پيدايم كن
از زير سنگ هم شده پيدايم كن!
دارم كم كم اين فيلم را باور مي
كنم
و اين سياهي لشكر عظيم
عجيب خوب بازي مي كنند.
در خيابان ها
كافه ها
كوچه ها
هي جا عوض مي كنند و
همين كه سر برگردانم
صحنه ي بعدي را آماده كرده اند
نمي گذارند چشمان سر گردان من در
پي تو
تو رو را لحظه اي
فقط يك لحظه
ببينند
حتي از دور...
از لابلاي فصل هاي نمايش
بيرونم بكش
برفي بر پيراهنم نشانده اند
كه آب نمي شود!!
از كلماتي چون خورشيد هم استفاده
كردم
نشد!
و اين آدم برفيِ درون
كه همه به اشتباه اسكلت صدايش مي
كنند
عمق زمستان است در من، باور كن .
اصلا
از عمق تاريك صحنه پيدايم كن!
از پروژكتورهاي روز و شب
از سكانس هاي تكراري زمين،
خسته ام!
باور كن.
دريا را تا مي كنم
مي گذارم زير سرم
زل مي زنم
به مقواي سياه چسبيده به آسمان
و با صداي نوار جيرجيركها به خواب
مي روم
عجيب است ، نوار را كه برگردانند
ميبينم خروس دارد مي خواند!
خسته ام
از داخل كمد هم شده پيدايم كن!
مي ترسم چاقويي در پهلويم فرو كنند
يا گلوله اي در سرم شليك
و بعد بگويند:
" خُب،
نقشت اين بود"
پيدايم كن
لطفا پيدايم كن
خدا!!
من
اينجا
دلم
سخت معجزه مي خواهد و
تو
انگار
معجزه
هايت را
گذاشته
اي براي روز مبادا (!)

مي دانم كه سرت شلوغ است
اما من
هر چقدر تو بخواهي منتظرت مي مانم
اينجا روي همين پله ها!!
اما زودتر بيا پايين
"خدا جان" اين پايين همه با تو كار دارند.........

خــدا جون مــــــيشـہ
بگـــي دكمه cancel ش كجاست؟؟؟
بـہ اندازه كافـــــــي بدبختـــي دانــلود كردم!!!
ممنون،
بس است ديگر ... .

گاهـــي احساس ميكنم
رٌوي دَست خٌـدا مــانده اَم
خَســتہ اَش كردم
خـٌــودَش هَــم نــمــيــدانـــــــد با مَن بايد چــه كند!؟
دستــــت را
بيـــــــاور....
مردانه و زنانه
اش را بي خيـــــــال
دســـــت بدهيم به رسم
كودكــــــــــي...
قرار اســــــت
هــــواي هم را بي اجــــــــازه داشته باشيـــم
خدايا چـه كلمـه مظلــومــي است
" قِســمَت "
تمــــام تقصــيرهـــاي مــا را
بـه گردن مــي گيـــرد...

آرام
بـآش
تـوكّل
كـن
تـفــكر
كـن
سـپــس
آسـتينــهآ را بـالا بـزن
آنـگــآه
دسـتـآن خـ ـ ـدآوند را مـي بـيـــني
كـه زودتـر از تـو دسـت بـه كــآر
شــده اسـتــ . . .
