عاشقی

دل من دشت وسیعیست به اندازه مهر
که بر آن ، سالی چند
تو ندانسته خدایی کردی !
دل من صادق بود
پاک و یکرنگ و زلال
آن زمانی که تو را
بیشتر از نفسش می طلبید
می توانستی تو
به کلامی سر دل باز کنی
به نگاهی سخن از راز کنی
قصه غصه من کوتاه و
شرح دلدادگی آغاز کنی
می توانستی تو
که غرورت را . . . آه . . .
می توانستی . . . اما ، آیا
دل تو با دل من . . . ؟
آه . . .
بگذار که سربسته بماند این راز
روزها می گذرند . . .
همره این امید
ــ که ــ شاید به جهانی دیگر
دل تو با دل من ، یکدل و هم پیمان
و تو نیز
خالی از حس غرور
ساده عاشق باشی . . . !!!
سال نو مبارک
آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری ،
آغاز روزهایی باشد که آرزو داری ...


مادر که برود نظم خانه بهم میریزد...
نگاه کن!
علی نجف ...
حسن بقیع ...
حسین کربلا ...
زینب دمشق ...
مهدی را نمیدانم کجا بیابم.....
"السلام عليك يا غرة عين الرسول الزهرا البتول"
امید
اولي : تــو روزه ميـــگيري؟؟؟؟
دومي: آره . توچــــي؟؟؟؟اولي : نَـه! آخـه کـدوم دکتـري گفـته اينـقَدر بـه بَـدنـت آسـيب بـزن؟؟؟
دومي:"هَـمون دکتـري کـه وقـتي هَـمه دُکـترا اَزت قَـطع اُميد ميکُـنن شَفـات مـيده"

ﻫﯿﭽــــــــﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺑــﯽ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻫـــﺎ ﻋﺎﺩﺗـــــــــ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ
کاردل...

باور کن کار من نیست...
کرده است...
عشق من
دُختـَرے نیسـتـَم کـه هـَرزگـــے کـُنـَم
زنـانگــے وَ مـُـحَـبـَتم را بـا هـَر مــردے تقسـیم نمـے کنم
عـشـقَم تنها خــاص ِ یکـــ نـفر اَســت
غـَرق ِ عـــــشــــــق خواهــم کرد آنکه خاص ِ من باشـد
طــورے کـه بـــے نیاز شـود از عـشق، ســیرابــ شـود از زندگـــے .
..
تا جــان به در بـَرَم، آغوشـَم تنها سـَهم اوسـتــــ





