کاش....
ڪاشـــــ فقط بوבـے
وقتـے بغض مـےڪرבم!
بغلم مـےڪرבـے و مـےگفتـے...
ببینمـــــ چشمـــــاتو
منـــــو نگاه کـטּ...
اگه گریـ ـہ کنـے قهـــــر مـےڪنم میرمـــــا
ڪاشـــــ فقط بوבـے
وقتـے بغض مـےڪرבم!
بغلم مـےڪرבـے و مـےگفتـے...
ببینمـــــ چشمـــــاتو
منـــــو نگاه کـטּ...
اگه گریـ ـہ کنـے قهـــــر مـےڪنم میرمـــــا
هیچ وقت از فاصله ها نمی ترسیدم
فکر می کردم تا دلم برایت تنگ شد
خودم را سرگرم کاری می کنم و حواسم از تو پرت می شود
کتابی بر می دارم و می خوانم
به تماشای تلویزیون می نشینم و یک فنجان چای را تمام می کنم
خیلی که تحمل خانه سخت باشد
می روم پیاده روی..
اما
حالا
دلتنگی دارد خفه ام می کند.
آدمها پرنده اند
این را خیلی جاها خوانده ام وبا همین چشمهای آدمیزادی ام دیده ام
آدمها بهتر از بادبادک و پروانه و هواپیما و سفینه، می توانند پرواز کنند …
می توانند غافلگیرت کنند وبال بزنند وآنقدر اوج بگیرند که ازدسترس چشمهای تشنه ات دور شوند
آدمها پرنده اند!
اصلاً دست تمام پرنده ها را از پشت بسته اند از بس مهارت دارند
توی پریدن
آدمها نه دام می شناسند نه دانه اما تا دلت بخواهد اهل پریدن اند
آدمها جَلد نمی شوند .شک نکن
حتی اگر بالهای پریدنشان را قیچی کنی باز هم از هرپرنده ای پرنده تر اند
آدمها نمی توانند برای یک بار هم که شده مرغ آمینت باشند
یا کبوتر جَلد دلت
اما تا دلت بخواهد پرستوی مهاجرند …
کلاغهای سق سیاهی که نه عطر خاطره دامن گیرشان می کند
نه نمک دستها وچشمها و دانه ودامت …
یادت باشد
دلت که شکست.
تلافی نکن ، فریاد نزن ..
حواست باشد ؛
دل شکسته ، گوشههایش تیز است.
مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به تلافی،
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود…
مبادا فراموش کنی…
گاهی دلم می سوزد
برای کسی که سایه اش همیشه با من بود
اما خودش را ندیدم
آری دلم برای خودم می سوزد
همه را امـــتــحــــان کــــــــــــــرده ام !
قرص خــــواب و مـسکن
روانـشـنــــاس
خــــنـــده هـای زورکــــی . . .
هـنـدزفـری تـوی گـوش و گــــریــه کـردن
ســــیـگــــــــــــــار و مــشــروبـــــــــــ . . .
دوســتـــــــــــان جـــــدیــد. . .
دل من این حـــــــــرفـهـا حـــالـیـش نـمیشود !
آغــوشـتـــــــ را مـیـخـــــــــــواهـم . . .
انگار حرف “ر” اضافس !!!
به هر کس گفتم درکم کن ، دکم کرد …
سخت است ببازی تمام احساس پاکت را و هنوز نفهمیده باشی اصلا دوستت داشت ؟
روزگار با ما خوب تا نکرد ، ما را خوب “تا” کرد …
مال وقتی که ســــ ـــ ــــ ــاده بودم
امــــ ــــــ ـــــ ــــروز...
می خـــــــ ـــــواهی بـــ ـــ ـــ ـــروی...؟؟
هیییـــ ـــ ــــ ـــ ــس!!!
فقط برو خدافــ ــ ـــ ــ ـــظ...!!
بــــــہ جـــز " لـــیلــ ـے خـــــــــوבش " ...............!
مـــذکر عزیــــز : " مـــــ♥ــــرد " بـــاش !
زمیــــن به مــــرد بودنـ ــــت نیــــاز داره !
مــــرد باش ؛ نـــه فقط با جســ♥ــمت !
مـــــرد بــــاش با نگــــاهت ، با احســ♥ــاست ، . . . !
مردونه حــــــرف بزن ، مــــ♥ـــــردونه بخنــــــد ، مردونه گریــــــه کن ،
مــــــردونه عشـــ♥ـــق بورز ، مردونه ببــــــــخش ، . . . !
مرد بــــــاش و هیچ وقت نامـــ♥ــردی نکن ؛
مخصوصـــــا در حق کســـــی که باورت کـــ♥ـــرده
و بهـــــت تکیـــــه کرده.....
گاهی دل است ؛
دلی که باید میدادی و ندادی . . . !

دست از پا خطا کنی تعویض میشوی . . .
همین حوالی کسی شبیه توست ؛
این است قانون عشق های امروزی . . .!
" میگذرد"
ولی دق میدهد تا بگذرد!
بی تاب " نوازش" سرانگشتان تو باشد.

بعضیا دلشون شکست...
بعضیا دل شکوندن...
خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنها...
خیلیا از بینمون رفتن...
خیلیا بینمون اومدن...
گریه کردیم و خندیدیم...
زندگی برخلاف آرزوهامون گذشت...
وسال دوباره نو شد!
آرزو دارم سالی که پیش رو دارید آغاز روزهایی باشه که آرزو دارید!
گیسوانم نوازش دستی را میخواهد
با طعم ناز
نه نیاز...

سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران....!

تو آنقدر از هرزه ها دوست دارم شنیدی که
عاشقانه های من برایت گزافه ای بیش نیست...