سلام
دوستانی عزیز و خواستنی داشتیم
خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی میشنوی،
روی تو را کاشکی میدیدم شانه بالا زدنت را،
و تکان دادن دستت که -مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که، عجب! عاقبت مرد؟
افسوس!
کاشکی میدیدم!
من به خود میگویم:
"چه کسی باور خواهد کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟"
امشب خسته تر از هر روزم... كاش میشد گوشه ای نوشت:خدایا! امشب خیلی خستم فردا صبح بیدارم نكن
عجیب است دریا
همین که غرقش می شوی
پس می زند تو را
درست مثل بعضی آدم ها.....
کاش کسی یاد معلمها میداد
اول مهرماه
شغل پدرها را از دانش آموزان نپرسند؛
وقتی هنوز احترام به همهی شغلها را
و افتخار به همهی پدرها را یاد دانش آموزانشان ندادهاند!
حالا قصهی چشمان یتیمی که نم میخورد، بماند...
فقیر به دنبال شادی ثروتمند و پولدار به دنبال آرامش زندگی فقیر
کودک به دنبال آزادی بزرگترو بزرگتر به دنبال سادگی کودک
پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه سالمند
آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت و آنان که مانده اند در رویای رفتن...
خدایا...
کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که هیچ کس به مقصد خود نمی رسد...؟؟؟