در این جلسه ابتدا آقای حسین رجب لو در مورد هایکو صحبت
کردند:
بــــركه كهــــن
جهيدن غـــوكــــي
آواي آب
....
ای شکارچی سنجاقک
امروز او
چقدر پرواز کرده بود ؟
....
گرد یک دریاچه
سپیده دم را انتظار می کشند
هم شکارچی و هم مرغابی
...
چترم
را بگیر
هوای
بارانی دلت
مال
من
...
کوهپایه
ی سبز
دختران
کوزه به سر
چشمه
ی دور
هایکو،شعر ژاپنی از آغاز تا امروز، برگردانِ احمد شاملو ع.پاشایی، نشرچشمه
آوای جهیدن غوک در آب، شعرهایژاپنی،ترجمه زویا پیرزاد.
امروزه
اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هايكو ميشناسند. هايكو شعري است 17 هجايي كه در سه
سطر نوشته ميشود. سطر اول و سوم هركدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند. هايكو
نه وزن دارد و نه قافيه و آرايههاي كلامي در آن به ندرت به كار ميرود. هایکو ها
دارای بخشی به نام کیگو هستند به معنی نشانه فصلی. نشانههای فصلی شامل پنج گروه
بهاری، تابستانی، پاییزی، زمستانی است. ماتسوئو باشو (1644 ـ 1694 م) بزرگترين و نامآورترين شاعر هايكوسراي ژاپني
محسوب ميشود که در دهه آخر عمرش بود كه مكتب باشو را در هايكو بنيان نهاد و
شاگردان متعددي تربيت كرد كه از ميان آنها ده شاعر كه به ده شاگرد باشو مشهور شدند
در اشاعه ويژگيهاي شعري او كوشيدند. معروفترین شعر باشو هایکوی برکه ی کهن است که سر آغاز حرکت انقلابی او در فرم
هایکو بود و در تفسیر آن مقاله های متعددی منتشر شده است:
چند نکته برای هایکوسرایی:
از فصل واژه ها(کلماتی که به فصل خاصی از سال ارجاع می دهند)استفاده کنید.
همیشه از زمان حال استفاده کنید و در مورد اینجا و اکنون بنویسید.
تنها از تصاویر عینی استفاده کنید.
از تصاویری استفاده کنید که برانگیزانندهء نوستالژی رمانتیک باشد.(وابی در
فرهنگ ژاپنی)
تضادها را بیابید و در هایکوی خود به تصویر بکشید.
تنها از تصاویر مربوط به طبیعت استفاده کنید.(از اشاره مستقیم به مسایل انسانی
خودداری کنید)
سپس به شعر خوانی پرداختیم.
دفتر مشق دلم گم شد خدا
من چرا از عشق او گشتم
جدا
من که جانم را به جانش داده ام
من که مهرم را به پایش داده ام
من که از آن لحظه ی دیدار او
دفتر مشق دلم شد یاد او
من که تا آخر به روی دفترم
مینوشتم نام او، آن دلبرم
یاد او آرامش جان من است
خواب او هر شب نگهبان من است
این دل از روزی که دفتر را خرید
جان
بداد و در پی مهرش دوید
من به هر برگِ دلِ این دفترم
عطر پر مهر دلم را داده ام
خط به خط در دفترم اشکم چکید
ای دریغ، اشک دلم را او ندید
روی جلد دفترم رنگای ناز
اسم او بعد از خدای بی نیاز
در دلِ هر بــــرگ، از این دفترم
مینوشتم آیه ای از دلبرم
صفحه اول یه عکس از اشک بود
اشک در چشمی که این دل را ربود
صفحه دوم به باران هوا
خیره بودی در سکوتِ
این صدا
صفحه سوم یه عکس از ماه نو
زیر
آن شعری که بود از یاد او
سطر اول را به یادش گفته ام
سطر
دوم را برایش گفته ام
سطر سوم خونم از خودکار ریخت
سطر چهارم قلب من از هم گسیخت
صفحه ها پی در پی از هم میگذشت
مهر او کمتر در این دل می نشست
او ز من یادی نمیکرد و منم
میشدم سرد از هوای این ستم
صفحه بعدی یه نقاشی از او
تا فراموشم شود آن یاد او
صفحه آخر تهی از عکس بود
چون دلم خالی شد از مهرش، چه زود
بعد از آن روزهای خوبِ زندگی
من شدم خالی از آن وابستگی
من شدم تنها در این دنیای درد
تا به آن لحظه که او یادم بکرد
دوری از او این امانم را برید
اشک غم بر گونه های من چکید
حال، او یادم کند در آن دلش
مهر
من را گفته است در نامه اش
او دوباره غنچه ای در من شکفت
بذر عشق را در دلم پنهان نهفت
یاد او بازم کنار من نشست
تلخی دوری از این شادی شکست
حال من گشتم پشیمان ای خدا
کاین چرا از دفترم گشتم جدا
من دوباره دفترم را یافتم
دفتر عشق را از
اول ساختم
دفتر عشقم دوباره باز شد
یاد او در صفحه ها آغاز شد
سید احمد بزرگی
مثنوی : قالب شعری است که هر بیت
آن دارای ردیف و قافیهای جدا باشد. قالب مثنوی مناسبترین قالب برای داستانها و
مطالب طولانی است.
محتوای مثنوی بر چهار نوع است :
الف : حماسی مانند شاهنامهی فردوسی و تاریخی مانند
اسکندرنامهی نظامی گنجهای.
ب : اخلاقی مانند بوستان سعدی و تعلیمی و آموزشی مانند
گلشن راز شیخ محمود شبستری.
پ : عاشقانه مانند خسرو و شیرین نظامی و بزمی مانند ویس و
رامین فخرالدین اسعد گرگانی.
ت : عارفانه مانند مثنوی معنوی مولوی و
حدیقه الحقیقه سنایی و منطق الطیر عطار نیشابوری.