I hate this hospital and it's personnel . They

 chanded my room , in the hot and humid  summer

days and gave me another room that has no air

.conditioner

 !my miserable patients

Can they tolerate to stay in soundproof chamber 

without any air conditioner ?                                             

     soundproof chamber  soundproof chamber used for audiometryused for audiometry

  nous savons tous que notre pays , Iran , n'est pas bon lieu pour habiter  à

mais nous devons vivre ici car migration est très coûteuse

هیستامین

به یک موضوع جالب برخوردم 

خب در پزشکی  ،برای هر بیماری داروهای خاصی تجویز میشه . تو کتابهای پزشکی اسم این داروها هست . مثلا شما تو کتاب میخونی : بیماری منییر . و بعد همونجا توضیح داده که این داروها رو برای درمانش استفاده میکنن

اون خانمی که تو پست قبلی بیمارم بود ، مشکوک بود به بیماری منییر

پزشک عمومی بهش داروی سیناریزین داده بود و

پزشک متخصص گوش و حلق و بینی دارو رو به داروی بتاسرک تغییر دادهبود

 

داشتم تو اینترنت در مورد عملکرد این دو تا دارو تحقیق می کردم و به این رسیدم : 

داروی سیناریزین از دسته داروهای آنتی هیستامین است که برای درمان سرگیجه ، بیماری ناشی از حرکت ، وزوز گوش ، بیماری منییر و حالت تهوع در کودکان بالای 5 سال و بزرگسالان استفاده میشود .

 

بتاهیستین ( بتاسرک ) که از نظر برخی تاثیرات شبه هیستامینطبیعی است ، در دهه 1970 به عنوان درمان بیماری منییر عرضه شد . مصرف منظم بتاهیستین از دفعات و شدت استفراغ و سرگیجه می کاهد .

 

 

توضیح بدم که : آنتی هیستامین یعنی دارویی که اثر هیستامین رو کم می کنه . یعنی ضد هیستامین

و دارویی که شبه هیستامین هست یعنی خوردنش میزان هیستامین رو در بدن زیاد میکنه

 

چه جوری میشه یک بیماری رو با دو تا دارو که عملکرد شون مخالف هم هست درمان کرد؟؟

استرس

یکی از بیمارهام امروز یک خانم 45 ساله بود . بیمار خیلی خوبی بود ، هر سوالی ازش می پرسیدم درست و دقیق و کامل بهم جواب میداد

گفت دو ساله که بصورت دوره ای سرگیجه های شدیدی میگیره 

پزشکش مشکوک شده بود به بیماری منییر و دارو داده بود و البته پس از مصرف دارو ، شدت سرگیجه هاش خیلی کم شده بود

ظاهرا منییر داشت

بعد خودش گفت : من فشار خون بالا هم دارم . روزی یک قرص فشار میخورم

پرسیدم : از چه زمانی متوجه شدید که فشار بالا هستید و چه مدته که داروی فشار خون میخورید ؟

گفت: از همون دو سال پیش

ازش آزمایش شنوایی گرفتم ؛ شنوایی خوبی داشت . در حالی که در بیماری منییر کلاسیک معمولا بیمار افت شنوایی هم داره

 

کمی با هم صحبت کردیم . براش به طور ساده توضیح دادم که در بیماری منییر فشار مایع درون گوش زیاد میشه ، و بالا رفتن فشار خونش میتونه باعث بدتر شدن بیماری اش بشه

خودش کمی به فکر رفت و بعد گفت :

درسته ، از زمانی که داروی فشار اثر کرد و دیگه با دارو فشار خونم ثابت موند  سرگیجه هام خیلی کم شد ، به حدی که دیگه برای سرگیجه دارو نمی خورم

البته این خانم یه مشکل بزرگ و مهم داشت : اگه داروی فشار رو حتی یک روز نمی خورد ، فشار خونش بالا میرفت . در ضمن برام توضیح داد که خیلی دچار استرس میشه و در شرایطی که استرس داره فشار خونش حتی به 17 هم میرسه

 

من البته پزشک نیستم ولی فکر میکنم در یه همچین بیماری شاید درمان استرس و وضعیت روحی بیمار بتونه مشکل فشار خون و سرگیجه اش رو خیلی کم کنه

شانس آوردین که دکتر نشدم  

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به بیمار میگم : با یک متخصص داخلی در مورد داروی فشار خون مشورت کنید ( تحت نظر پزشک عمومی بود )

میگه : داخلی ؟؟؟ نه ، پیش داخلی نمیرم

یه بار رفتم پیش یه دکتر داخلی - خیلی هم معروف بود - مطبش هم بالای شهر بود - کلی هم پول ویزیت دادم . داشتم با دکتر حرف میزدم ، از جاش پا شد رفت کنار پنجره یه نگاهی به بیرون انداخت و وسط حرف من گفت : داره شب میشه !

مکالمه شیرین

یه پیرمرد روستایی رو از یه روستای خیلی دور آورده بودن برای آزمایش شنوایی . ناشنوای مادرزاد بود

حرف زدنش در حد : اده ، بده ، دده   

پیش از آزمایش شروع کرد با همون زبان خودش با من حرف بزنه !! بهم گفت که همیشه گوشهاش نمی شنیده و از بچگی ناشنوا بوده ( البته کاملا مطمعن نیستما ! فکر کنم اینا رو گفت )

ازش آزمایش شنوایی گرفتم ؛ کلا چیزی نمی شنید

با خانمش و پسرش اومده بود . البته اونا شنوایی سالم داشتن

کارشون تموم شد و رفتن

 

نیم ساعت بعد ، دوباره این پیرمرده رو آوردن اتاقم 

خانمش گفت :

خانم دکتر ، دکتر گوش ( متخصص گوش و گلو و بینی ) رفته و ما باید هفته آینده دوباره بیایم بیمارستان . مشکل اینه که شوهرم دیگه اینهمه راه رو نمی یاد چون زانوش درد میکنه

میشه شما بهش بگی که حتما باید هفته آینده هم بیاد بیمارستان ؟؟

 

 

منم گفتم !! گفتگوی بسیار دلچسبی هم بود !!

کلی بالا و پایین پریدم و از همه نوع اشاره هم استفاده کردم 

 

فکر کنم آخرش منظورم رو فهمید

البته فکر می کنم !!

کنگره پانزدهم

حالا کار ندارم که هتل المپیک خیلی دور بود و بد مسیر. مخصوصا موقع برگشت به سختی ماشین گیرمون میومد ،

ولی

دست آشپز درد نکنه ؛ کیفیت غذا و پذیرایی خیلی خوب بود  . 

                         

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دیگه عکس نمیگذارم  . دنبال عکس کباب گشتم ، الان به شدت گرسنه هستم !!

کباب میخوام

همین الان !!!

امتیاز

این امتیاز جمع کردن هم شده دردسر

دقیق نمیدونم ، ولی فکرکنم باید سالی 75 امتیاز کسب ( جمع !) کنیم

یعنی باید بریم تو این کنگره ها و برنامه های آموزشی شرکت کنیم ، یه پولی هم بدیم تا بهمون امتیاز بدن

فعلا امتیاز شده بحث روز .

دو روز پیش ، داشتم بیمارم رو ویزیت می کردم ، اس اومد . دوستم بود ، از اراک برام نوشته : من 32 امتیاز دارم . تو چند تا ؟

منم جواب دادم : 36 تا !

برام نوشت : خوبه ، از من جلوتری !!

سال نو

سال نو مبارک . امیدوارم سال شادی پیش رو داشته باشید

تا الان خوش گذشت ؟

    ----------------------------------------------

بنده به سرم زد که به مناسبت سال نو ، برای پذیرایی از مهمونها ، خودم بیسکوییت درست کنم

بیسکوییت بادامی - با بادام درختی

 

جای شما خالی ؛ خوشمزه شد .. 

ولی خیییییلی سخته که آدم نتونه به بیسکوییت هایی که خودش درست کرده ، ناخنک بزنه  - آخه میترسم برای پذیرایی از مهمون ها کم بیاد .

درست کردنش خیلی وقتمو گرفت . حوصله ندارم دوباره درست کنم !

     

استثنا

امروز عصر رفته بودم بیرون . موقع برگشت به سرم زد که پیاده برگردم خونه .  همینجور که تو خیابون میومدم دیدم یه جا شلوغه

جماعت جمع شده بودن . یکی هم رفته بود بالای منبر و ....... به قول بچه های ناشنوا : حرف ، حرف ، حرف ( لطفا با زبان اشاره بخونین ! )

من داشتم از این طرف خیابون رد میشدم

یارو گفت : آقای مهندس .... مثل بقیه کاندیدا ها نیستن که حرف الکی بزنن و سر قولشون نمونن

من داشتم به آدمهای دور و برم نگاه میکردم

همه داشتن تو حال خودشون پوزخند میزدن !!

-------------------------------------------------------------

پی یازیپ : 

یولداش جان ، پیشاپیش پلاکاردی چون ، چوخ تشکر الییرم !

 منیم دا تیپ ایم پیس دیر  ، آما ......

بیر کیلو شیرنی یا چوخ تر ایستیرم !

( امیدوارم اشتباه ننوشته باشم  . تقصیر ندارم ، دیگه کسی نیست که بهم کمک کنه ترکی رو تمرین کنم )

گرید یک

بیمارستان قراضه مون گرید یک گرفته .

حالا چه جوری ؟ . . . . . ؟؟ احتمالا اون کسایی که برای بررسی وضعیت بیمارستان اومدن ، کور بودن  کمبود سرویس بهداشتی در بیمارستان ، فضای کوچیک و نا مناسب درمانگاه و کیفیت افتضاح غذا و ...... رو ندیدن

شایدم از ما خوششون اومد ، دلشون خواست بهمون گرید یک بدن

 

از در و دیوار بیمارستان پوستر های بزرگی آویزون کردن ، که مثلا ما ها ( پرسنل ) داریم به رییس مون ارتقا بیمارستان رو تبریک میگیم و جالبه که در هرکدوم از این پوستر ها عکس رییس بیمارستان مون هم چاپ شده ،بزرررررگ . هرکدوم  هم با یک فیگور متفاوت !

امروز تو آیینه یه نگاه عمیییق به خودم کردم . . . . تیپم خوبه  

میتونم رییس بشم !

شاید منم یه روز رییس بیمارستان بشم . البته یه بیمارستان خوب

-------------------------------------------------

کشوری که بیمارستان گرید یک اش این باشه .......

دیگه از دروغ داره حالم به هم میخوره