وب جدیدم
به اطلاع می رسانم برای خواندن ادامه مطالبم به ادرس وب جدیدم مراجعه کنید .ممنونم
به اطلاع می رسانم برای خواندن ادامه مطالبم به ادرس وب جدیدم مراجعه کنید .ممنونم

"شدیدتر از یتیمى که به پدرش دسترسی ندارد،
یتیمی ست که به امام زمانش دسترسی ندارد
و نميداند حكم او در مسائل دین چيست!"
اقا جان
یتیمی تا کی ؟
می ترسم یتیم ازدنیا برم
می ترسم جمله سنگ قبر این جمله باشد
"اونیزجمال یوسف زهرا را ندید و رفت"
لطفا با هر توانی که دارید منتشر کنید !!!
وقتی میخواهند برای من و تو جوک بگویند ،
می گویند یک روز ” غضنفر ” !
در صورتی غضنفر یعنی ” شیر ، مرد با صلابت و قوی ” …
و از قضا یکی از القاب حضرت علی علیه السلام است.
وقتی یک چیز از مــُــد افتاده به آن می گویند ” جــواد ” !
و جواد به معنای ” بخشنده و سخاوتمند ” است …
و از قضا از القاب امام محمد تقی علیه السلام است.
از اسم ” بتول ” برای مسخره کردن استفاده میکنند !
در صورتی که بتول یعنی پارسا و پاکدامن …
که به صورت خیلی اتفاقی
از القاب حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت مریم سلام الله علیها هم هست.
در فیلم ها نام های تقی و نقی را به هزل می آورند !
و تقی یعنی با تقوا و پرهیزگار و نقی به معنای پاک و پاکیزه است …
و اتفاقا از القاب امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام …
وقتی میخواهند بانوان نیروی انتظامی را مسخره کنند میگویند ” فاطی کماندو ” !
چه جالب !!
و یا به جای نام مبارک حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام میگویند ابرفرض !
اتفاقا وقتی میخواهند بگویند فلانی خودش رابه آن راه زده میگویند :
خودش را زده به کوچه علی چپ !
خدالعنت کند دشمنان اهل بیت را با این جمله اهانت بار که میگویند :
این حرف ها برای فاطی تنبان نمی شود !
حال این ما شیعیان و این ارادت ما به اهل بیت علیه السلام !
در مبارزه با این فرهنگ غلط سهیم باشیم …
نگذاریم در طنزها و جوک هایشان از اسامی مقدس ائمه هدی علیه السلام استفاده کنند...
منبع:http://roga255.blogfa.com/

استاد قرائتی تعریف میکرد که ما آخوندها رو خیلی سخت میشه گریاند ،
اما یکی از رزمندگان خاطره ای تعریف کرد که اشکمونو در آورد ،
گفت: تو یکی از عملیات ها که شب انجام می شد قرار بود از جایی
عبور کنیم که مین گذاری شده بود ،
مجبور بودیم از اونجا رد بشیم ، چاره ای جز این نداشتیم ،
گفتیم کی داوطلب میشه راه رو باز کنه تا بتونیم عبور کنیم؟
چندتا از رزمنده ها داوطلب شدن تا راه رو باز کنن ،
در حالی می خواستن راه رو باز کنن که میدونستن زنده نمی مونن ،
داوطلب ها پشت سر هم راه افتادن برای باز کردن راه ،
صدای انفجار مین می اومد ،
همین زمان متوجه شدم یکی داره بر میگرده ،
گفتم شاید ترسیده ،
بالاخره جان عزیزه و عزیزی جان باعث شده برگرده ،
گفتم خودمو نشون ندم شاید ببینه خجالت بکشه ،
بعد چند دقیقه متوجه شدم دوباره داره میره سمت محل مین گذاری شده،
رفتم سمتش گفتم وایسا کجا میری؟
گفت دارم میرم محل مین گذاری شده دیگه !!!
گفتم تو جزو کسایی بودی که داوطلب شده بودن،چرا برگشتی ؟!
گفت : آخه پوتینم نو بود گفتم درش بیارم ،
با جوراب برم تا بیت المال حیف و میل نشه ،
اون پوتینو یکی دیگه ازش استفاده کنه ...!!!

می سپارمت به "لبخند"ها ،
گر چه خودم مهمان "بغض"های بی دلیلم ،
فردا روز پدره ،
شهدا فراموشمون نشن ،
سایه هایی که از سر بچه هایی کم شدن ،
بخاطر وطن ، ناموس ، خاک ...

خانواده سنتی ایرانی بر مبنای دورهمنشینی و دور هم زندگی کردن تعریف شده است. بزرگ خاندان در راس است و بقیه در شکلی دایرهای، گرد او زندگی میکنند یا همه در یک خانه بزرگ و یا در یک محله که خانههای فامیل نزدیک به هم است و همه با هم در ارتباط هستند.
این نوع زندگی را هنوز هم میتوان در برخی از شهرهای ایرانی که بافت سنتی خود را حفظ کردهاند، دید.اما در شهرهای بزرگ و رو به توسعه این بافت از بین رفته است و فقط گاهی میتوان اعضای یک خانواده را دید که در یک آپارتمان چند طبقه در کنار هم زندگی خوبی دارند!

زندگی مجردی، سبکی جدید برای زندگی
در زندگی سنتی ایرانی هیچگاه فرزندان از خانواده جدا نمیشوند و قبل از ازدواج خانهای برای خود مهیا نمیکنند که در اصطلاح امروزی به آن «خانه مجردی» میگویند.در تعریف سنتی خانواده ایرانی، دختر و پسر اگر هم به سن قانونی رسیده باشند و یا حتی از آن هم عبور کرده باشند، باز هم در کنار پدر و مادر خود زندگی میکنند.
در این نوع زندگی هر چند دنیای اطراف مدرن شده است و کار و کاسبی و سفرهای درون شهری، زمانبندی و دور هم جمع شدن اعضای خانواده را محدود کرده است اما اعضای خانواده تلاش میکنند حداقل یک وعده غذایی را کنار هم بخورند.
این وعده میتواند صبحانه و یا شام باشد.در خانواده سنتی ایرانی، سفره معنای عمیقی دارد؛ در کنار غذا خوردن که روزی خداوند به بندههایش است، دختر و پسر، پدر و مادر دور یک سفره جمع میشوند و بعد از متبرک کردن نان به نام خدا، غذایشان را میخورند و در همین فرصت است که از هر دری سخن میگویند و از احوال یکدیگر باخبر میشوند.چنین است که بنیان خانواده هم محکمتر میشود و اعضای خانواده از کنار هم بودن لذت میبرند.
اما واقعیت این است که خانواده سنتی ایرانی در گذر ایران از سنت به مدرنیته بیشترین آسیب را دیده است.حالا دیگر کمتر جوانی، بخصوص پسران تمایل دارند که در کنار خانواده زندگی خود را سپری کنند.
آنها خانواده را مانعی برای آزادی میدانند.آنها دوست ندارند که کسی از آنها سوال کند؛ کجا میروی؟ کی برمیگردی؟ چه برنامه تلویزیونی یا فیلمی را تماشا میکنی؟ چه میخوری؟ با چه کسانی دوست هستی؟ با چه کسانی مراوده داری؟و…
جوانها به دنبال آزادی هستند و خانواده و پدر و مادر مانع این آزادی است.پدر و مادر تعریفشان عوض شده است.آنها مانند کارمند ذیحسابی باید امورات مالی جوانانی را که استقلال مالی ندارند، تامین کنند.
حالا دیگر بیشتر جوانان تمایلی به نشستن پای سفره را ندارند؛ دیگر طالب غذاهای به اصطلاح مامان پز نیستند! فست فود و غذاهای حاضری بر خورشتهای رنگارنگ مادر ترجیح دارد.اگر جوانی هم برای خوردن غذا به خانه میآید معمولا به سفره مادر و پدر نمیرسد.او بشقاب غذای خود را با خود به اتاقش میبرد و در کنار وسایل ارتباط جمعیاش و در حضور دوستان اینترنتیاش غذایش را میخورد.
جوانانی که استقلال مالی دارند و دستشان به جیباشان میرسد، خانهای برای خود میگیرند و بدون اینکه ازدواج کرده باشند از والدین خود جدا میشوند.حالا دیگر این خانههای مجردی دارد زیاد میشود.گاهی چند دوست با هم یک خانه را اجاره میکنند و در کنار هم زندگی میکنند.
وقتی گروه دوستان بیشتر از خانواده مورد توجه جوانان قرار میگیرند، آسیبها هم شروع میشود.گروه همسالان تجربههای مشابه هم دارند و یکی نمیتواند دیگری را راهنمایی کند.در این خانههای مجردی اول از همه بساط دود مهیا میشود؛ از سیگار آغاز میشود و به قلیان و گاهی به چیزهای دیگر ختم میشود.نوشیدنیهای هیجانزا هم که جای خود را دارد.در این میان ارتباطات غیر عرف هم به وجود میآید! جوان است و آزادی میخواهد و خانههای مجردی اوج آزادی را نصیب او میکند.
جوانی که این آزادی را تجربه کرده است، دیگر تن به ازدواج نمیدهد.ازدواج او را به دام میاندازد او را متعهد میکند.دوباره زنی به نام همسر پیدا میشود که از او سوال میکند! و جوان نمیخواهد پاسخگو باشد.او میخواهد هر زمانی هر کاری دوست داشت انجام دهد بی اما و بی اگر…
حالا دولتمردان میخواهند بنیان خانواده ایرانی را محکم کنند و برای این سوالات پاسخ پیدا کنند؛ چرا جوانان ازدواج نمیکنند؟ چرا بیشتر ازدواجها به طلاق ختم میشود؟
وقتی جامعه ما افسار گسیخته داشت از سنت به مدرنیته راه پیدا میکرد، دولتمردان مشغول سیاستبازی بودند.کسی نبود پیشبینی کند که جوانی که در خانواده سنتی بزرگ شده است وقتی اندیشهاش با دنیای مدرن آشنا میشود، از هر مانعی میگریزد بدون اینکه بداند به کجا خواهد رسید.او از خانواده فرار میکند بدون اینکه بداند در دوری از خانواده به جای چشیدن طعم استقلال روز به روز آلودهتر میشود.
در دنیای مدرن آن طرف آبها، کودک از همان بچگی میآموزد که خانواده تا سن ۱۸ سالگی همراه او خواهد بود.وقتی به سن قانونی رسید اگر دوست داشت، میتواند مستقل شود.اما همه سیستم آموزشی و حمایتی آن کشورها، او را برای این استقلال آماده میکنند.در واقع او به سن استقلال میرسد و از خانواده جدا میشود.این جدا شدن معنایش با فرار از خانواده که در کشور ما باب شده است فرق دارد.
جوان امروزی ایرانی از خانواده گریزان است چون نه او و نه والدینش آموزش ندیدهاند که چگونه به استقلال فردی احترام بگذارند و حد و حدود آن را رعایت کنند.
خانههای مجردی مانند قارچ رو به زیاد شدن هستند، دارند بیشتر خانوادههای کلانشهرها و شهرهای رو به توسعه را مانند مردابی پنهانی میبلعند.خانه از پای بست در حال ویران شدن است اما بیشتر آنهایی که مسئولیتی دارند به فکر تزئین در و دیوار آن هستند.
کمتر رسانهای از خانههای مجردی چیزی میگوید و این موضوع در تلویزیون که رسانهای فراگیر است کاملا مغفول مانده است.خانه مجردی و استقلال کاذب آن نه تنها خانوادهها را از هم میپاشد که جامعه را هم به مرور آلوده میکند و مانند ویروسی بدخیم آن را نابود میکند.
واقعا
حجاب مهم است؟ چرا تا این اندازه اسلام بر روی آن تاکید دارد به حدی که
ضرورت حجاب مورد اتفاق شیعه و سنی است؟ و چرا برخی کشورهای غربی و غیر
اسلامی مانند فرانسه و ترکیه نسبت به آن این چنین حساسیت نشان میدهند و
برای زنان محجبه محدودیت ایجاد میکنند؟ چرا نسبت به آنان تبعیض قائل
میشوند و انواع فشارها را بر آنها وارد میکنند؟ امروزه نمونه این
فشارها را در این کشورها زیاد میبینیم به طور مثال میتوان به اخراج
پیرزنی از یک بیمارستان در ترکیه اشاره کرد که به علت داشتن همراه محجبه
اخراج شد. اهمیت مسئله حجاب تا حدی است که سکولارها در ترکیه روسری را
نماد اسلام سیاسی میدانند. آنها
به خوبی متوجه جایگاه زنان و حجاب آنان در عفاف جوامع اسلامی شدهاند که
به هر صورت در صدد ضربه زدن به آن هستند تا بتوانند از طریق آن به اهداف
خود دست پیدا کنند. بر
خلاف ادعای غرب، زن در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است، اهمیت مقام
زن را در جملهای زیبا از امام خمینی میشود درک کرد: ((از دامن زن مرد به
معراج میرسد.)) با
قدری تامل میتوان به حقیقت این جمله دست یافت یقینا وقتی زنان جامعهای
خوب و باحیا باشند، مردان آنجامعه نیز از تربیتی صحیح و نیکو بهره
مندخواهند بو د و تاثیر زنان بر زندگی مردان انکار ناپذیر است. غربیان
نیز به درستی این سخنان پی بردند و درصدد ضربه زدن به ما هستند، آنها
فهمیدهاند که از مواردی که میتوان با آن به حیا زنان آسیب وارد کرد حجاب
آنان است. اماحجاب در
باب پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی مطرح شده است که غالبا این دلایل برای
ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب بیان شده است. از جمله این دلایل
عبارتند از: میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)، عدم امنیت و عدالت
اجتماعی (ریشه اجتماعی)، پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در
جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)، حسادت و خود خواهی مرد (ریشه
اخلاقی) و عادت زنانگی و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد به
علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت
وضع شده است که شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب خود به بیان هر یک از این
علل میپردازد و ضمن انتقاد به آنها، ثابت میکند که اسلام در فلسفه
اجتماعی خود به هیچ یک ازاین جهات نظر نداشته است. واقعا حجاب مهم است؟ فلسفه
پوشش در اسلام شامل مواردی میشود که هر کدام به جنبههای روانی،
خانوادگی، اجتماعی، بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او برمی گردد.
در واقع پوشش زن در اسلام در این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن
خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد. زنان
چون مظهر جمال خداوند هستند و همینطور به این دلیل است که میل به خود
نمایی و خود آرایی دارند، پوشش در اسلام به آنها اختصاص یافته است و برای
مردان هم مسئله کنترل نگاه بیان شده است. اما
در فلسفه پوشش در اسلام به آرامش روانی نیز توجه شده است که در اثر وجود
حجاب و عفاف در زنان این آرامش برای جامعه به ارمغان میآید. در صورت عدم
آن و از بین رفتن حریم میان زن و مرد هیجانها و التهابهای جنسی افزایش
مییابد و باعث میشود که جامعه آرامش خود را از دست بدهد و دچار تزلل شده و
افراد آن به بیماریهای روحی مبتلا شوند، این با توجه به روح سرکش و غریزه
اشباع نشدنی انسان قابل درک است. جنبه
دیگر فلسفه پوشش جنبه خانوادگی است که به استحکام پیوند خانوادگی برمی
گردد، این کاملا واضح است که زن اگر زیباییهای خود را در خانه و برای همسر
خود محدود کند هم به تقویت بنیان خانوادهٔ خود کمک میکند و هم به آرامش
روانی جامعه و جلوگیری از ایجاد فساد در آن، با رواج یافتن التذاذهای جنسی
در سطح جامعه و بیرون از محیط خانه باعث آسیبهای اجتماعی از جمله گریز
جوانان از ازدواج میشود. جنبه
اجتماعی حجاب به استواری اجتماع مربوط میشود. همانطور که در مورد قبلی
مطرح کردیم کشیده شدن التذاذهای جنسی از محیط خانه به اجتماع علاوه بر بروز
آسیبهای اجتماعی متفاوت، باعث تضعیف نیروی کار و فعالیت جامعه میشود شهید
مطهری در این باره میفرمایند که بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری
کردهاند و گفتهاند: ((حجاب موجب فلج کردن نیمی از افراد اجتماع است))
بیحجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد
اجتماع است. و این کاملا در کشورهای غربی معلوم است و چه رسواییهایی که در
اینباره در این جوامع پیش آمده و میآید. و
بالاخره آخرین جنبه که بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او است
موجب ارزش و احترام زن میگردد، زنان هر چقدر که در جامعه و در رفتارشان با
نامحرمان عفیفتر و با وقارتر باشند بر ارزششان افزوده میشود و
احترامشان بیشتر میشود و مردان اجازه هر نوع برخوردی با آنان را به خود
نمیدهند. حال
غرب با توجه به حجاب و اهمیت آن در سلامت جوامع اسلامی سالهاست که درصدد
ضربه زدن به آن درآمده تا بتواند از طریق آن به پاکی زنان ضربه وارد کند و
از طریق این ضربه است به راحتی میتواند به تمامی جامعه آسیب زند و به سمت
نیل باهداف خود پیش برود

فلسفه پوشش در اسلام
حجاب
حالا چه دلیلی باعث میشود که تمایل به داشتن فرزند کمتر شود؟ نکتهی بعدی که گاهی فرزند آوری را به تأخیر میاندازد، تمایل به سبکبالی در اوایل زندگی است؛ مثلاً میگویند سفری میخواهیم برویم و بچه دستوپاگیر است؛ لذا بعد از سفرها و گردشها صاحب بچه شویم.
در ادامه
فاش نیوز - پیکر جانباز شهید فتنه 88 «سیدعلیرضا ستاری» از میدان شهدا به سمت قطعه صالحین بهشت زهرا(س) تشییع شد.
«سیدعلیرضا
ستاری» مهندس عمرانی که در روز عاشورای سال 1388 توسط فتنهگران، به قصد
کشت، مورد شکنجه شدید قرار گرفت و مضروب شد و به مقام «جانبازی 70 درصد»
نائل گردید پس از چهار سال دست و پنجه نرم کردن با آثار جراحت خویش، در سن
31 سالگی به شهادت رسید؛ در حالی که یک دختر و یک پسر خردسال از وی برجا
مانده است.
در ادامه |
خاطره ای از حجت الاسلام پناهیان.....

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم .
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن.
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم؟
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم.
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت.
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد.
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن.
آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه. سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم.
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم.
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم.
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم.
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم.
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه.
آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!!
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه! گفتم: خارج چی؟
و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد…!
شهید عزالدین از اهالی منطقه صور لبنان بود که در اولین روزهای درگیریهای منطقه غوطه توسط مین زخمی شد و به اسارت تکفیریها درآمد.

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از ابنا، گروهک تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و "داعش" سر «ذوالفقار حسن عزالدین» رزمنده 17 ساله حزبالله که در منطقه الغوطه شرقی دمشق به اسارت این گروه تکفیری درآمد از بدن جدا کردند.
شهید عزالدین از اهالی منطقه "صور" لبنان بود که در اولین روزهای درگیریهای منطقه غوطه توسط مین زخمی شد و به اسارت تکفیریها درآمد.
بسم الله الرحمن الرحیم
همه ی کار های امام برای ما درس است...
دیو چو بیرون رود
فرشته در آید...
اگر دیو سیاه را از خانه ی دلمان بیرون کنیم ، مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه) فرشته گون از پرده ی غیبت به در می آید...
امام حتی موقع پایین آمدن از هواپیما ، او را فراموش نکرد...


فرمانده کل سپاه در واکنش به تهدیدات اخیر وزیر خارجه آمریکا، خطاب به جان کری گفت:اگر شما فهم مسائل نظامی یا امنیتی را ندارید از کارشناسان مجرب خود بپرسید که آیا واقعا آمریکا توان تحمل تبعات خانمان برانداز عمل کردن به گزینه نظامی علیه ایران را دارد؟

به گزارش خبرگزاری فارس، صبح امروز فرمانده کل سپاه به هنگام بازدید از توانمندی های دانشگاه امام حسین (ع) در واکنش به تهدیدات اخیر جان کری مبنی براحتمال استفاده از گزینه های نظامی گفت:آقای کری! این را بدانید نبرد مستقیم با آمریکا قوی ترین رؤیای مردان مؤمن و انقلابی در سراسر جهان است. تهدیدات شما برای اسلام انقلابی بهترین فرصت است. پیشوایان اسلام، سالهاست ما را برای یک نبرد بزرگ و سرنوشت ساز آماده کرده اند بعید می دانم مردان عاقل شما، اجازه دهند آمریکا که در یک سوی این نبرد سرنوشت ساز قرار می دهند، گزینۀ مضحک نظامی را از روی میز به صحنه عمل بکشاند.
وی تصریح کرد: آقای کری! ما می دانیم شما بدهکارترین کشور جهان هستید و همه می دانند ناتوانی شما در حل مسائل و مشکلات اقتصادیتان، دولت آمریکا را چند هفته به تعطیلی کشاند.
سرلشکر جعفری افزود:خورشید تمدن امپریالیستی شما به مغرب خود نزدیک شده است بیش از این، با تکرار راهبردهای شکست خورده مانند استفاده از قدرت نظامی، فروپاشی تمدن خود را شتاب ندهید.
فرمانده کل سپاه تاکید کرد:آقای کری! آمریکا و قدرتهای نظامی او، در مقابل چشم مردم مجاهد و با ایمان ما بسیار کوچک و حقیر هستند. اگر شما تخصص و فهم مسائل نظامی یا امنیتی را ندارید از کارشناسان مجرب خود بپرسید که آیا واقعا آمریکا توان و طاقت تحمل تبعات خانمان برانداز عمل کردن این گزینه علیه ایران را دارد؟
وی ادامه داد: بر اساس اطلاعاتی که به ما می رسد، هم کارشناسان سیاسی و هم صاحب نظران امنیتی آمریکا ، گزینۀ نظامی را برای ایران ، تنها مناسب روی میز ماندن می دانند ولی استفاده از آنرا در عمل ، به صلاح امنیت ملی آمریکا نمی دانند و در این رابطه به مسئولین آمریکا بارها هشدار داده اند.
وی خطاب به وزیر امورخارجه آمریکا هشدار داد:بدانید ایران و ایرانی از تهدید خارجی، نمی ترسد و بر عکس ، عامل انسجام جامعۀ مومن و غیرت مند ایران و متحدین انقلابیش در سراسر جهان است و حوادث تاریخی پس از انقلاب نیز گونه این ادعا است . بنابراین به شما توصیه می کنم، اعتبار کلامتان را متناسب با توانمندی های خود و طرف مقابلتان خرج کنید، و بیش از این خود را مضحکۀ جامعۀ غیور و انقلابی ایران اسلامی قرار ندهید.
فرمانده کل سپاه در پایان خطاب به جان کری افزود: آیا می دانید چند هزار مسلمان انقلابی که دل در گروۀ انقلاب اسلامی دارند و به حقانیت آن ایمان آورده اند در سراسر جهان در انتظارند تا شما این گزینه را از روی میز به صحنۀ عمل بیاورید. اگر نمی دانید ، کمی بیاندیشید و یا تحقیق کنید، یا لااقل تا زمانی که قرار است منتظر حکم عاقلانه خود بنیشیند، از بکارگیری این عبارت مضحک و بی پشوانۀ خرد و اندیشه ورزی ، پرهیز نمائید.



مراجعان این بازار در گفتوگو با مشرق تأکید کردند که منتظر پاسخگویی نهادهای نظارتی بهویژه اداره اماکن نیروی انتظامی مشهد در خصوص این مشکل و مشکلات مشابه در این قبیل بازارها و تفریحگاههای مشهد مقدس هستند.
منبع:http://khase.blogfa.com/#

چرا امام خمینی (ره) گفتهاند: «اقتصاد مال خر است؟»، این را طرح میکنند و من جواب آن را ندارم، لطفاً پاسخی منطقی و قابل طرح بدهید.
یکی از بزرگترین مشکلات و ضعفهای ما که نه تنها موجب بروز گرفتاریهای
عدیدهای در زندگی شخصی، خانوادگی و محیطی ما شده است، بلکه مورد سوء
استفاده ی دشمنان [به ویژه در جنگ نرم – ضد تبلیغ] نیز قرار گرفته است،
قبول و باور هر ادعای بیسند و مدرکی میباشد. اول ادعای غیر مستدل و
غیر مستند را قبول میکنیم، بعد که ذهنمان درگیر چند و چونش گردید، میپرسیم
چرا چنین بیان شده یا چنین کردهاند؟!
لطفا موارد مصرف خمس را بفرمایید؟آیا روحانیون پس از فراغت از تحصیل باز هم از حوزه حقوق می گیرند؟چرا؟چرا روحانیون نباید از طریق کار و تلاش مانند سایر مردم امرار معاش کنند؟آیا صحیح است که دیگران کار کنند و روحانیون از دسترنج دیگران از طریق خمس بهره ببرند؟
همچنین جواب این سؤال در سایت X- Shobhe

یکی از کاربران محترم این سؤالات و شبهات را در بخش حرف دل سایت شهید آوینی مطرح کرده بودند ؛ و اما برای پاسخ به آن به امام جماعت مسجد جامع الزهرا سلام الله علیها ، آقای مقدس نیان مراجعه کردیم.(با تلخیص)
ما در قرآن کریم
آیه ای داریم به نام آیه نفر که چرا از هر فرقه ای عده ای نمی
روند برای تبلیغ دین خدا؛ اینکه دین را یاد بگیرند و بعد
برگردند و تبلیغ بکنند.منتهی نکته ای که هست عقل دستور
می دهد کسی که دارد دنبال این حرکت می رود و روز و شبش را برای
درس و تحقیق و مباحثه و این جور چیز ها می گذارد باید از یک
جایی هم تامین شود و آن جایی که باید تامین بشود را علما فعلا
در این (استفاده از خمس) دیدند.
الآن در هر قشری وارد بشوید آقایی می خواهد کاسبی راه بیاندازد
؛ یا در دانشگاه هم همین طور می روند چند سال درس می خوانند و
شغلی را یاد می گیرند و مشغول کار می شوند. در روحانیت اولا
اینطور نیست نیست که هیچ روحانی شاغل نیست ؛ نه خیلی از
روحانی ها شاغلند و جاهای مختلف مشغول کار می کنند.چه مقامات
لشکری و کشوری چه پایین تر چه در هر حدی!من خودم رفیقی داشتم
در قم کفاش بود ؛ روحانی بود و مکاسب می خواند و کفاشی می کرد.
رفیقی داشتم از شدت فقر حتی گاهی سر چهار راه می رفت و عملگی
می کرد. منتهی بحثی که هست که چرا برای روحانیون از خمس
استفاده می شود؟ خمس باید آن جایی خرج شود که مد نظر امام زمان
(سلام الله علیه) هست. آنچه گفتن مد نظر امام زمان(سلام الله
علیه) هست و باید خرج شود بخشی از آن به روحانیون می رسد نه
اینکه باید همه آن را خرج طلبه ها بکنند.
می دانید موارد مصرف خمس هم در قرآن کریم آمده و هم در رساله
ها نو شته شده است. با توجه به نظر مرجع تقلید به عنوان نائب
امام زمان(سلام الله علیه)هست باید مصرف شود ؛ نه اینکه من
سلیقه ای به سلیقه ی خودم بگم به فلانی بدین و به فلانی ندین
.به من اصلا ارتباطی نداره در این زمینه چنین نظری بدم . آن
کسی که در این زمینه متخصص هست ؛ آن مرجع تقلید فعلا صلاح می
داند برای پیشبرد اهداف دینی و غیره ، طلاب علوم دینی باید از
جایی تامین بشوند تا اینکه فردا بتواند به مردم خدمت کنند و
پاسخگوی مسائل مردم باشند. ضمنا این را هم در نظر بگیرید که
ما
فعلا در کشورمان از شخص رهبری تا حقیر نهایتا صد هزار روحانی
داریم.الآن کنار کشورمان فقط در پاکستان سه میلیون طلبه وهابی
تربیت شده با بودجه ای که عربستان می دهد و جاهای دیگر کمک می
کنند.ما این صد هزار روحانی که هستیم در ایران 307 هزار شهر و
روستا داریم و اگر بخواهیم به ازای هر روستا یک نفر هم برود
کلی هم کم می آید. حضرت آقای مکارم می فرمودند الآن به این جهت
طلبه شدن واجب کفایی است.
حج رفتن بهتر است یا کمک به فقرا ؟
![]()
حج را میتوان یکی از مهمترین و با شکوهترین رویدادهای مهم در جهان اسلام نام گذاری کرد چرا که مسلمانان با عقاید مختلف از سراسر جهان به سرزمین حجاز میآیند تا با اتحادی غیر قابل وصف زیباترین عبادات را شانه به شانه و در صفوف به هم پیوسته انجام دهند.
حج تمرینی است برای دوری از گناه و معصیت در زندگی، تمرین و یادآوری بزرگی است که بهترین توشه انسان تقوی و پرهیزگاری است و تمرینی است برای برادری و اتحاد در برابر دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن مجید، چنانچه خداوند متعال میفرماید:
«الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ: حج در ماههای معینی است پس هر کس در این ماهها حج را برخود واجب گرداند بداند که در اثنای حج همبستری و گناه و جدال روا نیست و هر کار نیکی انجام میدهید خدا آن را میداند و برای خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگاری است و ای خردمندان از من پروا کنید». «بقره: ۱۹۷»
در این نوشتار قصد داریم به یک سوال مهم و اساسی پیرامون مسئله حج پاسخ دهیم، سوالی که با فرارسیدن موسم حج ممکن است در اذهان برخی از افراد خطور کند و پاسخ به این سوال میتواند اهمیت موضوع حج را به خوبی تبیین کند.
سوال:اگر در سایتها و وبلاگها و شبکههای مجازی جستجویی اجمالی داشته باشید، متوجه خواهید شد که مطالب متعددی پیرامون مخالفت با حج نوشته شده است که همگی حکایت از ترک این فریضه الهی دارد و از مسلمانان به دلائل مختلف خواسته شده است که این تکلیف الهی را ترک کنند.
از جمله ادلهای که در میان این استدلالات زیاد به چشم میخورد، این است که چرا هزینههای کلانی که برای حج خرج میشود را صرف رفع مشکلات در داخل از کشور نکنیم؟ چرا حاجی، هزینه سفر خود به سرزمین وحی را صرف رفع گرفتاری از یک خانواده بی بضاعت و یا تهیه جهیزیه برای یک دختر جوان نمیکند و این شعر را نیز در استدلالات خود استفاده میکنند که: