از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومتخود را در دست داشته باشد.
این بیان از فرمایشات امام خمینی قدسسره ترسیم کننده میزان حق مردم در تشکیل حکومت اسلامی است. همچنانکه بدون اراده مردم، تحقق چنین نظامی از محالات است، اداره و ادامه آن نیز مدیون حضور مردم در صحنه و انتخاب آنها است. در دیدگاه امام قدسسره حکومتهای دیگر و از جمله نظام سلطنتی چون متکی به اراده و رای همگان نیست، بیاعتبار است. امام خمینی قدسسره در اوایل پیروزی انقلاب بیش از هر چیزی بر آرای عمومی تاکید داشتند:
ماهیتحکومت جمهوری اسلامی این است که با شرایطی که اسلام برای حکومتها قرار داده است، با اتکا به آرای عمومی ملت، حکومت تشکیل شده و مجری احکام اسلام باشد.
حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامعلی علیه السلام الهام خواهد گرفت و متکی به آرای ملتخواهد گردید.
ما تابع آرای ملت هستیم، ملت ما هرطوری رای داد ما هم از آن تبعیت میکنیم، ما حق نداریم، خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم.
حضور مردم در صحنه قانونگذاری
این اختیار و حق مردمی در تمامی شؤون حکومتساری و جاری است، امام قدسسره درباره انتخاب نمایندگان میفرمایند:
همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتی نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند... هیچکس الان در ایران، هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند و بنابراین، امروز مسؤولیتبه عهد ملت است.
ضرورت حضور همیشگی مردم
بنیانگذار نهضت اسلامی تا پایان عمر شریفشان بر این مهم تاکید داشتند، همچنانکه در وصیتنامه آوردهاند:
... وصیت من به ملتشریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهوری و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب میکنند روی ضوابطی باشد که اعتبار میشود، مثلا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبرانپذیر نباشد و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسؤول میباشند.
حضور مردم در انتخاب رهبر
باز در جای دیگر در پاسخ به نامهای، به حضور مردم در انتخاب رفیعترین جایگاه در نظام اشاره میفرمایند:
... اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهرا او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولی منتخب مردم میشود و حکمش نافذ است.
نظارت مردم بر امور کشور
در دیدگاه امام قدسسره همه اقشار مردم موظفند در چارچوب قوانین اسلامی بر امور نظارت داشته و امر به معروف و نهی از منکر کنند، ایشان در اوایل نهضت چنین ویژگیای را برای جامعه اسلامی پیشبینی میکنند:
جامعه فردا، جامعهای ارزیاب منتقد خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکتخواهند جست.
و بعد از پیروزی انقلاب نیز به آن سفارش میفرمایند:
این یک سفارش عمومی است... با کمال دقت ملاحظه کنید که کسانی به عنوان اسلام، به عنوان مسلمین، به عنوان معممین، یک قدم خلاف بر ندارند که خدای نخواسته چهره اسلام را برخلاف آنطوری که هست، قبیح نشان بدهند. این در نظر من از همه چیزها اهمیتش بیشتر است و مسؤولیتاش هم بیشتر... همه و همه موظفند که نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن... .
اگر دیدند که یک کمیتهای خدای ناخواسته برخلاف مقررات اسلام دارد عمل میکند، کشاورز باید اعتراض کند، بازاری باید اعتراض کند، معممین و علما باید اعتراض کنند... .
اسلام گفته برو به او بگو، نهی کن، بایستد در مقابلش، بگوید این کارت انحراف بود، نکن.
فرمایشات امام خمینی قدسسره هیچ بهانهای برای خردهگیران در باب لزوم رعایتحق مردم باقی نگذاشته است. توصیههای ایشان سرتاسر حکایت از لزوم توجه به مردم و سپاسگزاری و خدمتگزاری به آنها است. ایشان هر مقامی و پستی را فقط مسؤولیتی میداند که هدف از آن خدمتبه خلق خداست. دیدگاه امام قدسسرهاز سوی شاگردان و پیروانش در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین تجلی یافته است:
حاکمیت مطلق برجهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خدا داد را از طرقی که در اصول بعد میآید اعمال میکند.
در اصل 107 نیز آمده است:
رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.
حال به بررسی مفهوم ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه امام قدسسره میپردازیم:
گستره ولایت فقیه در دیدگاه امام قدسسره
از نظر امام قدسسره ولایت مطلقه فقیه همان ولایتی است که از جانب خداوند به نبیاکرم صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام : واگذار شده است و از اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام الهی تقدم دارد و ایشان در اینباره میفرمایند:
حکومتیکی از احکام اولیه است و مقدم بر تمامی احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است. حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قراردادها مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یک جانبه لغو نماید. حکومت میتواند هر امری را چه عبادی و چه غیر عبادی که جریان آن مخالف مصالح است، مادامیکه چنین است جلوگیری کند... این از اختیارات حکومت است... .
و باز میفرمایند:
ولی فقیه قادر است در ورای امور حسبیه و احکام اولیه و ثانویه و قوانین بشری در راستای امور عمومی و مصلحت جامعه اسلامی به تعیین مالیات، تحدید مالکیت، تادیب شوهر متخلف، اجرای طلاق و... بپردازد احکام او لازمالاتباع و در صورت تزاحم مقدم بر همه احکام شرعیه و فرعیه است. ولیفقیه دارنده همان اختیارات معصوم علیه السلام در این باب است و زیادی فضایل معنوی، اختیارات حکومتی را افزایش نمیدهد.
در دیدگاه امام اختیارات مسؤولین نظام حتی در عالیترین مراتب، از نصب و تنفیذ ولایتسرچشمه گرفته است. بر ایناساس امام قدسسره در باره انتصاب یکی از مسؤولین در آغاز پیروزی انقلاب میفرمایند:
من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطه ولایتی که از طرف شارع مقدس دارم ایشان را قرار دادم. ایشان را که من قرار دادم واجب الاتباع است. ملتباید از او اتباع کند، یک حکومت عادی نیست، یک حکومتشرعی است. ..
امام راحل قدسسره معتقد بودند ولی فقیه هرگاه مصلحت اسلام و مسلمین را در طرق پیشبینی نشده در قانون حتی قانوناساسی بیابد، حق دارد قانون را نقض کند، اما این نقض ظاهری است، زیرا قانون واقعی همان قانون اسلام، است که ولی فقیه آن را نقض ننموده است.
اوامر ولی فقیه در حکم قانون است و در صورت تعارض ظاهری با قانون مقدم بر قانون است.
منبع سایت حوزه