این روزها تو را فقط به اندازه ی یک اشتباه
میشناسم!!

این روزها تو را فقط به اندازه ی یک اشتباه
میشناسم!!

من باتری ساعتم را در می اورم !

که جهان را بی جهت یک جور عجیبی جدی گرفته ایم!

دکتر پای نسخه ام بنویس:
ممنوع الملاقات
بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد!

قطب زمین هم که باشم تو را که میبینم
یخ هایم آب میشود...

عطرها و آهنگ ها بی رحم ترین عناصر زمینند...
بی آنکه بخواهی می برندت تا قعر خاطراتی
که برای فراموشیشان تا پای
غرور جنگیدی.

اگر معشوق اشتباهی باشد...
خیانت را مدرسه به ما یاد داد....
از همان زمانی که گفت :
جای خالی را پر کنید!
از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است...
آرام فاتحه بخوان....
شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...

تا...
با رفتن این و آن نرود...
نیا باران...
عاشقانه اش نکن...
من و او ما نشدیم....

یادم باشد به سهراب بگویم
دیگر عشق صدای تپش قلبها نیست...
صدای فنر تخت هاست!!!

و در پی من صیادها...
و فردارویم دامها...
یا ضامن آهو...
من یقین دارم دستان تو تنها سهم آهو نیست...

نرو
دردناک ترین التماس جهان است...

درست یک روز است که یکدیگر راترک کرده ایم...
ولی بی تو لحظه ها انقدر دیرمیگذرند
که میخواهم فردا...
سالگرد جداییمان را جشن بگیرم....

نه این سکانسی نیست که من میخواهم.
کمی به خودت برس.
بهترین کت شلوارت را بپوش.
خوب که به خودت عطرزدی بگو صحنه را
بازسازی کنیم...
میدانم به پایه نسخه اصلی اش نمیرسد!
به میز که میرسم...بلند میشوی
صندلی را عقب میکشی..
وقتی دست هایم را شبیه آنوقت ها که جوان بودم
میبوسی لبخند میزنم.
تو به روی خودت نیاور که
چهل سال گذشته است
من هم آماده ام...
وقتی به عشق اعتراف میکنی سرفه ام بگیرد...
گارسن را که صدا زدی
عصایت را هم انعام بده!!!!

یادت باشد...کم حوصله است!
ظاهرش جدی اما دلی دارد که مهربانی اش به وسعت یک
اقیانوس است.
بدقول نیست...اما کم می اوردو سره قولش نمیماند.
همیشه دنبال بهانه است.بهانه دستش نده.
خسته که باشدتنهایش بگذار!
اگر ناراحتت کرد به لحن صدایش توجه نکن!
اگرپشیمانی در آن موج میزددیگراصرار به عذرخواهی
نکن!
چون مغرور است!!!
به حرمت دوست داشتنت غرورش را نشکن.
نوازشش کن .به نوازش نیاز دارد.
اگر دیدی لج کرد عیب ندارد کوتاه بیا...
از همین حالا بدان که هیچوقت تورابه رفیقهایش ترجیح
نمیدهد...
اماعصبانیتش!!!!
خودم هم هنوز با آن کنار نیامدم..
شاید تو بتوانی....
شاید...

روزگاریست همه عرض بدن میخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند
دیو هستند ولی مثل پری میپوشدند
گرگ هایی که لباس پدری میپوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند
عشق ها را همه با دور کمر میسنجند
خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد
عشق هایی که سره پیچ خیابان برسد!!!

چراغ قرمز فرصت کوتاهیست تا در آیینه ی ماشین
خیره شوی به سپیدی موهات...
مرگ از آنچه در آیینه میبینید به شما نزدیک تر است!
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ میشود...

چشمانم پر از اشک بود واضح ندیدمت! ! !
بزرگ شدم...دیدم...شنیدم....
و یاد گرفتم نه! ادمها هم نیش میزنند.
هرچقدر صمیمی تر...عزیزتر...
نیششان سمی تر.

الودگی ادم ها از حد گذشته...
دنیارو چند روز تعطیل نمیکنی؟؟؟

تنهای اول...

میدانی که مرده.....
وجدانت را میگویم...
