاشق دخترک شده بود                                          
/**/

قصه را طول میداد تا شاهزاده ی قصه کمی دیرتر برسد ..!                                                                                       

 
                                  

هههههههههه........!!!

/**/

       


اعترافِ عموم: روز تولد 19سالگيم خودم يادم نبود، اومدم خونه


ديدم در قفله چراغ ها هم خاموشه، يه باد گنده اي ول دادم وسط


خونه كه انقد صداش بلند بود خودم جا خوردم، بعد چراغ ها رو كه


روشن كردم ديدم دوستام وسط سالن با كلاه بوقي و برف شادي


افتادن كف سالن هي ميخندن بعد يكسري هم سرخ شدن ميگن


تولد تولدِت مبارك... كيكم از دست يكي از دوستام افتاد وسط


سالن، خلاصه شب به ياد ماندني شد                    


ببخشید اگه آپ این سری یکم چرت و پرت بودش ولی بازم با این حال نظر یادتون نرههههه

کافه ی خاطره بازی


کافه ی خـاطـره بازی - پُـره از قـصه و رویاس
همه ی فکرا عتیقه س - بورس ِخاطره همینجاس
آدماش بیـدارن اما - تـو بیـداری خـواب می بینن
چشاتو ببند و گوش کن - به صدای قصه ی من:

یکی شـون فکر ِ تـئـاتر ِ - طـرفای لالـه زاره
اون یکی فکر ِ سکانس ِ - آخر ِ یه مشت دلاره
یکی گـیج ِ شـعـر ِ شـاملـو - وسط ِ دفتـر ِ آیـدا
یکی داغ ِ سینما رکس - وقت اکران ِ گوزن ها
یکی زخـمی رفـاقـت - فـکر ِ پـیـرهن ِ پُر از خـون
اون که عاشقه تو فکر ِ - قصه ی لیلی و مجنون
یکی فکر ِ بوف ِ کور و - مرگ ِ صادق هدایت
آخ چـقـدر خـاطـره داره - روزگـار بی مـروت!

داره پیـرت می کنه، غـبار ِ سـرد ِ خـاطـره
دس رو دس گذاشتی و شب از شبت نمیگذره
چـینی ِ نازک ِ رویات، پُر ِ صـد تا تـرکه
کاش می فهمیدی که این زندگی نیس، فلش بکه

یکی فکر ِ عطر ِ بارون - توی جاده شماله
یکی تو دیـوان ِ حـافـظ - دنـبال ِ تـعـبیر ِ فـاله
یکی تو فکر ِ مصدق - زخم ِ بیست و هشت مرداد
اون یکی تو فکر ِ شـعـر ِ - یه شـب ِ مـهتاب ِ فرهاد
یکی با یاد ِ عزیزش - خسـته از این هـمه دوری
یکی فکر ِ شعله های - شبای چارشنبه سوری
یکی فکر ِ جـنگ و نـفت و - خـاطـره های جـنوبه
یکی خسته از گذشته- مشتشو رو میزمی کوبه


                                            


جرم قشنگ...



با شمایم نشنیدید ؟ جوابم بدهید


تشنگی کشت مرا جرعه ی آبم بدهید


تشنه ام وای اگر آب به دستم نرسد


دست کم آب ندادید سرابم بدهید


سال ها هست که این شهر به خود مست ندید


عقل ارزانی تان باد شرابم بدهید


درد عشق است که جز مرگ ندارد مرحم


چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید


خواب تا مرگ،کسی گفت فقط یک نفس است


قسمتم مرگ نشد فرصت خوابم بدهید


گفته بودید که هر جرم عذابی دارد


عاشقی جرم بزرگی ست عذابم بدهید...

 

گم شدن

                             
تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست  

از عشق تو من به کوچه پس کوچه ها زدم

.

.

.

.

.

.

.

.

حالا عشقو بیخیال بیا دنبالم من گم شدم

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ


دعا

خدایا تقدیر عزیزان مرا زیبا بنویس تا من جز لبخند از آن ها چیزی نبینم.


دل تنگی.......

http://www.persianv.com/jaleb/khabar/pv.(12).jpg

پای سگ بوسید مجنون خلق


گفتندش چه سود؟



♥♥♥گفت آن سگ گاهگاهی کوی


لیلا رفته بود♥♥♥

خش


خــــــــدایا ! ! !
یا خیــلی برگردون عقبــــ یا بــزن بره جــلو!
اینــجای فیلم زنــدگیم خیــــــلی خش داره …

.........


زیاد خوب نباش ، زیاد دم دست نباش!
زیاد که خوب باشی ، دل آدم ها را میزنی ، آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی آلرژی دارند!
زیاد که باشی ، زیادی میشوی...!

جاده ی زندگی

 

انتهای این جاده های پیر
آه از این جاده های بی انتها
آه از این همه راه های بی پایان

با من بگو که
در انتهای این جاده های پیر
چه کسی در انتظار ماست!؟!؟
..

..

..

..

در انتهای این جاده های پیر


سلام. چطوری؟

گاهی آنقدر کودک میشوم.......

 از شما چه پنهان ! 

گاهی آنقدر کودکــــــــــــ  می شوم که یادم می‌رود بزرگــــــــــــــــ شده ام


...  هنوز عروسکهایم سر تاقچه ی زندگیم خاله بازی می کنند،
... هنوز در مراسم تدفین گنجشکها شرکت می کنم...

و باران پا برهنه تمام کودکی را درمن می دود ...

سقف دل.

سقف آسمان دلم سخت ترک برداشته


قدری آرام ترقدم بردار...!

سقفش به جهنم...

می ترسم پای تو را بخراشد.!!


نا مرغوب

نه تلخــــــم

نه شیریـــــن

مزه بی تفاوتی می دهــــم...

این روزها جنس حالم زیاد مرغوب نیست!!!