شهر بارونی
تو هر شهر دنیا که بارون بیاد
خیابونی گم میشه تو بغض و درد
تو بارون مگه میشه عاشق نشد؟
تو بارون مگه میشه گریه نکرد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 21:5 توسط hossein
|
تو هر شهر دنیا که بارون بیاد
خیابونی گم میشه تو بغض و درد
تو بارون مگه میشه عاشق نشد؟
تو بارون مگه میشه گریه نکرد
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
باران ببـ ـار . . تمـ ـام خاط ـره هـ ـا را بشـ ـور . .
تمـ ـامـ ِ دوستـ ـتـ دارمـ هـ ـا . . تمامـ ِ عاشقـ ـانـ ـهـ هـ ـا . .
ببـ ـار کهـ مـن هـ ـمـ شـ ـرمـ نکنـ ـمـ . . مـن هـ ـمـ ببـ ـارمـ . . !.!
شکستن دل ... به شکستن استخوان دنده می ماند ؛
از بیرون همه چیز روبه راه است ، اما ؛
هر نفس ... درد است که میکشی
و من ... چه درد میکشم ...
