اردوغان و اسب تروا

می نویسم با درد  از گستاخی های اخیر اردوغان از نقش مخرب او در تکه تکه کردن جهان اسلام از حرفهای مفتی که تحلیل گران بی سواد سیاسی از سودای امپراتوری برای اردوغان می نویسند سالها است او را خاین و مشکوک دانسته و می دانم زمانی که شوی تلوزیونی اردوغان را در حمایت از مردم فلسطین در حاشیه اجلاس داووس می دیدم  زمانی که به پرز<< گفت پای کشتار که وسط بیاید، شما خوب بلدید بکشید. من خوب می‌دانم که شما در سواحل چطور بچه‌ها را هدف می‌گیرید و می‌کشید.من کسانی را هم که برای چنین ظلمی کف می‌زنند تقبیح می‌کنم، زیرا فکر می‌کنم، تشویق این قاتلین کودکان، و این قاتلین انسان‌ها، خود نوعی جنایت علیه بشریت است>> ایا او نگران کشتار کودکان است و ایا او معترض بزرگ رفتار وحشیانه صهیونیستها است  اگر تاثیر گزاران سیاسی کشور به موضوع کردها کمی در ان سالها توجه می کردند  به این ادراک می رسیدند که  جنایت همین اقای مهربان دل نازک علیه کردها کجایش با منش اسلام جور در می اید او شو منی  و دلبری می کرد برا ی  احمقهایی که اسب تروا را نمی شناختند و با حمایتهای سیاسی کمک کردند به نفوذ تاریخی  اردوغان و سربازانش به دژ محور مقاومت اسلامی چرایی غفلت سیاسیون کشورمان در اینجا مشخص می شود که از  ریشه های فکری و اعتقادی این جاسوس اسراییل گذر کرده م مقهور دلبریهای رسانه ای این نفوذی استکبار می شوند  عرایضم را با  مصاحبه ای از اقای نجم الدین اربکان  موسس حزب رفاه  ترکیه و استاد  اقای اردوغان  در خصوص ایشان به پایان می رسانم  اربكان در مصاحبه اي كه با نشريه "الشرق الاوسط"داشت در مورد دولت حزب "عدالت وتوسعه"وابسته به اردوغان اين گونه اظهارنظركرد:

     "من ازكردار ورفتارومسيري كه درآن حركت مي كند راضي نيستم ماازاوگله داريم زيراملت ترك را بسوي مشكلات بزرك سوق مي دهد ماازوابستگي او به صهيونيست ها ومشاركت او با آنان دربرخي از برنامه هانا راضي هستم چرا "طيب اردوغان"نظاميان تركيه را در چارچوپ نيروهاي سازمان ملل متحد به لبنان مي فرستد تا حزب الله را خلع سلاح كنند ؟  

والعاقبه للمتقین

رییس جمهوری با دم خروس و قسم حضرت عباس

 

یادمه با اسم رجایی امدی

با سبقه بسیجی امدی

یادمه با تکه کلام شهید مظلوم صیاد شیرازی امدی

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و مستشهدین بین یدیه

با شعار های امامم خمینی امدی

گفتی شریعت

گفتی عدالت 

گفتی شهامت

گفتی شهادت

۸ سال گذشت

خانه نشینی سیاسی قهر با ولی

بنی صدر ......... هم نکرد

هاشمی. آملی. نوری . مو. کر .خو..............................یاران امام و مغضوب زمان

۳ هزار میلیارد اختلاس

بیکاری تورم فقر

دلار ۴۰۰۰ هزار تومانی

سکه ۱.۶۰۰ هزار تومانی

تحریمهای بی رحمانه

بد اخلاقی های سیاسی

بی محلی به مراجع

توهین به مجلس

پشتیبانی از منحرفین

اقتصادی ور شکسته

فرهنگی لگد مال شده

شریعتی به بازی گرفته شده

نتیجه ان  همه خودرایی خودکامگی خرافه گرایی و بی ولایی و خر مقدسی

 

خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند

 

تدبير ، روشن بيني و برنامه ريزي در انقلاب امام حسین تا ظهور موعود (عج)


انقلاب عاشورا آن چنان دقيق برنامه ريزي شده كه هر جز حركت و هر بخش از آن گويي عضوي از يك اندام است كه تفكيك و جدايي آن از كل پيكره ممكن نيست ئ تنها در درون همان پيكره معنا و مفهوم مي يابد برنامه ريزي عاشورا در نحوه ي رزم نوع سخن گفتن ترتيب افراد به ميدان از اجزاي قابل توجه اين برنامه است.

حركت پس از عاشورا و برخورد سخنراني ها و شيوه هاي تحقير عبيدالله و يزيد . دو عنصر مستكبر و مغرور و تباه.نيز از بخش هاي قابل توجه و مورد تعميق برنامه نهضت حسيني است .مطالعه نهضت حسيني نشان مي دهد كه امام در هر منزل برنامه ريزي مي كند با تدبير و ظرافت كامل بر آمادگي رواني و روحي و دانش ياران ميافزايد و مراحل به را تبيين و روشن مي كند تا هر كس بداند در كجاي اين برنامه بزرگ مي تواند باشد يا اگر نتواند باشدسر خود گيرد و از كربلا بيرون آيد.

نهضت بزرگ موعود نيز با تدبير و برنامه ريزي همراه است.

چه در حركت مهدي (عج) چه در مظاهر و شعاير مانند لباس سلاح نوع حركت و حتي شعار آن بزرگوار ، برنامه دقيق و عميق او را مي توان يافت.معماران كربلا و صحابه ابا عبد الله الحسين در رزم خوش تدبير و برنامه دارند و ياران و همراهان مهدي (عج) نيز . اگر اصلاح برنامه ابا عبد الله الحسين است برنامه مصلح بزرگ و ياران او نيز هست. ان الارض يرثها عبادي الصالحين

برنامه مهدي (عج) و يارانش پايان دادن به تباهي و سياهي و گسترش قسط و عدل است. مهدي (عج) فرياد رسي است كه خداوند او را بفرستد تا به فراد عالم برسد... ياران قائم به سراسر جهان پانهند و همه جا قدرت را در در دست گيرند.

همه كس و همه چيز را مطيع انان مي شودحتي درندگان صحرا و مرغان شكاري همه و همه رضاي و خشنودي آنان را بطلبند.شادي و شادماني يافتن به اين پيام آوران دين و صلاح و عدالت تا بدان جاست كه قطعه اي از زمين بر قطعه اي ديگر مباهات دارد كه يكي از ياران مهدي (عج) بر آن جا پا نهاده است.

برنامه ي كربلا رويارويي با ظلم بازگرداندن به سيرت پيامبر (ص) و علي (ع) اصلاح امت و امر به معروف و نهي از منكر بود و برنامه مهدي (عج) نيز چنين است.

ياران مهدي (عج) چون صحابه عاشورا ميثاق پاكبازي و فداكاري در راه آرمان هاي دين ستيز با سياهكاران و دفاع از حريم قران و اهل بيت دارد. آنان مدير و مدبرندبرنامه ريزاني بصير و گردانندگاني خبير كه پاي اراده شان را هيچ خطري نمي لرزاند و عزم سترگ شدن را هيچ طوفاني بر نمي آشوبد.

خدايا! توفيق درك و همراهي شان را عنايت فرما

خورشید نیمه شعبان

 

سلام بر مهدى(ع)، خورشید جان ها و امید انسان ها. مهدى(ع)، یادگار پیامبران، خلاصه ابراهیم، عصاره محمد، احیا و زنده کننده سنت هاست. نیمه شعبان، مطلع خورشید فروزان مهدى(ع) در ظلمت تاریخ است. پیروان قائم آل محمد(ع) همچون او اهل قیام و انقلابند.

مهدى(عج)، کعبه مقصود و قبله موعود امت هاست.

غیبت کبرا، دوره آزمایش منتظران راستین حضرت مهدى(ع) است.

وقتى نیمه شعبان مى رسد، گلواژه هاى «انتظار»، «ظهور»، «فرج»، «حکومت جهانى»، «قسط و عدل»، «دیدار» و «مهدى» مى شکفد.

نیمه شعبان، عید منتظران وراثت زمین براى مستضعفان و شکست سلطه هاى جبّاران است. نیمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شیعیان و امید بخشیدن به محرومان است.

خورشید نیمه شعبان

آخرین وصى پیامبر خدا(ص)، دوازدهمین امام شیعه و چهاردهمین معصوم از خاندان رسالت، حضرت مهدى(ع) در سپیده دم نیمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامرا دیده به جهان گشود. با تولد او انتظار تحقق مژده اى که پیامبر خدا(ص) و امامان(ع) از دو قرن پیشتر داده بودند سر آمد و گام او زمین را برکت بخشید.

نام آن حضرت، نام پیامبر(ص) و کنیه او کنیه رسول خداست. (محمد، ابوالقاسم) توصیه شده است که در عصر غیبت، از او به نامش یاد نشود، بلکه با القاب متعددى که دارد، مثل مهدى، منتظر، حجت، صاحب امر، صاحب الزمان، بقیة اللّه ، قائم، خلف صالح و ... نام برده شود.

پدرش امام عسگرى(ع) و مادرش نرجس است که نام اصلى وى ملیکه، دختر یشوعا فرزند قیصر روم بود. وجود آن امام، مشخصات وى، مژده ظهورش، ویژگى اصحابش و چگونگى حکومتش، در روایات بسیار آمده است و طبق روایات عقیده به او مخصوص به شیعه نیست، بلکه روایات بسیار در کتاب هاى اهل سنت نیز درباره او نقل شده است.

زمینه هاى غیبت

از آنجا که حکومت هاى ستمگر، طبق وعده روایات، زوال قدرت خود را در حکومت این مولود خجسته مى دیدند و مى دانستند که از نسل امام عسگرى(ع) خواهد بود، پیوسته آن حضرت را زیر نظر داشتند، امام یازدهم نیز تولد این فرزند را از مردم کتمان مى کرد تا دستگاه خلافت به وجود او پى نبرد.

البته در همان دوران کودکى، براى آنکه شیعیان نسبت به پیشواى خود و امام بعدى بى خبر و حیران نباشند، امام زمان(ع) توسط پدر ارجمندش به برخى اصحاب خالص و مطمئن نشان داده مى شد، تا حجت خدا را بشناسند و بعدا دچار گمراهى نشوند.

امام زمان(ع) پنج ساله بود که پدرش امام عسگرى(ع) به شهادت رسید. حضرت بر جنازه مطهر پدر نماز خواند و چون مأموران از وجود او با خبر شدند، در تعقیب او به منزل امام هجوم آوردند. ولى حضرت در یکى از سرداب هاى خانه از چشم ها ناپدید شد و هر چه گشتند، او را نیافتند. بدین گونه رابطه آشکار مردم با حضرت مهدى(ع) قطع شد و دوران غیبت فرارسید.

غیبت صغرى و کبرى

امام عصر(ع) از آن زمان تا سال 329 هجرى، به مدت 69 سال (که دوره غیبت صغرى نامیده مى شود) از طریق چهار نماینده خاص، با مردم رابطه داشت و نامه ها، نیازهاو سؤال هاى آنان از طریق این نوّاب خاص به حضرت مى رسید و پاسخ آن دریافت مى شد، به نامه هاى آن حضرت «توقیعات» گفته مى شد.

نایب هاى ویژه او که در چهار نسل پیاپى واسطه میان امام و امت بودند، عبارتند از عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و على بن محمد سیمُرى.

با مرگ چهارمین سفیر خاص امام در سال 329 دوران غیبت کبرى آغاز شد که تاکنون ادامه دارد و جانشینان حضرت، فقهاى عادل و واجد شرایط در هر زمان اند.

حضرت مهدى(ع) هم اکنون از دیده ها پنهان است و ما در عصر غیبت بسر مى بریم و از دیدن جمالش محرومیم.

البته در این دوازده قرنى که از عمر آن حضرت مى گذرد، اشخاص متعددى به خاطر صلاحیت و تقوا و عمل صالح، توفیق دیدار او را داشته اند.

شوق دیدار او در همه دل ها وجود دارد و شیعیان، در انتظار پایان دوره غیبت و فرارسیدن «عصر ظهور»ند، تا به یارى او بشتابند. امام عصر(ع) هم اکنون زنده است و از آنچه در جهان و میان مسلمانان مى گذرد با خبر است، هر چند دیده نمى شود و کسى از جاى او و زمان ظهورش آگاه نیست. دیدار چهره او به سختى میسر است، آن هم براى انسان هاى صالح و پاک، در صورتى که حضرت مهدى(ع) صلاح بداند.

عصر حضور

عمر طولانى او از معجزات الهى است و تاکنون بیش از یازده قرن از میلاد او مى گذرد. وقتى ظهور کند، در چهره و نیروى یک مرد چهل ساله خواهد بود.

در عصر غیبت، جهان از وجود او بهره مى برد، آن سان که از خورشید پشت ابر بهره مند مى شود. او حجت خدا در عصر غیبت است و هرگز زمین خالى از حجت نخواهد بود.

ظهور او شرایطى دارد که وقتى فراهم باشد و خداوند اذن دهد، آن حضرت در روز جمعه اى در مکه و کنار خانه خدا ظهور مى کند و تعداد 313 نفر از یاران خاص او از سراسر جهان به سرعت خود را به او مى رسانند و با او بیعت مى کنند و قیام جهانى او آغاز مى شود.

امام زمان(ع) ذخیره الهى براى گسترش قسط و عدالت در سراسر جهان است. وقتى آن حضرت ظهور کند، امنیت، عدالت، رونق اقتصادى، وفور نعمت هاى الهى در زمین، صلح و صفا و برادرى و مساوات در سطح جهان برقرار خواهد شد.

نصرت الهى پشتیبان اوست و جهان مسخر فرمان او مى گردد. به دست او و با یارى پروردگار، «حکومت واحد جهانى» تشکیل مى شود و قانون خدا و احکام خدا به نحو کامل در همه جاى گیتى اجرا و حاکم خواهد گشت و قدرت هاى ستم نابود خواهد شد.

عقیده به مهدویت و وجود یک نجات بخش در پایان عمر جهان، نه تنها در اسلام، بلکه در ادیان آسمانى دیگر هم مطرح است و همه فرقه ها به نحوى به یک «موعود» و منجى عقیده دارند و در انتظار یک مصلح جهانى بسر مى برند. همین عقیده سبب شده که در طول تاریخ بارها از سوى دروغگویانى ادعاى مهدویت یا واسطه بودن بین امام و و مردم اظهار شود و از این راه، فرقه هاى انحرافى و مسلک هاى ساختگى پدید آید. فرقه بهائیت و قادیانى گرى دو نمونه از این گروههاى منحرف است.

براى زمان ظهور حضرت، نشانه هایى در روایات بیان شده که به «علائم ظهور» مشهور است و بروز آن نشانه ها، نشانه نزدیکى عصر ظهور است. فراگیرى ظلم و جور در سطح جهان، پیدایش جنگ ها و فتنه ها و آشوب هاى ویرانگر، ناامنى در همه جا، رواج فساد و گناه در جوامع، گرانى و نابسامانى اوضاع اقتصادى و برخى حادثه هاى شگفت و بى سابقه از آن جمله است.

حکومت مهدوى

وقتى امام زمان(ع) ظهور کند، از مکه به سوى مدینه، سپس به سوى عراق و کوفه حرکت مى کند. عیساى مسیح از آسمان فرود آمده، به او اقتدا مى کند و خداوند زمینه هاى قدرت و حاکمیت او را بر جهان فراهم مى آورد و با یارى و نصرت ویژه، امدادش مى کند. آن حضرت، دولت کریمه و الهى براساس قسط و عدل تشکیل مى دهد.

مرکز حکومتش کوفه خواهد بود. اما سپاه او سراسر جهان را فتح خواهد کرد. در شام و فلسطین و مناطق دیگر، نبردهاى خونینى بین یاران او و پیروان طاغوت ها پیش خواهد آمد. سرانجام، پیروزى نهایى از آن اوست.

زمین گنجینه هاى خود را براى امام آشکار مى سازد. امنیت همه جا حاکم مى شود، ویرانى ها آباد و ستمگران نابود و مؤمنان عزیز مى شوند. آن حضرت چند سال (هفت یا هفتاد سال) حکومت جهانى خواهد داشت، سپس به شهادت مى رسد و حکومت عدل او با بازگشت دوباره امامان معصوم ادامه مى یابد.

سپس عمر جهان به پایان رسیده، مقدمات قیامت فراهم مى گردد. در عصر غیبت، شیعیان وظیفه دارند که با «انتظار فرج»، زمینه ساز حکومت جهانى او شوند و از پیشگاه خدا، آمدن او را طلب کنند.

انتظار فرج که از برترین عبادت ها به شمار آمده، همراه با اصلاح خود و جامعه و مبارزه با ستم و فساد و فراهم ساختن شرایط متناسب با «دولت کریمه» امام زمان(ع) است.

و ... منتظر «مصلح»، باید خودش هم «صالح» باشد و در «اصلاح» مفاسد بکوشد.

وفات حضرت ام البنین (س)

نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود.

پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است.

افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند. بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین(ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود.

گروهی از مورخان بر آنند که علی(ع) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س) ازدواج نمود. دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری صورت گرفته است.

گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی (ع) داد. حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. حضرت علی (ع) با ام البنین ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس(۲۶- ۶۱ق)، عبدالله (۳۶-۶۱ق)، عثمان (۳۸-۶۱ق) و جعفر(۴۰-۶۱ق) بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود.

ام البنین چه در زمان حیات امام علی(ع) و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود. این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی( ع) را دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و رفتار شایسته او بود که زینب به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.

چنانکه گفته اند، پس از چندی به مولا علی(ع) پیشنهاد داد به جای فاطمه که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را «ام البنین» صدا زند، تا حسنین (ع) از ذکر نام اصلی او توسط علی(ع) به یاد مادر خویش فاطمه زهرا (س) نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نگردد و رنج بی مادری آنها را آزار ندهد. به واسطه صفات نیکوی ام البنین بود که حضرت او را گرامی می داشت و از صمیم قلب در حفظ و حرمت او کوشید.

منابع تاریخی هیچ گونه گزارشی از حضورفعال او در زمان امام حسن (ع) و امام حسین(ع) ارائه نکردند. تنها گویند ام البنین در واقعه عاشورا در مدینه بود چنان که به آنانی که عازم سفر بودند، چنین سفارش کرد: چشم و دل مولایم امام حسین (ع) و فرمانبردار او باشید؛ البته وقتی بشیر و زینب او را از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) وفرزندانش باخبر نمودند، ام البنین همچنان از امام حسین (ع) خبرگرفت و چون بشیر خبر شهادت آن حضرت را به او داد، ام البنین گفت: «ای بشیر، بند دلم را پاره کردی!» و صدا و ناله شیون بلند کرد. می گویند بشیر گفت: خداوند به سبب مصیبت مولایمان امام حسین(ع) به شما پاداش بزرگ عنایت کند.

ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد!

به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد.

به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپر خونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.

وی هر روز برای فرزندش عباس نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید الله را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند. باید گفت، آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد. زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین( ع) و خاندانش گریه کردند.

● وفات ام البنین
بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

چنانکه اشاره شد، وی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عبدا… ، عثمان و جعفربود. در این میان، نوادگان عباس که اکثر آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش بودند؛ از جمله ابویعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیدا… بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در حله معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند.

 

مستي نه از پياله نه از خم شروع شد

مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد

آيينه خيره شد به من و من به‌ آيينه
آن قدر خيره شد كه تبسم شروع شد

خورشيد ذره‌بين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد

وقتي نسيم آه من از شيشه‌ها گذشت
بي‌تابي مزارع گندم شروع شد

موج عذاب يا شب گرداب؟! هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شد

در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم ... شروع شد

اعجاز فرازهاي پزشكي دعاي عرفه به تفكيك واژه ها و عبارات

 

دعاي عرفه

          مرحوم محدث قمي در مفاتيح آورده است كه بشر و بشير فرزندان غالب اسدي نقل كرده اند در آخرين ساعات روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسين (ع) بوديم. آن حضرت با جمعي از خاندان، فرزندان و شيعيان از چادر بيرون آمدند و با نهايت خضوع و خشوع در طرف چپ كوه ايستادند. روي مبارك خود را به طرف كعبه گردانيدند؛ دستها را تا مقابل صورت بالا بردند و اين دعا را خواندند. (1: 29).

 

 

 

 

دعاي عرفه و شاخه هاي علوم پزشكي

          نگارنده ضمن قرائت دعاي عرفه و دقت در واژه شناسي[3] فرازهاي آن، انواع تخصص هاي جديد علوم پزشكي را استخراج نمود كه از حيث تاريخ علوم پزشكي، تقسيمات و شاخه هاي علوم پزشكي حائز اهميت و بسيار جالب توجه است.

حضرت سيدالشهدا (ع) در فرازهايي از دعاي شريف عرفه به پيشگاه باريتعالي عرضه مي دارد كه:

"... ان لوحاولت و اجتهدت مدي الاعصار و الاحقاب لو عمرتها ان اودي شكر واحده من انعمك ما استطعت ذلك...

‌]آري‌، اي خداي مهربانم[ اگر با اين همه نعمت هاي آشكار و پنهان تو بخواهم و بكوشم و در تمامي قرون و اعصار در آنها زندگي نمايم و بخواهم كه شكر يكي از نعمت هايت را به جاي آورم ناتوان خواهم بود..." (1: 48).

اينك به واژه ها يا فرازهايي از اين دعاي با عظمت اشاره مي نمايم كه در آنها شاخه ها و تقسيمات علوم پزشكي (در زمان حدود 13 قرن پيش) متجلي است:

 

ثم ما صرفت و درات عني اللهم من الضر و الضراء اكثر مما ظهر لي من العافيه والسراء و انا اشهد يا الهي بحقيقه ايماني و عقد عزمات يقيني و خالص صريح توحيدي و باطن مكنون ضميري و علايق مجاري نور بصري و اسارير صفحه جبيني و خرق مسارب نفسي و خذاريف مارن عرنيني و مسارب صماخ سمعي و ما ضمت و اطبقت عليه شفتاي و حركات لفظ لساني و معرز حنك فمي و فكي و منابت اضراسي و مساع مطعمي و مشربي و حماله ام راسي و بلوع فارغ حبايل عنقي و ما اشتمل عليه تامور صدري و حمايل حبل و تيني و نياط حجاب قلبي و افلاذ حواشي كبدي و ما حوته شراسيف اضلاعي و حقاق مفاصلي و قبض عواملي و اطراف اناملي و لحمي و دمي و شعري و بشري و عصبي و قصبي و عظامي و مخي و عروقي و جميع جوارحي و ما انستج علي ذلك ايام رضاعي و ما اقلت الارض مني و نومي و يقظتي و سكوني و حركات ركوعي و سجودي ان لو حاولت و اجتهدت مدي الاعصار و الاحقاب لو عمرتها ان اودي شكر واحده من انعمك ما استطعت ذلك. (1: 46 – 47)

 


فرازهاي پزشكي دعاي عرفه به تفكيك واژه ها و عبارات

رديف

واژه / فراز / عبارت عربي

ترجمه فارسي

تخصص / شاخه

معادل انگليسي

1

علايق مجاري نور بصري

رشته هاي مجاري نور چشمم

چشم پزشكي

  Ophthalmology   

2

اسارير صحفه جبيني

خطوط نقش پيشاني ام

پوست

 Dermatology    

3

خرق مسارب نفسي

شكاف راه هاي تنفسم

پوست

 Dermatology      

4

خذاريف مارن عرنيني

نرمه تيغه بيني ام

گوش و حلق و بيني

    ENT (ear nose and throat)      

5

مسارب مساخ سمعي

راه هاي امواج صدها به پرده صماخ گوشم

گوش و حلق و بيني

 ENT (ear nose and throat)       

6

ما ضمت و اطبقت عليه شفتاي

آنچه كه لبهايم آنها را در بر گرفته و هنگام روي هم نهاده شدن ميان خود دارد

دندان پزشكي

 Dentistry          

7

حركات لفظ لساني

حركات تلفظ و اداي زبانم

گوش و حلق و بيني

زبانشناسي[4]

 ENT                 

8

معزز حنك فمي و فكي

محل پيوستن فك بالا و پائينم

گوش و حلق و بيني

 ENT                

9

منابت اضراسي

رستنگاه دندانهايم

دندان پزشكي

 Dentistry          

10

مساع مطعمي و مشربي  

عامل چشيدن خوراكي ها و آشاميدنيهايم

گوش و حلق و بيني

 ENT                 

11

حماله ام راسي

استخوان حافظ مغز سرم

 مغز و اعصاب

  Neurology                  

12

بلوغ فارغ حبايل عنقي

لوله فرو دادن غذا در گردنم

دستگاه گوارش

 Gastroenterology

13

ما اشتمل عليه تامور صدري

با آنچه كه درون سينه ام در بر گرفته است

قفسه سينه

Internal medicine 

14

حمايل حبل وتيني

بند رگ گردنم نخاع

قلب و عروق

Cardiology         

15

نياط حجاب قلبي

آويزه پرده قلبم

قلب و عروق

Cardiology        

رديف

واژه / فراز / عبارت عربي

ترجمه فارسي

تخصص / شاخه

معادل انگليسي

16

افلاذ حواشي كبدي

قطعه هاي اطراف كبدم

دستگاه گوارش

Gastroenterology    

17

ماحوته شراسيف اضلاعي

آنچه كه خميدگي دنده هايم در بر گرفته

 طب داخلي

Internal medicine    

18

حقاق مفاصلي

گودي بندهاي مفاصلم

ارتوپدي

 Orthopedics                  

19

قبض عواملي و اطراف اناملي

قبض عوامل فعال درونم

طب داخلي

Internal medicine    

20

و لحمي و دمي

و گوشت و خونم

خون

 Hematology     

21

شعري و بشري

مو و پوستم

پوست

Dermatology

22

عصبي

اعصابم

مغز و اعصاب

Neurology

23

عظامي

استخوانهايم

ارتوپدي

Orthopedics

24

مخي

مغزم

مغز و اعصاب

Neurology

25

عروقي

رگ هايم

قلب و عروق

Cardiology

26

جميع جوارحي

همه اعضايم

آناتومي / علم تشريح

Anatomy

 

ترجمه كامل عبارات پزشكي دعاي شريف عرفه:

بار الها، وانگهي آن ضررها و زيانها را كه از من برگردانيدي، بيش از آن عافيت و نعمت هايي است كه به من عنايت فرمودي و اي خداي من، با حقيقت ايمانم گواهي مي دهم و با عهد استوار و محكم قاطعيت هاي يقيني كه دارم و با خلوص توحيد صريحي كه در دلم موجود است و با اعماق پنهاني درونم و رشته هاي مجاري نور چشمم و خطوط نقش پيشانيم و با شكاف راه هاي تنفسم و نرمه تيغة بيني ام و طرق امواج صداها به صماخ و استخوان گوشم و با آنچه كه لب هايم آن را در بر، و در هنگام روي هم نهاده شدن ميان خود دارد. و با حركات لفظي زبانم و محل پيوست فك بالا و فك پايينم و رستنگاه دندانهايم و عامل چشيدن
خوراكي ها و آشاميدني هايم، با عامل حمل ]فعاليت يا استخوان[ حافظ مغز سرم و لولة فرو دادن غذا و آشاميدني در درون چنبره گردنم و با آنچه كه درون سينه ام در بر گرفته است و حمائل ]بند[ رگ گردنم و آويزة پرده قلبم و با قطعه هاي اطراف كبدم و آنچه كه خميدگي دنده هايم در بر گرفته و گودي بندهاي مفصل ها و قبض عوامل فعال درونم و بند انگشتانم و گوشت و خون و مو و ظاهر پوست و اعصاب و ني و استخوانها و مغز و رگها و همة اعضايم و با آنچه كه در دوران شيرخوارگي در بدنم بافته شده است و با آنچه كه زمين از من بر خود حمل نموده است و با خواب و بيداري و سكون و حركات و ]ركوع و سجود[، آري، اي خداي مهربانم، اگر با اين همه نعمتهاي آشكار و پنهان تو بخواهم و بكوشم، و در تمامي قرون و اعصار در آنها زندگي نمايم و بخواهم كه شكر يكي از نعمت هايت را بجاي بياورم ناتوان خواهم بود. (1: 47 – 48).

آري كسي كه از نعمت عظماي هستي و عافيت برخوردار است با اين جملات باهر النور امام حسين (ع) آشنايي و معرفت بسيار نزديكي دارد و همو مي تواند بفهمد و بگويد كه:

هنگام تنگدستي در عيش كوش و مستي                          كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را

 

هادی عابدی 

19/8/89   

بمناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران

پيام حضرت امام ‏خميني

بمناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران

بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

انالله وانّااليه راجعون

 

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي‏عصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض مي‏كنم. تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهه‏هاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه مي‏آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملت‏ها و توده ‏هاي مستضعف مي‏كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي‏دهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروه‏هاي سياسي، و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.

هنر آن است كه بي‏هياهوهاي سياسي، و «خودنمايي»هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش بخير.

و اما ما مي‏توانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.

من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملت‏هاي مسلمان و قواي مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض مي‏كنم. و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.

                                                      اول تيرماه شصت

                                              روح ‏الله ‏الموسوي‏ الخميني

شهید علی هاشمی

«گر نیایی فقیر می میرم»
مثل دنیا حقیر می میرم
چون کبوتر که در قفس حبس است
تک و تنها اسیر می میرم
ای شکوه ترنم باران
در فراقت کویر می میرم
توی شهر دلم زمین لرزه است
زیر آوار پیر می میرم
بی تو زجرآور است جان کندن!
وای بر من؛ چه دیر می میرم!
تو بیا، می خورم قسم به خدا
چون بگویی بمیر، می میرم
«مهدیا» ای تمام هستی من
گر نیایی فقیر می میرم

به مناسبت سالگرد والی دلهای بشاگرد

به مناسبت سالگرد والی دلهای بشاگرد
به یاد حاج عبدالله...

محسن مهدیان

وقتی برای اولین بار با جیپ لندرور خود از لابه‎لای دره‎های سنگلاخی می‎گذشت، در دل به تکلیف بزرگ می‎اندیشید. مرشد راه به نگاهی او را برانگیخته بود و مسیرش را روشن ساخته بود: هجرت و هجرت و هجرت.

«ولی نعمتان»، «میراث‎داران زمین»، «وارثان انقلاب»، «پابرهنگان و زاغه‎نشینان»، «مستضعفان و کوخ‎نشینان» و... واژه‎هایی بود که عبدا...، جوان 25 ساله‎ای که هنوز حاجی نشده بود، در ذهن خود مرور می‎کرد.

تکلیف در رفتن بود و ماندن، طریق مردان خدا نبود. جوان تهرانی که تازه ازدواج کرده بود، بار سنگینی بر دل و دوش خود احساس می‎کرد. باری که روح‎ا...، پیر عدالت بر دوشش گذاشته بود:

آن‎بار که گردون نکشد یار سبک روح

گر بر دل عشاق نهند بار نباشد

«تکلیف بزرگ» جانش را مسخر و ذهنش را مشغول ساخته بود. لحظه به لحظه فریاد مرشد انقلاب در گوشش طنین‎انداز بود:

«تمام توان خود را صرف خدمت به این زاغه‎نشین‎ها و مستضعفین کنید.»

از صعوبت راه، بیماری‎های‎ واگیردار، جذام، حصبه، مالاریا، فرهنگ‎خرافی، گرسنگی، تشنگی، درد، رنج و سختی بسیار شنیده بود، اما در انتخاب راه مصمم بود.

مصایب راه نمی‎توانست او را پشیمان کند و از راه رفتن باز دارد، این راه برای او ابدی بود. باید تا انتها می‎رفت. این شد که از «دروازه‎دولاب» تهران با پای پیاده، انبان آذوقه و عشق بر دوش کشید تا به دیار شیعیان مظلوم «بشاگرد» بشتابد.

دیگر پس از ربع قرن، او والی دل‎های «بشاگرد» شده بود. «بشاگرد» برایش دیار عهد بود، عهد میان او و ولایت، عهد میان او و عدالت، عهد میان او و محرومیت و عهد میان او و هجرت. هجرت از هیچ به بی‎نهایت.

پیش از او، آن‎جا دیار فراموش‎شدگان بود، اما امروز «بشاگرد» آشنا است. آشنا به نام آن مرد غریب.

آن روز که خورشید‎ بر سردی کلبه گرمی ندیده یتیمان «بشاگرد»ی می‎تابید، عیاران و سررشته‎داران ظاهر‎پرست تلاش‎های او را گداپروری می‎خواندند و برای پاک کردن نقشه «بشاگرد» نقشه‎ها می‎کشیدند.

آن روز که تنها سوغات سفر بی‎حاصل نخست‎وزیر پایتخت، برای مردم «بشاگرد»، هیمنه آهنین و صدای درد‎آلود بال‎گردش بود و یا آن زمان که رییس‎جمهور سازندگی جوانان «بشاگرد»ی را به کار در کیش دعوت می‎کرد، والی بی‎ادعای «بشاگرد» از خودکفایی می‎گفت: «بشاگرد را باید بشاگردی بسازد.»

مرام و سرشت پیامبر «بشاگرد» عبرت بود و سرمشق برای سیاسیون و اهل قدرت.

تمام تلاشش این بود که انفاق، به نقطه نیاز برسد و اجازه نمی‎داد که ریالی از انفاق خرج نمایش دارایی و مانور قدرت شود.

پیر «بشاگرد» سردی توان‎فرسای کوه را با آتش گداخته چهره زاغه‎ها تحمل کرد و گرمای تاب‎سوز بیابان را با محبت دامن‎گیر کوخ‎نشینان.

ربع قرن به عشق این خطه زیست و در دیار غربت خدمت کرد تا در ساحت انقلاب، دیگر «بشاگرد» دیار فراموشی نباشد.

او ماند تا راه امام بماند و حرفش بر زمین نماند. 
سالی دیگر از هجرت ابدیش گذشت ، خدایش بیامرزد و روحش قرین رحمت باد.

خاطره میرکریمی از دیدار غیر منتظره اش با رهبر انقلاب در هواپیما

 

محمدرضا سرشار در سايت شخصي خود؛ خاطره‌اي از ديدار رضا ميركريمي- نويسنده و كارگردان سينما - با رهبر انقلاب را نقل كرده است:

حدود دو سال پيش، در سفري به مشهد، با آقاي رضا ميركريمي - نويسنده و كارگردان سينما - همراه شديم. در راه، صحبت از ساده زيستي رهبر انقلاب - حضرت آيت‌الله خامنه‌اي - شد. آقاي ميركريمي خاطره‌اي از رهبر معظم انقلاب تعريف كرد كه بسيار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسيد بيان آن، براي ديگران نيز بتواند روشنگر برخي مطالب باشد.

آقاي ميركريمي مي‌گفت(نقل به مضمون):

"هر وقت در جريان كار و زندگي زياد به من فشار [رواني ] وارد مي‌آيد، در هر مرحله‌اي كه باشم، همه چيز را رها مي‌كنم و - گاهي از همان سر كار - تلفني به خانه مي‌زنم و يك راست به فرودگاه مي‌روم. همان جا بليطي تهيه مي‌كنم و عازم مشهد مي‌شوم. آنجا زيارتي[و درد دلي] با امام رضا (ع) مي‌كنم و آرام مي‌شوم، و برمي‌گردم.

يك بار - در يكي از همين سفرها - توي هواپيما نشسته بودم و در خودم بودم كه ديدم در قسمت جلو هواپيما انگار وضعيت متفاوتي است. به اين معني كه، كساني را مي‌ديدم كه از جاهاي مختلف هواپيما، يكي يكي به قسمت جلو مي‌رفتند. آنجا كنار يكي از صندلي‌ها مي‌نشستند. با شخصي كه روي آن صندلي نشسته بود چيزهايي مي‌گفتند و مي‌شنيدند. بعد، خوشحال و راضي، برمي‌گشتند و سر جايشان مي‌نشستند.

كنجكاو شدم بدانم قضيه چيست. از يكي از كساني كه از آنجا برمي‌گشت، موضوع را پرسيدم. گفت: كسي كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبري است.

هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردي كه معلوم بود محافظ است پرسيدم: مي‌شود رفت، با آقا صحبت كرد؟

گفت: بله. قدري صبر كن تا كسي كه پهلوي آقاست، صحبتش تمام شود.

از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: چرا آقا با پرواز عمومي به مشهد مي‌روند؟!

گفت: آقا فقط سفرهاي رسمي دولتي را با پرواز اختصاصي مي‌روند. سفرهاي شخصي [كه عمدتا هم سفر زيارتي به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهاي عمومي مي‌روند.

پرسيدم: يعني مي‌روند برايشان بليط هم مي‌خريد؟!

گفت: بله. مثل همه مسافرهاي معمولي، برايشان بليط مي‌خرند. بدون اطلاع يا تشريفات خاص، مي‌آيند سوار هواپيما مي‌شوند و راهي مي شوند. تازه توي هواپيماست كه خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ايشان مي‌شوند.

صبر كردم تا صحبت نفر قبلي تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفي كردم و .... "

با خود گفتم: از كسي كه عمري را به سادگي و با حداقل امكانات مادي زيسته و اكنون رهبري انقلابي‌ترين نظام‌هاي سياسي - و البته مذهبي - جهان را بر عهده دارد، جز اين همه ملاحظه و دقت در استفاده از بيت‌المال و قائل شدن مرز و تفاوت بين كار شخصي و كار حكومتي نيز انتظار نمي‌رود. كاش ديگر مسئولان نظام، خاصه آنان كه اين لباس مقدس را - كه در حقيقت لباس رسول اكرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ايشان، در رعايت مسائل مالي و امكانات بيت‌المال، خدا را در نظر مي‌گرفتند و تقوا مي‌ورزيدند.

آهی پر غم و کاشی پر درد در گذر از فتنه زمان

ایت الله حسینعلی منتظری درگذشت .................دمی وسکوت و آهی از آن امتحان بزرگ و رعایتهای امام امام امام و ابتلائ دنیوی و فقدان تاریخی ذخیره انقلاب در دایره حکومت اسلامی که ای کاش ایشان می پذیرفت نصایح ناصحین و صالحین انقلاب را.....

قصه پر پند وقایع آن روزگار پر فتنه گذری است با خاطرات تلخ وتالمات پر غم.....رفقا خون به دل امامان کردند

کاش مطهری بود دوستان ایشان می دانند که او می پذیرفت حرف رفیقش را آری شد انچه نباید می شد

اما این قطعه از تاریخمان به این لحاظ مهم است که ولایت مداری که خو د مرحو م ایت الله منتظری  تئوری پردازش بود اصل انقلاب است  و هر که از این نظر فقهی و قانونی  فاصله گیرد از اصل انقلاب دور گشته و دچار انحرافات دوره اخر الزمان می شود

ولایت مداری در حرف نیست در تئوری پردازی نیست بلکه ولایت مداری را در کارزار نفس باید آزمود و خدا کند که ما در این روزگار پر فتنه قبول شویم

که والله سخت است خیلی سخت ...............................................

نظاره می کنم که تکرار می شود بی توجهی به حرف ولی . ولی می گوید اتحاد و بعضی فاصله می گیرند از این حبل المتین

فاش گویم به سید بزرگوار موسوی که اقا تمام دنیای بی حیایی همه انان که خون به دل امام کردند همه استکبار حامی موج فتنه شما شده اند نکنید ثمره خون شهدا را وجه المصالحه اشتباه گروهی

فاش گویم اقای احمدی نژاد پند گیرید از قائله بیت اقای منتظری تمام دلسوزان نظام و ولی امر مسلمین امام خامنه ای در خصوص حلقه یارانتان تذکر می دهند و شما............................

ای کاش شما هم خلق علوی را پیشه راحتان می کردید ضعف سیاسیتان را با ایجاد دعوای سیاسی و در نتیجه کلید زدن فتنه بزرگ در انتخابات پیش نمی بردید

کاش به حرف ولی مان امام خامنه ای گوش می کردیددر مناظرات انتخاباتی نام از کسی نمی بردید کاش مشایی را کنار می گذاشتید کاش نصایح عقلا را گوش می دادید کاش رحیمی کاش کردان و هزار کاش ..................

روی صحبتم به هر دو بزرگوار است بدانید که سوابق انقلابی درجات علمی و دینی و جایگاهتان  در قیاس با مرحوم منتظری قیاس بین قطره  دریاست ولایت مدار باشید تا به انقلاب ضربه نخورد که حفظ نظام از او جب واجبات است

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی و اجعل عواقب امورنا خیرا

فرمایشات  آيت‌الله وحيدخراساني درباره محرم

 

آيت‌الله وحيد خراساني گفت: دين، توحيد و قرآن فقط به خون سيدالشهدا (ع) زنده است. او پرده از چهره قرآن برداشت و ايمان و دين خدا را او زنده كرد و اگر عاشورايش نبود، آنچه انبيا و مرسلين آوردند، به باد فنا مي‌رفت.

 آيت‌الله العظمي وحيد خراساني، امروز با توجه به نزديك شدن ماه محرم در مسجد اعظم قم اظهار داشت: دراين ايام، سه مهم پيش رو داريم: اول، نسبت به خودمان، دوم نسبت به مردم و سوم، نسبت به صاحب اين ايام.

وي افزود: هرسه بحثش مفصل است، اما اجمال مطلب اين است كه فرصتي براي شما پيش آمده و اين فرصت برق‌آسا مي‌گذرد و حسرت كبرايش براي فرد فرد ما مي‌ماند. در حاليكه هريك از شما مي‌توانيد امر هدايت نفوس را متصدي بشويد.

اين مرجع تقليد با بيان اينكه گفتن اين كلمه سهل است، اما به كنه مطلب رسيدن در كمال صعوبت است، اضافه كرد: تخصيص آيه نفر، اهميت نفر را نشان مي‌دهد: فلولا نفر. اين نفر براي چيست؟ ليتفقهوا في‌الدين. شرح اين آيه در اين مجال ميسر نيست. متعلّق هيأت، يك ماده است و آن ماده، مضاف است. فهم هريك از اين دو بسيار دشوار است. آيت‌الله وحيد خراساني ادامه داد: متعلق، امر تفقه است. خود تفقه يك هيأت دارد و يك ماده. هم هيأت را بايد فهميد و هم ماده را. اما هيأت چيست؟ بين هيئات مختلف، هيأت، هيأت تفعل است. ماده‌اي كه تحت اين هيأت رفته، فقه است. فقه امر ذات تعلق است. فقه در قرآن فهم است. اين فهم متعلَّق به چيست؟ اين دين چيست؟ همان ديني است كه ان الدين عندالله الاسلام. اين همان دين است كه ابراهيم خليل با آن عظمت، وقت بناي بيت، آرزويش اين بود: «رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ.» آن وقت، كار شما تفقه در اين دين است.
وي ادامه داد: منتها اين كار به اين سادگي ميسر نمي‌شود. افسوس كه عمر گذشت، آن وقتي كه توانستيم نفهميديم وآن وقت كه فهميديم نتوانستيم. خوشا به حال آنها كه در وقت توانستن بفهمند.

آيت‌الله وحيد خراساني تصريح كرد: اگر اين برنامه را از امروز عملي كنيد، خودتان انقلاب نفس را درك خواهيد كرد. خوب حديث را بفهميد: «اشراف امتي حمله القرآن و اصحاب الليل» اولاً امت او چه امتي است؟ «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ.» اين ارزش امت اوست. شهدا بر عموم بشر امت اويند. حال بايد ديد اشراف اين امت كيان‌اند؟ آن هم اشرافي كه حضرت خاتم (ص) سكه شرف به سينه آنها نصب كند. «اشراف امتي حملةالقرآن و اصحاب‌الليل.»

وي ادامه داد: اين بيان عصاره مي‌شود در دوكلمه؛ شرف آن هم شرفي كه اشرف عالم او را شرف بداند در اين دو كلمه جمع است. «اشراف امتي حمله القرآن و اصحاب الليل» از امروز شروع كنيد بدون استثنا، هيچ شب و روزي بر شما نگذرد، مگر با اين عمل. اما روز، حملةالقران؛ «فاقروا ماتيسر من القرآن.» آن اندازه كه ميسر است قرآن بخوانيد، ولي راه بايد طوري رفت كه سريع به مقصد رسيد. تمام دقائق كمال در روايات متشتت است. بايد اينها را جمع كرد. اين جا اين جمله را فرموده و جاي ديگر باز فرموده چطور حامل قرآن شو. قرآن بخوانيد، اما آن قرآن را هديه كنيد به صاحب عصر ولي زمان (عج). عمل را از خود منقطع و به او متصل كنيد. چه مي‌كند اين فرموده؟ بحث فني عظيمي دارد. خود انقطاع عمل از نفس و ربط عمل به مبدأ فيض وجود. حكم اكسيري پيدا مي‌كند كه فلز را منقلب مي‌كند.

اين مرجع شيعي اضافه كرد: اما كلمه دوم، به اصحاب الليل مربوط است. به هر وضعي كه هست، آخر شب بيدار شويد و روي اين مطالب فكر كنيد. بالاترين مقام چه مقامي است؟ مقامي كه خدا براي شخص اول عالم معين كرده است. ديگر از نظر عقل و نقل غير از اين غيرمعقول است. چنين مقامي را خدا به همچو كسي وعده داد، اما به يك خصوصيت فرمود: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» از اين جا بايد فهميد چطور عمر ما گذشت و راه را طي نكرديم. به اين شرف نرسيديم. اشراف امتي حملةالقرآن و اصحاب الليل.

آيت‌الله وحيد خراساني افزود: اگر اين طور شديم، نفس ما به مبدأ نور وصل مي‌شود. از آن جا مدد مي‌شود. آن وقت است كه بشر خواهد فهميد اثر تربيت اين دين چيست؟ اين كاري است كه بايد با خودمان كنيم. اما كاري كه با مردم است كه اين فرصت‌ها از دست نرود، سعي كنيد در اين دهه كه بهار حيات دل‌هاست به هر قيمتي كه هست اين دو كار را انجام دهيد؛ چرا كه بالاتر از اين دو پيش خدا هيچ عملي نيست: يك گمراه از خدا را به خدا برگردانيد. عبد آبق از اين مولا را برگردانيد به عبوديت او و يك كسي كه امام زمانش را گم كرده با ولي عصر (عج) آشنايش كنيد.

اين مرجع تقليد با بيان اينكه مجالستان را منحصراً در اين دو كلمه صرف كنيد، گفت: ارزش اين دو مقوله به حدي است كه نبايد وقت را ببازيد و از دست بدهيد. اول، آن قرآن و شب‌زنده‌داري را عملي كنيد. بعد متصدي هدايت مردم شويد. آن وقت، اثرش اين است اگر يك گنهكار را از گناه توبه دهيد و بيگانه از امام زمان (عج) را با او آشنا كنيد. اجرش، ثواب صد سال است كه همه روزها را روزه بگيريد و شب‌ها تا به صبح عبادت كنيد. «اغتنموا الفرص.» فرصت‌ها را از دست ندهيد.

آيت‌الله وحيد خراساني درباره مطلب سوم گفت: بايد وظيفه‌مان را نسبت به صاحب اين ايام بدانيم و بفهميم كه چه خوني ريخته شده است؟ هيچ دانستيم كه چه كسي كشته شد؟ شيخ طوسي، شيخ صدوق و ابن قولويه اين روايت را نقل كرده‌اند. مختصري از اين روايت بس است. اين نص حديث صحيحي است كه مثل شيخ انصاري در موارد احتياط در نفوس طبق سند اين حديث فتوا مي‌دهد. در اين حديث مسأله اين است: «اشهد انّ دمك سكن في‌الخلد» شهادت مي‌دهم خون تو در خلد مسكن كرده است. كيست كه بفهمد حسين بن علي كيست؟ خلد كجاست؟ در آن ملأ اعلي كه مركز قديسين عالم است، خون او زينت آن عالم است. كسي كه جسمش آنجاست، روحش كجاست؟ كيست كه بفهمد چه كسي كشته شد؟ چطور كشته شد؟ براي چه كشته شد؟

وي ادامه داد: ما در آن حد نيستيم كه خود او را بشناسيم. بايد نگاه كنيم ببينيم آن آخرين مرحله‌اي كه شعاع وجود او تابيده به كجا رسيده، بعد كشف كنيم كه آن آفتاب چيست وكجاست؟ وقتي شعاعش به زائر قبرش مي‌خورد، اثرش معلوم مي‌شود. فرمود: پياده اگر بروي به هر قدمي يك حسنه برايت مي‌نويسند و يك سيئه محو مي‌كنند. سواره بروي به هرجا كه سُم اسبت برسد به هر قدمي يك حسنه ثبت و يك سيئه محو مي‌شود. يعني از آنجا تصفيه‌ات مي‌كنند تا لياقت پيدا كني. فرمود، وقتي رسيدي به در حرم، خدا تورا از مفلحين قرار مي‌دهد. خود من هنوز متحيرم چه خبر است. وقتي رسيدي به در حرمش مي‌شوي از مفلحين. يعني چه از مفلحين؟ به قرآن رجوع كنيد و ببينيد به فلاح رسيدن چه شرايطي دارد؟ بعد بفهميد اين دستگاه چه دستگاهي است.

اين مرجع شيعي با اشاره به آيات شريف قرآن گفت: در سوره مومنون مي‌خوانيم: «قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهم خاشعون.» تا برسد به اينجا كه «والذين هم عن اللغو معرضون.» وقتي به اين جا رسيد، مي‌شود «المفلحون.» اين مقام به قدري عظيم است كه «ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون والذين يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخرة هم يوقنون اولئك علي هدي من ربهم و اولئك هم المفلحون.»

آيت‌الله وحيد خراساني اضافه كرد: اين چه اكسيري است كه اين طور منقلب مي‌كند؟ آهني را به طلاي احمر مبدل مي‌كند كه در راه قبر او قدم زده است. مهم اين است كه فرمود وقتي فرغت من مناسكك، وقتي از مناسكت فارغ شدي، آنجا حج بيت است، با اين افتراق كه آن حج، حج بيت است و اينجا حج خود خداست. حج قصد است و مقصد در آنجا عبارت است از كعبه، اما مقصد در اين زيارت، خود خداست، چون به نص صحيح: «من زار الحسين بكربلا كان كمن زارالله في عرشه.» پس از حج خدا كه فارغ شدي، آنكه محيرالعقول است، اين است كه فرمود: وقتي فرغت من مناسكك، خدا مي‌نويسد تو را از فائزين. ديگر از مقام مفلحين از در قبر او به بالا سر او متقلب مي‌شود به فائزين. متن كلام خدا را بايد ديد تا حديث را فهميد. «الذين آمنوا و‌هاجروا و جاهدوا في سبيل‌الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله والئك هم الفائزون.» مقام فائزون اين مقام است: «يبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فيها نعيم مقيم خالدين فيها ابدا ان الله عنده اجر عظيم.»

اين مرجع جهان اسلام خاطرنشان كرد: اين مرحله كه مرحله كمال سعادت بشري است، در گرو بالاي قبر سر حسين بن علي (ع) است. كسي كه اين طور زيارت قبرش او را منقلب مي‌كند، آيا روز قيامت وقتي مادرش با آن پهلوي شكسته با آن بازوي ورم كرده، آن پيراهني كه به همچو خوني آغشته بر سر بيندازد، چه خواهد شد و چه خواهد كرد؟ اين است كه مملكت بايد يكپارچه «يا حسين» بشود. بايد سراسر اين مملكت شيون و صيحه در عزاي يك همچو كسي باشد. عالمي منقلب است و مردم خيال مي‌كنند اين عزاداري‌ها در حد افراط است. عقل كجا، شعور كجا! هرچه هست، تفريط است. واقعه، واقعه‌اي است كه نص صحيح اين است: «جميع‌الخلائق بكت السموات السبع.» هفت آسمان بر او گريه كرد. «بكت‌السموات السبع والارضون السبع و ما فيهن و ما بينهن و ما يري و ما لايري.» مردم بايد بيدار شوند. ابن حجر هيثمي كتابي در رد شيعه نوشته و در اين كتاب تصريح كرده كه تمام رجال عامه ـ آنها كه اهل حديث و نظرند ـ ضبط كردند كه وقتي سر او بالاي نيزه رفت، در تمام زمين هرجا سنگ از كره برداشتند، خون جوشيد. وظيفه مردم در ايام عاشورا چيست؟ ‌اي شيعه علي بن ابي طالب! به اين لاطائلات گوش نده. اگر دستتان از دامن او كوتاه شد، خسرالدنيا و الاخره‌ايد.

آيت‌الله وحيد خراساني در پايان گفت: اين دين، اين توحيد و اين قرآن فقط زنده به خون اوست. اوست كه با اين قدم و با اين عمل، كاري كرد كه تا روز قيامت اين دين آسيب نبيند. او پرده از چهره قرآن برداشت و ايمان و دين خدا را او زنده كرد. چرا يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر مثل پروانه دور قبرش مي‌گردند؛ چون اگر عاشوراي او نبود، آنچه انبيا و مرسلين آورده بودند به باد فنا رفته بود.

مسلمیه؛ شهرري كربلاست

مسلمیه

آئين سنتي مسلميه از حدود 80 سال قبل در ايام شهادت حضرت مسلم بن عقيل (ع) در حرم مطهر حضرت عبدالعظيم الحسني برگزار مي‌شود كه آغازگر اين حركت، مرحوم مرشد نصرالله خاضع از مداحان پيشكسوت اهل بيت (ع) بوده است.

در سال‌هاي دور، ابتدا سادات شيرازي در شب نخست (مصادف با ششم ذي‌الحجه) به حرم مي‌آمدند، سپس واعظان و روضه‌خوانان در شب دوم (هفتم ذي‌الحجه) و بعد، مداحان اهل بيت (ع) در شب سوم و آخر (هشتم ذي‌الحجه) به حرم مي‌آمدند كه دو گروه اول، جايشان را به هيأت‌هاي مختلف مذهبي و دسته‌جات عزادار داده و در سال‌هاي اخير، فقط مداحان در شب نخست به حرم وارد مي‌شوند.

از نوحه‌خواناني كه سنت چارپايه‌خواني را در شب‌هاي مسلميه به وجود آورده‌اند، مي‌توان به مرحوم حاج مرزوق، مرحوم حاج احمد صالح، مرحوم حاج عباس زريباف، مرحوم حاج محمدعلي اسلامي و مرحوم حسين بهاري اشاره كرد

آئين سنتي مسلميه، از امشب با سخنراني حجت‌الاسلام يدالله شيرمردي و مداحي عليرضا بهاري در حرم حضرت عبدالعظيم آغاز مي‌شود و در دو شب پس از آن ادامه مي‌يابد.

انتقادازسكوت دولت جمهوری اسلامی ایران و وزارت امور خارجه درباره قتل عام شیعیان یمن

جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت:

بحران شمال یمن این روزها با آشكار شدن تدریجی « مولفه های خارجی » ابعاد گسترده تری پیدا می كند. این پدیده شرایطی را بر منطقه تحمیل كرده كه تمامی ویژگیهای یك « كانون جدید بحران » را با خود به همراه دارد.
تا این اواخر دولت یمن به سركوب نیروهای موسوم به « الحوثی » سرگرم بود و عملیات نظامی خود علیه شیعیان ساكن شمال یمن را به بهانه « برقراری نظم و امنیت » توجیه می كرد ولی این روزها دولت یمن از یكطرف بر شدت حملات زمینی هوائی و توپخانه ای علیه شیعیان مظلوم یمن افزوده و از طرف دیگر ارتش عربستان با بمباران این قسمت از خاك یمن به سركوب « شیعیان صعده » پرداخته و علیه آنها به جنایات جنگی متوسل شده است .
یك مقام دولتی عربستان ضمن تایید حملات سنگین نیروی هوائی عربستان ادعا كرده است كه نیروی هوائی این كشور توانسته مناطقی را كه به تصرف گروه الحوثی در آمده بود آزاد كند و بیش از 40 نفر از شیعیان صعده را به قتل برساند .
خبرگزاری رسمی عربستان (واس ) نیز انجام عملیات جنگی نیروی هوائی این كشور علیه شیعیان صعده را تایید كرده است . سخنگوی شیعیان در شمال یمن در این زمینه اعلام كرده است كه نیروهای متجاوز عربستانی علاوه بر حملات موشكی و توپخانه ای شدید در جریان حملات هوائی خود علیه شیعیان صعده از « بمب های فسفری » نیز استفاده كرده و قربانیان جنایات خود را با بمب های فسفری مورد تعرض قرار داده اند.
این بدان معنی است كه عربستان نه تنها در بحران داخلی یمن دخالت كرده و به اسلحه متوسل شده است بلكه پا را فراتر نهاده و با سلاحهای ممنوعه علیه شیعیان مظلوم صعده وارد عمل شده است .
برای درك ابعاد ماجرا بویژه به منظور شناسائی دستهای پشت پرده لازم است قدری به گذشته باز گردیم .
در حاشیه تشكیل اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل جلسه مشتركی در نیویورك میان آمریكا و اعضای شورای همكاری خلیج فارس برگزار شد كه در آن جلسه واشنگتن از سركوب شیعیان یمن تحت عنوان اقدام دولت یمن برای برقراری نظم و امنیت حمایت و جانبداری نمود و حال آنكه دقیقا تمامی اقدامات جنگی و عملیات ایذائی صورت گرفته در جهت ایجاد ناامنی برهم زدن آرامش و نظم در منطقه و علیه ساكنان بی دفاع منطقه شیعه نشین بوده و هست .
علاوه براین طی روزهای اخیر نیز « یان كلی » سخنگوی وزارت خارجه آمریكا ادعا كرد گویا دایره ناآرامی های یمن به خاك عربستان هم سرایت كرده و آمریكا از گسترش ناآرامی ها از یمن به عربستان به شدت نگران است .
در تحلیل این ادعاها گفته می شود كه عربستان برای توجیه جنایات جنگی خود علیه شیعیان صعده چنین وانمود كرده است كه گویا نگران عواقب گسترش ابعاد ناآرامی ها از یمن به خاك این كشور است و حتی مسئله از این هم فراتر رفته است . درست در همین حال منابع آگاه از خشم مردم عربستان در این زمینه خبر داده اند كه چرا دولت این كشور وارد جنجالهای سیاسی كشورهای همسایه شده و دست خود را به خون ساكنان بیگناه شمال یمن آغشته كرده است .
علاوه بر این اصل تشكیل جلسه مشترك اعضای شورای همكاری با آمریكا را بایستی اقدامی آشكار در جهت تبدیل این مشكل داخلی یمن به یك بحران منطقه ای با ابعاد بین المللی ارزیابی نمود كه مشخصا فرصتهای طلائی برای دخالت آمریكا و متحدانش در این زمینه را فراهم می سازد.
رژیم سعودی از این قضایا سود نخواهد برد و از همین آغاز دخالتهای سیاسی و مداخلات نظامی خود نیز ابعاد شكست و ناكامی عربستان در این واقعه كاملا محسوس و ملموس است . دفتر اطلاع رسانی شیعیان منطقه ضمن اعلام اسارت چند تن از نیروهای متجاوز عربستان به دست شیعیان صعده اعلام كرده است كه نیروهای مهاجم با انجام عملیات وحشیانه علیه شیعیان بامقاومت مردم و ساكنان منطقه مواجه گردیدند و ضمن اقدامات وحشیانه و ضدانسانی با بجا گذاشتن برخی تجهیزات نظامی خود و ضمن به اسارت درآمدن عده ای از نیروهای متجاوز سعودی به عمق خاك عربستان گریخته اند.
یك سخنگوی شیعیان یمن در مصاحبه با شبكه خبری الجزیره خاطرنشان ساخته است كه با اسرای عربستانی خوش رفتاری و برخورد محترمانه ای خواهد شد و مصاحبه هائی را با آنها منتشر خواهد گردید.
مسئله از آنجا شكل گرفت و تشدید گردید كه نیروهای متجاوز عربستان با ورود به خاك یمن دست به جنایاتی علیه شیعیان صعده زدند و حتی حدود 50 تن از ساكنان بیگناه منطقه را اسیر نموده و با خود بردند .
منابع خبری به نقل از عربستان اعلام كرده اند كه ارتش این كشور درصدد پیاده كردن چترباز درون خاك یمن است . تحلیل گران معتقدند عربستان با مشاهده شكست عملیات نظامی خود سعی دارد نشان دهد كه گویا « ابتكار عمل » را دردست دارد ولی واقعیت امر اینست كه ریاض با این اقدامات تجاوزكارانه عربستان را درگیر حوادث تازه ای در خارج از مرزهای جغرافیائی خود می كند و در واقع وارد باتلاق می شود. عجیب اینكه دولت امارات در یك موضع گیری نسنجیده و احساسی به حمایت از عربستان پرداخت و اقدامات جنون آمیز ریاض را مورد تایید قرار داد.
بدین ترتیب به نظر می رسد واشنگتن از طریق عوامل و مزدوران محلی خود توانسته است یك كانون جدید بحران را در منطقه ایجاد كند و نظر دولتها را به سمت و سوی یك موضوع جدید منحرف سازد. انتظار می رفت و هنوز هم این انتظار وجود دارد كه دولت جمهوری اسلامی ایران و وزارت امور خارجه مواضع روشنی در قبال بحران سازیهای واشنگتن و مزدوران محلی آن داشته باشد و این پدیده های شوم را كه منجر به قتل عام شیعیان صعده شده و می شود محكوم كند و ضمن رایزنی با كشورهای منطقه نقش مورد انتظار برای حل و فصل بحران یمن را ایفا نماید

جنایات ارتش عربستان و یمن علیه غیرنظامیان را تنها می توان با جنایت های اسرائیل مقایسه کرد... تصاویر گویا هستند و بسیار دردناک و تأثرانگیز





















 

 

این غزل حافظ رو خیلی دوست دارم  


زلف آشفته وخوی کرده و خندان لب ومست
پیرهن چاک و غزلخوان وصراحی در دست


نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد وبه آواز حزین
گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست؟

عاش
قی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گرنشود باده پرست

بر
و ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

آقاي شوشتري خودش را به اين كاروان رساند

محمدباقر قاليباف، شهردار تهران در آخرين به روز رساني وبلاگ‌شخصي خود به فاجعه تروريستي سيستان و بلوچستان پرداخته و مطلبي را با عنوان "آخرين تماس با سردار شوشتري " منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در بخشي از اين مطلب آمده است:

جمعه شب بود كه تلفن زنگ زد قصد پاسخگويي نداشتم ولي انگار همه مي‌گفتند گوشي را بردار. وقتي برداشتم صداي سردار شوشتري بود. بسيار خوشحال شدم چراكه حدود بيش از سه ماه بود كه او را زيارت نكرده بودم. تلفن بسيار گرمي شد و حسابي از دلتنگي بيرون آمدم. كمي از اوضاع و احوال شرق كشور گفت.
فعاليت‌هاي خوبي را در سيستان و بلوچستان انجام مي‌داد. با توجه به شناختي كه از منطقه داشتم نكاتي را هم گفتم اما بيشتر بحث درباره كنگره بزرگداشت شهداي خراسان بود. در آخر، قرار ملاقات ما براي صبح دوشنبه قبل از ملاقات مقام معظم رهبري شد.
ساعت 9 صبح يكشنبه در جلسه‌اي بودم كه بچه‌هاي دفتر، يادداشتي دادند هر چه مي‌خواندم بيشتر بهت‌زده مي‌شدم. باورم نمي‌شد. خبر تكان‌دهنده بود. نوشته بودند در يك عمليات انتحاري آقاي شوشتري به شهادت رسيده.
سريع جلسه را به اتمام رساندم و به دفترم كه آمدم خبر ديگري دادند كه به تلخي خبر اول افزود. رجب محمدزاده هم به همراه سردار شوشتري به شهادت رسيده بود.
رجب يكي از بهترين فرمانده گردان‌هاي دوران جنگ بود. مردي شجاع، مدير و پرتحرك ولي آرام و باوقار. همه در لشگر مي‌دانستند كه او را بيشتر از ديگر فرمانده گردان‌ها دوستش داشتم.
نفهميدم آن روز چگونه گذشت تا شب در فكر بودم. به گذشته فكر مي‌كردم. به روزهايي كه با هم داشتيم و بعد تلخي زمانه و اوضاع امروزمان. خدا كند فاصله ديروز و امروز ما به اندازه زماني كه گذشت نباشد. تمام ذهنم را همين موضوع اشغال كرده بود و اينكه چه بايد بكنيم تا از وسوسه‌هاي زمانه در امان بمانيم.
از امروز به ديروز برسيم و به آرمان‌هاي دوست‌داشتني و بزرگي كه داشتيم و البته بايد داشته باشيم. به عهد و پيمان آن روزها فكر كردم و مصمم شدم آن مسير را قوي‌تر از گذشته ادامه دهم. مسير آرمان‌هاي امام(ره) و شهدا. صبح دوشنبه رسيديم خدمت آقا. فضاي خاصي بود، خيلي قابل تعريف نيست.
خب سردار شوشتري از اعضاي اصلي ستاد بزرگداشت بودند. آقا تعابير زيبايي از شهيد شوشتري داشتند. به هر حال ايشان را كاملا مي‌شناختند اما به نظرم زيباترين تعبير ايشان اين بود،‌ آقاي شوشتري خودش را به اين كاروان رساند.
واقعا هم آقاي شوشتري و محمدزاده خود را خوب به اين كاروان سعادت رساندند.

عدم برتري حزب الله وجريان 8 مارس در مواجهه با گروه 14 مارس و خطاي ايران پس از جنگ 33 روزه

عدم برتري حزب الله وجريان 8 مارس در مواجهه با گروه 14 مارس و خطاي ايران پس از جنگ 33 روزه

 

در جريانات اخير پس از جنگ 33 روزه لبنان و عدم توفيق حزب الله و گروه 14 مارس در انتخابات اخير لبنان  جمهوري اسلامي ايران به عنوان پشتيبان فكري و معنوي حزب الله لبنان با داشتن خطاي محاسباتي در خصوص معادلات لبنان شيوه سياسي بازي را در خصوص گروه هاي مورد حمايت امريكا و اسراييل در پيش گرفت و با سپردن موضوع لبنان به افرادي با سبقه سياسي باعث شكست سياست مقاومت شيعه حزب الله در لبنان شد

دلايل اين رخداد را مي بايست در نظام قانون اساسي نگارندگان اين قانون و گروهاي فعال سياسي و احزاب لبنان و نفوذ كشورهاي خارجي در معادلات سياسي لبنان كنكاش نمود

 

 تاریخچه احزاب و گروهها

از سال 1989 که براساس قرار داد طائف در عربستان سعودی به درگیری خونین داخلی 15 ساله (1975 تا 1990)در لبنان پایان داده شد تا سال 2005 که برخی جریان های بین المللی با ترور رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان سعی در ایجاد جنگ داخلی جدید با هدف تغییر نقشه سیاسی و حتی جغرافیایی خاورمیانه را داشتند، جریان ها و تشکلهای سیاسی لبنان همانند آنچه که امروز شاهد آن هستیم تا این حد وارد دسته بندیهای ملی، مذهبی و حتی سیاسی نشده بودند. مهمترین جریانهای سیاسی لبنان تا پیش از ترور حریری عبارت بود از جریان های شیعی حول محور امل و حزب الله جریان های مسیحی حول احزابی چون نیروهای لبنانی، کتائب و المرده و جریانهای سنی حول محور جریان المستقبل و بعضا جماعت اسلامی و یا توحید اسلامی و جریانهای دروزی حول محور حزب سوسیالیست ترقی خواه . هریک از این جریان ها براساس سهم بندی ای که برای آنان در قانون اساسی لبنان تعیین شده بود اقدام به فعالیت سیاسی در لبنان می کردند. اما از سال 2005 تاکنون و همزمان با ترور حریری شاهد دسته بندی های جدیدی از جریانات سیاسی در این کشور هستیم که در نوع خود بی سابقه بوده است. همزمان با ترور حریری با کمک کشورهایی چون آمریکا، فرانسه، عربستان سعودی و مصر در کنار رژیم صهیونیستی جریانی احساسی با نام 14 مارس در درون لبنان شکل گرفت که خواستار خروج سوریه از لبنان و خلع سلاح مقاومت شد. سوریه ای که براساس مصوبه مجلس ملی لبنان در سال 1989 در شهر طائف عربستان به لبنان دعوت شده بود تا به 15 سال نزاع خونین داخلی این کشور خاتمه دهد. در پاسخ به این جریان احساسی موجی از بیداری نسبت به اهداف پشت پرده این جریان احساسی در لبنان شکل گرفت که به جریان 8 مارس موسوم شد. هریک از این دو جریان 8 و 14 مارس متشکل از گروههایی بودند که همگرایی آنان به این شکل در تاریخ سیاسی لبنان سابقه نداشت و تنها براساس رویدادهای جدید لبنان پادر عرصه فعالیت های سیاسی جدید گذاشته بودند.

گروه 8 مارس در پی گردهمایی سال 2005 حزب الله در بیروت و بدنبال مخالفت با خلع سلاح این گروه مقاومت اسلامی ، حمایت از سوریه و مقاومت در برابر اسرائیل ، شکل گرفت. جبهه متحدی که برگرفته از حزب الله ، حزب امل و حزب مسیحی آزاد بود و بعدها جریان های دیگری نیز به آن اضافه شدند که تغییر مواضع اخیر ولید جنبلاط رهبر جریان دروزی سوسیالیست ترقی خواه از جریان 14 مارس به 8 مارس یکی از چند نمونه این اتفاقات است.اتحاد 14 مارس پس از تظاهرات بزرگ بیروت در سال 2005 با شعار ضد سوری و یک ماه پس از ترور رفیق حریری شکل گرفت و منجر به خروج نیروهای سوری از لبنان پس از 29 سال و گرد هم آمدن سنی ها ، دروزی ها و احزاب مسیحی بود. پس از تهاجم رژیم اسرائیل به لبنان در سال 2006 ، این کشور برای 18 ماه بدون رئیس جمهور و سرانجام در جریان توافق دوحه در سال 2008 ، تنش بین این دو نیرو به پایان رسید. در این توافق نیروهای 8 مارس توانستند حق وتو در کابینه را بدست آورند و میشل سلیمان نیز بعنوان رئیس جمهور برگزیده شد .در ساختار پارلمانی لبنان 128 کرسی به تساوی بین مسیحیان و مسلمانان تقسیم شده است . مسیحیان مارونی 34 کرسی ، ارتدوکس 14 و سنی ها 27 کرسی را از آن خود کرده اند . البته این تقسیم بندی از سال 1932 باقی مانده است و ساختار پارلمان لبنان از آن زمان تابحال تغییری نکرده است . در پارلمان ملی فعلی لبنان پیش از تغییر مواضع جنبلاط ، نیروهای 14 مارس 70 کرسی و نیروهای 8 مارس 58 کرسی را تصاحب کرده بودند. که با تغییرات جدید هریک از دو جریان 14 و 8 مارس بطور مساوی 58 کرسی را از آن خود کرده اند كه اين موفقيتها تنها بخشي ازكاميابي است كه مقاومت حزب الله پس از جنگ 33 روزه با اجراي استراتژي مقاومت در برابر زورگويان عالم در لبنان به ارمغان اورد

 

 

گروه های شاخص ائتلاف 14 مارس

 

1. جریان المستقبل (اهل تسنن)

2. حزب کتائب (مسیحی)

3. قوات لبنان (مسیحی)

4. سایر گروههای مسیحی

حزب آزاد ملی. جریان المردة. اتحاد ملی لبنان. حزب دموکرات مسیحی. حزب همکاری. حزب الوعد، جنبش التغییر. جبهة آزادی

5. جریان سوسیا لییست ترقی خواه لبنان(دروزی)

 

احزاب ذكر شده بيشترين تاثير را در خصوص نگارش قانون اساسي لبنان ايفا نموده اند پايه هاي فكري  اين گروه تحت تاثير شديد  لابي هاي صهيونيست شكل گرفته است  در سپتامبر 1982 ایلی حقبیه از رهبران کتائب حدود 2000 آواره  فلسطینی را در اردوگاه صبرا و شتیلا  و با اجازه نیروهای اشغالگر  اسرائیلی قتل عام کرد

نوع نگارش قانون اساسي با توجه به نوع ديدگاه رهبران ائتلاف 14 مارس با اصل و هدف اصلي حذف شيعه از نظام سياسي صورت گرفته است

قانون اساسي نگاشته شده توسط مزدوران استكبار  با توجه به تغييرات گسترده كه در چينش نيروهاي موجود و تغيير مواضع گروههاي سياسي لبنان صورت گرفته  تغييرات اندكي را به خود ديده اما درمبناي پايه استراتژي حذف شيعه را حفظ نموده است

گروه های شاخص جریان 8 مارس

 

1. جنبش  اَمَل(شیعی)

 2. جنبش حزب الله لبنان (شیعی)

3. حزب دموکرات لبنان (دروزی)

4. جریان ملی آزاد لبنان (مسیحی)

5. حرکت  توحید اسلامی(اهل تسنن)

6. جماعت اسلامی لبنان (اهل تسنن)

7. سایر گروه های سیاسی سنی

 

جمعیت خیریه اسلامی، حزب آزادی عربی، حزب نجاد، ، حزب اتحاد،  جنبش عربی لبنان و کنگره مردمی لبنان

 

با عنايت به نوع صف بندي و نوع معارضات موجود در صحنه سياسي لبنان  قدرت وتوان مالي ونظامي احزاب و گروهها و با توجه به قدرت چانه زني بالا و يار گيري وسيع سياسي در داخل و خارج لبنان وبرتري استفاده از توان ديپلماسي بالاي امريكا انگليس اسراييل و فرانسه توسط گروه 14 مارس و اگاهي از اين مطلب كه ساختار سياسي موجود لبنان نيز با حذف شيعه و حزب الله و مقاومت طرح گرديده است ابتدا مي بايست توان سياسي و نظامي  و توان مالي اين گروه تضعيف گرديده و يا هزينه هاي رويارويي با حزب الله براي انها به حدي بالا رود كه تصور رويارويي با حزب الله برايشان غير ممكن باشد

آيا  با مسير ديپلماسي صرف مي توان به اين مقصود دست يافت جواب اين پرسش قطعا خير خواهد بود زيرا تمامي دستاوردهاي هم اكنون حزب الله مرهون رشادتها و جانبازيهاي نيروهاي مقاومت در برابر مزدوران اسراييلي و ارتش تا بن دندان مصلح اسراييل است نه چانه زني سياسي با عوامل اسراييل و امريكا در لبنان

 نشانگر اين مطلب نيز از شكست سياسي حزب الله در انتخابات اخير و قدرت گرفتن حريري و معرفي كابينه جديد در استانه تهديدات جديد اسراييل در لبنان و به چالش كشيدن توان سياسي گروه 8 مارس مبين اين مضوع است كه تنها مسير رهايي قدس عزيز و غلبه بر عيادي استكبار در لبنان استراتژي خميني كبير ان هم در اصل بناي تاسيس حزب الله يعني همان مقاومت است

تاريخ نشان داده است هر گاه اصل و نقطه پرگارشيعه مقاوت بوده است پيروزي از آن شيعه بوده است و پاسداري از اصول نظام ولايت فقيه شيعي صورت گرفته است و هر گاه در طول تاريخ شيعه افراد سياست باز سعي در پيشبرد مصالح با سياسي بازي و حذف گزينه مقاومت و جهاد و شهادت بوده اند شيعه و نظام اسلامي ضربات جبران ناپذيري را متحمل شده است

 

 

 

نگاهی به تحولات یمن و دیپلماسی مصلحت ایران

جنبش شیعیان زیدی در صعده بدون وابستگی به هیچ دولتی، و تنها با استعانت از حضرت ولی عصر و اتکا به قدرت ذاتی شیعه در یمن درجریان است

حوادث جاری در استان صعده یمن بر خلاف آنکه عده ای تصور می کنند یک درگیری قومی برای تصرف سرزمین و یا جدایی طلبی نیست بلکه جنگ بین دو اسلام است، اسلام ناب و اسلام آمریکایی. یک طرف رزمندگانی هستند که خود را شاگردان معنوی خمینی کبیر می دانند و در طرف دیگر شیطان بزرگ  و وهابی های سعودی و شاگردان مکتب جنایت بار صدام. ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد داخلی و استکبار خارجی همان درسی که انقلاب اسلامی و خمینی کبیر به آزادگان جهان عرضه داشت تا مستضعفین از زیر یوغ مستکبرین عالم به درآیند. در هر جای ایران  عالم عده ای نوای مرگ براسرائیل و آمریکا سر دادند و خود را شاگرد مکتب خمینی معرفی کردند همین مصائب بر پاست

اما نکته مهم دراین پیکار حق شیوه دیپلماسی جمهوری اسلامی در برخورد با این موضوع است

با توجه به سیاستگزاری های پیشین و رویکرد دستگاه دیپلماسی کشور در جریانات پیشین شیعیان که در خصوص برخی از انها همچون شیعیان پاراچنار پاکستان با اعتراض شدید مراجع عظام روبرو شد

روشن می سازد ادامه دیپلماسی مصلحت و سیاسی بازی به مصلحت جامعه شیعه نمی باشد

 دیپلماسی آزموده شده شیعه مقاومت است و هر گاه در این مسیر قدم برداشته است پیروزی از آن شیعیان بوده است که نمونه بارز ان جنگ ۳۳ روزه حزب الله و انتصار مقاومت حزب الله در برابر چهارمین ارتش جهان بود

 در خصوص شیعیان یمن نیز جمهوری اسلامی می بایست با چرخش و بازگشت به دیپلماسی مقاومت

با تمام توان از مقاومت شیعیان یمن دفاع نماید تا انشاالله شاهد پیروزی این شیعیان مظلوم در شبه جزیره وهابی خیز عربستان باشیم

عید فطر مبارک

عید فطر مبارک

http://homepage.mac.com/enriquezamora/iblog/B2086941604/C1127663164/E20051104190427/Media/11happy_Eid-al-Fitr.jpg

 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت..
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت!

 

این روز عزیز را به شما تبریک می‌گویم، امیدوارم تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید

صدای پای عید می آید .

دل بر سر دو راهی ِ آمدن عید رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکلیف است ...

نمی داند از آمدن آن شاد باشد یا از رفتن این محزون ؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش ِ یک ماه عبادت و شست و شوی جان درنهر پاک رمضان است.

عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست .

عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خویش دوباره متولد می شود.

رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو ؛با جانی تازه از آن سر بر می آورد .

عیدفطر ؛ شادی برای رفتن رمضان نیست بلکه برای آمدن روز نو ، روزی نو و انسانی نو است .

بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد ..

اگر درعید فطر در نیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را درروح خود احساس نکنیم، عید فطر ؛ عید ما نیست ..

شب قدر

 

                                             

                                                                             
(( انا انزلناه فى ليله القدر ، و ما ادريك ما ليله القدر،  ليله القدر خير من الف شهر ، تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر ،
 سلام هى حتى مطلع الفجر .))

 قدر، شب مقدرات
ترجمه سوره قدر: ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا  نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه.

 قدر يعني تقدير و اندازه گيرى
بسيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند؛ چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود.
 از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمدها مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است.
در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد.

 علت نامگذاري شب قدر
از حضرت امام رضا (ع)، روايت شده است كه:
اين شب را ليله القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گيرى مىشود.
امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند:
اى ابو محمد، در شب قدر حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و روزيها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد.قدر، باران رحمتى است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصيت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذيرش جريان رودى وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى ديگر، زمينه كمترى براى جذب رحمت و عنايت دارند؛ برخى، هيچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذ ناپذير است.

 شب قدربرتر ازهزار ماه
. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود.

 شب قدر شب احيا
 امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن .در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب ر، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود.

 ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است.

 فلسفه شب قدر
امام باقرعليه السلام مى فرمايند: اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود.

 برخي ازاعمال شب قدر
 1- نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال ((ابوشي ابن حيان)) از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه: درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه
 مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم
4- غسل و شب زنده دارى: حضرت رسول (ص) فرمودند: كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند:كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود.
. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و  انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود.

به مناسبت سالروز ربوده شدن امام موسي صدر ؛

وزیر هلو نه وزیر بهداشت

قابلیت های یک خانم بجای یک آقای هلو
 رئیس دولت در رسانه عمومی با تاکید بر اینکه نفر دوم کشور است ،به هلو بودن آقای لنکرانی اشاره و اظهار داشت :وی قابل خوردن است.
منتخب مردم همچنان در خصوص انتخاب یک خانم برای وزارت بهداشت گفت:بسیاری از خانم ها حتی مشکلشان را نمی توانند به شوهرشان بگویند بنابراین لازم است که یک خانم در مصدر امور باشد تا بهتر بتواند مشکل خانمها را حل کند.
از نظر رئیس دولت تنها مشکل وزارت بهداشت در گذشته این بوده است که خانمها نمی توانستند مشکلشان را مطرح کنند.
از آنجائیکه خانم ها در برخی مسائل دیگر مثل اقتصاد و تحصیل و شغل وسیاست و امنیت یا اطلاعی ندارند و یا مشکلاتی دارند که بعضا نمی توانند حتی با شوهرشان در میان بگذارند توصیه می شود جهت کسب اطلاع یا درد و دل همه وزرا زن انتخاب شود.
مردهایی هم که نمی توانند مشکلشان را با همسرشان در میان گذارند می توانند 4 سال صبر کنند اگر رمقی از مکتب فکری نارمک-مشائیسم باقی مانده بود شاید وزیر بهداشت بعدی مرد باشد تا مهرورزی شامل حال آنها هم شود.
البته اگر مشکلشان بسیار جدی بود می توانند مستقیما با شخص رئیس جمهور در میان گذارند.
قرار است برای کودکانی هم که نمی توانند مشکلات خود را با والدین خود در میان گذارند وزیر کودک به کار گرفته شود.
البته از این مدل جدید نباید سوء استفاده شود.به هر حال برای بیماران روانی نمی توان از مدیر روانی استفاده کرد. 
**** 
گفتنی است از این پس با این مهرورزی جدید ،هیچ هاجری در هیچ روستایی بر اثر سرما خوردگی نخواهد مرد(1)
1-هفته گذشته دخترکی به نام هاجر در یک روستا بر اثر یک سرماخوردگی ساده در گذشت.

ماه رمضان آمد

 ماه رمضان آمد. آن بند دهان آمد


« اللهم عجل في فرج مولانا صاحب الزمان »

ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد
زد بر دهن بسته تا لذت لب بيند
آمد قدح روزه، بشکست قدح ها را
تا منکر اين عشرت بي باده طرب بيند


رمضان  از راه مي‌رسد تا اين بار با آغازين روزهاي ماه تعليم وتربيت قرين گردد و ما را به اين انديشه بخواند که چه زود سالي ديگر را گذرانديم و دوباره به آستانه مقدس رمضان پا نهاديم . سرعت عجيب عمري که از کف مي دهيم ، با هلال ماه رمضان به ما گوشزد مي شود . آري،رمضان اينگونه مي آيد و دريغ که نشانه آمدنش تنها در اين باشد که زمان گستردن سفره هاي غذايمان تغييرکند و روح دنيا طلب مان ، در هياهوي افطاريها و سحريها تنها دلخوش به نخوردن و نياشاميدن گردد .
. . . رمضان با هدفي والاتر مي خواهد که نه تنها ساعاتي را از خوردن و آشاميدن باز ايستيم ، بلکه مهم تر از همه چيز ، گوهر دل را به صيقل امساک و روزه جلا بخشيم و آلودگي را از تار و پود قلب و روحمان بزداييم .



اين گونه است که ندا مي دهد :



اي روزه داران اگر چنين مي خواهيد ، دهان از آنچه غير خدايي است ببنديد و چشم را به آنچه شيطاني است نگشاييد و گوش را آلوده هر زمزمه پليد نسازيد و حتي خيال باطل را هم از دروازه دلها بزداييد.



 وبلاگ نواي دل حلول ماه رمضان را تبريک مي گويد .


فضيلت ماه رمضان:


ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريف‌ترين ماه‌هاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته مي‌شود، و عبادت در يکي از شب‌هاي آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در خطبه شعبانيه خود درباره فضيلت و عظمت ماه رمضان فرموده است:
«اي بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوي شما روي آورده است؛ ماهي که نزد خداوند بهترين ماه‌ها است؛ روزهايش بهترين روزها، شب‌هايش بهترين شب‌ها و ساعاتش بهترين ساعات است.
بر مهماني خداوند فرا خوانده شديد و از جمله اهل کرامت قرار گرفتيد. در اين ماه، نفس‌هاي شما تسبيح، خواب شما عبادت، عمل‌هايتان مقبول و دعاهايتان مستجاب است.
پس با نيتي درست و دلي پاکيزه،‌ پروردگارتان را بخوانيد تا شما را براي روزه داشتن و تلاوت قرآن توفيق دهد. بدبخت کسي است که از آمرزش خدا در اين ماه عظيم محروم گردد. با گرسنگي و تشنگي در اين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد.»

آن گاه پيامبر اکرم وظيفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هاي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام در اين ماه سخن گفت.


اي دوست ز رحمت دل اگاهم ده         در ماه دعا سير الي اللهم ده
ماه رمضان و ماه مهماني توست     در محفل مهماني خود راهم ده


 میلاد سقای ستاره­ها حضرت اباالفضل(ع)

آب ... آب ... آب...

سرمشقِ مشق­های كودكی­مان

و اینك

آب ... آب ... آب...

آب، عطش را معنا می­كند

و كمی آن سوتر "ایثار" ... "فداكارى" را ....

"از خود گذشتن" را .... "خود ندیدن" را...

آب يعنى؛

«لاحول ولاقوة إلاّ بالله العلیّ العظیم»

و چرا؟....

نمی­دانم، شاید

چون آن هنگام كه پای در شریعه نهاد

«لاحول ولاقوة إلاّ بالله العلیّ العظیم»

و ندایش هفت آسمان را لرزاند

آب يعنى؛

مشك سوراخ

و چرا؟ ....

نمی­دانم، شاید

چون آن هنگام كه مشك با

تیر كین عدو سوراخ شد

نامش با آب

یكی شد

آب يعنى؛

لب­های ترك خورده

چرا؟...

نمی­دانم، شاید

چون عمو دیگر نمی­توانست

كودكان لب تشنه را

ببیند و دم بر نیاورد...

... و عباس

عموی آب­های دنیاست

كه هبوط كرده بر اين زمين خاكى

تا وارث خلف ذوالفقار باشد

و استوارترین برادر تاریخ

تا در مكتب علی(ع) بیاموزد

تجربه كردن حرارت عشق را در صحنه كارزار...

و در ادبستان علی(ع) فرا گیرد

درس وفاداري و ایثار را...

و اینك عباس

ایستاده بر بلندای قله نجابت

ساقی جان­های تشنه­ای است

كه عشق را در تاریكنای جهان امروز

غریبانه جست­وجو می­كنند

اینك عباس

يعنى...؛

وفا، عشق، ایثار، فداكارى، از خودگذشتگی و ...

... و باب الحوایج كه ...

«یا كاشف الكرب عن وجه الحسین(ع)

اكشف كربی بحقّ أخیك الحسین(ع)»

جایگاه مردم در نظام ولایت فقیه از دیدگاه امام قدس‏سره

 

از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت‏خود را در دست داشته باشد.

این بیان از فرمایشات امام خمینی قدس‏سره ترسیم کننده میزان حق مردم در تشکیل حکومت اسلامی است. همچنان‏که بدون اراده مردم، تحقق چنین نظامی از محالات است، اداره و ادامه آن نیز مدیون حضور مردم در صحنه و انتخاب آن‏ها است. در دیدگاه امام قدس‏سره حکومت‏های دیگر و از جمله نظام سلطنتی چون متکی به اراده و رای همگان نیست، بی‏اعتبار است. امام خمینی قدس‏سره در اوایل پیروزی انقلاب بیش از هر چیزی بر آرای عمومی تاکید داشتند:

ماهیت‏حکومت جمهوری اسلامی این است که با شرایطی که اسلام برای حکومت‏ها قرار داده است، با اتکا به آرای عمومی ملت، حکومت تشکیل شده و مجری احکام اسلام باشد.

حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام‏علی علیه السلام الهام خواهد گرفت و متکی به آرای ملت‏خواهد گردید.

ما تابع آرای ملت هستیم، ملت ما هرطوری رای داد ما هم از آن تبعیت می‏کنیم، ما حق نداریم، خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم.

حضور مردم در صحنه قانونگذاری

این اختیار و حق مردمی در تمامی شؤون حکومت‏ساری و جاری است، امام قدس‏سره درباره انتخاب نمایندگان می‏فرمایند:

همه باید بدانند که امروز هیچ قدرتی نیست که بتواند یک وکیل را تحمیل کند... هیچ‏کس الان در ایران، هیچ مقامی در ایران نیست که قدرت این را داشته باشد که یک وکیل تحمیل کند و بنابراین، امروز مسؤولیت‏به عهد ملت است.

ضرورت حضور همیشگی مردم

بنیانگذار نهضت اسلامی تا پایان عمر شریف‏شان بر این مهم تاکید داشتند، همچنانکه در وصیت‏نامه آورده‏اند:

... وصیت من به ملت‏شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهوری و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب می‏کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می‏شود، مثلا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند چه بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبران‏پذیر نباشد و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسؤول می‏باشند.

حضور مردم در انتخاب رهبر

باز در جای دیگر در پاسخ به نامه‏ای، به حضور مردم در انتخاب رفیع‏ترین جایگاه در نظام اشاره می‏فرمایند:

... اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آن‏ها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهرا او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولی منتخب مردم می‏شود و حکمش نافذ است.

نظارت مردم بر امور کشور

در دیدگاه امام قدس‏سره همه اقشار مردم موظفند در چارچوب قوانین اسلامی بر امور نظارت داشته و امر به معروف و نهی از منکر کنند، ایشان در اوایل نهضت چنین ویژگی‏ای را برای جامعه اسلامی پیش‏بینی می‏کنند:

جامعه فردا، جامعه‏ای ارزیاب منتقد خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت‏خواهند جست.

و بعد از پیروزی انقلاب نیز به آن سفارش می‏فرمایند:

این یک سفارش عمومی است... با کمال دقت ملاحظه کنید که کسانی به عنوان اسلام، به عنوان مسلمین، به عنوان معممین، یک قدم خلاف بر ندارند که خدای نخواسته چهره اسلام را برخلاف آنطوری که هست، قبیح نشان بدهند. این در نظر من از همه چیزها اهمیتش بیش‏تر است و مسؤولیت‏اش هم بیش‏تر... همه و همه موظفند که نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند، اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن... .

اگر دیدند که یک کمیته‏ای خدای ناخواسته برخلاف مقررات اسلام دارد عمل می‏کند، کشاورز باید اعتراض کند، بازاری باید اعتراض کند، معممین و علما باید اعتراض کنند... .

اسلام گفته برو به او بگو، نهی کن، بایستد در مقابلش، بگوید این کارت انحراف بود، نکن.

فرمایشات امام خمینی قدس‏سره هیچ بهانه‏ای برای خرده‏گیران در باب لزوم رعایت‏حق مردم باقی نگذاشته است. توصیه‏های ایشان سرتاسر حکایت از لزوم توجه به مردم و سپاسگزاری و خدمتگزاری به آن‏ها است. ایشان هر مقامی و پستی را فقط مسؤولیتی می‏داند که هدف از آن خدمت‏به خلق خداست. دیدگاه امام قدس‏سره‏از سوی شاگردان و پیروانش در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین تجلی یافته است:

حاکمیت مطلق برجهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ‏کس نمی‏تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خدا داد را از طرقی که در اصول بعد می‏آید اعمال می‏کند.

در اصل 107 نیز آمده است:

رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.

حال به بررسی مفهوم ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه امام قدس‏سره می‏پردازیم:

گستره ولایت فقیه در دیدگاه امام قدس‏سره

از نظر امام قدس‏سره ولایت مطلقه فقیه همان ولایتی است که از جانب خداوند به نبی‏اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام : واگذار شده است و از اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام الهی تقدم دارد و ایشان در این‏باره می‏فرمایند:

حکومت‏یکی از احکام اولیه است و مقدم بر تمامی احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است. حکومت می‏تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قراردادها مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یک جانبه لغو نماید. حکومت می‏تواند هر امری را چه عبادی و چه غیر عبادی که جریان آن مخالف مصالح است، مادامی‏که چنین است جلوگیری کند... این از اختیارات حکومت است... .

و باز می‏فرمایند:

ولی فقیه قادر است در ورای امور حسبیه و احکام اولیه و ثانویه و قوانین بشری در راستای امور عمومی و مصلحت جامعه اسلامی به تعیین مالیات، تحدید مالکیت، تادیب شوهر متخلف، اجرای طلاق و... بپردازد احکام او لازم‏الاتباع و در صورت تزاحم مقدم بر همه احکام شرعیه و فرعیه است. ولی‏فقیه دارنده همان اختیارات معصوم علیه السلام در این باب است و زیادی فضایل معنوی، اختیارات حکومتی را افزایش نمی‏دهد.

در دیدگاه امام اختیارات مسؤولین نظام حتی در عالی‏ترین مراتب، از نصب و تنفیذ ولایت‏سرچشمه گرفته است. بر این‏اساس امام قدس‏سره در باره انتصاب یکی از مسؤولین در آغاز پیروزی انقلاب می‏فرمایند:

من که ایشان را حاکم کردم، یک نفر آدمی هستم که به واسطه ولایتی که از طرف شارع مقدس دارم ایشان را قرار دادم. ایشان را که من قرار دادم واجب الاتباع است. ملت‏باید از او اتباع کند، یک حکومت عادی نیست، یک حکومت‏شرعی است. ..

امام راحل قدس‏سره معتقد بودند ولی فقیه هرگاه مصلحت اسلام و مسلمین را در طرق پیش‏بینی نشده در قانون حتی قانون‏اساسی بیابد، حق دارد قانون را نقض کند، اما این نقض ظاهری است، زیرا قانون واقعی همان قانون اسلام، است که ولی فقیه آن را نقض ننموده است.

اوامر ولی فقیه در حکم قانون است و در صورت تعارض ظاهری با قانون مقدم بر قانون است.

منبع سایت حوزه

اعتکاف

و سه روز معنوی سه روز برای حب خدا سه روز برای انکه خدا دوستمان داشت و دعوتمان کرد نمی دانم چرا اما می دانم او غفار است ستار است رحمان است رحیم است  و من بد بد

این سه روز سعی کردم که ب فرموده رهبرم امام خامنه ای برای رضای خدا رفتار کنم نه  معامله با او این دفعه عاشق بودم فقط عاشق

الهی من لی غیرک

ای کاش این اعتکاف پایدار بود سعی می کنم اثارش پایدار باشد

عبادت خا لص در اعتکاف لذتی دارد که وصفش از عهده من خارج است  

نمی خواستم تمام شود اما دیگر آخر مراسم ام داوود است بچه ها در حال خواندن اخرین سوره های  جزء 30 قران هستند  یواش یواش اشکها جاری می شوند زمان به جلو می رود و دلها لرزان تر از قبل  رسیدیم به اخرین سوره

بسم الله الرحمن الرحیم
1- قل اعوذ برب الناس
2-ملک الناس
3- اله الناس
4- من شر الوسواس الخناس
5- الذی یوسوس فی صدور الناس
6- من الجنه والناس

به نام خداوند بخشنده و مهربان
1- بگو پناه می برم به پروردگار مردم
2- مالک مردم
3- معبود و خدای مردم
4- از شر وسوسه گر پنهانکار
5- که در درون سینه انسانها وسوسه می کند
6- خواه از جن یا انس

صدای گرم حاج مهدی سماواتی آتش فراقمان را شعله ور می کند

مرغ دلم پر می زنه    مثه پرنده تو قفس    چاره درد دل من     هق هقه نفس نفس

می خوام مثه دیوونها    سر به بیابون بذارم    داد بزنم به اسمون  خدا خدا دوست دارم

دیگه مهمونی تمام شد  ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی...........................

 

 

                       خدا حافظ ای مسجد شهدا

                                                               خدا حافظ ای بزم نور و صفا

 

 

آیت الله جوادی آملی: یکجا را پاک داشته باشید

آیت‌ا... جوادی آملی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه قم، در سخنان مهمی بهترین راه نجات از شرایط فعلی را تقوا توصیف کردند و با کافی ندانستن قانون برای حل مشکلات، جدا بودن مجری قانون از داور و نیز فقیه باتقوا و قانون‌دان را راه خروج از بحران پیچیده کنونی کشور دانستند.

به گزارش خبرنگار "آینده" این مرجع بزرگوار تقلید، با اشاره به دیدارگروه‌های مختلف در روزهای اخیر با ایشان، بخشی از اختلافات در جامعه را مصداق عذاب الهی دانستند که در صورت بیراهه رفتن، جامعه دچار آن می‌شود و تنها راه‌حل آن، انابه است، نه قانون.

عضو سابق مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: گاه همین قانون منشأ اختلاف است. اگر این اختلاف باشد، جز با ناله شب و روز و دعا حل نمی‌شود.

حکیم و فقیه برجسته جهان اسلام خاطرنشان کرد: حالا گفته‌اند فصل‌الخطاب قانون است، بسیار خوب، اما قبل از اسلام کشورهای متمدن تفکیک قوا داشتند، مال این قرن و آن قرن نیست. الان هم کشورهای اسلامی و غیراسلامی دارند. معلوممی‌شود این جزو فطرت و بنای عقلاست.

معنای تفکیک قوا این است که یک عده قانون وضع می‌کنند، یک عده اجرا می‌کنند، سومی می‌بیند آیا قانون درست اجرا شد یا نه؟ تفکیک قوای مملکت به سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه این است. این که کسی خودش قانون وضع کند و خودش اجرا کند و خودش قاضی باشد، مشکل دارد.

حالا ما گفته‌ایم فصل‌الخطاب قانون است. اما همان که دارد اجرا می‌کند، می‌گوید کار من مطابق قانون است. تطبیق قانون بر کار او به دست اوست، اندراج کار او تحت قانون هم به دست اوست و این مشکل‌آفرین است.

این را هم بدانید که در ایران "از خارجی هزار، به یک جو نمی‌خرند". بعد از این که کشور نظام مقتدر دارد، رهبر آگاه دارد، ملت متقنی دارد، از خارجی هزار به یک جو نمی‌خرند.

کسانی که با آن مصاحبه سی سال قبل که برخی روزنامه‌ها آن را چاپ کردند، آشنایند، می‌دانند همین حرف‌ها سی سال قبل گفته شد. وقتی مجلس خبرگان قانون اساسی اصل ولایت فقیه را تنظیم کرد، یک مصاحبه‌ای کردند. در آن مصاحبه مبسوط این سخن مطرح شد که درست است قانون بخشی از مشکل را حل می‌کند، اما قانون‌شناس عادل، مجری قانون که ولی‌فقیه است، موجب ناامیدی بیگانه است.

مفسر برجسته قرآن و از نظریه‌پردازان شاخص تئوری ولایت فقیه تأکید کرد: وقتی یک رهبر آگاه باشد،‌یک علوی منش باشد، ‌قانون‌شناس و قانون‌دان و مجری قانون باشد، داشتن یک فقیه جامع‌الشرایط موجب یأس بیگانه است. اینجاست که خدا می‌فرماید: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم. یأس کفار یک قرآن‌شناس، مجری قرآن و قرآن‌دان می‌خواهد. وقتی علی روی کار آمد، فرمود، دیگر راه برای نفوذ بیگانه بسته است.

داشتن یک فقیه آگاه، رهبر آگاه و متدین و هوشیار این نتیجه را دارد.

امام جمعه موقت قم ادامه داد: بنابراین ما وقتی متحد شدیم، ذات اقدس اله فیض را به ما می‌رساند، همه یک راه را می‌رویم. خدای سبحان در سوره زمر فرمود دل‌ها در تسخیر من است. با موعظه مردم متحد نمی‌شوند. با وعده و وعید مردم متفق نمی‌شوند. به پیغمبر فرمود، تو تمام ذخایر زمین را هم رایگان تقسیم کنی، مردم متحد نمی‌شوند. دل به دست مقلب القلوب است که در سایه دعا دل‌ها را متحد می‌کند.

ملت وقتی به مقصد می‌رسد که متحد باشد. مرز ما با خارجی‌ها مشخص است. آن‌ها خود را به زحمت نیندازند.

استاد برجسته اخلاق ادامه داد: مواظب زبان‌ها هم باشیم. درباره کسی حرف و نوشتار بد نداشته باشم، در خطبه قبلی نماز جمعه هم گفته شد. ما یک جا را باید نگاه داریم که وقتی سرمان به سنگ خورد،‌به آن‌جا بیاییم و آن حرم امن نماز جمعه است. دیانت است،‌حوزه و مرجعیت است. این‌ها را باید حفظ کنیم.

اگر اختلافی پیش آمد، این‌جا باید سالم بماند. همه اشخاص، همه مکان‌ها، همه منابر و تریبون‌های دیگر را نمی‌شود آلوده کرد به این سمت و آن سمت.

مواظب باشید که یک‌جا را پاک داشته باشید. بسیاری از شما طلبه‌اید، درباره نماز گفتند یک اتاق را مصلی قرار بدهید و آن‌جا دعا و نماز بخوانید و رفت و آمد و خواب نداشته باشید تا در آن‌جا یا ا... بگویند و جواب بشنوند. یک‌جا را باید پاک داشته باشیم.

بعد ببینیم آیا همان کسی که داور است، همان مجری است یا نه؟ این‌ها را باید حل کنیم.

ليلةالرغائب؛‌ شب تكرارناپذير سال

 

 امروز مصادف است با دوم ماه رجب است و نخستين پنجشنبه اين ماه نيز شب بسيار مهم و نوراني ليلةالرغائب خوانده مي‌شود كه اعمال و نماز ويژه‌اي دارد و به دليل فضيلت‌هاي آن، شبي است كه در سال تكرار نمي‌شود.


به گزارش گروه آئين و انديشه فارس، از پيامبر اكبر (ص) روايت شده است كه فرمودند: ‌از اولين شب جمعه در ماه رجب غافل نشويد، زيرا شبي است كه فرشتگان آن را «ليلة‌الرغائب» مي‌نامند. اين نامگذاري به اين جهت است كه هنگامي كه يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشته‌اي در آسمان‌ها و زمين نمي‌ماند، مگر اينكه در كعبه و اطراف آن جمع مي‌شوند. آنگاه خداوند به طور غيرمنتظره اي بر آنان وارد شده و مي‌فرمايد: اي فرشتگانم! هرچه مي‌خواهيد از من درخواست كنيد. فرشتگان عرض مي‌كنند: حاجت ما اين است كه از روزه‌داران رجب درگذري. خداوند مي‌فرمايد: اين كار را انجام دادم. بهتر است كسي كه اين حديث را مي‌شنود در اين شب، زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكليفي را كه آيه تحيت به عهده ما گذاشته به اندازه توانايي انجام داده باشد. سپس رسول خدا (ص) فرمودند: روز پنجشنبه، اول رجب را روزه گرفته و سپس بين نماز مغرب و عشا 12 ركعت نماز به جا آورده و به ترتيب زير نماز بخوانيد.
الف) در هر ركعت بعد از حمد 3 مرتبه سوره قدر و 12 مرتبه سوره اخلاص.
ب) بعد از نمازها 100 مرتبه بگويد: اَللّهمَ صَلَ عَلي مُحَمَدِ النَبِي الْاُمَيِ وَ آلِه
ج) پس سجده كنيد و 70 مرتبه بگوييد: سُبُوحُ قُدُوسُ رَبُ الْمُلائِكَةِ وَ الرُوحِ. سپس از سجده برخيزد و بگويد: رَبَ اغْفِرُ وَارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَما تَعْلَمُ اِنَكَ اَنْتَ الْعَلِيُ الْعَظيمُ.
د) بار ديگر به سجده برويد و 70 مرتبه بگوييد: سُبُوحُ قُدُوسُ رَبُ الْمَلآئِكَةِ وَ الرُوحِ و در خاتمه نيازمندي‌هاي خويش را از خداوند طلب كنيد.
سپس رسول خدا فرمودند: قسم به كسي كه جانم در دست اوست، هيچ بنده‌اي از بندگان خدا اين نماز را به جا نمي‌آورد، مگر اينكه خداوند گناهان او را مي‌بخشد؛ گرچه گناهان او مثل كف دريا و به عدد شن و به وزن كوه‌ها و به عدد برگ‌هاي درختان باشد و روز قيامت 700 نفر از خويشان خود را كه همگي سزاوار آتش باشند، شفاعت مي‌كند. و در شب اول قبر، خداوند ثواب آن را به بهترين صورت با روي گشاده و خندان و زبان فصيح براي او مي‌فرستد كه مي‌گويد: اي محبوب من! مژده بده؛ از هر سختي نجات پيدا كردي. مي‌پرسد: تو كيستي؟ رويي بهتر از روي تو نديده و بويي به خوشبويي تو مشامم نرسيده. جواب مي‌دهد: اي محبوب من! من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه و فلان سال به جا آوردي؛ امشب آمده‌ام تا حقت را ادا كرده، مونس تنهايي تو بوده و وحشتت را از بين ببرم و زماني كه در شيپور دميده شود، در عرصه قيامت بر سرت سايه افكنم و تو هرگز هيچ خيري را از جانب مولايت از دست نخواهي داد.

چرا محسن رضایی؟


 

 




زمان سپري شده از ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوري تا همين جاي كار وزن، عيار و توانايي هر يك از كانديداها در اجراي برنامه ها و وعده هايشان را تا حد زيادي روشن ساخته و در اين ميان آنچه نظر اهل دقت و انصاف را به خود جلب كرده بيشتر عيان شدن توانمندی های دكتر محسن رضايي است.

رضايي تا چند روز قبل از ايام رسمي تبليغات، ترويج روحيه ايثارگري در فضاي سياسي را با پيگيري نظريه دولت ائتلافي و تلاش براي حمايت از نامزدي ديگر دنبال مي‌كرد، او سر انجام برسردوراهي عافيت طلبي وانفعال يا ورود ايثارگرانه به صحنه، راه دوم را برگزيد و در دقيقه 90 در رقابتي نابرابر به لحاظ امكانات مالي و تبليغي پاي به ميدان رقابت نهاد و تكليف گرا بودن خويش را بار ديگر به اثبات رساند.

سردار سرافراز دوره دفاع مقدس و دكتراي اقتصاد امروز در كارزار رقابت هاي انتخاباتي تا همين جا طوري عمل كرده است كه سرور و غرور دوستدارانش را دو چندان ساخته و جمع كثيري از ملت نيز امروز مي بينند كه او برنامه دارترين و قاطع ترين نامزد در صحنه انتخابات است، در حالي كه برنامه ها و قاطعيت خود را در مسير تشكيل دولت ائتلافي و استفاده از همه ظرفيت هاي كشور قرارداده، ايثارگرانه و با تهور به صف جبهه متحد انحصارگرايي زده و ادبيات نويني را در جامعه ايران ترويج مي نمايد.

براي پاسخ به سؤال "چرا محسن رضايي؟" توجه به همين نكات و آنچه در روزهاي تبليغات رخ داده كافي است، اما باز خواني نكاتي چند از آنچه او در اين روزها گفته خالي از لطف نبوده و پاسخي عيني تر به علت انتخاب رضايي و توجه كارشناسان و اقشار مردم به نظرات او را بدست مي دهد.

دقت بر اين گفته ها(كه نقل به مضمون مورد اشاره قرار مي گيرد) روشن مي سازد كه چرا رضايي در بازي رنگ ها و انگ ها، با رنگ صداقت و صراحت ، امروز متفاوت ترين نامزد، پديده صحنه انتخابات و منطبق ترين نامزد با مصالح و منافع ملت و كشور عزيزمان ايران است؟

*تحول مديريتي و خاطره شهيد بزرگوار

ضرورت تحول مديريتي از شاخصه هاي گفتار رضايي است؛ او در يكي از برنامه هاي تلويزيوني خاطره اي از شهيد بزرگوار زين الدين نقل كرد كه روزي ايشان آمد و تقاضاي تعويض خود با برادراني ديگر داشت و مي گفت من مي خواهم به آنها كمك كنم، بگذاريد جانشين آنها باشم نه فرمانده شان، كه قبول نكردم؛ اما ببينيد الان روحيه و روش مديريتي كشور چگونه است؟
در دوران دفاع مقدس شهروند ايراني اهل بندر عباس و آذربايجان و ديگر نقاط در يك يگان جانانه از ميهن دفاع كردند، امروز چرا نتوانيم با هم كار كنيم؟
مگر در آمريكا خانم كلينتون با اوباما رقابت نكرد؟ مگر گيتس وزير دفاع بوش و اوباما نيست؟ مگر از كارتر در دوره بوش در مسايل ديگر نقاط استفاده نشد؟ چطور آنها با هم كار مي كنند؟ ما چرا نتوانيم؟
من محدوديتي براي استفاده از نيروهاي ارزشي و توانمند در كشور ندارم؛ مثلا ظرفيت آقاي خاتمي مي تواند در مسائل مربوط به اروپا و آمريكا مورد استفاده دولت و نظام قرار گيرد، يا آقاي هاشمي در مسائل منطقه خاورميانه و خليج فارس و آقاي ناطق در مسائل روسيه و آسياي مركزي و دوستان ديگر مثل آقايان ولايتي و روحاني در جاهاي ديگر، اين ها ظرفيت هاي متعلق به كشور هستند كه برايشان هزينه شده است.
من سرباز ملت ايران هستم از خيابان ها و جبهه ها بالا آمده و راه استفاده از منابع انساني را بلدم و مي دانم عملگرايي چه مزايايي دارد، شعار عمل نكرده هم ندارم.

*اتوبان را قبل از حركت آماده كرده ام

حدود دوازده سال كار كارشناسي براي برنامه هايم دارم ،يك بخش آن عملياتي شده در واقع با زحمت دوستان بخشي از برنامه ها به سند چشم انداز و سياست هاي كلي تبديل شده و رهبري آن را ابلاغ كرده اند.

براي حركت خود از قبل اتوبان ساخته ام. انقلاب اقتصادي، تحول فرهنگي و اصلاح سياسي را بند به بند قانون و برنامه كرده و پي گيري خواهم كرد.( مي دانيم كه دكتر رضايي اعلام داشته قانون و برنامه حقوق شهروندي را در حدود 500 بند تهيه و به مجلس ارائه خواهد كرد، همچنين محورهاي انقلاب اقتصادي ايشان نيز منتشر شده و در برنامه هاي تبليغي در حال تشريح و تبيين است.)

كسي كه مسئول شود و بگويد نگذاشتند كار كنم، اين اهانت به ملت و غير قابل قبول است. بايد پرسيد كي متوجه شديد نمي توانيد يا نمي گذارند كار كنيد؟ قبل از قبول مسئوليت، طي دوره مسئوليت يا بعد از آن؟ اين حرف ها پذيرفتني نيست.

*عينيت، صداقت و صراحت در كلام رضايي

اين مجال فرصت آن نيست كه تمام گفته هاي دكتر رضايي در ايام تبليغات آورده شود اما در تبيين نظرات وي توجه به عينيت، صداقت و صراحت گفتار او ضروري است، مثل اين گفته ها:«صندوق توسعه ملي از درآمدهاي نفتي را در سال اول دولت، تشكيل مي دهم. طي 4 سال حداقل 100 ميليارد دلار سرمايه خارجي در ايران جذب مي كنم. نفت را به سرمايه مولد در كشور تبديل خواهم كرد. در كنار كابينه رسمي كابينه سايه(حامي فكري دولت) را تشكيل مي دهم. براي مدت 3 سال 50 درصد از حقوق فارغ التحصيلان دانشگاه ها را به بنگاه هايي كه آنها را جذب مي كنند پرداخت خواهم كرد. بحث رابطه ايران و آمريكا را با طرح مشخص از آسمان به زمين خواهم آورد و ده ها مورد ديگر كه رضايي عيني، صميمي و قاطع با مردم در ميان گذاشته است و گوهر وجودي اين ديرآمده به صحنه انتخابات و اين عامل به تكليف را نمايان تر از پيش ساخته است.»

*پديده صحنه انتخابات

تنها چند روز ديگر مردم ايران براي انتخاب رئيس جمهور خويش به پاي صندوق هاي راي خواهند رفت، نتيجه انتخابات هر چه باشد محسن رضايي مهر خود را به اين انتخابات زده و تاثير خويش را بر آن نهاده است.
او هوايي تازه و روحي جديد در كالبد رقابت هاي سياسي ايران دميده است. فرصت و امكاناتش كمتر از ديگران بوده، اما همين تنگناها خود اثبات كننده صداقت و راستي او در بيان كاستي ها و موانع پيش رويش براي ارتباط با مردم است او در فيلم مستند زندگي اش گفت: وقتي از سپاه بيرون آمدم ديدم آنچه نگرانش بودم رخ داده، قدرت همچون غنيمتي تقسيم شده و بدون قرار گرفتن ذيل يك جناح و ليست راه ها بسته است و معتقدم اگر درايت رهبري نظام نبود همين مجال اندك هم براي امثال من فراهم نمي بود.

به هر حال او از مجال اندك استفاده بهينه كرده و امروز در صحنه است اگر چه مجالش كم است اما توان و عيارش بسيار بالاتر از برخي مدعيان است.
به او اعتماد كرده ايم و بدين اعتماد مفتخريم. دكتر رضايي در دانشگاه شريف گفت:« به هر كس خواستيد راي بدهيد اما باور كنيد جوانان فرصت ها و فرشتگان نجات اين كشور هستند.» رضايي روي نگاه و نظر جوانان حساب ويژه باز كرده و به آنها اطمينان دارد؛ آينده نيزازآن جوانان است، باور داريم هم امروز و هم فردا متعلق به نگاه و افكار جوان است، همان كه صداقت، عينيت و صراحت را مي پسندد.
شما چطور؟ آيا در نگاه و افكارتان رد و طرحي از جواني هست؟